دوکنشین ناپل
دوکنشین ناپل | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۶۶۱–۱۱۳۷ | |||||||||
نقشه جنوب ایتالیا، نشان دهنده دوکنشین ناپل، حدود سال ۱۱۱۲ | |||||||||
| وضعیت | دوکنشین | ||||||||
| پایتخت | ناپل | ||||||||
| زبان(های) رایج | لاتین زبان یونانی میانه | ||||||||
| دوک ناپل | |||||||||
• ۶۶۱–۶۶۶ | باسیل ناپل (نخستین) | ||||||||
• ۱۱۲۳–۱۱۳۷ | سرگیوس هفتم ناپل (آخرین) | ||||||||
| دوره تاریخی | قرون وسطی | ||||||||
• بنیانگذاری | ۶۶۱ | ||||||||
• سرگیوس اول ناپل دوکنشین را موروثی کرد | ۸۵۰ | ||||||||
| ۱۱۳۷ | |||||||||
| |||||||||
| امروز بخشی از | ایتالیا | ||||||||
دوکنشین ناپل (انگلیسی: Duchy of Naples) این دوکنشین در قرن هفتم به عنوان یک استان بیزانسی تشکیل شد که تقریباً معادل استان فعلی ناپل بود و لمباردها در طول حمله خود به ایتالیا در قرن ششم آن را فتح نکرده بودند.
این دوکنشین توسط یک فرمانده نظامی (دوکس) اداره میشد و به سرعت به یک دولت مستقل دوفاکتو تبدیل شد و بیش از پنج قرن در طول قرون وسطی اولیه و میانی دوام آورد. ناپل همچنان یک شهر بزرگ مهم در ایتالیای امروزی است.
تاریخچه
[ویرایش]پاتریسیتهای ناپلی در دوران دوکها توسط خانوادههای به اصطلاح «بزرگ» نمایندگی میشدند که در کرسیهای شهر قرون وسطایی ثبت شده بودند: در میان آنها، خانوادههای کاپچه، فراریو، ملوسو، پیسچیچلی، پاپانسوگنا، بوچیا، جنارو، روسو و مورفیسا شایسته ذکر هستند که همگی از قرن دهم به بعد نقش کلیدی در زندگی مدنی شهر ایفا کردند.
تاریخ تولد دوکنشین ناپل نامشخص است. اگرچه درست است که ناپل از زمان جنگ گوتیک یک دوک (دوک) داشت (اولین نفر کونونه بود که توسط بلیساریوس منصوب شد)، به همان اندازه درست است که در ابتدا، او هیچ قدرت مدنی نداشت، بلکه فقط قدرت نظامی داشت (بالاترین مقام مدنی، یودکس، به عنوان مثال، اسکولاستیکوس بود که توسط پاپ گرگوری اول ذکر شده است).
بهطور خاص، پاپ گرگوری، پس از درخواست ناموفق از اکسارخ رومانوس برای اعزام یک دوک، شخصاً تریبون کنستانتیوس را به عنوان فرمانده پادگان شهر منصوب کرد. در طول محاصره ناپل در سال ۵۹۲ توسط آرخیس اول بنونتو و آریولف، کنستانتیوس موفق به دفاع از شهر شد.
تشکیل دوکنشین یک فرایند تدریجی بود که منجر به اهمیت روزافزون دوکنشین شد، که سرانجام در سال ۶۳۸ به بالاترین مقام مدنی و نظامی تبدیل شد. پاپ هونوریوس اول در نامهای به ماگیستر میلیتوم آناتولیوس، احتمالاً دوکنشین ناپل، دستور داد تا سربازی از کاستروم سالرنو را که به جرم قتل برادرش مجرم شناخته شده بود، به استان ایودکس تحویل دهد.
از سال ۶۳۸ به بعد، قدرتهای مدنی و نظامی در یک دوک (دوکس) متمرکز شدند که توسط امپراتور منصوب میشد و ابتدا تابع اکسارخ راونا و پس از پایان دوره اکسارخ، تابع استراتگوس سیسیل بود.
در سال ۶۶۱، با کاهش تهدید لومبارد، کنستانس دوم، باسیل، یک مقام محلی، را به عنوان دوک منصوب کرد: این اولین گام به سوی تشکیل دولتی مستقل از بیزانس بود. در سال ۷۶۳، دوک استفان دوم ناپل سکههای محلی ضرب کرد که تصویر قدیس حامی او و مونوگرام خودش را داشتند. به گفته برخی از مورخان، استقلال این دوکنشین به این زمان برمیگردد، اگرچه همچنان، حداقل بهطور اسمی، بخشی از امپراتوری بیزانس بود. در سال ۸۱۸، پس از مرگ دوک آنتیموس، ناپل برای مدت کوتاهی تحت کنترل مستقیم بیزانس بازگشت، که مقامات خود تئوکتیستوس و پروتوسپاتاریوس تئودور را برای اداره شهر فرستاد. در سال ۸۲۱، با استفان سوم، مقام دوکنشین به طبقه حاکم محلی بازگشت. سلسله عرب در سال ۸۳۱ در پالرمو تأسیس شد، اما در ناپل سیاست طرفداری از مسلمانان آشکار بود، با این هدف که دوکنشین بیشتر مدیترانهای باشد تا قارهای.
گام مهم دیگری به سوی خودمختاری کامل در سال ۸۴۰ برداشته شد، زمانی که دوک سرگیوس اول ناپل، منصب دوکنشینی را موروثی اعلام کرد.
دوکنشین ناپل، از بدو تأسیس و در طول حیات خود، درگیر مجموعهای از جنگهای مداوم و تقریباً بیوقفه، عمدتاً دفاعی، در برابر فشار همسایگان متعدد و قدرتمند خود بود. این جنگها شامل، در درجه اول، امیرنشینهای لومبارد بنونتو، سالرنو و کاپوا، دزدان دریایی ساراسن، امپراتوران بیزانس، پاپها و در نهایت، نورمنها بودند که سرانجام در سال ۱۱۳۷ آن را فتح کردند و به تاریخ آن پایان دادند.
در سال ۸۳۶، ناپلیها مجبور شدند با ساراسنها متحد شوند تا در برابر محاصره دیگری توسط شاهزادگان بنونتو (پنجمین محاصره در بیست سال) مقاومت کنند.
اتحادی که منجر به تشکیل اتحادیه کامپانیا شد، به رهبری پاپ لئو چهارم برای دفاع از رم، از اهمیت ویژهای برخوردار بود. این اولین اتحاد تاریخی کشورهای ایتالیایی بود که از نظر نظامی علیه یک تهدید خارجی متحد شده بودند و حدود سه قرن پیش از اتحادیه لومبارد که بیشتر مورد توجه قرار گرفته بود، تشکیل شدند. در تابستان ۸۴۹، اتحادیه کامپانیا در مرکز نبرد اوستیا قرار داشت که توسط رافائل در یک نقاشی دیواری معروف در اتاقهای واتیکان جاودانه شد. ناوگانی متشکل از کشتیهایی از دوکنشینهای آمالفی، گائتا، ناپل و سورنتو، به رهبری کنسول چساریو ناپل، ساراسنهایی را که با هدف حمله و نابودی رم و دستگاه پاپی، آماده پیاده شدن در اوستیا بودند، شکست دادند.
در قرن دهم، آنها همچنین مجبور بودند از خود در برابر نقشههای امپراتور اتو دوم ساکسونی دفاع کنند.
در سال ۱۰۲۷، دوک سرگیوس چهارم ناپل، شهرستان آورسا را به گروه مزدوران نورمن رانولف درنگوت، که در جنگ دیگری علیه شاهزادهنشین کاپوا از او حمایت کرده بودند، اهدا کرد. نورمنها از پایگاه خود در آورسا، ظرف یک قرن، تمام جنوب ایتالیا را تحت سلطه خود درآوردند و پادشاهی سیسیل را تأسیس کردند. با این حال، دوکنشین ناپل آخرین سرزمینی بود که با تسلیم دوک سرگیوس هفتم ناپل در سال ۱۱۳۷ به دست نورمنها افتاد.
قلمرو
[ویرایش]در قرن هفتم، دوکنشین علاوه بر ناپل، مناطقی را که لمباردها نتوانسته بودند فتح کنند، شامل میشد. این دوکنشین تا منطقه شهر بزرگ فعلی ناپل، از جمله منطقه وزوو، شبه جزیره سورنتو و جزیره کاپری، منطقه فلگرا و جزایر ایسکیا و پروچیدا، افراگولا، سرزمینهای پومیلیانو دارکو، کایوانو، سانت آنتیمو، جیولیانو، منطقه نولا و همچنین مناطقی از استان فعلی کازرتا گسترش یافت. در سال ۸۶۶، جزیره کاپری پس از پیمانی به دوکنشین آمالفی اهدا شد. جمعیت پایتخت، ناپل، در آن زمان بین سی هزار تا سی و پنج هزار نفر در نوسان بود. کاخ دوکنشین در منطقه باستانی نیل، بین تپه مونترونه فعلی و اسپاکاناپولی واقع شده بود. این مجموعه با حیاطها، ایوانها و باغها مشخص میشد.
اولین دوکنشین محلی
[ویرایش]در سال ۶۶۱، ناپل از امپراتور کنستانس دوم حق حکومت یک دوک محلی، به نام باسیل، را به دست آورد که اطاعت او از امپراتور به زودی صرفاً اسمی شد. از جمله عناوین او میتوان به پاتریکیوس ("پاتریسین") و هیپاتوس ("کنسول") اشاره کرد. در آن زمان، دوکاتوس ناپولیتانوس منطقهای تقریباً معادل استان ناپل امروزی را کنترل میکرد که شامل منطقه وزوو، کامپی فلگری، شبه جزیره سورنتین، جیوگلیانو، آورسا، افراگولا، نولا و جزایر ایسکیا و پروچیدا میشد. کاپری بعدها بخشی از دوکنشین آمالفی شد. او بر بنادر دریایی همسایه گائتا، آمالفی و سورنتو نیز تسلط داشت، هرچند هر یک از این بنادر، بهویژه در سالهای پایانی دوکنشین ناپل، تا حد زیادی خودمختار بودند.
در این دوران، دوکنشین پولهایی با تمثال امپراتور و کتیبههای یونانی ضرب میکرد. زبان رسمی یونانی بود، اگرچه جمعیت لاتین زبان بودند.
پاتریسیتهای ناپلی دوران دوکها توسط خانوادههای به اصطلاح «نجیبزادگان» نمایندگی میشدند که در کرسیهای شهر قرون وسطایی ثبت نام کرده بودند: در میان آنها خانوادههای کاپچه، فراریو، ملوسو، پیسچیچلی، پاپانسوگنا، بوچیا، د جنارو، روسو و مورفیسا، از قرن دهم به بعد اهمیت ویژهای در زندگی مدنی شهر داشتند.
حاکمیت پاپ
[ویرایش]در سال ۷۶۳، دوک استفان دوم وفاداری خود را از قسطنطنیه به رم تغییر داد و ناپل را تحت حاکمیت پاپ قرار داد. پیش از این در زمان سلطنت ژان اول (۷۱۱- حدود ۷۱۹) که از طرف امپراتوری منصوب شده بود، دستگاه پاپ به کمک دوک در برابر لومباردها آمده بود، در حالی که کمک بیزانسیها دور به نظر میرسید. سلطنت استفان دوم به عنوان دوره گذار در تاریخ ناپل در نظر گرفته میشود: ناپل از شرق بتشکن دور شد و به سمت غرب پاپی حرکت کرد. یونانیان بیزانسی به زودی به اندازه لومباردها برای ناپلیها تهدیدی شدند.
در حدود آغاز قرن نهم، دوکها شروع به ضرب سکه با کتیبههای لاتین کردند، زیرا لاتین در استفاده رسمی جایگزین یونانی شد. سنت ژانواریوس جایگزین امپراتور روی سکهها شد. قوانین هنوز بر اساس سلطنت امپراتوری تاریخگذاری میشدند، اما امپراتور در امور عادی ناپلی اهمیتی نداشت. در سال ۸۱۳، هنگامی که لئو پنجم ارمنی ناوگانی از کل دوکاتوس را برای کمک به دریاسالار بیزانس در مبارزه با دزدان دریایی ساراسن که سیسیل را غارت میکردند، فراخواند، دوک آنتیموس توانست این دستور را نادیده بگیرد؛ فقط آمالفی و گائتا با نیروهایی به آن پاسخ دادند. ظاهراً، ناپلیها خود را عملاً مستقل میدانستند و زیردستانشان خود را مستقل از ناپل میدانستند.
این دوکنشین هنوز موروثی نبود؛ در سال ۸۱۸، پاتریسین سیسیل، تئوکتیستوس را بدون تأیید امپراتوری منصوب کرد. او این انتصاب را لغو کرد و در سال ۸۲۱ تئودور دوم را منصوب کرد، اما در همان سال به نفع استفان سوم منتخب، از شهر بیرون رانده شد. این استفان ابتدا شروع به ضرب سکههایی با حروف اول نام خودش و نه امپراتور شرقی کرد.
دوکنشین موروثی
[ویرایش]در سال ۸۴۰، دوک سرگیوس اول جانشینی دوکنشین را موروثی کرد و از آن پس ناپل عملاً مستقل شد. در این دوران، این شهر عمدتاً یک مرکز نظامی بود که توسط اشراف جنگجویان و زمینداران اداره میشد، اگرچه مجبور شده بود بخش زیادی از قلمرو داخلی خود را به لومباردها تسلیم کند. ناپل مانند سایر شهرهای دریایی کامپانیا مانند آمالفی و گائتا یک شهر تجاری نبود، اما ناوگان قابل احترامی داشت که در نبرد اوستیا علیه ساراسنها در سال ۸۴۹ شرکت کرد. به هر حال، ناپل در صورت به نفع خود بودن، از اتحاد با کفار دریغ نمیکرد: به عنوان مثال، در سال ۸۳۶، از ساراسنها درخواست حمایت کرد تا محاصره نیروهای لومباردی را که از دوکنشین بنونتو همسایه میآمدند، دفع کند. پس از آنکه دوکهای ناپل در زمان دوک-اسقف آتاناسیوس و جانشینان او - که از میان آنها گرگوری چهارم و جان دوم در نبرد گاریگلیانو در سال ۹۱۵ شرکت داشتند - به اوج شهرت رسیدند، اهمیت ناپل در قرن دهم کاهش یافت، تا اینکه توسط رقیب سنتی خود، پاندلف چهارم کاپوآ، تصرف شد.
مبارزه برای کسب اعتبار در جنوب نورمن
[ویرایش]در سال ۱۰۲۷، دوک سرگیوس چهارم، شهرستان آورسا را به گروهی از مزدوران نورمن به رهبری رینولف درنگوت اهدا کرد، که در جنگ با شاهزادهنشین کاپوآ به حمایت آنها نیاز داشت. در آن دوره، او نمیتوانست عواقب آن را تصور کند، اما این توافق، فرآیندی را آغاز کرد که در نهایت به پایان استقلال ناپل منجر شد. سرگیوس موقعیت خود را با اتحادهای زناشویی با نورمنها تثبیت کرد، اما وقتی این اتحادها شکست، مزدورانش او را رها کردند و به صومعهای پناه بردند. پسرش، جان پنجم، با گوآیمار چهارم سالرنو صمیمی شد و در نهایت به او ادای احترام کرد.
ناپل آخرین ایالت از ایالتهای جنوبی ایتالیا بود که نورمنها هنگام ورود به ایتالیا با آن روبرو شده بودند. این شهر از سقوط شاهزادهنشینهای لومبارد: کاپوا، سالرنو، بنونتو جان سالم به در برد. این شهر از سقوط دوکنشینهای یونانی دیگر: آمالفی، گائتا، سورنتو نیز جان سالم به در برده بود. در سال ۱۱۳۷، دوک سرگیوس هفتم مجبور به تسلیم شدن به راجر دوم سیسیل شد، که هفت سال قبل خود را پادشاه سیسیل اعلام کرده بود. تحت حکومت حاکمان جدید، شهر توسط یک کومپالاتزو (کنت پالاتین) اداره میشد و استقلال کمی برای پاتریسیای ناپلی باقی مانده بود. در این دوره، ناپل ۳۰۰۰۰ نفر جمعیت داشت و با این حال، معیشت خود را از مناطق داخلی تأمین میکرد: فعالیتهای تجاری عمدتاً به افراد خارجی، عمدتاً از پیزا و جنوا، واگذار میشد.
جدا از کلیسای سن جیووانی ا ماره، ساختمانهای نورمن در ناپل عمدتاً ساختمانهای غیرروحانی بودند، بهویژه قلعهها (قلعه کاپوانو و قلعه دل اوو)، دیوارها و دروازههای مستحکم.
منابع
[ویرایش]- Skinner, Patricia. Family Power in Southern Italy: The Duchy of Gaeta and its Neighbours, 850-1139. Cambridge University Press: 1995.
- Naples in the Dark Ages by David Taylor and Jeff Matthews.
- Chalandon, Ferdinand. Histoire de la domination normande en Italie et en Sicilie. Paris, 1907.
- Dizionario Biografico degli Italiani. Rome, 1960–Present.
- چارلز اومان. The Dark Ages 476-918. Rivingtons: London, 1914.
- Vittani, Giovanni; Manaresi, Cesare, eds. (1969) [1933]. Gli atti privati milanesi e comaschi del sec. XI [The private acts of the Milanese and the Como in the 11th century]. Bibliotheca historica italica (به ایتالیایی و لاتین). Vol. 6. Milano: Castello Sforzesco. OCLC 63137745.
- Bethmann, Ludwig; Jaffé, Philipp, eds. (1868). Landulfi de Sancto Paolo Historia Mediolanensis [Landulf of Saint Paul's 'History of Milan']. Monumenta Germaniae Historica, Scriptores (in folio) (به لاتین). Vol. 20. Hannover: MGH. pp. 17–49.
- Wattenbach, Wilhelm, ed. (1846). Leonis Marsicani et Petri Diaconi Chronica Monasterii Casinensis [Leo Marsicanus and Peter the Deacon's 'Montecassino Chronicle']. Monumenta Germaniae Historica, Scriptores (in folio) (به لاتین). Vol. 7. Hannover: MGH. pp. 727–844.
- Hausmann, Friedrich, ed. (1969). Die Urkunden Konrads III. und seines Sohnes Heinrich [The documents of کنراد سوم and his son Henry]. Monumenta Germaniae historica (به آلمانی و لاتین). Wien, Köln, Graz: H. Böhlaus Nachf. OCLC 1081868191.
- Morena, Otto; Morena, Acerbo (1994) [1930]. Güterbock, Ferdinand (ed.). Das geschichtswerk des Otto Morena und seiner fortsetzer über die taten Friedrichs I, in der Lombardei [The historical work of Otto Morena and his son on the deeds of فریدریش یکم، امپراتور مقدس روم in Lombardy] (به آلمانی و لاتین). Munchen: Monumenta Germaniae Historica. ISBN 978-3-921575-36-9. اُسیالسی ۴۳۹۸۴۵۳۴ و ۸۲۴۲۴۶۰۰۲. Retrieved 2019-05-15.
- Biscaro, Gerolamo (1911). "I maggiori dei Visconti, signori di Milano" (PDF). Archivio Storico Lombardo (به ایتالیایی). 38: 5–76. Retrieved July 12, 2024.
- Black, Jane (2009). Absolutism in Renaissance Milan. Plenitude of power under the Visconti and the Sforza 1329–1535. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-956529-0. OCLC 1007134403.
- Boucheron, Patrick (1998). Le pouvoir de bâtir: urbanisme et politique édilitaire à Milan (XIVe - XVe siècles) (به فرانسوی). Rome: École française de Rome. ISBN 9782728305247. OCLC 246472536.
- Bueno de Mesquita, Daniel Meredith (1941). Giangaleazzo Visconti, Duke of Milan (1351–1402): a study in the political career of an Italian despot. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-23455-9. OCLC 749858378.
- Cognasso, Francesco (2016). I Visconti. Storia di una famiglia (به ایتالیایی) (2nd ed.). Bologna: Odaya. ISBN 9788862883061. OCLC 982263664.
- Coleman, William E. (1982). "Chaucer, the Teseida, and the Visconti library at Pavia: a hypotesis". Medium Ævum. 51 (1): 92–101. doi:10.2307/43632126. JSTOR 43632126.
- Collas, Émile (1911). Valentine de Milan, Duchesse d'Orléans (به فرانسوی). Paris: Librairie Plon. OCLC 10844490.
- Cook, Albert Stanburrough (1916). The last months of Chaucer's early patron. Transactions of the Connecticut Academy of Artes and Sciences. Vol. 21. New Haven, Connecticut. OCLC 559009246. Retrieved August 8, 2022.
- Del Tredici, Federico; Rossetti, Edoardo (2012). Castle trails from Milan to Bellinzona - Guide to the dukedom's castles. Milan: Nexi-Castelli del ducato. ISBN 9788896451069. OCLC 955635027. Retrieved July 13, 2024.
- Filippini, Ambrogio (2014). I Visconti di Milano nei secoli XI e XII. Indagini tra le fonti (به ایتالیایی). Trento: Tangram Edizioni Scientifiche. ISBN 9788864580968. OCLC 887857144.
- Gagné, John (2021). Milan Undone. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. ISBN 978-0-674-24993-6. OCLC 1232237123.
- Gamberini, Andrea (2014). "Milan and Lombardy in the era of the Visconti and the Sforza". In Gamberini, Andrea (ed.). A companion to late medieval and early modern Milan. The distinctive features of an Italian state. Leiden & Boston: Brill. pp. 19–45. ISBN 9789004284128.
- Grisoni, Michela M.; Bertacchi, Cristina (2014). "Three castles in one: Castello Visconti di San Vito, Somma Lombardo (Varese)". In Villoresi, Valerio (ed.). Lombard villas and stately homes. Turin: AdArte. pp. 56–71. ISBN 9788889082546. OCLC 896832706.
- Grote, Hans (2008). "Francesco Petrarca und die literarische Kultur in Mailand der Visconti: Zür Entstehungskontext". In Rückert, Peter; Sönke, Lorenz (eds.). Die Visconti und der deutsche Südwesten. Kulturtransfer im Spätmittelalter (به آلمانی). Ostfildern: Jan Thorbeck Verlag. pp. 237–252. ISBN 978-3-7995-5511-1. OCLC 298988901.
- Hale, John Rigby (1981). A concise encyclopaedia of the Italian Renaissance. Thames & Hudson. OCLC 636355191.
- Jones, Philip James (1997). The Italian city-state from commune to signoria. Oxford & New York: Clarendon Press. ISBN 9786610806577. OCLC 252653924.
- Keller, Hagen (1979). Adelsherrschaft und städtische Gesellschaft in Oberitalien, 9. bis 12. Jahrhundert [Nobility and urban society in northern Italy, 9th to 12th centuries] (به آلمانی). Vol. 52. Tübingen: M. Niemeyer Verlag. ISBN 978-3-484-80088-5. OCLC 612442612.
- Litta Biumi, Pompeo (1819–1884). Visconti di Milano. Famiglie celebri italiane (به ایتالیایی). Milano: Luciano Basadonna Editore. OCLC 777242652. Retrieved 2020-04-15.
- Menant, François (2005). L'Italie des communes (1100–1350) [Italy of the communes] (به فرانسوی). Édition Belin. ISBN 9782701140445.
- Muir, Dorothy Erskine (1924). A history of Milan under the Visconti. London: Methuen & Co. Ltd.
- Romano, Serena (2014). "Milan (and Lombardy): Art and Architecture, 1277–1535". In Gamberini, Andrea (ed.). A companion to late medieval and early modern Milan. The distinctive features of an Italian state. Leiden & Boston: Brill. pp. 214–247. ISBN 9789004284128. OCLC 897378766.
- Rossiter, William T. (2010). Chaucer and Petrarch. Cambridge: D.S. Brewer. ISBN 978-1-84615-796-7. OCLC 738478094.
- Rückert, Peter (2008). "Fürstlicher Transfer um 1400: Antonia Visconti und ihre Schwestern". In Rückert, Peter; Sönke, Lorenz (eds.). Die Visconti und der deutsche Südwesten. Kulturtransfer im Spätmittelalter (به آلمانی). Ostfildern: Jan Thorbeck Verlag. pp. 11–32. ISBN 978-3-7995-5511-1. OCLC 298988901.
- Visconti, Alessandro (1967). Storia di Milano. A cura della Famiglia Meneghina e sotto gli auspici del Comune di Milano [History of Milan. Edited by Famiglia Meneghina and under the auspices of the Commune of Milan] (به ایتالیایی). Milano: Ceschina. OCLC 2872335.
- Vincenti, Antonello (1981). I Castelli viscontei e sforzeschi (به ایتالیایی). Milano: Rusconi Libri S.p.A. Immagini. OCLC 8446824.
- Welch, Evelyn (1989). "Galeazzo Maria Sforza and the Castello di Pavia, 1469". The Art Bulletin. 71 (3): 351–375. doi:10.1080/00043079.1989.10788512.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Duchy of Naples». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵.