پرش به محتوا

آیزاک نیوتن

صفحه نیمه‌حفاظت‌شده
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

آیزاک نیوتن
Portrait of man in black with shoulder-length, wavy brown hair, a large sharp nose, and a distracted gaze
پرترهٔ نیوتن از گادفری نلر در ۱۶۸۹
زادهٔ۴ ژانویهٔ ۱۶۴۳(روش تقویم‌نگاری قدیمی: ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲)[الف]
درگذشت۳۱ مارس ۱۷۲۷ (۸۴ سال)(روش تقویم‌نگاری قدیمی:۲۰ مارس ۱۷۲۶)
آرامگاهکلیسای وست‌مینستر
محل تحصیلکالج ترینیتی، کمبریج
شناخته‌شده
برای
جوایز
پیشینه علمی
شاخه(ها)
محل کار
راهنمایان دانشگاهی
دانشجویان برجسته
امضاء
Image
نشان خاندان
Image

سِر آیزاک نیوتُن[ب] (انگلیسی: Sir Isaac Newton؛ ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ – ۲۰ مارس ۱۷۲۶/۲۷)، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، اخترشناس، متخصّص الهیّات و نویسنده (در روزگار خود، شناخته‌شده به‌عنوان یک فیلسوف طبیعت) اهل انگلستان بود که به‌عنوان تأثیرگذارترین دانشمندان کلّ تاریخ و یک شخصیت کلیدی در انقلاب علمی شناخته می‌شود. کتاب او، اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی که برای نخستین بار در سال ۱۶۸۷ منتشر شد، مبانی مکانیک کلاسیک را بنا نهاد. همچنین، او، سهم بزرگی در نورشناسی ایفا کرد. او و گوتفرید لایبنیتس، به‌طور هم‌زمان و مستقلّ، حساب دیفرانسیل و انتگرال را ایجاد کردند.

نیوتُن، فرمولی برای قوانین حرکت و گرانش جهان، وضع کرد که دیدگاه غالب علمی را تا پیش از ارائه‌ی نظریّه‌ی نسبیّت، تشکیل می‌داد. نیوتُن از برهان‌های ریاضی پیرامون گرانش برای اثبات قوانین حرکت سیاره‌ای کپلر، استفاده کرد. او با بررسی و تشریح جزر و مد، مسیر پرواز دنباله‌دارها، پیش‌روی محوری و سایر پدیده‌ها، تردید در مورد درستی خورشیدمرکزی‌بودن منظومه‌ی شمسی را از بین برد. او نشان داد که حرکت اشیا روی زمین و اجرام آسمانی می‌تواند با اصول مشابهی، محاسبه شوند. استنباط نیوتُن، مبنی بر اینکه زمین کروی با حالت تخت (شعاع قطبی کم‌تر از شعاع استوایی) است، با اندازه‌گیری‌های هندسی، توسّط موپرتوئی، لا کانداماین و سایرین تأیید شد و اکثر دانشمندان اروپایی را بر برتری مکانیک نیوتُنی بر سیستم‌های قدیمی، متقاعد ساخت.

نیوتُن، نخستین تلسکوپ بازتابی کاربردی را ساخت و نظریّه‌ی پیشرفته‌ای از نور، مبنی بر مشاهده‌ی تجزیه‌ی نور سفید در منشور به طیف‌های مرئی، ایجاد کرد. بررسی‌های او در مورد نور در کتاب مؤثّرش، اپتیکس جمع‌آوری و در سال ۱۷۰۴، منتشر شد. او، همچنین، قانون تجربی سردشدن را فرمول‌بندی کرد، نخستین محاسبه‌ی نظری سرعت صوت را انجام داد و مفهوم سیال نیوتُنی را تعریف کرد. او، به‌عنوان یک ریاضی‌دان نیز در مطالعه‌ی سری توانی، تعمیم‌دادن بسط دوجمله‌ای به توان‌های غیر عدد صحیح و ایجادکردن روشی برای تقریب‌زدن ریشه‌های یک تابع، نقشی قابل توجّه در پیشبُرد ریاضی، ایفا کرد.

نیوتُن از اعضای کالج ترینیتی و دومین دارنده‌ی کرسی ریاضیّات لوکاسین در دانشگاه کمبریج بود. او، مسیحی بود و به کتاب مقدّس مسیحی، باور داشت،[۷] امّا تفاسیر و عقایدش از کتاب مقدّس با عقاید معمول مسیحیان، متفاوت بود؛ به‌طوری‌که تثلیث را غیر عامیانه و دور از دیدگاه عموم، ردّ کرد. برخلاف اعضای دانشکده کمبریج در آن دوران، وی از پذیرفتن دستورهای مقدّس کلیسای انگلستان، امتناع کرد. علاوه بر کارهای مربوط به علوم ریاضی، وقت زیادی را برای مطالعه‌ی علم کیمیا و شرح تاریخ، مطابق کتاب مقدّس، صَرف کرد. امّا بیش‌ترِ کارهایِ او در این زمینه‌ها تا مدّت‌ها پس از مرگش، منتشر نشد. او از دید سیاسی و شخصیّتی با حزب ویگ، گره خورده بود. نیوتُن، دو دوره‌ی کوتاه در سال‌های ۹۰–۱۶۸۹ و ۰۲–۱۷۰۱، به‌عنوان عضوی از پارلمان دانشگاه کمبریج، خدمت کرد. در سال ۱۷۰۵ نیز توسّط ملکه آن، عنوانِ شوالیه، دریافت کرد. او، سه دهه‌ی پایانی عمرش را در لندن، در جایگاه‌های ناظر (۱۷۰۰–۱۶۹۶) و ارباب (۱۷۲۷–۱۷۰۰) ضرّابخانه‌ی سلطنتی و همچنین، رئیس انجمن سلطنتی (۱۷۲۷–۱۷۰۳) گذراند.

زندگی

آیزاک نیوتن در نیمه‌شبِ سالِ نوِ ۱۶۴۲، زاده شد. او، کودکی زودرس و به‌قدری رنجور بود که پزشکان به زنده‌ماندنش، امید چندانی نداشتند.[۸][۹] پدرش که کشاورزی مرفّه بود، سه ماه پیش از تولّد او از دنیا رفته بود و هانا، مادرش، به هنگامی که نیوتُن، تنها کودکی خردسال بود، او را رها کرد. مادربزرگ نیوتُن، این کودک رنجور را به‌تنهایی، بزرگ کرد. خانه‌ی مادربزرگ او در وولزثروپ، بزرگ و راحت بود. آن‌ها فقیر نبودند امّا بزرگ‌کردن آیزاک که کودکی رنجور بود، برای مادربزرگش آسان نبود.

در سال تولّد آیزاک نیوتن، جنگ‌های داخلی انگلستان، آغاز شد. نبردهای خونینی میان گارد سلطنتی و طرفداران مجلس درگرفت. جنگ که تمام شد، نیوتُن، شش ساله بود. چندپاره‌شدن کشور که از رویدادهای مهمّ تاریخ آن به شمار می‌رفت، آن را جولانگاه پروتستان‌ها کرد. بیش‌ترِ مردمانِ محلِّ زندگیِ نیوتُن (لینکلن‌شر)، طرفدار مجلس بودند ولی خانواده‌ی او، طرفدار پادشاه بود. این مشکلات سیاسی بر زندگی او، تأثیر فراوان داشت.

در این هنگام، مادر او با بارناباس اسمیت،[۱۰] ازدواج کرد و آیزاک نیوتُن را نزد مادربزرگش نهاد که احتمالاً همین طردشدن در کودکی، توسّط مادرش، زمینه‌ساز عقاید زن‌ستیزانه‌ی نیوتُن شد و موجب شد نیوتُن، هیچ‌وقت، ازدواج نکند. او، هیچ‌گاه با مادربزرگش، صمیمی نبود و همیشه از مادر و ناپدری‌اش بیزار بود؛ او حتّیٰ در دفترچه‌ی خاطرات خود، نوشته بود که دوست دارد مادر و ناپدری‌اش را زنده‌زنده بسوزاند و خانه را بر سرشان خراب کند. نیوتن در خانه‌ی مادربزرگش، بیش‌ترِ روز را به ساخت الگوهای مکانیکی می‌پرداخت. او، علاقه‌ی زیادی به این کار داشت.

نیوتُن در ده سالگی، شاهد مرگ ناپدری‌اش بود و به خاطر آن، احساس شادمانی می‌کرد؛ چراکه از او بیزار بود. با مرگ ناپدری، مادرش به همراه سه بچه از شوهر دوّمش به وولزثروپ بازگشت، نیوتُن از مادرش متنفر بود و حتّیٰ پس از بازگشت مادرش، رابطه‌ی او و مادرش، هیچ‌وقت، خوب نشد؛ نیوتُن تا آخر عمر، مادرش را نادیده می‌گرفت و به او توجّهی نمی‌کرد؛ دو سال بعد، نیوتُن، وارد دبیرستان گرانثام شد. حال، او با عمویش در شهر، زندگی می‌کرد. نیوتُن، کم‌جان بود و نمی‌توانست در بازی‌های خشن، شرکت کند. در چهارده سالگی، او، یک روز با یکی از بچه‌های قلدر مدرسه، گلاویز شد و بینی او را شکست. این اتّفاق، او را به یک قهرمان، تبدیل کرد و باعث تشویق دیگر بچه‌ها و دلگرمی او شد.

آیزاک جوان در ۱۶۶۱، در هجده سالگی، وارد دانشگاه کمبریج شد امّا مادر او، حاضر نبود مخارج دانشگاه را بپردازد. از این رو، وی به گروه «سابسایزرها» پیوست. سابسایزرها، دانشجویانی بودند که به جای پرداخت شهریّه، اتاق‌ها را نظافت می‌کردند یا در سالن غذاخوری، پیش‌خدمت می‌شدند.

Image
تصویری از یک منشور پراکنده که نور سفید را به رنگ‌های طیف جدا می‌کند، همان‌طور که نیوتن کشف کرد.

در یکشنبه‌ای در اواخر بهار ۱۶۶۴، آیزاک و دوستش، جان ویکنز به سیرکی که به‌تازگی در کمبریج بر پا شده بود، رفتند. در این سیرک، آیزاک، متوجّه چیز درخشنده‌ای شد. آن چیز، یک منشور بود. او دریافت که با آن منشور می‌تواند آزمایش‌های جالبی کند. از این رو، بی‌درنگ، آن را خرید. مردم آن زمان فکر می‌کردند که اثر رنگین‌کمانی از خواصّ منشور است و تابش نور به منشور، این خاصیّت را از درون منشور، آزاد می‌کند. نیوتُن، دست به چندین آزمایش زد و از چند منشور، استفاده کرد. نتایج او، امروزه، بخشی از قوانین فیزیک هستند. او پی برد که «آنچه ما از چیزها می‌بینیم، بازتاب نور از سطح آن‌هاست».

نیوتُن، پس از این موفّقیّت‌های علمی در ۱۶۶۵، مدرک لیسانس علوم انسانی گرفت. حال، او می‌توانست چهار سال دیگر در کالج ترینیتی، تحصیل کند. او مایل بود از این پس، به مسئله‌ی جاذبه بپردازد. امّا در این سال، طاعون، در انگلستان، شایع شد. به همین دلیل، دانشگاه تعطیل شد و نیوتُن به لینکلن‌شر بازگشت.

نیوتُن در این فکر بود که چگونه سیّاره‌ها بر مدار خود، پیرامون خورشید می‌گردند؛ بی‌آنکه نیرویی در کار باشد. او هنگامی که در باغ خانه‌ی مادری خود در حال فکر به این بود، سیبی از درخت فروافتاد و او پی برد که دلیلِ افتادنِ سیب، همان دلیل گردش سیّاره‌ها به دور خورشید است. خورشید، نیروی کششی به سیّاره‌ها وارد می‌کند و همان نیرو را زمین به ماه. امّا پرسشی دیگر برای وی پیش‌ آمد؛ چرا سیّاره‌ها به روی خورشید فرونمی‌افتند؟ او چند روز به این فکر کرد امّا پاسخی نیافت. درست، همان زمان که او بار و بنه‌ی خود را برای بازگشت به دانشگاه کمبریج می‌بست، پاسخ را یافت. او بازی بچه‌ها در مدرسه را به خاطر آورد. بازی، این‌گونه بود که بازیکن باید سطل آبی را در هوا می‌چرخاند و برنده، کسی بود که سطل را بدون اینکه آب از آن بریزد، در هوا بچرخاند. نیوتُن، دلیل چرخش سیّاره‌ها به دور خورشید، بدون آنکه بر خورشید فروافتند را دریافته بود. این پدیده که نیازمند سرعت جانبی است، در اثر یک نیروی مرکزگرا است. او، پس از چند آزمایش کشف کرد که نیروی جاذبه از قانون عکس مجذور فاصله، پیروی می‌کند.

در زمان گالیله فقط تلسکوپ‌های شکستی وجود داشت که بزرگ‌نمایی و وضوح خوبی نداشتند. نیوتن با استفاده از نبوغ و تجربه‌اش در ساخت مدل‌های مکانیکی، تلسکوپ بازتابی را که انقلابی در علم به شمار می‌رفت، اختراع کرد. نیوتن برای اختراع تازه‌اش، مشهور شد و پس از چندی به انجمن سلطنتی پیوست. او در نخستین سخنرانی‌اش با دانشمند بزرگ هم‌عصرش، یعنی رابرت هوک دیدار کرد و میان این دو مشاجره درگرفت. هوک خود را درباره‌ی نور، خِبره می‌دانست و نظرات نیوتن را ردّ می‌کرد.

پس از چندی، نیوتُن، فیزیک را رها کرد و به کیمیاگری (پایه‌ی شیمی امروز) پرداخت. امّا در همین ایّام، هانا، مادر او در سن ۵۵ سالگی درگذشت ولی نیوتُن، همچنان به فعالیّت‌های علمی خود، ادامه داد.

در ۲۸ آوریل ۱۶۸۶، نیوتُن، کتاب اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی را چاپ کرد و نسخه‌ی اوّل آن را به انجمن سلطنتی فرستاد. اّما در نیمه‌شبِ همان روز، هوک، مدّعی شد که قوانین نیوتُن را قبلاً کشف کرده‌است.

در ۱۶۹۶، نیوتُن، رئیس ضرّابخانه‌ی سلطنتی و چند سال بعد، سرپرست انجمن سلطنتی شد. در این مدّت، او متقاعد شد که اکتشافات خود در زمینه‌ی نور را به نام «نورشناخت»، منتشر کند. یک سال بعد، ملکه آن به او لقب شوالیه (سِر) داد.

آیزاک نیوتن در ۲۰ مارس ۱۷۲۶ یا ۱۷۲۷ در سن ۸۴ سالگی به مرگ طبیعی درگذشت؛ او هیچ‌وقت ازدواج نکرد و فرزندی نداشت.

از کودکی تا استادی

پس از به‌پایان‌بردنِ آموزش‌هایِ آغازین در مدرسه‌ی گِرَنتام، نیوتُن در ۱۶۶۱ به سفارش عمویش که در کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج درس خوانده بود، واردِ آن‌جا شد. در آن دوران، درس‌ها، بیش‌تر بر پایه‌ی آموزه‌های ارسطو بود، امّا نیوتُن ترجیح می‌داد که با اندیشه‌های پیش‌گامانه‌ی فیلسوفان نوگرایی چون دکارت، گالیله، کوپرنیک و کپلر آشنا شود. در ۱۶۶۵ او قضیه‌ی دوجمله‌ای در جبر را کشف کرد. یافته‌ای که بعدها به ابداع حساب دیفرانسیل انجامید. نیوتُن، نخستین مدرک دانشگاهی خود را در ۱۶۶۵ دریافت کرد امّا وقتی می‌خواست به دوره‌ی کارشناسی ارشد وارد شود، دانشگاه کمبریج بر اثر همه‌گیری طاعون در لندن بسته شد و نیوتُن به روستایش بازگشت. در دو سال بعد، او در خانه‌اش به مطالعات خود در حساب، نورشناسی و گرانش ادامه داد.

Image
آیزاک نیوتن در سال‌خوردگی در ۱۷۱۲، نقاشی از سر جیمز ثرنهیل

در همین دورانِ مرخّصیِ اجباری بود که نیوتُن، نظر خود را درباره‌ی گرانش، پایه ریخت. بر اساس داستانی مشهور، روزی، نیوتُن، زیر یک درختِ سیب نشسته بوده که ناگاه، سیبی به زمین افتاد و او به یکی‌بودن نیروی گرانش در زمین و آسمان پی برد. این داستان در واقع اغراق‌شده‌ی خاطره‌ای است که نیوتُن نقل کرده بود. بعدها، او اقرار کرد که داستانِ افتادنِ سیب، ساختگی بوده و کشف جاذبه به تحقیقاتِ پیشینِ او برمی‌گردد و او، این داستان را برای جلب توجّه مردم ساخته‌است. سال‌ها بعد در ۱۵ آوریل ۱۷۲۶، او به دوست نویسنده‌اش، ویلیام استاکلی گفت: «این رخداد، این پرسش را به ذهنم آورد که چرا سیب همیشه یک‌راست به پایین می‌افتد؟ چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین، به طرف‌های دیگر یا به بالا نمی‌رود؟» (برداشته از کتاب «یادداشت‌هایی از زندگانی سِر آیزاک نیوتن») پس از برطرف‌شدن خطر طاعون در ۱۶۶۷، نیوتُن به کمبریج بازگشت و عضو کالج ترینیتی شد و در ۱۶۶۸ با دریافت مدرک فوق لیسانس و کرسی استادی لوکازیَن، جایگاه خود را محکم کرد.

اوج فعالیّت‌های علمی

نورشناسی

در دهه‌ی ۱۶۶۰ میلادی، نیوتُن درباره‌ی شکست نور، تحقیق می‌کرد. او دریافت که اگر نور سفید از یک منشور بگذرد، به طیفی از رنگ‌ها تجزیه می‌شود و اینکه با قراردادن وارونه‌ی منشور مشابه دیگری در مسیر نور تجزیه‌شده، می‌توان رنگ‌های طیف را بازترکیب کرد و به نور سفید رسید. او، دلیل تشکیل طیف را چنین توجیه می‌کرد؛ نور، جریانی از ذرّات کوچک است که به خطّ مستقیم در فضا حرکت می‌کنند و با گذر از یک مادّه‌ی شفّاف مانند منشور به مادّه‌ای دیگر، این ذرّات، بسته به نوع لرزش خود با زاویه‌های گوناگون می‌شکنند. در نتیجه، ذرّات نور سفید از هم جدا شده، به شکل طیف هفت رنگ، ظاهر می‌شوند.

Image
نسخه دیگر تلسکوپ بازتابی نیوتن که او در ۱۶۷۲ به انجمن سلطنتی ارائه کرد.

این ویژگی در تلسکوپ‌های شکستی، به پراکندگی نور می‌انجامد؛ لبه‌های عدسی‌های این تلسکوپ‌ها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را به‌صورت طیف درمی‌آورند و در تصویر تلسکوپ حاشیه‌های رنگی پدید می‌آورند. برای حلّ این مشکل، نیوتُن در ۱۶۶۸، تلسکوپ بازتابشی را که جیمز گرگوری اسکاتلندی، پیش‌تر، طراحی کرده بود، کامل کرد و آن را همراه با تحلیل دقیق قوانین بازتابش و تجزیه‌ی نور به انجمن سلطنتی، پیش نهاد. کار نیوتن با مخالفت رابرت هوک فیزیک‌دان، روبه‌رو شد. هوک و کریستیان هویگنس هلندی، در آن زمان، صاحب تئوری موجی نور بودند که نیوتُن، آن را نمی‌پذیرفت. چندی بعد، نیوتُن بر پایه‌ی نظرات خود، کتابی درباره‌ی نورشناسی به نام «اپتیکس» نوشت ولی از بیم مخالفت‌های هوک، آن را تا ۱۷۰۴ که خود، رئیس انجمن سلطنتی شده و رابرت هوک نیز درگذشته بود، منتشر نکرد.

گرانش

Image
نسخه خود نیوتن از کتاب «پرینسیپیا» با اصلاحات دست‌نویس برای نسخه دوم

در ۱۶۸۴، نیوتُن که مطالعات خود را درباره‌ی گرانش و چگونگی حرکت سیّاره‌ها کامل کرده بود، رساله‌ای درباره‌ی آن نوشت که با توجّه ادموند هالی، ستاره‌شناس انگلیسی روبه‌رو شد. با تشویق و پیگیری او، سرانجام، نیوتُن، کتابش با نام «اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی» را کامل و با سرمایه‌ی هالی و به زبان علمی آن روز، لاتین، منتشر کرد. این کتاب بر جهان علم، به‌ویژه فیزیک، اثری بزرگ گذاشت و برخی، آن را برترین کتاب علمی تاریخ دانسته‌اند. یکی از نکاتی که درباره‌ی تهیّه و تنظیم کتاب «اصول ریاضی»، چندان توجّهی بدان نشده، این است که نیوتُن، این شاهکار را در عَرض هجده ماه، تمام کرد و در مدّتی که به تحریرش اشتغال داشت، به‌قدری از دنیا بی‌خبر بود که بارها صَرف غذا را فراموش می‌کرد و برای استراحت و خواب، چندان، وقت، صَرف نمی‌کرد؛ چه در حقیقت، خلق چنین اثری بزرگ در چنین مدّتی کوتاه، مستلزم تمرکز کامل فکر است. به‌همین جهت، نیوتون در پایان نگارش این شاهکار هم از حیث قوای جسمانی و هم آنِ فکری، علیل و فرسوده شد.[۱۱]

یوهانس کپلر، ستاره‌شناس آلمانی، در ۱۶۰۹، نظریّه‌ی انقلابی خود را درباره‌ی حرکت سیّاره‌ها پیش نهاد. در آن زمان، هنوز یافته‌های کوپرنیک، مقبولیّت عامّ پیدا نکرده بود و بیش‌ترِ مردم بر این باور بودند که سیّاره‌ها، خورشید و دیگر ستارگان به دور زمین می‌گردند. کپلر در کتاب خود، به نام «هیئت جدید»، تمام این پندارها را در هم ریخت. او با بهره‌گیری از نتایج رصدهای استادش، تیکو براهه و مشاهدات خود، ثابت کرد که سیّاره‌ها نه به دور زمین که گِرد خورشید می‌گردند و مدار آن‌ها نیز برخلاف تصوّر رایج، دایره‌ای نیست؛ بلکه بیضوی است. کپلر نتوانسته بود توضیح دهد که چرا مدار سیّاره‌ها به این شکل است و چه نیرویی، آن‌ها را به حرکت درمی‌آورد. همچنین، مشخّص نبود که چرا سرعت مداری سیّاره‌ها وقتی به خورشید نزدیک‌ترند، افزایش می‌یابد.

نیوتُن در کتاب «اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی»، معروف به «پرینسیپیا» (Principia)، به این پرسش‌ها پاسخ گفت. او ثابت کرد که نیروی کشش میان اجسام آسمانی، بر پایه‌ی قانون عکس مربّع، عمل می‌کند؛ یعنی مقدار نیروی گرانش میان خورشید و سیّاره، برابر است با عکس مجذور فاصله‌ی آن‌ها. او با تحلیل ریاضی، نشان داد که قانون عکس مربع، ناگزیر، مسیر حرکت سیّاره‌ها را بیضوی می‌سازد. او، حساب دیفرانسیل را در این زمان پی ریخت. آن‌گاه، گام بلند دیگری برداشت و قانون گرانش عمومی را کشف کرد که به موجب آن، هر جسمی در عالم به هر جسم دیگری، نیروی کششی، وارد می‌کند و مقدار این نیرو، محاسبه‌پذیر است.

قوانین نیوتُن در حرکت اجسام

Image
گهواره نیوتن در حال حرکت

در بخش دیگری از پرینسیپیا، نیوتُن، چگونگی حرکت اجسام را با سه قانون توصیف کرده‌است. این قوانین، آن‌قدر همه‌فهم و آشکارند که امروزه، کسی گمان نمی‌برد نیازی به کشف‌شدن داشته باشند. با این حال، نیوتُن، نخستین کسی بود که با نبوغ خود به آن‌ها پی‌برد و چیستان حرکت جسم را حل کرد.

  • قانون اوّل نیوتن (قانون لَختی): «هر جسم در سکون یا حرکت یکنواخت در راستای خط مستقیم، به همان حالت می‌ماند؛ مگر در اثر نیروهای بیرونی، ناچار به تغییر آن حالت شود.»
  • قانون دوّم نیوتن (رابطه‌ی نیرو و شتاب): «کلّ نیروی وارد بر یک جسم، برابر است با حاصل‌ضرب جرم آن جسم در شتاب آن.»
  • قانون سوّم نیوتن (قانون کنش و واکنش): «هرگاه جسمی به جسمی دیگر نیرو وارد کند، جسم دوّم نیز نیرویی به همان اندازه (مقدار) ولی در خلاف جهت بر جسم اوّل، وارد می‌کند.»

مجموعه‌ی قوانین سه‌گانه‌ی حرکت و قانون گرانش عمومی، اساس فناوری مدرن هستند و با پیدایش فرضیه‌های تازه‌تر از اهمیّت آن‌ها کاسته نشده‌است.

الهیات نیوتُن

نیوتُن جهان را تجلّیِ سلطه‌ی مطلق خداوند می‌دانست. او در پیوست عمومی (۱۷۱۳) به کتاب «اصول ریاضی فلسفه‌ی طبیعی» نوشت: «این زیباترین سامانه‌ی خورشید، سیّارات و ستاره‌های دنباله‌دار، تنها می‌تواند از تدبیر و فرمانروایی یک وجود هوشمند و توانا، ناشی شده باشد. او در همه‌جا، حاضر است؛ نه به‌صورت مجازی، بلکه به‌صورت جوهری؛ چراکه قدرت نمی‌تواند بدون جوهر، وجود داشته باشد.» نیوتُن، نقش خدا در طبیعت را به «دستی» تشبیه می‌کرد که آفرینش را پایدار نگه می‌دارد: «خداوند، به‌وسیله‌ی اراده‌اش می‌تواند اجسام را در حوزه‌ی بی‌کران حسِّ یگانه‌ی خود حرکت دهد و بخش‌های گوناگون جهان را شکل دهد یا دگرگون کند. ما او را تنها از طریق صفاتش می‌شناسیم - فرمانروایی او، همان بازوی الهی است که بر همه‌چیز حکم می‌راند.» پژوهشگران، استدلال می‌کنند که الهیّات نیوتُن، تأثیر عمیقی بر فیزیک او گذاشت و قوانین طبیعی را به‌عنوان تجلّی اراده‌ی الهی، تفسیر می‌کرد.[۱۲][۱۳]

پذیرش مناصب حکومتی و ریاست انجمن سلطنتی

در کنار کارهای علمی، نیوتُن از مسئولیّت‌های حکومتی نیز روی‌گردان نبود. او در ۱۶۸۹، ۱۷۰۱ و ۱۷۰۲ به نمایندگی مجلس برگزیده شد. اگرچه تنها چیزی که در این سه سال در مجلس بر زبان آورد، درخواست بستن پنجره‌ها بود.

Image
آرامگاه نیوتن در کلیسای وست‌مینستر

در ۱۶۹۶ با فرمان چارلز مونتاگو، رئیس خزانه‌داری انگلستان، نیوتُن، ناظر ضرّابخانه‌ی سلطنتی شد و سه سال بعد، در ۱۶۹۹، مدیر آن شد. اگرچه نیوتُن، چنین مشاغلی را بیش‌تر برای سرگرمی می‌پذیرفت ولی گفته‌اند که در این مقام، وظیفه‌ی خود را «با شایستگی تمام»، انجام می‌داد. از ۱۷۰۳ تا پایان عمر، نیوتُن، رئیس انجمن سلطنتی بریتانیا و همچنین، یکی از اعضای فرهنگستان علوم فرانسه بود. او در ۱۷۰۵ از سوی ملکه آن به مقام شوالیه (شهسواری) رسید.

آیزاک نیوتُن در ۸۴ سالگی در لندن درگذشت. پیکر وی را در کلیسای وست مینیستر به خاک سپردند. او، نخستین دانشمندی بود که به این افتخار رسید.

زندگی شخصی

نیوتُن، شخصیتی آشکارا غیر عادّی داشت، بیش از اندازه، استثنایی امّا تک‌رو، سرد، بدعنق و تا حدّی به بدگمانی و حواس‌پرتی و انجام کارهای غیر عادّی، معروف بود.[۱۴] او تا جایی پیش رفت که یک بار سنجاقی دراز را در کاسه‌ی چشم خود، بین چشم و استخوان کاسه‌ی چشم و تا جای ممکن، نزدیک به عقب چشم خود فروبُرد و به اطراف چرخاند تا ببیند چه می‌شود، اگرچه به گونه‌ای معجزه‌آسا، چیزی نشد.[۱۴] در موردی دیگر، تا جایی‌که می‌توانست تاب بیاورد به خورشید خیره شد تا ببیند چه اثری بر بینایی می‌گذارد؛ این بار نیز آسیب ماندگار ندید ولی مجبور شد چند روزی در یک اتاق تاریک بماند تا چشمانش به وضعیت عادّی برگردند.[۱۴]

هرچند نیوتُن، بیش‌تر برای آثار علمی، شهرت دارد امّا تعدادی از رساله‌های وی درباره‌ی تفسیر کتاب مقدّس، شهرت دارند. وی، خود را از اندک افراد زمانه می‌دانست که از سوی خدا برای تفسیر کتاب مقدّس، برگزیده شده بودند. وی مانند بسیاری دیگر از هم‌وطنان هم‌عصرش از ستایندگان آثار جوزف مید بود. نیوتُن، تأکید زیادی بر تفسیر مکاشفه‌ی یوحنا داشت و یادداشت‌های فراوانی درباره‌ی این بخش از انجیل دارد. وی، تثلیث را باور نداشت.[۱۵] او نیمی از عمر خود را به کیمیاگری و کارهای خودسرانه‌ی دینی گذراند و سال‌های سال به مطالعه‌ی نقشه‌ی طبقه‌ی همکف معبد گم‌شده‌ی سلیمان در بیت‌المقدّس گذراند (و زبان عبری را هم برای همین فراگرفت) تا سرنخ‌های ریاضی برای پیداکردن تاریخ دوّمین بازگشت مسیح و پایان جهان را در آن پیدا کند.[۱۶] او به کیمیاگری نیز دل‌بسته بود تا جایی‌که تجزیه‌ی یک رشته از موی سر نیوتن در دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی، نشان داد که جیوه‌ی مانده در آن، چهل برابر میزان عادی است[۱۶] که این، حواس‌پرتی او را نیز توجیه می‌کند که گاهی هنگام بیدارشدن، ساعت‌ها فراموش می‌کرد که باید از رختخواب برخیزد و نشسته در تختش در اندیشه‌های خود، غرق می‌شد.[۱۴]

اختلافات علمی

آیزاک نیوتُن با لایبنیتس بر سر اینکه کدام‌یک، زودتر، حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کرده‌اند، اختلاف داشت و هنگامی که لایبنیتس از آکادمی علوم سلطنتی درخواست کرد که کمیته‌ای بی‌طرف برای بررسی آن دست به کار شود، نیوتُن که رئیس آکادمی بود، کمیته‌ای از دوستان خود را برای این کار برگزید. در نتیجه، لایبنیتس به سرقت فکری، محکوم شد.[۱۷][۱۸]

پژوهش‌های انجیلی

نیوتن در نسخه‌ای از سال ۱۷۰۴، کوشش‌های خود برای استخراج داده‌های علمی از کتاب مقدّس را توصیف می‌کند و نوشت که جهان زودتر از سال ۲۰۶۰ به پایان نخواهد رسید. او در این باره گفت: «این را نه برای اینکه پایانِ جهان را پیش‌بینی کرده باشم، می‌گویم؛ بلکه برای ابطال گمانه‌های عجولانه‌ی انسان‌های خیال‌پرداز که مرتباً آخرالزّمان را پیش‌بینی می‌کنند، می‌گوییم که با هر بار شکستِ پیش‌بینی‌هایشان، اعتبارشان کاهش می‌یابد.»[۱۹]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  • ^ سر آیزاک نیوتون - مدرسه ریاضیات و آمار، دانشگاه سنت اندروز، اسکاتلند.
  1. ↑ در طول زندگی نیوتن، دو تقویم در اروپا مورد استفاده قرار داشت: تقویم ژولینی («روش قدیمی») مورد استفاده مناطق پروتستانتیسم و ارتدکس در انگلیس و تقویم میلادی («روش جدید») در کاتولیک روم اروپا.[۱]
  2. ↑ همچنین شناخته‌شده با نامِ اسحاق نیوتن («اسحاق» معرب «آیزاک» است)[۶]

پانویس

  1. ↑ "UPI Almanac for Friday, Jan. 4, 2019". United Press International. 4 January 2019. Archived from the original on 5 January 2019. Retrieved 4 September 2019. mathematician/astronomer/physicist Isaac Newton in 1643
  2. ↑ "Fellows of the Royal Society". London: Royal Society. Archived from the original on 16 March 2015.
  3. ↑ Feingold, Mordechai. Barrow, Isaac (1630–1677), Oxford Dictionary of National Biography, Oxford University Press, September 2004; online edn, May 2007. Retrieved 24 February 2009; explained further in Mordechai Feingold's "Newton, Leibniz, and Barrow Too: An Attempt at a Reinterpretation" in Isis, Vol. 84, No. 2 (June 1993), pp. 310–338.
  4. ↑ "Dictionary of Scientific Biography". Notes, No. 4. Archived from the original on 25 February 2005.
  5. ↑ Gjertsen 1986, p. &#91, کدام صفحه؟&#93,
  6. ↑ حکمت، علی‌اصغر (فروردین ۱۳۰۶). «اسحاق نیوتن (تولد 1642 - وفات 1727)». تعلیم و تربیت (۲۴). دریافت‌شده در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. ↑ Richard S. Westfall – Indiana University The Galileo Project. (Rice University). Retrieved ۵ July ۲۰۰۸.
  8. ↑ Rosinsky, Sir Isaac Newton: Brilliant Mathematician and Scientist, 19.
  9. ↑ "Sir Isaac Newton" (in English). Encyclopædia Britannica. Retrieved 3 April 2014.
  10. ↑ «Biogrophy of Isaac Newton».
  11. ↑ رابرت بی. داونز. کتاب‌هایی که دنیا را تغییر دادند. ترجمهٔ محمود فخرداعی. انتشارات ابن‌سینا. ص. ۲۶۶ (فصل یازدهم، نظام کائنات).
  12. ↑ "پروژه دیجیتال دست نوشته‌های نیوتن" (in English).
  13. ↑ "اشاره نیوتن به قدرت الهی در فیزیک" (in English).
  14. 1 2 3 4 بیل برایسن، تاریخچهٔ تقریباً همه چیز، برگردان محمدتقی فرامرزی، صفحهٔ ۶۶.
  15. ↑ Avery Cardinal Dulles. The Deist Minimum بایگانی‌شده در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine. 2005.
  16. 1 2 بیل برایسن، تاریخچهٔ تقریباً همه چیز، برگردان محمدتقی فرامرزی، صفحهٔ ۶۷.
  17. ↑ هاوکینگ, استیون (1388). تاریخچه کوتاه‌تر زمان (in فارسی). نشر فاطمی. pp. 120121. ISBN 964-318-437-4.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  18. ↑ گریبین, جان (1389). "انقلابات نیوتونی". تاریخ علم غرب (عنوان اصلی:Science :a history). 130–166 (in فارسی). نشر فاطمی. ISBN 978-964-318-606-7.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  19. ↑ "Papers Show Isaac Newton's Religious Side, Predict Date of Apocalypse". The Christian Post. 19 June 2007. Retrieved 28 May 2018.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:خدمت بایگانی منسوخ (رده)

منابع

  • هاوکینگ, استیون (1388). تاریخچه کوتاه‌تر زمان (in فارسی). نشر فاطمی. ISBN 964-318-437-4.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • برایسن، بیل (۱۳۸۸). تاریخچهٔ تقریباً همه چیز. ترجمهٔ محمدتقی فرامرزی. تهران: انتشارات مازیار. شابک ۹۶۴-۵۶۷۶-۴۸-۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • گریبین, جان (1389). "انقلابات نیوتونی". تاریخ علم غرب (عنوان اصلی:Science :a history). 130–166 (in فارسی). نشر فاطمی. ISBN 978-964-318-606-7.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • اسحاق نیوتن/ آلفرد روپرت هال؛ ترجمهٔ حسن افشار. - تهران: نشر مرکز
  • تاریخ علم کمبریج/ کالین ا. رُنان؛ ترجمهٔ حسن افشار. - تهران: نشر مرکز، چاپ سوم: ۱۳۸۲
  • زندگی نامهٔ اسحاق نیوتون

پیوند به بیرون