پرش به محتوا

خنده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Image
هارولد لوید در حال خندیدن

خنده، واکنش صدادار به احساس خوشحالی، قلقلک یا در مواقع ناراحتی است که به آن خنده تلخ می‌گویند. عوامل متعددی نظیر شنیدن یک لطیفه یا مورد قلقلک قرار گرفتن می‌تواند باعث پیدایش خنده شود. خنده در رفتار انسان و بعضی از حیوانات دیده می‌شود. خنده جزئی از رفتار انسانی است که به وسیله مغز برای تنظیم احساسات تولید شده؛ و در دید روان‌شناسی، نشانه‌ای برای برقرار کردن رابطه‌ای مثبت با دیگران است.[۱] خنده می‌تواند دارای گیرایش باشد و خنده یک نفر باعث پیدایش خنده در دیگر انسانها شود. این می‌تواند دلیل محبوبیت استفاده از صدای خنده در نمایش‌های کمدی را توضیح دهد.[۲][۳]

خنده از انقباض حنجره به وسیله اپیگلوت ایجاد می‌شود. مطالعه خنده و اثرات آن بر بدن را خنده‌شناسی می‌گویند.[۴][۵][۶][۷]

نقش خنده در سلامت جسمانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

محققان می‌گویند: افراد خندان به دلیل ترشح نوعی ماده شیمیایی در حال خنده، کسانی هستند که درد کمتری احساس می‌کنند.[۸]

خنده مصنوعی و حالات چهره

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
Image
پسر خندان - فرانس هالس

پیش از همه این داروین بود که متوجه شد اگر از بروز نشانه‌های یک هیجان مثلاً حالت بغض و غم جلوگیری کنیم احساس غم و اندوه کمتری خواهیم داشت.[۹] روان‌شناس مشهور قرن نوزدهم «ویلیام جیمز» که پدر علم روان‌شناسی نامیده می‌شود به یک نظر افراطی رسید و عنوان کرد که: «اگر یک نفر هیجانی را با صورتش بروز ندهد، اصلاً حسش نخواهد کرد». در حال حاضر به ندرت روان‌شناسی را می‌توان یافت که با ایده ویلیام جیمز موافق باشد، اما شواهد چشم‌گیر جدیدی وجود دارد که به شکل‌های دیگر بخشی از نظرات وی را تأیید می‌کند، مبنی بر اینکه احساسات تنها به مغز مربوط نیستند، بلکه به‌عنوان‌مثال حالت‌های چهره نیز نقش قابل‌توجهی در شکل‌گیری و تقویت هیجان‌ها ایفا می‌کنند.[۱۰]

روان‌شناسان دانشگاه کاردیف در ولز دریافتند افرادی که توانایی اخم کردنشان به‌وسیلهٔ تزریق «بوتاکس» تحلیل رفته بود به‌صورت میانگین «شادتر» از افرادی هستند که قدرت اخم کردن شان مختل نشده‌است. پژوهش‌های بعدی نشان داد ناتوانی در بروزِ یک هیجان نه تنها از تأثیر روحی و درونی آن می‌کاهد بلکه توانایی تشخیص آن را نیز پایین می‌آورد. افرادی که با بوتاکس توانایی اخم کردن را از دست داده بودند جمله‌های مربوط به «ناراحتی» و «غم» را کُندتر و سخت‌تر می‌خواندند یا به عبارتی تأثیر احساسی کلمات غمگین را کمتر حس می‌کردند.[۱۱]

هیجان‌انگیزترین پژوهش در این رابطه مربوط به پژوهشگران دانشگاه مانهایم آلمان است که حتی شرکت کنندگان در آن انگیزهٔ اصلی پژوهش‌گران را نمی‌دانستند. به شرکت‌کننده‌ها گفته‌شده بود شما در پژوهشی شرکت می‌کنید که قرار است میزانِ دشواریِ انجام کارها بدون استفاده از «دست» را بسنجد. سه گروه شرکت‌کننده می‌بایست «مدادی» را به یکی از دو حالت زیر در طول آزمایش با دهانشان نگه می‌داشتند.[۱۲][۱۳] به گروه نخست گفته شد مدادها را با لب خود نگه دارند که ناخواسته موجب می‌شد چهره‌شان حالت اخم و ناراحتی به خود بگیرد. گروه دوم باید مداد را با دندان نگه می‌داشت (برای این عمل Risorius یا عضلهٔ خنده به گوشه‌ها جمع می‌شود) که ناخواسته حالت چهرهٔ خندان را ایجاد می‌کند و گروه سوم که گروه کنترل بود باید مداد را با دستی نگه می‌داشت که کار کمتری از آن می‌کشید. هر سه گروه پرسش‌های پرسش‌نامه و همین‌طور میزان دشواری این عمل را نمره می‌دادند. آخرین تکلیف برای این شرکت‌کننده‌ها (که در واقع هدف اصلی پژوهش بود) نمره دادن به «میزانِ خنده‌دار بودنِ» یک کارتون کوتاه بود آن هم وقتی که که مداد را با دهان یا دندان نگه داشته بودند و طبیعتاْ چهره‌شان ناخواسته حالت غم یا شادی به خود گرفته بود. همان‌طور که انتظار می‌رفت گروهی که مداد را با دندان نگه‌داشته بود (گروه خندان) کارتون را بسیار خنده‌دارتر ارزیابی کرده بود، بدون آن‌که شرکت‌کننده‌ها کوچک‌ترین سرنخی از واقعیت ماجرا داشته باشند.[۱۴] چیزی که این یافته‌ها پیشنهاد می‌دهد این است که خندهٔ مصنوعی می‌تواند باعث شادی شود و حالت‌های صورت حتی اگر واقعاً منظور خاصی پشت شان نباشد می‌توانند به‌صورت معناداری خلق و خو و احساسات ما را تحت تأثیر قرار دهند.[۱۵][۱۶][۱۷]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. ↑ Camazine, Deneubourg, Franks, Sneyd, Theraulaz, Bonabeau, Self-Organization in Biological Systems, Princeton University Press, 2003. شابک ‎۰−۶۹۱−۱۱۶۲۴−۵ – ضشابک ‎۰−۶۹۱−۰۱۲۱۱−۳ (pbk.) p. 18.
  2. ↑ Shultz, T. R.; Horibe, F. (1974). "Development of the appreciation of verbal jokes". Developmental Psychology. 10: 13–20. doi:10.1037/h0035549.
  3. ↑ Stearns, Frederic Rudolph (1972). Laughing: Physiology, Pathology, Psychology, Pathopsychology and Development. Springfield, Ill., Thomas. pp. 59–65. ISBN 978-0-398-02420-8.
  4. ↑ Camazine, Deneubourg, Franks, Sneyd, Theraulaz, Bonabeau, Self-Organization in Biological Systems, Princeton University Press, 2003. شابک ‎۰−۶۹۱−۱۱۶۲۴−۵ – شابک ‎۰−۶۹۱−۰۱۲۱۱−۳ (pbk.) p. 18.
  5. ↑ Blumer, Herbert (1998) [1969]. "Society as Symbolic Interaction". Symbolic Interactionism: Perspective and Method. Berkeley and Los Angeles, CA: University of California Press. p. 84. ISBN 978-0-520-05676-3. group action is the collective action of such individuals ['who fit their respective lines of action to one another through the process of interpretation']...the individuals composing...the group become 'carriers,' or media for the expression of such forces; and the interpretative behavior by means of which people form their actions is merely a coerced link in the play of such forces.
  6. ↑ Durkheim, Émile (1979) [1951]. "Imitation". Suicide: A Study in Sociology [Étude de sociologie]. Translated by Spaulding, John A.; Simpson, George. New York, NY: THE FREE PRESS. pp. 125, 129. ISBN 978-0-684-83632-4. Thus we yawn, laugh, weep, because we see someone yawn, laugh or weep...The name of imitation must then be reserved solely for such facts if it is to have clear meaning, and we shall say: Imitation exists when the immediate antecedent of an act is the representation of a like act, previously performed by someone else; with no explicit or implicit mental operation which bears upon the intrinsic nature of the act reproduced intervening between representation and execution.
  7. ↑ Bergson, Henri (26 July 2009) [1900]. "The Comic in General—The Comic Element in Forms and Movements—Expansive Force of the Comic". Laughter: an Essay on the Meaning of the Comic. Translated by Brereton L. ES L., M.A., Cloudesley; Rothwell B.A., Fred. Project Gutenberg. Laughter appears to stand in need of an echo, Listen to it carefully: it is not an articulate, clear, well-defined sound; it is something which would fain be prolonged by reverberating from one to another, something beginning with a crash, to continue in successive rumblings, like thunder in a mountain. Still, this reverberation cannot go on for ever. It can travel within as wide a circle as you please: the circle remains, none the less, a closed one.
  8. ↑ گوش، پالاب (۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱). «خنده بر هر درد بی درمان دواست». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. ↑ Ludusan, Bogdan, Marin Schröer, Petra Wagner (2024). "An acoustic-prosodic analysis of laughter types". Proceedings, Speech Prosody: 602–606. doi:10.21437/SpeechProsody.2024-122.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  10. ↑ "Facial feedback hypothesis". Wikipedia (in English). 2026-07-29.
  11. ↑ «Smile Your Way Out of Stress? | Psychology Today». www.psychologytoday.com (به انگلیسی آمریکا). دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۸-۱۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ "Humor helps your heart? How?". www.heart.org (in English). Retrieved 2019-03-30.
  13. ↑ Kimata, H. (2001-02-14). "EFfect of humor on allergen-induced wheal reactions". JAMA. 285 (6): 738. doi:10.1001/jama.285.6.738. ISSN 0098-7484. PMID 11176910.
  14. ↑ Lateiner, Donald (1977). "No Laughing Matter: A Literary Tactic in Herodotus". Transactions of the American Philological Association (1974-). 107: 173–182. doi:10.2307/284034. ISSN 0360-5949.
  15. ↑ Wenner, Melinda (2009-09-01). "Smile! It Could Make You Happier". Scientific American (in English).
  16. ↑ Laughter (2026-02-25). "فیلر خط خنده" (in English).
  17. ↑ Morishima, T (2019-06-27). "Effects of laughter therapy on quality of life in patients with cancer: An open-label, randomized controlled trial". PLOS ONE. 14 (6) e0219065. Public Library of Science. Bibcode:2019PLoSO..1419065M. doi:10.1371/journal.pone.0219065. PMC 6597115. PMID 31247017.