پرش به محتوا

جلیل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Image
منطقه جنوب و شمال الجلیل در میانه نقشه

جلیل (הַגָּלִיל، هَگّالیل؛ الجلیل، الجلیل؛ Galilaea) منطقه‌ای در شمال اسرائیل و جنوب لبنان است که از دو بخش اصلی تشکیل شده: جلیل علیا و جلیل سفلا. بخش‌های دیگر این سرزمین عبارت‌اند از جلیل غربی و انگشت جلیل. جلیل از شمال خط‌الرأس کوه کرملکوه جلبوع تا جنوب بخش شرقی-غربی رودخانه لیتانی گسترده شده و از غرب به دشت ساحلی اسرائیل و کرانه‌های دریای مدیترانه با شهر عکا و از شرق به دره رود اردن محدود می‌شود. بلندترین نقطه منطقه کوه مرون با ارتفاع بیش از ۱۲۰۰ متر است.

جلیل از کهن‌ترین سرزمین‌های تاریخی خاورمیانه به‌شمار می‌رود و نخستین بار در کتیبه‌های مصر باستان در سده پانزدهم پیش از میلاد یاد شده‌است. این منطقه در کتاب مقدس بارها ذکر شده و در سنت مسیحی به‌عنوان زادگاه و محل زندگی عیسی ناصری اهمیت ویژه‌ای دارد.[۱] جلیل در دوره‌های گوناگون تاریخی زیر فرمان آشوریان، حشمونیان، رومیان، مسلمانان، صلیبیان و عثمانیان بوده‌است. امروزه نزدیک به یک میلیون نفر در جلیل زندگی می‌کنند که نزدیک به نیمی از آنان عرب مسلمان و مسیحی هستند و جمعیت‌های دروزی، چرکسی و یهودی نیز در آن ساکن‌اند.

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

جلیل نخستین بار در کتیبه‌های مصر باستان مربوط به سده پانزدهم پیش از میلاد ذکر شده که لشکرکشی‌های تحوتموس سوم علیه فرمانروایان کنعانی را ثبت کرده‌اند.[۲] هیروگلیف‌های مصری این نام را به‌صورت GLL یا GRR (در زبان اکدی: garāru به معنای «غلتیدن») ثبت کرده‌اند.[۳]

نام عبری منطقه גָּלִיל (گالیل) به معنای «ناحیه» یا «دایره» است.[۴] در کتاب اشعیا (۸:۲۳) عبارت גְּלִיל הַגּוֹיִם (گلیل هَگّوییم) به معنای «جلیلِ ملت‌ها» آمده که اشاره به غیریهودیانی (جنتیل‌ها) دارد که در آن زمان در منطقه ساکن شده بودند، خواه به اختیار خود یا در پی سیاست اسکان مجدد امپراتوری آشوری نو.[۴]

نام عربی منطقه «الجلیل» به معنای «بزرگ» یا «باشکوه» است و بررسی صندوق اکتشاف فلسطین در سال ۱۸۸۱ آن را برگرفته از واژه عبری دانسته‌است.[۵] علی فهمی خشیم در فرهنگ تطبیقی اکدی-عربی (۲۰۰۵) ریشه «الجلیل» را از جلّ (جَلّ) به معنای «بزرگ» دانسته و آن را هم‌ریشه با واژه سومری GAL به همان معنا معرفی کرده‌است.[۶]

مرزها و جغرافیا

[ویرایش]
Image
باغ مرکبات در جلیل علیا

گستره جلیل را می‌توان به دو شیوه تعریف کرد: از نظر زمین‌شناسی در مفهوم سخت‌گیرانه‌تر که مناطق پست حاشیه‌ای را دربرنمی‌گیرد، یا از نظر تاریخی-سیاسی که بر پایه وابستگی این سرزمین به حکومت‌ها و واحدهای اداری گوناگون تعریف می‌شود. در هر دو حالت منطقه معمولاً به جلیل علیا و جلیل سفلا بخش می‌شود. مرزهای سیاسی-اداری جلیل در سده نخست میلادی را یوسف فلاوی در کتاب جنگ یهود چنین وصف کرده‌است:[۷]

فنیقیه و سوریه جلیل‌ها را دربرگرفته‌اند که دو تایند و جلیل بالا و جلیل پایین خوانده می‌شوند. از سوی غروب خورشید به مرزهای پتولمائیس و کوه کرمل محدودند… از جنوب با سامریه و اسکیتوپولیس تا رود اردن؛ و از شرق با هیپوس و گداریس و گولانیتیس…

Image
طاق طبیعی غار قشت (غار رنگین‌کمان) در ستیغ شمالی نحال بتست، جلیل

بیشتر جلیل از زمین‌های سنگی با بلندای ۵۰۰ تا ۷۰۰ متر تشکیل شده‌است. چندین کوه بلند در منطقه قرار دارد، از جمله کوه تابور و کوه مرون که دمای نسبتاً پایین و بارش بالایی دارند.[۸] در پی این آب‌وهوا، گیاگان و زیاگان فراوانی در منطقه رشد می‌کنند. همچنین هرساله پرندگان بسیاری از اقلیم‌های سردتر از راهروی حوله–اردن به آفریقا و بازگشت مهاجرت می‌کنند.

جلیل علیا به دلیل بارش زیاد (۹۰۰ تا ۱۲۰۰ میلی‌متر) و ارتفاع بالا، دارای پوشش گیاهی ویژه‌ای است، از جمله ارس خاردار (Juniperus oxycedrusسدر لبنانی (Cedrus libani) که در بیشه‌ای کوچک بر کوه مرون می‌روید، نگون‌سارها، گل صدتومانی‌ها و Rhododendron ponticum.[۹]

جلیل غربی (גליל מערבי) اصطلاحی نوین است که به بخش غربی جلیل علیا و نوار ساحلی آن و معمولاً بخش شمال‌غربی جلیل سفلا اشاره دارد.[۱۰]

انگشت جلیل (در عبری «انگشت جلیل») اصطلاحی رایج برای زائده شرقی است که به سوی شمال کشیده شده و لبنان در غرب آن قرار دارد و دره حوله و کوه‌های رامات نفتالی از جلیل علیا را دربرمی‌گیرد.[۱۱]

پیشینه

[ویرایش]

پیش‌ازتاریخ

[ویرایش]

منطقه جلیل از دیرباز محل سکونت انسان بوده‌است. فرهنگ ناتوفی در این ناحیه شکل گرفت و یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های آن غار هیلازون تحتیت است. غارهای آمود نشانه‌هایی از سکونت نئاندرتال‌ها و انسان‌ها تا نزدیک به ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش دارند.[۱۲]

عصر آهن و کتاب مقدس عبری

[ویرایش]
Image
نقشه جلیل، حدود ۵۰ میلادی

بر پایه کتاب مقدس، جلیل سرزمین قبیله‌ای نفتالی و دان بود که گاه با سرزمین قبیله اشر هم‌پوشانی داشت.[۱۳]

بر پایه فصل نهم کتاب اول پادشاهان، سلیمان بیست شهر در سرزمین جلیل را به متحد فنیقی‌اش حیرام اول پادشاه صیدا بخشید. حیرام این دشت مرتفع را پذیرفت و آن را «سرزمین کابول» نامید.[۱۴]

در عصر آهن دوم، جلیل بخشی از پادشاهی شمالی اسرائیل بود که به دست آشوریان سقوط کرد. بررسی باستان‌شناسی زوی گال در جلیل سفلا نشان می‌دهد که منطقه پس از تسخیر آشوری در سده هشتم پیش از میلاد متروک شد و جمعیت بومی به آشور تبعید گردید.[۱۵][۱۶] یاردنا الکساندر آبادی‌های کوچک و کوتاه‌مدت اسرائیلی در حوضه نحال صیپوری کشف کرد که بازماندگان فتح آشوری آنها را ساخته بودند.[۱۷]

دوره هلنیستی

[ویرایش]

تا پایان عصر هلنیستی و پیش از فتح حشمونی، جلیل کم‌جمعیت بود و بیشتر ساکنان آن در مراکز بزرگ استحکام‌یافته در حاشیه دره‌های غربی و مرکزی متمرکز بودند. بر پایه شواهد باستان‌شناختی، جلیل علیا در آن زمان خانه جمعیتی بت‌پرست با پیوندهای نزدیک به ساحل فنیقی بود.[۱۸]

دوره حشمونی

[ویرایش]

در جریان گسترش پادشاهی حشمونی یهودیه، بخش بزرگی از جلیل به دست نخستین پادشاه حشمونی، اریستوبولوس یکم (۱۰۴–۱۰۳ پیش از میلاد) تسخیر و ضمیمه شد. پس از فتح حشمونی، موج بزرگی از مهاجرت یهودیان به منطقه سرازیر شد. پایگاه‌هایی مانند یودفت، میرون، سفوریس، قانا و مجدله شواهد باستان‌شناختی-گاه‌نگارانه‌ای از این موج استقرار دارند.[۱۸]

Image
تپه‌ای که یودفت باستانی بر آن بود

یوسف فلاوی به نقل از تیماگنس اسکندرانی ادعا کرد که اریستوبولوس یکم ایتوریان‌ها را به‌زور به یهودیت درآورد و بخشی از سرزمینشان را ضمیمه کرد. با این حال داده‌های باستان‌شناسی این ادعا را تأیید نمی‌کند، زیرا فرهنگ مادی ایتوریان به‌روشنی در شمال بلندی‌های جولان و کوه هرمون شناسایی شده و نه در جلیل.[۱۸]

دوره روم

[ویرایش]
Image
سکه ضرب‌شده به دست هیرودیس آنتیپاس، تتراخ جلیل (۴ پیش از میلاد–۳۹ میلادی)

در آغاز دوره روم، جلیل عمدتاً یهودی‌نشین بود. شواهد باستان‌شناختی آیین‌های یهودی مانند کاربرد ظروف سنگی آهکی، حوضچه‌های تطهیر و دفن ثانویه را نشان می‌دهد.[۱۹] موج مهمی از مهاجرت یهودی پس از تسخیر رومی سال ۶۳ پیش از میلاد به منطقه رسید.[۱۸] شهرهای بزرگی مانند پارود، طبریه و دیگران تا پایان سده نخست پیش از میلاد یا آغاز سده نخست میلادی پایه‌گذاری شدند.[۱۸]

اقتصاد جلیل زیر فرمان روم بر ترکیبی از کشاورزی، ماهی‌گیری و صنایع تخصصی استوار بود. کاوش‌ها در روستاهایی مانند ناصره زیرساخت‌های کشاورزی گسترده‌ای شامل فشارگاه‌های زیتون و انبارهای غله آشکار کرده‌اند.[۲۰] در طاریخیه (مجدله) ماهی نمک‌زده، خشک‌شده و ترشی‌شده کالاهای صادراتی مهمی بودند.[۲۱]

در سال ۴ پیش از میلاد پس از مرگ هرود بزرگ، پسرش هیرودیس آنتیپاس از سوی امپراتور آگوستوس به‌عنوان تتراخ (چهاریک‌فرمانروا) جلیل گماشته شد. جلیل دولتی دست‌نشانده روم باقی ماند و آنتیپاس در ازای حمایت امپراتوری روم خراج می‌پرداخت.[۲۲] آنتیپاس شهر سفوریس را بازسازی کرد[۲۳] و در حدود سال ۱۸ یا ۱۹ میلادی شهر نو طبریه را بنیان نهاد. این دو شهر بزرگ‌ترین مراکز فرهنگی جلیل شدند.[۲۲]

در اواخر فرمانروایی خود، آنتیپاس با نیمه‌خواهرزاده‌اش هرودیاس ازدواج کرد. هم یوسف فلاوی و هم انجیل مرقس گزارش می‌دهند که یحیی واعظ سیار آنتیپاس را به خاطر این ازدواج سرزنش کرد و آنتیپاس او را زندانی و سپس گردن زد.[۲۲] در حدود سال ۳۹ میلادی آنتیپاس از قدرت برکنار و تبعید شد. در جریان شورش بزرگ (۶۶–۷۳ میلادی) شورشیان یهودی کاخ آنتیپاس را ویران کردند.[۲۲]

پس از ویرانی معبد

[ویرایش]

پس از ویرانی معبد اورشلیم در سال ۷۰ میلادی، جلیل به مرکز معنوی یهودیت بدل شد. سنهدرین به این منطقه انتقال یافت و در تپه‌های آن میشنا و تلمود اورشلیمی نگاشته شد.[۲۴]

فتح اسلامی و سده‌های میانه

[ویرایش]

پس از تسخیر منطقه به دست خلافت عربی در سال ۶۳۸ میلادی، جلیل بخشی از جند اردن شد. فاطمیان شیعی در سده‌های ۹۰۰ میلادی کنترل منطقه را به دست گرفتند و فرقه‌ای که خلیفه فاطمی الحاکم بأمرالله را می‌پرستید آیین دروزی را در مرکز-شمال جلیل پایه‌گذاری کرد.[۲۵]

جنگ‌های صلیبی

[ویرایش]

در دوران جنگ‌های صلیبی، جلیل به‌صورت «امارت جلیل» سازمان یافت که یکی از مهم‌ترین تیول‌های صلیبی بود. این امارت در سال ۱۱۸۷ به دست صلاح‌الدین تسخیر شد.[۲۶]

دوره عثمانی

[ویرایش]

در نبرد مرج دابق (۱۵۱۶) ممالیک از عثمانیان شکست خوردند و فلسطین و با آن جلیل به دولت عثمانی پیوست.[۲۷] در سده شانزدهم موج مهمی از یهودیان سفاردی اخراج‌شده از شبه‌جزیره ایبری به جلیل مهاجرت کردند و شهر صفد را به مرکز جهانی عرفان یهودی و قبالا تبدیل ساختند.[۲۸] در سال ۱۸۸۸ جلیل (همراه عکا و حیفا) به ولایت نوبنیاد بیروت عثمانی ملحق شد.[۲۹]

دوره قیمومت و تأسیس اسرائیل

[ویرایش]

بر پایه پیمان سایکس-پیکو (۱۹۱۶) بریتانیا و فرانسه جلیل را تقسیم کردند: یک‌سوم شمالی (جبل عامل) در لبنان زیر قیمومت فرانسه ماند و دوسوم جنوبی به سرزمین قیمومت بریتانیا در فلسطین پیوست.[۳۰]

پس از تأسیس دولت اسرائیل و در جریان جنگ عرب و اسرائیل ۱۹۴۸، نیروهای سوری به جلیل حمله کردند اما سرانجام اسرائیل منطقه را بازپس گرفت. بخش بزرگی از جمعیت عرب گریخت، هرچند در جلیل شمار بیشتری از فلسطینیان نسبت به بیشتر مناطق دیگر باقی ماندند.[۳۱]

عیسی و جلیل در عهد جدید

[ویرایش]

ناصره در جلیل بر پایه عهد جدید خاستگاه خانواده عیسی ناصری بود. سه انجیل هم‌نوا (متی، مرقس و لوقا) عمدتاً زندگی عمومی او را در جلیل وصف می‌کنند، در حالی که انجیل یوحنا بیشتر بر خدمت او در یهودیه تمرکز دارد.[۳۲] عبارت «جلیلِ ملت‌ها» (متی ۴:۱۵ برگرفته از اشعیا ۸:۲۳) نشان‌دهنده سرزمینی بود که باید تبلیغ می‌شد. شاگردان عیسی از جمله پطرس، آندریاس و فیلیپ جلیلی بودند.[۳۳]

جلیل امروزی

[ویرایش]
Image
نقشه جلیل سفلا و جلیل علیا

نزدیک به یک میلیون نفر در جلیل زندگی می‌کنند که تقریباً نیمی از آنان عرب فلسطینی‌تبار (مسلمان یا مسیحی) هستند. همچنین جمعیت چشمگیری از دروزیان و اقلیت‌هایی از بدویان، مارونیان و چرکسیان در منطقه ساکن‌اند. پرجمعیت‌ترین شهرها عبارت‌اند از ناصره، طبریه، نهاریا و کرمیئل.[۳۴]

اقتصاد منطقه بر کشاورزی، صنعت متمرکز در چند شهرک صنعتی و گردشگری استوار است.[۳۵] صفد با آنکه شهری کوچک‌تر است جایگاه بزرگی در یهودیت دارد و یکی از چهار شهر مقدس یهودی (همراه اورشلیم، حبرون و طبریه) به‌شمار می‌رود. خاخام‌های نامداری چون موسی کوردوورو، اسحاق لوریا، یوسف کارو و سلیمان آلکابتس در آنجا زیسته یا به خاک سپرده شده‌اند.[۳۶]

شهرهای مهم

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. «عیسی مسیح به چه زبانی صحبت می‌کرد؟».
  2. Bryce، Trevor (۲۰۰۹). The Routledge Handbook of the Peoples and Places of Ancient Western Asia. Routledge. ص. ۲۴۶. شابک ۱۱۳۴۱۵۹۰۸۰.
  3. «Linguistic Analysis of "Galilee"». B-Hebrew: The Biblical Hebrew Forum. ۱۶ نوامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵.
  4. 1 2 Room، Adrian (۲۰۰۶). Placenames of the World: Origins and Meanings of the Names for 6,600 Countries, Cities, Territories, Natural Features, and Historic Sites. McFarland. ص. ۱۳۸. شابک ۹۷۸-۰-۷۸۶۴-۲۲۴۸-۷.
  5. Palmer، E.H. (۱۸۸۱). The Survey of Western Palestine: Arabic and English Name Lists. Committee of the Palestine Exploration Fund. ص. ۲۱۴.
  6. Khashim، Ali Fahmi (۲۰۰۵). الأکدیة العربیة: معجم مقارن ومقدمة. ص. ۲۴.
  7. Zangenberg، Jürgen (۲۰۰۷). Religion, Ethnicity, and Identity in Ancient Galilee: A Region in Transition. Mohr Siebeck. ص. ۸۴. شابک ۹۷۸-۳-۱۶-۱۴۹۰۴۴-۶.
  8. Bryce، Trevor (۲۰۰۹). The Routledge Handbook of the Peoples and Places of Ancient Western Asia. Routledge. ص. ۲۴۶. شابک ۱۱۳۴۱۵۹۰۸۰.
  9. Room، Adrian (۲۰۰۶). Placenames of the World. McFarland. ص. ۱۳۸. شابک ۹۷۸-۰-۷۸۶۴-۲۲۴۸-۷.
  10. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilee». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  11. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilee». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  12. Bowker، John (۲۰۰۸). Atlas de la Terre sainte vue du ciel. Éditions Véga-Trédaniel. ص. ۱۱۲. شابک ۹۷۸-۲-۸۵۸۲-۹۵۷۰-۸.
  13. «Map of the Twelve Tribes of Israel». Jewish Virtual Library. دریافت‌شده در ۲۰۱۵-۰۵-۱۸.
  14. Rawlinson, George (1889). "Phoenicia under the hegemony of Tyre (B.C. 1252–877)". History of Phoenicia.
  15. Zvi Gal, Lower Galilee during the Iron Age (American Schools of Oriental Research, 1992), p. 108.
  16. Jensen, M. H. (۲۰۱۴). «The Political History in Galilee from the First Century BCE to the end of the Second Century CE». Galilee in the late Second Temple and Mishnaic periods: ۵۱–۷۷.
  17. Yardenna Alexandre (۲۰۲۰). «The Settlement History of Nazareth in the Iron Age and Early Roman Period». 'Atiqot. ۹۸.
  18. 1 2 3 4 5 Leibner، Uzi (۲۰۰۹). Settlement and History in Hellenistic, Roman, and Byzantine Galilee: An Archaeological Survey of the Eastern Galilee. Mohr Siebeck. شابک ۹۷۸-۳-۱۶-۱۵۱۴۶۰-۹.
  19. Chancey, Mark Alan; Porter, Adam Lowry (۲۰۰۱). «The Archaeology of Roman Palestine». Near Eastern Archaeology. ۶۴ (۴): ۱۸۰.
  20. Chancey; Porter (۲۰۰۱). «The Archaeology of Roman Palestine». Near Eastern Archaeology. ۶۴ (۴): ۱۸۰.
  21. Schwartz، Seth (۲۰۰۶). The Cambridge History of Judaism, Volume 4. Cambridge University Press. ص. ۳۸–۳۹. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۷۷۲۴۸-۸.
  22. 1 2 3 4 Sanders، E. P. (۱۹۹۳). The Historical Figure of Jesus. Penguin Books. ص. ۲۰–۲۲. شابک ۹۷۸-۰-۱۴-۰۱۴۴۹۹-۴.
  23. Casey، Maurice (۲۰۱۰). Jesus of Nazareth: An Independent Historian's Account of His Life and Teaching. T & T Clark. ص. ۱۶۴–۱۶۹. شابک ۹۷۸-۰-۵۶۷-۶۴۵۱۷-۳.
  24. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  25. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  26. Rheinheimer، Martin (۱۹۹۰). Das Kreuzfahrerfürstentum Galiläa. Lang. ص. ۳۹–۶۳. شابک ۳-۶۳۱-۴۲۷۰۳-۴.
  27. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galiläa». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای آلمانی ، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  28. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  29. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galiläa». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای آلمانی ، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  30. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galiläa». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای آلمانی ، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  31. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  32. Vermes، Geza (۲۰۰۳). Enquête sur l'identité de Jésus. Nouvelles interprétations. Bayard. ص. ۱۵.
  33. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  34. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  35. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.
  36. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Galilée (région)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای فرانسوی، بازبینی‌شده در ۲۳ مارس ۲۰۲۶.

پیوند به بیرون

[ویرایش]