علیقلی مخبرالدوله

علیقلی مخبرالدوله (۱۲۴۵ قمری مصادف با ١٢٠٨ یا ١٢٠٩ خورشیدی - ۱۵ صفر ۱۳۱۵ قمری مصادف با ٢۶ تیر ١٢٧۶ خورشیدی) از رجال قاجاریه بود.
زندگی
[ویرایش]علیقلیخان فرزند رضاقلیخان هدایت و مریم خانم دختر محمدمهدیخان شحنه مازندارنی، در شیراز به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات مقدماتی در محضر پدر و تحصیلات متوسطه در دارالفنون، برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. در سال ۱۲۷۶ ه.ق ناصرالدین شاه وی را مأمور کشیدن خط تلگراف بین تهران و سلطانیه (زنجان) کرد. در سال ۱۲۸۶ لقب مخبرالدوله گرفت. در سال ۱۲۹۰ در اولین سفر اروپایی ناصرالدین شاه از همراهان او بود.[۱] در سال ۱۲۹۶ وزیر پست و تلگراف شد. در ۱۲۹۸ با حفظ سمت قبلی، وزیر علوم و رئیس دارالفنون شد. در ۱۲۹۹ وزارت معادن نیز به سایر مناسب و مشاغل او اضافه گردید. در سال ۱۳۰۱ قمری به عنوان فرستاده مخصوص شاه به آلمان رفت و با بیسمارک ملاقات کرد. ناصرالدین شاه که در آن زمان متوجه قدرت فزاینده آلمان شده بود، قصد داشت به این وسیله باب روابط سیاسی با آلمان را باز کرده و نفوذ دو قدرت استعماری روس و انگلستان را در ایران کاهش دهد.[۲] در سومین سفر اروپایی ناصرالدینشاه به سال ۱۳۰۶ قمری نیز از همراهان بود. در لندن از شاه اجازه مرخصی گرفت و به زیارت مکه رفت.[۳] در سال ۱۳۱۴ ه.ق در ابتدای سلطنت مظفرالدین شاه به سمت وزیر داخله منصوب شد. او در سال ۱۳۱۵ قمری در تهران درگذشت و در تکیه رضاقلی خان امیرالشعراء به خاک سپرده شد.
احتشامالسلطنه درباره او چنین مینویسد:[۴]
«مخبرالدوله مردی محترم بود و با نهایت ارادتی که به آن مرحوم داشتم، خلاف مروت میدانم که نگویم مانع اصلی پیشرفت و عامل عقب ماندگی ایران همین رجال سرشناس و معروف که میتوانستند و بهانه و اجازه باسواد کردن مردم را داشتند بودند. در راس این افراد وزیر علوم و رئیس مدرسه قرار دارند که منصب و مسند وزارت علوم و ریاست مدرسه را اشغال و در خانواده خود موروثی ساختند، حال آنکه میتوانستند لااقل پنجاه هزار جوان تحصیلکرده و آگاه در این مملکت تربیت کنند که هریک لیاقت اداره یک مدرسه را داشته باشند و در طی یک نسل مردم شهرنشین ایران را به زیور سواد بیارایند... در زمینه تجارت نیز تنها همت و کار مثبتی که در طول بیست سی سال وزارت تجارت و معادن از مخبرالدوله به ثمر رسید، تحصیل امتیاز تعداد قابل توجهی از معادن شناخته شده به نام خود و اطرافیان و بستگانشان بوده است.»
آثار و بناها
[ویرایش]- مخبرالدوله و برادرش نیرالملک در حدود سال ۱۲۸۶ قمری باغ ملکالکتاب رشتی را که در مجاورت باغ ایلخانی قرار گرفته و ۱۰ هزار زرع مربع وسعت داشت خریداری کردند. این باغ به دو بخش تقسیم شده بود و مخبرالدوله در بخش متعلق به خودش عمارتی به مهندسی صنیعالدوله بنا کرد. قسمت متعلق به مخبرالدوله که در جنوب تقاطع خیابانهای جمهوری و فردوسی واقع شده است، بعدها به مبلغ ۶۰۰۰ تومان به سفارت آلمان فروخته شد و همچنان محل سفارتخانه این کشور است.[۵][۶]
- در حدود سال ۱۲۹۰ قمری مخبرالدوله باغ دیگری به وسعت ۳۰ هزار زرع مربع در شمال باغ لالهزار خریداری کرد که تا پایان عمر آنجا اقامت گزید.[۷] از این رو چهارراهی که در ضلع جنوب شرقی این باغ در تقاطع خیابانهای جمهوری و سعدی قرار داشت، بعدها به چهار راه مخبرالدوله شهرت یافت.
- باغ ییلاقی مخبرالدوله در دروس واقع شده بود. این باغ در محله دروس خیابان شهید چیذری همچنان برجای مانده است. [۸]
- مسجد و تکیه هدایت که در خیابان جمهوری قرار دارد نیز توسط او تأسیس شد. این بنا در اراضی جنب باغ حسامالسلطنه و به عنوان مدفن رضاقلیخان هدایت بنا گردید.[۹]
فرزندان
[ویرایش]پسران:
- حسینقلی مخبرالدوله، وزیر پست و تلگراف در شش کابینه
- مرتضی قلیخان صنیعالدوله، اولین رئیسمجلس شورای ملی ایران
- مهدیقلیخان مخبرالسلطنه، نخستوزیر ایران
- محمدقلیخان مخبرالملک، نمایندهٔ تجار تهران در دورهٔ نخست مجلس شورای ملی و وزیر دارایی در کابینهٔ چهارم مستوفیالممالک
دختران:[۱۰]
- دختر ارشد او با اسماعیلخان اعتبارالسلطنه پسر ابوالحسن خان سردار (برادر آقاخان محلاتی) ازدواج کرد. یکی از دختران آنها به نام ابتهاجالملوک با غلامرضا هدایت (مخبرالدوله سوم) ازدواج کرد که مادر غلامعلی هدایت، عبدالله هدایت و خسرو هدایت است.[۱۱] دختر دیگر ایشان قمرتاج همسر محمد مظاهر (صدیق حضرت) شد.[۱۲]
- دختر دوم مخبرالدوله با جواد سعدالدوله، که در استبداد صغیر به نخستوزیری رسید، ازدواج کرد. سرانجام به دلیل بدرفتاری سعدالدوله از او طلاق گرفت و در جوانی در خانه مخبرالدوله درگذشت.
- سومین دختر زیبنده نام داشت، که قرار بود به عقد خازنالملک درآید و پیش از ازدواج بر اثر گلودرد درگذشت.
پس از مرگ
[ویرایش]- در مجموعه ویدئویی قهوه تلخ شخصیتی به نام «مخبرالدوله سر سعدی» نقش خبرچین شخصی جهانگیرشاه را بازی میکند. این موضوع باعث اعتراض شدید جهانگیر هدایت نوهٔ برادر مخبرالدوله و بزرگ خاندان هدایت شد.[۱۳]
منابع
[ویرایش]- ↑ خاطرات و خطرات، ص۵
- ↑ هدایت، مهدیقلی. خاطرات و خطرات، صص۴۲-۵۱
- ↑ هدایت، مهدیقلی. خاطرات و خطرات، ص۶۶
- ↑ علامیر، محمود. خاطرات احتشامالسلطنه، صص۲۲۸-۲۲۹
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ، آلمان، سفارتخانه
- ↑ بزرگ امید، ابوالحسن. از ماست که بر ماست. ص۱۸
- ↑ خاطرات و خطرات، ص۵
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ، مخبرالدوله، باغ
- ↑ خاطرات و خطرات، ص۳
- ↑ مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات، انتشارات زوار، ۱۳۸۵، صفحه۲۷
- ↑ عبدالله هدایت، خاطرات عبدالله هدایت، مندرج در آینده، سال هفدهم، فروردین تا تیر ۱۳۷۰، شماره ۱-۴
- ↑ ساعی، محسن، آقا خان محلاتی و فرقه اسماعیلیه، ۱۳۲۹، ص۱۴۰
- ↑ اعتراض نوه مخبرالدوله به سریال مهران مدیری بایگانیشده در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine روزنامهٔ فرهیختگان، ۲۸ آذر ۱۳۸۹
- فرهنگ فارسی معین، جلد ششم