پرش به محتوا

تاریخ یهودیان در ایتالیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تاریخ یهودیان در ایتالیا بیش از دو هزار سال تا به امروز را در بر می‌گیرد. حضور یهودیان در ایتالیا به دوره روم پیش از مسیحیت برمی‌گردد و با وجود دوره‌های آزار و اذیت شدید و اخراج، تا به امروز ادامه داشته است. تا سال ۲۰۱۹، جمعیت اصلی یهودیان در ایتالیا حدود ۴۵۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود.[۱] در سال ۲۰۲۳، مرکز مطالعات ادیان جدید این تعداد را ۳۶۰۰۰ نفر تخمین زد، در حالی که اتحادیه جوامع یهودی ایتالیا این تعداد را ۲۷۰۰۰ نفر اعلام کرد.[۲]

روم پیش از مسیحیت

[ویرایش]

جوامع یهودیان رم احتمالاً یکی از قدیمی‌ترین جوامع یهودی مستمر در جهان هستند که از دوران کلاسیک تاکنون ادامه داشته‌اند.[۳]

به‌طور قطع، مشخص است که در سال ۱۳۹ پیش از میلاد، شمعون حسمونی سفیری از خاندان حشمون به روم فرستاد تا اتحاد خود را با جمهوری روم علیه امپراتوری سلوکی تقویت کند.[۴] سفیران با استقبال گرم همکیشان خود که از قبل در روم مستقر بودند، روبرو شدند.

تعداد زیادی از یهودیان حتی در اواخر دوره جمهوری روم (از حدود ۱۵۰ سال قبل از میلاد) در روم زندگی می‌کردند. آنها عمدتاً یونانی زبان و فقیر بودند. از آنجایی که روم در طول قرن‌های دوم و اول دوران مشترک، ارتباط و معاملات نظامی/تجاری فزاینده‌ای با شام یونانی زبان داشت، بسیاری از یونانیان و همچنین یهودیان به عنوان تاجر به روم آمدند یا به عنوان برده به آنجا آورده شدند.[۵]

به نظر می‌رسد رومی‌ها یهودیان را پیروان آداب و رسوم مذهبی عجیب و غریب و عقب‌مانده می‌دانستند، اما یهودستیزی به شکلی که در جهان مسیحیت و اسلام وجود داشت، وجود نداشت (به بخش ضد یهودیتدر امپراتوری روم پیش از مسیحیت مراجعه کنید).[۶] با وجود تحقیر، رومی‌ها قدمت دین یهودیان و شهرت معبد آنها در اورشلیم (معبد دوم اورشلیم) را به رسمیت می‌شناختند و به آن احترام می‌گذاشتند. بسیاری از رومی‌ها اطلاعات زیادی در مورد یهودیت نداشتند، از جمله امپراتور آگوستوس که به گفته زندگینامه‌نویسش، سوتونیوس، فکر می‌کرد یهودیان در روز سبت روزه می‌گیرند. جولیوس سزار به عنوان دوست بزرگ یهودیان شناخته می‌شد و آنها از اولین کسانی بودند که برای ترور او سوگواری کردند.[۷]

در روم، جامعه بسیار سازمان‌یافته بود و توسط رؤسایی به نام άρχοντες (آرخونتس) یا γερουσιάρχοι (گروسیارخوی) اداره می‌شد. یهودیان در روم چندین کنیسه داشتند که رهبر معنوی آنها αρχισυνάγωγος (آرشیسیناگوگوس) نامیده می‌شد. سنگ قبرهای آنها، که عمدتاً به زبان یونانی و تعداد کمی به زبان عبری / آرامی یا لاتین بودند، با منورا (شمعدان هفت شاخه) آیینی تزئین شده بودند.

برخی از محققان پیش از این استدلال کرده‌اند که یهودیان در امپراتوری روم پیش از مسیحیت در تبلیغ یهودیت رومیان فعال بودند و این امر منجر به افزایش تعداد گروندگان مستقیم به دین یهود شد.[۸] اجماع جدید این است که این موضوع صحت ندارد.[۹] به گفته اریش اس. گروئن، اگرچه گرویدن به دین اتفاق افتاده است، اما هیچ مدرکی مبنی بر تلاش یهودیان برای گرواندن غیریهودیان به یهودیت وجود ندارد.[۱۰] همچنین استدلال شده است که برخی از مردم برخی از اعمال و باورهای یهودیت را بدون گرویدن واقعی به دین یهود پذیرفته‌اند (که به آنها ترسایان می‌گویند).

سرنوشت یهودیان در روم و ایتالیا متغیر بود و اخراج‌های جزئی در زمان امپراتوران تیبریوس و کلودیوس انجام می‌شد.[۱۱][۱۲] پس از شورش‌های پی در پی یهودیان در سال‌های ۶۶ و ۱۳۲ میلادی، بسیاری از یهودیان یهودیه به عنوان برده به روم آورده شدند (در دنیای باستان رسم بر این بود که اسیران جنگی و ساکنان شهرهای شکست خورده به عنوان برده فروخته شوند). این شورش‌ها از زمان سلطنت وسپاسیان به بعد باعث افزایش خصومت رسمی شد. جدی‌ترین اقدام، مالیات یهودی بود که مالیاتی بود که همه یهودیان در امپراتوری روم باید پرداخت می‌کردند. این مالیات جدید جایگزین عشریه شد که قبلاً به معبد اورشلیم فرستاده می‌شد (که در سال ۷۰ میلادی توسط رومیان تخریب شد) و به جای آن در معبد سه‌گانه کاپیتولین در روم استفاده می‌شد.

علاوه بر رم، در این دوره تعداد قابل توجهی از جوامع یهودی در جنوب ایتالیا وجود داشتند. به عنوان مثال، مناطق سیسیل، کالابریا و آپولیا جمعیت‌های یهودی مستقری داشتند.[۱۳]

اواخر دوران باستان

[ویرایش]

در اواخر دوران باستان، جوامع یهودی در ایتالیا در مناطق شهری و روستایی پراکنده بودند. اکتشافات باستان‌شناسی، مانند سنگ‌نوشته‌ها و دخمه‌های یهودی، تحرک قابل توجه یهودیان را نشان می‌دهد. یهودیان از فلسطین و جوامع مختلف پراکنده به ایتالیا آمدند.[۱۴] به عنوان مثال، شهر رم، مهاجران یهودی را از مناطق مختلف، از جمله سیسیل، ایتالیا و مدیترانه شرقی جذب کرد. ناپل، میلان و سیسیل نیز میزبان جوامع یهودی با ریشه‌های متنوع بودند. به عنوان مثال، ناپل شاهد مهاجرت یهودیان از ونافروم، رم، قیصریه (احتمالاً قیساریه دریایی) و موریتانیا بود، در حالی که میلان پذیرای یهودیان از اسکندریه بود. سیسیل میزبان مهاجران یهودی از مصر بود و در ونوسا، یهودیان از لچه و آلبانی دفن شدند.[۱۴]

با ترویج مسیحیت به عنوان دین قانونی امپراتوری روم توسط کنستانتین در سال ۳۱۳ (فرمان میلان)، جایگاه یهودیان در ایتالیا و در سراسر امپراتوری به سرعت و به طرز چشمگیری کاهش یافت. کنستانتین قوانین ظالمانه‌ای برای یهودیان وضع کرد؛ اما این قوانین به نوبه خود توسط جولیان مرتد لغو شدند، که تا حدی به یهودیان لطف نشان داد که به آنها اجازه داد طرح بازسازی معبد اورشلیم را از سر بگیرند. این امتیاز در زمان جانشین او که باز هم مسیحی بود، پس گرفته شد؛ و سپس ظلم به‌طور قابل توجهی افزایش یافت. مسیحیت نیقیه در سال ۳۸۰، اندکی قبل از سقوط امپراتوری روم غربی، به عنوان کلیسای دولتی امپراتوری روم پذیرفته شد.

در زمان تأسیس حکومت اوستروگوت‌ها تحت حکومت تئودوریک (۴۹۳–۵۲۶)، جوامع یهودی در حال شکوفایی در رم، میلان، جنوا، پالرمو، مسینا، آگریگجنتو و ساردینیا وجود داشتند. پاپ‌های آن دوره به‌طور جدی با یهودیان مخالف نبودند؛ و این امر شور و اشتیاقی را که یهودیان برای اوستروگوت‌ها در برابر نیروهای ژوستینین - به ویژه در ناپل، جایی که دفاع قابل توجه شهر تقریباً به‌طور کامل توسط یهودیان انجام می‌شد - به دست گرفتند، توضیح می‌دهد. پس از شکست تلاش‌های مختلف برای تبدیل ایتالیا به استانی از امپراتوری بیزانس، یهودیان مجبور شدند ظلم و ستم زیادی را از سوی اگزارک راونا متحمل شوند. اما طولی نکشید که بخش بزرگتر ایتالیا به تصرف لومباردها (۵۶۸–۷۷۴) درآمد، که تحت حکومت آنها در صلح زندگی می‌کردند. در واقع، لومباردها هیچ قانون استثنایی در رابطه با یهودیان تصویب نکردند. حتی پس از آنکه لومباردها کاتولیک را پذیرفتند، وضعیت یهودیان همیشه مطلوب بود، زیرا پاپ‌های آن زمان نه تنها آنها را آزار و اذیت نمی‌کردند، بلکه کم و بیش از آنها حمایت می‌کردند. پاپ گرگوری اول با آنها با ملاحظه زیادی رفتار می‌کرد. در زمان پاپ‌های بعدی، وضعیت یهودیان بدتر نشد؛ و همین امر در چندین ایالت کوچک‌تر که ایتالیا به آنها تقسیم شده بود، نیز صادق بود. هم پاپ‌ها و هم ایالت‌ها چنان درگیر اختلافات مداوم خارجی و داخلی بودند که یهودیان در آرامش به سر می‌بردند. در هر ایالت ایتالیا، میزان مشخصی از حمایت به آنها اعطا می‌شد. این واقعیت که مورخان این دوره به ندرت از یهودیان یاد می‌کنند، نشان می‌دهد که شرایط آنها قابل تحمل بوده است.

قرون وسطی

[ویرایش]
Image
ماخزور که به زبان عبری و با خط مربع ایتالیایی روی پوست نوشته شده و قدمت آن به قرن ۱۴ یا ۱۵ میلادی برمی‌گردد. کتابخانه چستر بیتی

چندین اخراج، از جمله یک اخراج کوتاه از بولونیا در سال ۱۱۷۲،[۱۵] و تغییر مذهب اجباری رخ داد: در سال ۱۳۸۰ در ترانی چهار کنیسه وجود داشت که در زمان چارلز سوم ناپل به کلیسا تبدیل شدند، در حالی که ۳۱۰ یهودی محلی مجبور به غسل تعمید شدند.[۱۶] برادرزاده خاخام ناتان بن یحییل به عنوان مدیر املاک پاپ الکساندر سوم فعالیت می‌کرد، که در شورای لاتران در سال ۱۱۷۹ احساسات دوستانه خود را نسبت به یهودیان نشان داد. او نقشه‌های اسقف‌های متخاصمی را که از قوانین ضدیهودی حمایت می‌کردند، خنثی کرد. تحت حکومت نورمن‌ها، یهودیان جنوب ایتالیا و سیسیل از آزادی بیشتری برخوردار بودند. آنها با مسیحیان برابر تلقی می‌شدند و اجازه داشتند هر شغلی را دنبال کنند. آنها همچنین در امور خود صلاحیت داشتند. قوانین شرعی علیه یهودیان در ایتالیا بیشتر از هر کشور یا منطقه دیگری نادیده گرفته می‌شد. یکی از پاپ‌های بعدی - چه نیکلاس چهارم (۱۲۸۸–۱۲۹۲) و چه بونیفاس هشتم (۱۲۹۴–۱۳۰۳) - یک پزشک یهودی به نام اسحاق بن مردخای، ملقب به مائسترو گاجو، داشت.

دستاورد ادبی

[ویرایش]

از جمله یهودیان اولیه ایتالیا که نسخه‌های خطی مکتوب از خود به جا گذاشتند، می‌توان به شبتای دونولو (متوفی ۹۸۲) اشاره کرد. دو قرن بعد (۱۱۵۰)، شاعرانی مانند شبتای بن موسی رومی؛ پسرش یحییل کالونیموس که زمانی حتی فراتر از ایتالیا نیز به عنوان مرجع تلمودی شناخته می‌شد؛ و ربی یحییل از خانواده مانسی (عناو) که او نیز اهل روم بود، به خاطر آثارشان شناخته شدند. ناتان، پسر ربی یحییل مذکور در بالا، نویسنده یک فرهنگ تلمودی ("عروک") بود که کلید مطالعه تلمود شد.

سلیمان بن ابراهیم بن پرهون در طول اقامت خود در سالرنو، یک فرهنگ لغت عبری تألیف کرد. این امر یهودیان ایتالیایی را به مطالعه مطالعات کتاب مقدس تشویق کرد. با این حال، در کل، فرهنگ ادبی عبری شکوفا نبود. تنها نویسنده شایسته در زمینه عبادات، یوآب بن سلیمان بود که برخی از آثار او موجود است.

در نیمه دوم قرن سیزدهم، نشانه‌هایی از فرهنگ عبری بهتر و مطالعه عمیق‌تر تلمود پدیدار شد. اشعیا دی ترانی بزرگ (۱۲۳۲–۱۲۷۹)، یکی از مراجع عالی‌رتبه تلمود، پاسخ‌های مشهور بسیاری نوشت. داوود، پسرش، و اشعیا دی ترانی کوچک، برادرزاده‌اش، راه او را دنبال کردند، همان‌طور که فرزندان آنها تا پایان قرن هفدهم نیز همین کار را کردند. مئیر بن موسی ریاست یک مدرسه مهم تلمودی در رم و ابراهیم بن یوسف ریاست مدرسه‌ای در پزارو را بر عهده داشتند. در رم، دو پزشک مشهور، ابراهیم و یحییل، از نوادگان ناتان بن یحییل، تلمود را تدریس می‌کردند. پائولا دی مانسی، یکی از زنان این خانواده بااستعداد، نیز به شهرت رسید. او دانش قابل توجهی از کتاب مقدس و تلمود داشت و تفاسیر کتاب مقدس را با خطی بسیار زیبا رونویسی می‌کرد.

بدتر شدن شرایط تحت حاکمیت اینوسنت سوم

[ویرایش]
Image
افترا خون سیمون از ترنت . تصویر در هارتمن، ۱۴۹۳

وضعیت یهودیان در ایتالیا در زمان پاپ اینوسنت سوم (۱۱۹۸–۱۲۱۶) به‌طور قابل توجهی بدتر شد. این پاپ کسانی را که یهودیان را در مناصب عمومی قرار می‌دادند یا حفظ می‌کردند، تهدید به تکفیر می‌کرد و اصرار داشت که هر یهودی دارای منصبی باید برکنار شود. عمیق‌ترین توهین، دستوری بود که هر یهودی باید همیشه یک نشان زرد مخصوص را که به‌طور آشکار نشان داده می‌شد، به خود آویزان کند. در سال ۱۲۳۵، پاپ گرگوری نهم اولین حکم را علیه اتهام قتل آیینی منتشر کرد. پاپ‌های دیگر از او پیروی کردند، به ویژه اینوسنت چهارم در سال ۱۲۴۷، گرگوری دهم در سال ۱۲۷۲، کلمنت ششم در سال ۱۳۴۸، گرگوری یازدهم در سال ۱۳۷۱، مارتین پنجم در سال ۱۴۲۲، نیکلاس پنجم در سال ۱۴۴۷، سیکتوس پنجم در سال ۱۴۷۵، پاول سوم در سال ۱۵۴۰ و بعدها الکساندر هفتم، کلمنت سیزدهم و کلمنت چهاردهم.

آنتی‌پاپ بندیکت سیزدهم

[ویرایش]

یهودیان از آزار و اذیت‌های بی‌رحمانهٔ ضدپاپِ مستقر در آوینیون، بندیکت سیزدهم، رنج زیادی بردند. آن‌ها با خوشحالی از جانشین او، مارتین پنجم، استقبال کردند. شورایی که توسط یهودیان در بولونیا تشکیل شد و در فورلی ادامه یافت، هیئتی را با هدایای گران‌قیمت نزد پاپ جدید فرستاد و از او خواست تا قوانین ظالمانهٔ وضع شده توسط بندیکت را لغو کند و به یهودیان امتیازاتی را که در زمان پاپ‌های قبلی به آن‌ها داده شده بود، اعطا کند. این هیئت در مأموریت خود موفق شد، اما دورهٔ فیض کوتاه بود. جانشین مارتین، اوگنیوس چهارم، که در ابتدا نسبت به یهودیان نظر مساعدی داشت، در نهایت تمام قوانین محدودکنندهٔ صادر شده توسط بندیکت را دوباره وضع کرد. با این حال، در ایتالیا، فرمان او عموماً نادیده گرفته شد. مراکز بزرگی مانند ونیز، فلورانس، جنوا و پیزا متوجه شدند که منافع تجاری آن‌ها از امور رهبران معنوی کلیسا مهم‌تر است. و بر این اساس، یهودیان، که بسیاری از آنها بانکدار و تاجر برجسته بودند، وضعیت خود را بهتر از همیشه یافتند. بدین ترتیب، دریافت مجوز تأسیس بانک و انجام معاملات پولی برای بانکداران یهودی آسان شد. در واقع، در یک مورد، حتی اسقف مانتوا، به نام پاپ، به یهودیان اجازه داد تا با بهره پول قرض دهند. بخش عمده‌ای از مذاکرات بانکی توسکانی در دست یک یهودی به نام یحییل اهل پیزا بود. موقعیت تأثیرگذار این سرمایه‌دار موفق، در زمان تبعید از اسپانیا، بیشترین مزیت را برای همکیشان او داشت.

دوره مدرن اولیه

[ویرایش]
Image
کنسولاسام ساموئل تا

تخمین زده می‌شود که در سال ۱۴۹۲ یهودیان بین ۳ تا ۶ درصد از جمعیت سیسیل را تشکیل می‌دادند.[۱۷] بسیاری از یهودیان سیسیلی ابتدا به کالابریا رفتند که از قرن چهارم میلادی جامعه‌ای یهودی در آن وجود داشت. در سال ۱۵۲۴ یهودیان از کالابریا و در سال ۱۵۴۰ از کل پادشاهی ناپل اخراج شدند، زیرا همه این مناطق تحت حکومت اسپانیا قرار گرفتند و مشمول حکم اخراج از سوی دادگاه تفتیش عقاید اسپانیا شدند.

در طول قرن شانزدهم، یهودیان به تدریج از جنوب ایتالیا به شمال نقل مکان کردند و شرایط برای یهودیان در رم پس از سال ۱۵۵۶ و جمهوری ونیز در دهه ۱۵۸۰ بدتر شد. بسیاری از یهودیان از ونیز و مناطق اطراف آن در این زمان به مشترک المنافع لهستان-لیتوانی مهاجرت کردند.[۱۸][۱۹]

پناهندگان اهل اسپانیا

[ویرایش]

هنگامی که یهودیان در سال ۱۴۹۲ از اسپانیا اخراج شدند، بسیاری از آنها به ایتالیا پناه بردند و در آنجا توسط شاه فردیناند اول ناپل مورد حمایت قرار گرفتند. یکی از پناهندگان، دون ایزاک آبراوانل، حتی در دربار ناپل منصبی دریافت کرد که در زمان پادشاه بعدی، آلفونسو دوم، آن را حفظ کرد. یهودیان اسپانیا نیز در فرارا توسط دوک ارکول دِسته اول و در توسکانی از طریق وساطت یِهیل پیزا و پسرانش به خوبی پذیرفته شدند. اما در رم و جنوا، آنها تمام رنج‌ها و عذاب‌هایی را که گرسنگی، طاعون و فقر با خود به همراه می‌آورد، تجربه کردند و برای فرار از گرسنگی مجبور به پذیرش غسل تعمید شدند. در چند مورد، تعداد پناهندگان از یهودیانی که قبلاً در آنجا ساکن بودند، بیشتر بود و بنابراین در امور مربوط به منافع عمومی و در جهت مطالعات، رأی تعیین‌کننده می‌دادند.

پاپ‌های الکساندر ششم تا کلمنت هفتم نسبت به یهودیان با گذشت بودند، زیرا مسائل فوری‌تری برای مشغول کردن آنها وجود داشت. پس از اخراج یهودیان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲، حدود ۹۰۰۰ یهودی فقیر اسپانیایی به مرزهای ایالات پاپی رسیدند. الکساندر ششم از آنها در رم استقبال کرد و اعلام کرد که آنها «اجازه دارند زندگی خود را بدون دخالت مسیحیان ادامه دهند، به مناسک خود ادامه دهند، ثروت کسب کنند و از بسیاری از امتیازات دیگر بهره‌مند شوند.» او به‌طور مشابه اجازه مهاجرت یهودیانی را که در سال ۱۴۹۷ از پرتغال و در سال ۱۴۹۸ از پرووانس اخراج شده بودند، صادر کرد[۲۰]

پاپ‌ها و بسیاری از کاردینال‌های بانفوذ، آشکارا یکی از شدیدترین مصوبات شورای بازل، یعنی ممنوعیت استخدام پزشکان یهودی توسط مسیحیان را نقض کردند؛ آنها حتی به یهودیان در دربار پاپ مناصب دادند. جوامع یهودی ناپل و رم بیشترین تعداد الحاق را دریافت کردند؛ اما بسیاری از یهودیان از این شهرها به آنکونا، ونیز، کالابریا و از آنجا به فلورانس و پادوا نقل مکان کردند. ونیز، با تقلید از اقدامات نفرت‌انگیز شهرهای آلمان، یک محله ویژه (گتو) را به یهودیان اختصاص داد.

اخراج از ناپل

[ویرایش]

حزب کاتولیک افراطی با تمام ابزارهای موجود تلاش کرد تا تفتیش عقاید را در قلمرو ناپل، که در آن زمان تحت حکومت اسپانیا بود، برقرار کند. چارلز پنجم، پس از بازگشت از پیروزی‌هایش در آفریقا، در آستانه تبعید یهودیان از ناپل بود که بنونیدا، همسر ساموئل آبراوانل، او را مجبور به تعویق این اقدام کرد. چند سال بعد، در سال ۱۵۳۳، فرمان مشابهی اعلام شد، اما در این مورد نیز ساموئل آبراوانل و دیگران توانستند با نفوذ خود، اجرای این فرمان را برای چندین سال به تعویق بیندازند. بسیاری از یهودیان به امپراتوری عثمانی، برخی به آنکونا و برخی دیگر به فرارا نقل مکان کردند، جایی که دوک ارکوله دوم با روی خوش از آنها استقبال کرد.

پس از مرگ پاپ پل سوم (۱۵۳۴–۱۵۴۹)، که به یهودیان توجه نشان داده بود، دوره‌ای از نزاع، آزار و اذیت و ناامیدی آغاز شد. چند سال بعد، یهودیان از جنوا تبعید شدند، که در میان پناهندگان، جوزف هاکوهن، پزشک دوج آندره‌آ دوریا و مورخ برجسته نیز حضور داشتند. دوک ارکوله به مارانوها، که از اسپانیا و پرتغال رانده شده بودند، اجازه داد تا وارد قلمرو او شوند و آزادانه و آشکارا یهودیت را اعلام کنند. ساموئل اوسک، مورخ دیگری که از تفتیش عقاید پرتغال گریخته بود، در فرارا ساکن شد و آبراهام اوسک یک چاپخانه بزرگ در آنجا تأسیس کرد. سومین اوسک، سلیمان، تاجر ونیزی و آنکونا و شاعری برجسته، سونت پترارک را به اشعار عالی اسپانیایی ترجمه کرد و این اثر مورد تحسین معاصران او قرار گرفت.

اگرچه بازگشت یهودیان مارانو اوسک به یهودیت شادی زیادی را در میان یهودیان ایتالیایی برانگیخت، اما این شادی با غم و اندوه عمیقی که با گرویدن دو نوه الیاس لویتا، لئون رومانو و ویتوریو الیانو به مسیحیت، آنها را در خود فرو برده بود، متعادل شد. یکی از آنها به عضوی از کلیسا تبدیل شد و دیگری، یک یسوعی. آنها به شدت تلمود را به پاپ ژولیوس سوم و دادگاه تفتیش عقاید انتقاد کردند. در نتیجه، پاپ حکم نابودی این اثر را صادر کرد، اثری که یکی از اسلافش، لئو دهم، چاپ آن را مجاز دانسته بود. در روز سال نو یهودی (۹ سپتامبر) در سال ۱۵۵۳، تمام نسخه‌های تلمود در شهرهای اصلی ایتالیا، در چاپخانه‌های ونیز و حتی در جزیره دورافتاده کاندیا (کرت)، سوزانده شدند. کاردینال الکساندر فارنیز که موفق به افشای مجرم واقعی شد، او را از اجرای این نقشه بازداشت.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. As reported by the American Jewish Yearbook (2007), on a total Italian population of circa 60 million people, which therefore is approx. 0.075%. Greater concentrations are in Rome and Milan. Cf. the demographic statistics by Sergio DellaPergola, published on World Jewish Population بایگانی‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۹ توسط Wayback Machine, American Jewish Committee, 2007.URL accessed 13 March 2013. As data originate from records kept by the various Italian Jewish congregations (which means they register "observant" Jews who have somehow had to go through basic rituals such as the Brit Milah or Bar/Bat Mitzvah etc.). Excluded are therefore "ethnic Jews", lay Jews, atheist/agnostic Jews, et al. – cfr. "Who is a Jew?". If these are added, then the total population would increase, possibly to approx. 45,000 Jews in Italy, not counting recent migrations from North Africa and Eastern Europe.
  2. "Italy". United States Department of State (به انگلیسی). Retrieved 2025-03-07.
  3. "The Jewish Community of Rome". The Museum of the Jewish People at Beit Hatfutsot. Archived from the original on 30 July 2019. Retrieved 18 September 2025.
  4. 1 Maccabees 14: 24: "After this Simon sent Numenius to Rome with a large gold shield weighing a thousand minas, to confirm the alliance with the Romans."
  5. Philo of Alexandria, with Charles Duke Yonge, trans. , The works of Philo Judaeus, the contemporary of Josephus (London, England: Henry G. Bohn, 1855), vol. 4, "A treatise on the virtues and on the office of ambassadors. Addressed to Caius.", p. 134. From p. 134: "How then did he [i.e., the emperor Caligula] look upon the great division of Rome which is on the other side of the river Tiber, which he was well aware was occupied and inhabited by the Jews? And they were mostly Roman citizens, having been emancipated; for, having been brought as captives into Italy, they were manumitted by those who had bought them for slaves, without ever having been compelled to alter any of their heredity or national observances."
  6. However, the Roman author Valerius Maximus in Book 1, Chapter 3, § 3 of his book Factorum ac dictorum memorabilium libri IX (Nine books of memorable deeds and sayings), states that during the consulship of Marcus Popillius Laenas and Gnaeus Calpurnius (c. 139 BC), the praetor Gnaeus Cornelius Hispanus expelled the Jews from Rome because they had tried to spread their religion among the Romans. See:
  7. https://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/judaica/ejud_0002_0011_0_10485.html; Suetonius, Divus Iulius, 84 (http://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Suetonius/12Caesars/Julius*.html#34)
  8. McGing, Brian: Population and proselytism: how many Jews were there in the ancient world?. , in Bartlett, John R. (ed.): Jews in the Hellenistic and Roman Cities. Routledge, 2002.
  9. Gregerman, A. (2011): The Lack of Evidence for a Jewish Christian Countermission in Galatia. Studies in Christian-Jewish Relations, 4 (1). doi:10.6017/scjr.v4i1.1513
  10. Gruen, Erich S. : Diaspora: Jews amidst Greeks and Romans, p. 46. Harvard University Press, 2004.
  11. The expulsion of the Jews from Rome by the emperor Tiberius is mentioned in:
  12. The expulsion of the Jews from Rome by the emperor Claudius is mentioned in:
  13. "Greece-Italy and the Mediterranean Islands". Jewish Web Index. Archived from the original on 14 March 2012.
  14. 1 2 Rutgers, Leonard; Bradbury, Scott (2006), Katz, Steven T. (ed.), "The Diaspora, C. 235–638", The Cambridge History of Judaism: Volume 4: The Late Roman-Rabbinic Period, The Cambridge History of Judaism, Cambridge: Cambridge University Press, 4: 502–503, doi:10.1017/chol9780521772488.021, ISBN 978-0-521-77248-8, retrieved 2024-08-07
  15. MILANO, ATTILIO (1977). "Gli ebrei in Italia nei secoli XI° e XII° (continuazione)". La Rassegna Mensile di Israel. 43 (11/12): 566–637. ISSN 0033-9792. JSTOR 41284397.
  16. "Prima giudecca di Trani". Retrieved 15 December 2022.
  17. Talalay Dardashti, Schelly (20 August 2006). "Tracing the Tribe: At the ICJG: Jews in Italy". Retrieved 19 September 2007.
  18. Talalay Dardashti, Schelly (20 August 2006). "Tracing the Tribe: At the ICJG: Jews in Italy". Retrieved 19 September 2007.
  19. Colletta, John Phillip (2003). Finding Italian Roots: The Complete Guide for Americans. Genealogical Publishing. pp. 146–148. ISBN 0-8063-1741-8.
  20. James Carroll, Constantine's Sword, Boston, Houghton Mifflin, 2002, pp. 363–64.

پیوند به بیرون

[ویرایش]