تاجگذاری
این مقاله را میتوان با ترجمهٔ متن از مقالهٔ متناظر در انگلیسی گسترش داد. برای مشاهدهٔ دستورالعملهای مهم ترجمه روی [گسترش] کلیک کنید.
|
تاجگُذاری مراسمی است که در آن یک فرمانروا با بر سر گذاشتن تاج یا نیمتاج سلطنت یا انجام سایر رسومات به شکل نمادین، رسمیت پادشاهی خود را اعلام میکند. در بیشتر تاجگذاریها نمایندگان مذاهب اصلی کشور و بلندپایگان کشوری و لشکری و همچنین فرستادگان قدرتهای خارجی حضور داشتهاند.

فلسفه پیدایش
[ویرایش | اشتراکگذاری]بنا بر مستندات تاریخی، منابع اسطورهای و گفتهها و باورهای شفاهی، بر تخت نشستن، تاجگذاری و سلسله مراتب آن برگرفته از سنتهای کهن خاورمیانه و ایرانیان نخستین میباشد. ایرانیان معتقد به پیکار دائم نیروهای خیر و شر بودند، اهریمن و دیوان خواهان برچیدن نظم ساکن بر کیهان اشه و ایجاد هرج و مرج در خلقت پروردگار بودند. در اینجا بود که انسان به عنوان دارنده جوهر خدایی به عنوان نماینده و جانشین او در زمین به مبارزه با نیروهای شر میپرداخت. پادشاه در اینجا مهمترین نقش را داشت و نمادی جزوی از کل بود. او به عنوان تجلی از فر ایزدی و دادن رسمیت به آغاز حرکتش تاجگذاری میکرد. تاج نمادی از خورشید (مظهر خدا) و تجلی از نور الهی بود و جنبهای عارفانه، نمادین و سیاسی داشت. به همین علت اغلب این تاج به دست موبد موبدان و پارساترین افراد که نمایندگان مذهبی بودند بر سر پادشاه گذارده میشد و گاهی نیز در مستندات از به تخت نشستن صحبت شده که نمادی از همان عرش خداوندی (استقرار خدا در آسمان) اما در زمین است. فردوسی به خوبی این سلسله مراتب را در شاهنامه بیان کرده است؛ چنانکه از شاهنامه بر میآید، یکی از سنتهای بسیار دیرین در ایران این بوده است که چون به پادشاهی میرسیدند بر تخت مینشستند و تاجگذاری میکردند. این رسم که تا امروز با تفاوتهایی کم و بیش رواج دارد بدینگونه است که پادشاه هنگام به تختنشینی یا تاجگذاری، نخست خداوند را سپاسگزاری میکند و آنگاه برنامه کار خویش را همراه با پندها به بزرگان و سران کشور و لشکر که در پیشگاه هستند میگوید و چون سخنان شاه پایان مییابد برخی از نامداران گاهی به او پاسخ میدهند و آنگاه بر وی آفرین میخوانند و بر تاج و تختش زر و گوهر میافشانند و از پروردگار میخواستند که سالیان دراز او را برای کشور زنده نگه دارد.
آئین شاهان پیشین دربارهٔ تاجگذاری از روی گفته شاهنامه چنین بوده است که موبد موبدان با سه تن از مردمان بینادل و خردمند تاجوتخت زرین را میآراستند تا هنگام به تخت نشستن شاه همه چیز فراهم باشد و چون شاه بر گاه مینشست موبد تاج زر را بر سر شاه مینهاد و دو رخ را به شادی بَر برِ شاه میمالید و سپس هرکس که نثار نزد پادشاه میبرد. پادشاه آن را به خواهندگان میبخشید و به سپاهیان خود درم و دنار میداد.
تاجگذاری وارث بلافصل
[ویرایش | اشتراکگذاری]
رسم تاجگذاری در غرب نیز برگرفته از امپراتوری خاورمیانه سرچشمه میگیرد. بسیاری از امپراتورها تصمیم گرفتند که به مانند رسم پارسیان و مردمان بینالنهرین فرزندان خود را به عنوان وارث انتخاب کنند که البته تغییراتی را نیز در آن اعمال داشتند، چنین بود که به جای اینکه آنها را به عنوان «سزار» (وارث مقدر) بگذارند، مستقیماً به «آگوستوس» (امپراتور) ارتقا دهند. این امپراتورهای مشترک از قدرت واقعی استفاده نمیکردند و اغلب از شمارش امپراتورها حذف میشوند، زیرا تاجگذاری آنها فقط برای حل و فصل جانشینی عمل میکرد. نخستین تاجگذاری شناخته شده یک امپراتور در سال ۳۶۷ اتفاق افتاد، زمانی که والنتینیان یکم پسر ۸ ساله خود گراتیان را تاجگذاری کرد.[۱] پس از سلطنت لئون یکم، وارثان ظاهری -هم فرمانروایان اسمی با عنوان آگوستوس و بعدها باسیلیوس) توسط پاتریارک قسطنطنیه تاجگذاری کردند، مانند پسر ۶ ساله او لئون دوم در سال ۴۷۳.[۲]
در طول قرون وسطی، فرمانروایان فرانسه از دودمان کاپت تصمیم گرفتند که برای اجتناب از اختلافات جانشینی، وارث بلافصل خود را در طول زندگی خود تاجگذاری کنند.[۳][۴] این روش بعدها توسط پادشاهان انگلستان از آنژوین، پادشاهان مجارستان و سایر پادشاهان اروپایی پذیرفته شد. از لحظه تاجگذاری، وارثان به عنوان پادشاهان کهتر (به لاتین: rex junior) در نظر گرفته میشدند، اما آنها قدرت کمی داشتند و از نظر تاریخی در صورت فوت پدران خود در شمارش پادشاهان قرار نمیگرفتند. اشراف این رسم را دوست نداشتند، زیرا شانس آنها را برای بهرهمندی از اختلاف احتمالی جانشینی کاهش میداد.[۵]
آخرین وارث مقدر تاجوتخت فرانسه که در زمان حیات پدرش تاجگذاری کرد، فیلیپ دوم آینده بود. تنها وارث تاجگذاری آشکار تاجوتخت انگلستان هنری پادشاه جوان بود که ابتدا به تنهایی و سپس با همسرش، مارگارت فرانسوی تاجگذاری کرد. شایان ذکر است که استیون، پادشاه انگلستان در زمان حیات خود تلاش کرد تا پسرش یوستاس چهارم بولونی را تاجگذاری کند، اما با مخالفت جدی پاپ مواجه شد، زیرا کلیسا نمیخواست مداخلهگر در اختلافات داخلی انگلستان پس از مرگ هنری یکم باشد.[۶] این رویه در نهایت توسط همه پادشاهیهایی که آن را پذیرفته بودند، کنار گذاشتند، زیرا قواعد اولیه گرایی قویتر شد. آخرین تاجگذاری یک وارث ظاهری، به استثنای تاجگذاری چارلز، شاهزاده ولز در سال ۱۹۶۹، تاجگذاری امپراتور آینده فردیناند یکم، امپراتور اتریش-مجارستان پادشاه مجارستان در سال ۱۸۳۰ به عنوان پادشاه جوان بود.[۷]
نگارخانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]- تاجگذاری پپن کهتر
- تاجگذاری ریچارد یکم انگلستان
- تاجگذاری پاپ سلستین پنجم.
- تاجگذاری ژان دوم کازیمیر واسا
- تدهین تزار نیکلای دوم در زمان تاجگذاری وی در سال ۱۸۹۶م.
- مراسم تاجگذاری شاه سلیمان در یکم فروردین سال ۱۶۶۶ میلادی در اصفهان
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Coronation». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۰۰۸-۰۷-۲۲.
- ↑ Brightman, F. E. (April 1901). "Byzantine Imperial Coronations". The Journal of Theological Studies. 2 (7): 359–392. doi:10.1093/jts/os-II.7.359. JSTOR 23949289.
- ↑ Boak, A. E. R. (1919). "Imperial Coronation Ceremonies of the Fifth and Sixth Centuries". Harvard Studies in Classical Philology. 30: 37–47. doi:10.2307/310612. JSTOR 310612.
- ↑ Bartlett, Robert (2003). England Under the Norman and Angevin Kings, 1075–1225. USA: Oxford University Press. ISBN 0-19-925101-0.
- ↑ Staunton, Michael (2001). The Lives of Thomas Becket. Manchester University Press. ISBN 0-7190-5455-9. Retrieved 23 June 2009.
- ↑ Sedlar, Jean W. (1994). East Central Europe in the Middle Ages, 1000–1500. USA: University of Washington Press. ISBN 0-295-97290-4.
- ↑ King, Edmund (2010). King Stephen. New Haven and London: Yale University Press. pp. 369–371.
- ↑ Taylor, Alan John Percivale (1976). The Habsburg Monarchy, 1809–1918 (Paperback ed.). USA: University of Chicago Press. ISBN 0-226-79145-9. Archived from the original on 12 سپتامبر 2009. Retrieved 23 June 2009.