سامری
سامری یا السامری یکی از شخصیتهای قرآن است که به گفته قرآن در زمان غیبت موسی در دوره سرگردانی بنیاسرائیل در بیابان، گوسالهای ساخت و بنیاسرائیل شروع به پرستش آن کردند.[۱] این قصه شبیه به داستانی در سفر خروج در تورات است که در آن هارون در زمان غیبت موسی گوسالهای ساخت.
سامری در قرآن
[ویرایش | اشتراکگذاری]در قرآن از شخصیت سامری و گمراه شدن بنی اسرائیل به دست او سه مرتبه به صورت صریح [۱](طه: ۸۷،۸۵ و ۹۵) و چندین مرتبه به گونۀ غیر مستقیم (بقره: ۵۱-۵۴ ،۹۲-۹۳ ؛ نسا: ۱۵۳؛ اعراف: ۱۴۸-۱۵۳) سخن رفته است. بنا بر روایت قرآن (اعراف :۱۴۳، ۱۵۰، ۱۵۴) هنگامی که موسی برای دریافت لوحهای الهی به میقات رفته بود، در نبود او قومش مورد امتحان خداوند قرار گرفت و سامری آنها را گمراه کرد (طه: ۸۵) از مقدار زیادی زیورآلات که توسط بنی اسرائیل که هم ایشان و هم خود او حامل آنها بودند، جسد گوساله ای را پدید آورد که صدایی شبیه بانگ گاو نیز بهره داشت؛ آنگاه به بنی اسرائیل گفت این خدای شما و خدای موسی است [۲][۳]
آغاز این گوساله پرستی در حالی است که هارون، برادر موسی، که در غیاب وی وظیفۀ هدایت و ولایتش بر مردم را کاملاً به جا آورد، به قوم موسی یادآوری کرد که خدای شما پروردگار جهانیان است و نه این گوساله؛ اما بنی اسرائیل از پذیرش حرف وی سرپیچیدند و بر کفر خود تا بازگشت موسی پا فشردند [۴] در همین حال به موسی وحی میشود که قومت را مورد آزمون قرار دادیم و سامری آنها را گمراه کرد؛ موسی با اسف و خشم بسیار در میان قوم خود حاضر شده، ضمن عتابی سخت، نعمتها و منت هایی که خداوند بر ایشان ارزانی داشته را یادآور میشود. در مقابل بنی اسرائیل انحرافشان را به سامری حواله میدهند. موسی علت این گمراه سازی را از سامری جویا می شود، پاسخ سامری آن است که من از چیزی آگاهی یافتم که دیگران از آن آگاه نبودند، مقداری از اثر رسول را برداشتم و با آن زیورها آمیختم و چنین گوساله ای را پدید آوردم و نفس من این چنین کاری را در نظرم آراست [۵].
موسی پس از هدایت دوبارۀ قومشْ موکداً خدای یگانه را یادآور شده، سامری را به عذابی سخت در دنیا و آخرت وعده میدهد و نهایتاً گوساله وی را می سوزاند و خاکسترش را به آب دریا می ریزد [۶]
پس از این رخداد بنی اسرائیل به درگاه خداوند توبه می کنند [۷] و خداوند نیز توبه شان را می پذیرد [۸].
سامری در تورات
[ویرایش | اشتراکگذاری]ماجرای سامری در عهد عتیق [۹] نیز آمده است. ساختمان کلی روایت عهد عتیق تا حدود زیادی با قرآن مطابقت دارد اما تنها تفاوت برجستۀ آن این است که در عهد عتیق به جای نام سامری _به عنوان شخصی که تبلیغ به گوساله پرستی کرد_ نام هارون مذکور است، که در غیاب موسی بنا به خواست مردم بنی اسرائیل گوسالۀ زرینی ساخت و در برابر ایشان عید گرفت، مذبحی فراهم کرد و دستور داد برای آن قربانی کنند. [۱۰]
تفسیر ماجرای سامری
[ویرایش | اشتراکگذاری]اثر رسول
[ویرایش | اشتراکگذاری]دربارۀ معنی عبارت اثر رسول در آیه۹۶سورۀ طه، منابعی چون طبری و چند تفسیر پس از آن نوشتهاند وقتی که جبرئیل سوار بر اسب حیات (حیزوم) در حال حرکت بود، سامری او را شناخت، از زیر سم اسب او مشتی خاک برداشت و متوجه شد که این خاک به هر چیزی که ریخته شود آن را زنده و جاندار میکند [۱۱]؛ این منابع متفقاً متضمن آن اند که این برخورد سامری با جبرئیل در هنگام گذشتن بنی اسرائیل از دریا و نجات از دست فرعون اتفاق افتاده، حال آنکه فخر رازی روایتی از علی نقل میکند که بنابر آن سامری وقتی جبرئیل را دید که فرشته وحی موسی را به طور می برد [۱۲] این در حالی است که حدسهایی هم مبنی بر این که «اثر رسول» میتواند جای پای خود جبرئیل باشد زده شده است.
به هر روی اگر بپذیریم که چه مستقیماً خاک زیر پای خود جبرئیل و چه خاک زیر پای اسب او مورد استفادۀ سامری قرار گرفته باشد نتیجۀ یکسان این خواهد بود که این اثر روح بخش بوده است و موجب شده که آن گاو به صدا در آید [و یا جان بگیرد].
«جسد» گاو صدادار
[ویرایش | اشتراکگذاری]دربارۀ کیفیت صدای این گاو هم اقوال گوناگون است. برخی گفتهاند اصلاً این گاو موجودی جاندار نبوده است (با تکیه بر لفظ «جسد» که هرگز در معنای موجود زنده به کار نرفته؛ [۱۳] بلکه به وسیلۀ لولههایی که سامری در آن تعبیه کرده بود امکان ایجاد صدایی شبیه بانگ گاو در آن به وجود آمده بود [۱۴].
گروهی دیگر با نظر به ترجمۀ پاره پاره کردن گاو [۱۵] در آیات پایانی داستان پنداشته اند که گاوِ منظور، حیوانی دارای گوشت و خون بوده است [۱۶] زیرا که سوزاندن طلا چندان معنایی ندارد [۱۷] و صدای آن را بانگ گاو زنده انگاشتهاند.
در مجموع با نگاهی به پیشینۀ آیین گاو پرستی در میان مصریان و کنعانیان که ال بزرگترین خدایشان بود را «گاو نر» مینامیدند و البته قدیمیترین معابد کشفشده بنیاسرائیل از قرن دوازدهم قبل از میلاد که دارای مذبحهایی در فضای آزاد هستند _در این معابد، مجسمههایی گاو نر برنزی یافت شده که یادآور ال است زیرا یکی از شیوههای نمایش ال در دین کنعانی، نمایش او در ظاهر گاوی نر بود. این مذبحها مکانی برای برگزاری جشنها، تقدیم قربانی، قسمخوردن و حل اختلافات قانونی بودند_ و همچنین تعلیلهای تفاسیر احتمال آنکه بنی اسرائیلیان ( که تعدادشان را هشت هزار [۱۸]، دوازده هزار [۱۹] و پانزده هزار نفر [۲۰] نوشتهاند) به پرستش بتِ گوساله ای پرداخته باشند بیشتر است [۲۱].
واکنش موسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موسی پس از بازگشت از طور و مشاهدۀ وضعیت به وجود آمده توسط سامری ابتدا قصد داشت او را بکشد اما به فرمان خداوند از قتل وی چشم پوشید (امام صادق علت به قتل نرساندن سامری را سخاوت وی دانستهاند.[۲۲]
پس از آنکه موسی علت این گمراه سازی را از سامری پرسید و از وی سوال کرد: [ای سامری] چه چیز تو را به این عمل واداشت؟ [۲۳] صراحتاً پاسخ پیروی از نفس [۲۴] را عرضه داشت؛ لذا جرمش محرز شد و موسی اقدام به مجازاتش کرد. وی را از میان اجتماع مردمان طرد کرد آن هم مشروط به شرایط زیر: هیچ کس حق برقراری ارتباط، لمس، خرید و فروش، مکالمه، هم نشینی و ... را با سامری و برعکس نخواهد داشت؛ این همه در حالی است که روایات دیگری نیز در بیان نوع این واکنش نوشته شده است. مثلا: برخی گفتهاند به دنبال نفرین موسی سامری به مرض عِقام دچار شد و به این واسطه به احدی نزدیک نمیشد. [۲۵] بعضی دیگر گفتهاند که دچار جذام یا وسواس مفرط شد، به گونهای که دائماً از مردم میگریخت و فریاد لامِساسَ! لامِساسَ! (دستم مزنید! دستم مزنید!) سر میداد.[۲۶]
سامری در ادب فارسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مسلماً نظر به تأثر عمیق ادبیات فارسی از قرآن، بازتاب یکی از داستانهای مهم این کتاب در این عرصه امری بدیهی است.
در ادبیات فارسی نماد سامری عموماً دالّ بر مضامینی چون: جادوگری و ساحری (با بیشترین بسامد)، فریبایی، طرد شدگی، شکست خوردگی برابر قهر و مکر خداوند و ... است. در ادامه چند نمونه از این مصادیق را ذکر میکنیم :
چوب موسی گرفتار بنمود سحر ساحری سامری کرد آخر اندر امت او سامری
به هارون ما داد موسی مر آن را نبرد دست دستی بهدان سامری را
- معزی:
اژدها کردار تا شمشیر تو آشفته گشت سامری کردار بدخواه تو از دنیا رمید
کاسد و فاسد شد آن سحر حرام سامری هست گفتار سنایی عشق را سحر حلال
آنکه پیش کلک و نطقش آن دو سحر آنگه حلال صد چو من هستند چون گوساله پیش سامری
پیش تخت خسرو موسی کف هارون زبان این منم چون سامری سحر ازمیان انگیخته
با گاو زری که سامری ساخت گوساله شمار زرگران را
از روزگار ترس نه از رند روزگار از سامری هراس نه از گاو سامری
چنان در سحرکاری دست دارد که سحر سامری بازی شمارد
- عطار:
هر که در دنیا کند یاوه گری بی شکی باشد چو قوم سامری
خویش و بیگانه شده از ما رمان بر مثال سامری از مردمان
سامرییی خود که باشد ای سگان که خدایی بر تراشد در جهان
پیش گاوی سجده کردی از خری گشت عقلت صید سحر سامری
- سعدی:
قامتی داری که سحری می کند کاندر آن عاجز بماند سامری
بهار روی تو بازار مشتری بشکست فریب چشم تو ناموس سامری بشکست
- حافظ:
بانگ گاوی چه صدا باز دهد عشوه مخر سامری کیست که که دست از ید بیضا ببرد
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2
{{cite book}}: یادکرد خالی (کمک) - ↑ «متن قرآن, سوره 20: طه, آیه 87 - آیه 96». www.parsquran.com. دریافتشده در ۲۰۲۶-۰۲-۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «آیه 148 سوره اعراف - دانشنامهی اسلامی». wiki.ahlolbait.com. دریافتشده در ۲۰۲۶-۰۲-۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ سوره طه: ۹۰ و ۹۱
- ↑ طه: ۹۵ و ۹۶
- ↑ طه: ۹۸؛ نیز نک طبری، ۱۳۲۸ه.ق: ۱۶، ۲۰۸؛ عیاشی، ۱۳۸۱ه.ق: ۵۱،۱؛ حدادی، ۱۳۹۰ه.ش: ۲۴۰
- ↑ اعراف: ۱۴۹
- ↑ بقره: ۵۴ ؛ اعراف: ۱۵۳؛ نسا: ۱۵۳
- ↑ سفر خروج، باب: ۳۲
- ↑ سفر خروج، ۳۲: ۲- ۶
- ↑ طبری: ۱۳۲۸ه.ق:۱، ۲۸۱؛ قمی، ۱۴۰۴ه.ق: ۶۲،۲؛ ثعلبی،۱۴۱۰ه.ق: ۶، ۲۵۶
- ↑ فخر رازی،۱۴۰۱ه.ق:۲۲، ۱۱۰
- ↑ طباطبایی، ۱۳۸۳ه.ش: ۱۴، ۲۶۸و۲۷۳
- ↑ خزائلی، ۱۳۴۱ه.ش: ۳۳۸
- ↑ خواندمیر، ۱۳۳۳ه.ش: ۱، ۱۱۳ و ۱۱۴
- ↑ همان: ۳۹۲
- ↑ کاشانی: ۱۳۴۱ه.ش: ۶، ۲۲
- ↑ ثعلبی،۱۴۱۰ه.ق: ۱، ۱۹۴
- ↑ طبری ۱۳۶۷ه.ش: ۳۸۸،۲
- ↑ همان جا
- ↑ مکارم شیرازی، ۱۳۶۲ه.ش: ۱۳، ۲۸۸ ؛ قرشی، ۱۳۵۳ه.ش: ۳، ۳۲۲
- ↑ کلینی، ۱۴۳۴ه.ق: ۴ ،۴۱ ؛ ثعلبی، ۱۴۱۰ه.ق: ۶، ۲۵۶؛ اسفراینی، ۱۳۷۵ه.ق: ۳ ،۱۳۹۲
- ↑ طه: ۹۵؛ دربارۀ ترجمۀ فوق رک طباطبایی، ۱۳۸۳ه.ش: ۱۴، ۲۷۲
- ↑ صدر حاج سید جوادی،۱۳۸۱ه.ش: ۹، ۳۶
- ↑ کاشانی، ۱۳۴۱ه.ق: ۶ ،۲۲
- ↑ آلوسی، ۱۴۱۵ه.ق: ۱۶، ۲۵۶؛ خزائلی ۱۳۴۱ه.ش، ۳۴۲
- ↑ رودکی، به نقل از دهخدا
- ↑ ناصرخسرو، ۱۳۵۷: ۱۴۳
- ↑ معزی، ۱۳۱۸ :۱۴۳
- ↑ سنایی، ۱۳۸۸: ۳۴۸
- ↑ انوری،۱۳۳۷: ۴۷۰
- ↑ خاقانی،۱۳۳۸
- ↑ نظامی، به نقل از دهخدا
- ↑ عطار،۱۳۸۶
- ↑ مولوی، ۱۹۲۵: ۱۳۸
- ↑ مولوی،۱۹۲۵: ۳۵۹
- ↑ مثنوی، همان
- ↑ سعدی،۱۳۸۵: ۸۷
- ↑ خواجوی،۱۳۶۹: ۲۰۹
- ↑ حافظ،۱۳۶۲: ۲۶۴
_ اسفراینی ، شهفوربن طاهر (۱۳۷۵ ه.ش) ، تاج التراجم فی تفسیرالقرآن للاعاجم ،تصحیح نجیب مایل هروی ؛ علی اکبر الهی خراسانی ، تهران علمی و فرهنگی .
_ آلوسی، محمد بن عبدالله ( ۱۴۱۵ه.ق) ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ضبطه و صححه علی عبدالباری عطیه، بیروت ، دارالکتب العلمیه.
_ انوری، اوحدالدین محمد بن محمد( ۱۳۳۷ه.ش)، دیوان انوری، به اهتمام محمدتقی مدرس رضوی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر .
_ ثعلبی، ابواسحاق احمد ( ۱۴۱۰ه.ق)، الکشف و البیان، دراسة ابی محمد بن عاشور؛ مراجعه نظیر الساعدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی .
_ حافظ، شمس الدین محمد ( ۱۳۶۲ه.ش) ، دیوان حافظ، تصحیح و توضیح پرویز ناتل خانلری، تهران، خوارزمی .
حدادی، احمد بن محمد ( ۱۳۹۰ه.ش)، معانی کتاب الله تعالی و تفسیره المنیر، با مقدمه محمد عمادی حائری، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی .
_ خاقانی، افضل الدین بدیل بن علی( ۱۳۳۸ه.ش )، دیوان خاقانی، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، زوار .
_ خزائلی، محمد ( ۱۳۴۱ه.ش )، اعلام قرآن، تهران، امیرکبیر .
_ خواجو، کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی( ۱۳۶۹ه.ش)، دیوان خواجو کرمانی، به اهتمام و تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، پاژنگ .
_ خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین ( ۱۳۳۳ه.ش )، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، با مقدمه جلال الدین همایی، تهران، خیام .
_ دهخدا، علی اکبر و دیگران(۱۳۲۵-۱۳۵۲ه.ش)، لغت نامه، تهران، سازمان لغت نامه دهخدا
_ رامین، علی و دیگران ( ۱۳۸۹ه.ش )، دانشنامه دانش گستر، تهران، موسسه علمی فرهنگی دانش گستر .
_ سعدی، مشرف الدین مصلح بن عبدالله ( ۱۳۸۵ه.ش)، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران، سخن .
_ سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم ( ۱۳۸۸ه.ش)، دیوان سنایی، به سعی و اهتمام مدرس رضوی، تهران، سنایی .
_ صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران ( ۱۳۸۱ه.ش )، دایرة المعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی .
_ طباطبایی، سید محمدحسین ( ۱۳۸۳ه.ش)، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی .
_ طبری، ابوجعفر محمدبن جریر ( ۱۳۲۸ه.ق)، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه .
_ طبری، ابوجعفر محمدبن جریر ( ۱۳۶۷ه.ش)،ترجمه تفسیر طبری، ترجمه شده توسط عده ای از علمای ماوراءالنهر، تهران، توس .
_ عطار، فرید الدین ابوحامد محمد (۱۳۸۶ه.ش)، اسرارنامه، مقدمه تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن .
_ عیاشی، محمد بن مسعود ( ۱۳۸۲ه.ق)، کتاب التفسیر، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة الاسلامیه .
_ فخر رازی، محمد بن عمر ( ۱۴۰۱ه.ق)، تفسیر الفخر رازی المشتهر بتفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب، بیروت، بی نا .
_ قرشی، سید علی اکبر ( ۱۳۵۳ه.ش)، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه .
_ قمی، علی بن ابراهیم ( ۱۴۰۴ه.ق )، تفسیر القمی، مقدمه و تصحیح سید طیب موسوی جزایری، قم، بی نا .
کاشانی، ملا فتح الله (۱۳۴۱ه.ق)، منهجالصادقین فی الزام المخالفین، تصحیح ابوالحسن شعرانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه .
_ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۳۰ه.ق)، الکافی، تحقیق مرکز بحوث دارالحدیث قسم احیا التراث، قم، دارالحدیث .
_ معزی، ابوعبدالله محمد بن عبدالملک ( ۱۳۱۸ه.ش )، دیوان امیر معزی، به سعی و اهتمام عباس اقبال، تهران، کتابفروشی اسلامیه .
_ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران ( ۱۳۶۲ه.ش)، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه .
_ مولوی، جلال الدین محمد ( ۱۹۲۵م )، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد الین نیکلسون، مجموعه اوقاف گیب .
_ ناصر خسرو، ابن حارث القبادیانی ( ۱۳۵۷ه.ش)، دیوان ناصر خسرو، به اهتمام مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، موسسه مک گیل .
منبع غیر حقیقی
گروه وبگردی، باشگاه خبرنگاران جوان، گوساله سامری در ادب فارسی نماد چیست؟، ۳۱ /۲ /۱۳۹۸،www.yjc.ir .