ماجراهای تنتن
| ماجراهای تنتن | |||
|---|---|---|---|
| آفریده | هرژه | ||
| اطلاعات ناشر | |||
| ناشر | |||
| |||
| فرمت | محصول اولیهٔ مجموعهها به صورت داستان مصور در نشریههای زیر منتشر شدهاند: | ||
| ژانر | اکشن/ماجراجویی | ||
| زمان انتشار | ۱۹۲۹ – ۱۹۷۶ | ||
| شخصیتهای اصلی | |||
| گروه خالق | |||
| نویسنده(ها) | هرژه | ||
| هنرمندان |
| ||
| رنگکنندهها | (نام همگی ذکر شده است) | ||
| خالق | هرژه | ||

از سمت چپ به راست: پروفسور تورنسل، کاپیتان هادوک، تنتن، میلو (سگ)، دوپونت و دوپونط، و بیانکا کاستافیوره.}
ماجراهای تَنتَن (فرانسوی: Les Aventures de Tintin؛ تلفظ فرانسوی: [lez‿avɑ̃tyʁ də tɛ̃tɛ̃]) یک مجموعه ۲۴ جلدی از کتابهای کامیکس فرانسوی-بلژیکی است که توسط کارتونیست بلژیکی، هرژه (نام مستعار ژرژ رمی)، خلق شده است. این مجموعه یکی از محبوبترین کمیکهای اروپایی قرن بیستم بود. تا سال ۲۰۰۷، یک قرن پس از تولد هرژه،[۱] تنتن به بیش از ۷۰ زبان منتشر شده بود و فروش آن از ۲۰۰ میلیون نسخه فراتر رفته بود[۲] و همچنین برای رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما اقتباس شده بود. میزان فروش ماجراهای تنتن در سال ۲۰۱۹ به ۲۷۰ میلیون نسخه رسید.[۳]
این مجموعه نخستین بار در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۹ به زبان فرانسوی در لو پتی ونتیم منتشر شد که ضمیمهای ویژهٔ نوجوانان برای روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل بود. موفقیت این مجموعه به انتشار داستانها بهصورت دنبالهدار در روزنامهٔ معتبر بلژیکی لو سوآر انجامید و در نهایت به شکلگیری مجلهٔ موفق تنتن منجر شد. در سال ۱۹۵۰، هرژه استودیو هرژه را بنیان گذاشت که نسخههای معیار ده جلد از کتابهای تنتن را تولید کردند. پس از مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳، آخرین بخش این مجموعه با عنوان تنتن و هنر الفبا منتشر شد.
داستانهای این مجموعه در دنیای معاصر میگذرند. شخصیت اصلی آن تنتن است، خبرنگار و ماجراجویی جوان و شجاع اهل بلژیک که سگ وفادارش میلو او را همراهی میکند. دیگر یاران او شامل کاپیتان هادوک بدخلق و بدبین، پروفسور تورنسلِ باهوش اما کمشنوا ، کارآگاهان دستوپا چلفتی دوپونت و دوپونط، و خوانندهٔ اپرا، بیانکا کاستافیوره هستند.
این مجموعه به خاطر طراحیهای پاکیزه و گویا در سبک شاخص لینیه کلر[الف] (خط واضح) هرژه مورد تحسین قرار گرفته است.[۵] طرحهای داستانی آن که با پژوهش دقیق شکل گرفتهاند،[۶] ژانرهای مختلفی را دربر میگیرند: ماجراجوییهای پرحادثه با عناصر خیالپردازانه، داستانهای معمایی، دلهرهآورهای سیاسی و علمیتخیلی. در این داستانها کمدی اسلپاستیک دیده میشود که با رگههایی از تعابیر سیاسی یا فرهنگی همراه شده است.
تاریخچه
[ویرایش]تولد شخصیت (۱۹۳۰-۱۹۲۹)
[ویرایش]«ایدهٔ شخصیت تنتن و نوع ماجراهایی که قرار بود برایش رخ دهد، به گمانم در عرض پنج دقیقه، همان لحظهای به ذهنم رسید که نخستین طرح از چهرهٔ این قهرمان را کشیدم؛ یعنی او نه در دوران جوانیام ذهنم را مشغول کرده بود و نه حتی در رویاهایم حضور داشت. البته ممکن است که در کودکی، خودم را در نقش نوعی تنتن تصور کرده باشم.».
—هرژه، ۱۵ نوامبر ۱۹۶۶.[۷]
ژرژ پروسپر رمی، که بیشتر با نام مستعار هرژه شناخته میشود، در سپتامبر ۱۹۲۵، هرژه در بخشِ اشتراکِ روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل (معنای تحتالفظی: قرن بیستم)[a ۱][p ۱] مشغول به کار شد؛ روزنامهای بهشدت کاتولیک رومی و محافظهکار که در بروکسل، زادگاه هرژه، مستقر بود. او بهطور موازی، به انتشار طرحهای خود در مجلاتی مانند «لو بلی کی لِو»[ب][k ۱] یا «پسر پیشاهنگ»[پ][s ۱] ادامه داد؛ مجلهای که در سال ۱۹۲۷ پس از یک ادغام، به «پسر پیشاهنگ بلژیکی»[ت] تبدیل شد.[k ۲] لو ونتیم سیکل که توسط کشیش ابه نوربر والز اداره میشد،[p ۲] خود را «روزنامهای کاتولیک برای آموزه و اطلاعرسانی» معرفی میکرد و دیدگاهی فاشیستی را ترویج میداد.[۸] در اوت ۱۹۲۷، پس از پایان خدمت سربازی، هرژه ترفیع گرفت و به عنوان خبرنگار-عکاس و طراح در هیئت تحریریه استخدام شد.[a ۱] هرژه همکاریهای خود را با این روزنامه افزایش داد و بهویژه داستانهایی را که به صورت پاورقی در ضمیمه ادبی روزنامه چاپ میشد، تصویرگری کرد. او همچنین با رنه فرهاگن برای تصویرگری سه داستان او به نامهای «سفر یک عنکبوت کوچک»، «پوپوکاباکا» و سپس «قورباغه درختی» همکاری کرد.[k ۳]. یک سال بعد، والز، هرژه را به سردبیری یک ضمیمهٔ جدید هفتگی برای جوانان با عنوان لو پتی ونتیم (معنای تحتالفظی: قرن بیستم کوچک) منصوب کرد[۹] که اولین شماره آن در ۱ نوامبر ۱۹۲۸ منتشر شد.[a ۲][ث] این ضمیمه که دیدگاههای اجتماعیـسیاسی نوربر والز را به مخاطبان جوان منتقل میکرد، حاوی گرایشهای آشکار طرفدار فاشیسم و یهودستیزانه بود.[۱۱] هرژه علاوه بر سردبیری این ضمیمه، کمیک ماجرای خارقالعادهٔ فلوپ، نِنس، پوسِت و کوشونه را تصویرگری میکرد،[۱۲] که نویسندهاش یکی از اعضای تحریریهٔ ورزشی روزنامه به نام «آرمان دوسمِت» بود.[k ۴][p ۳][a ۲] هرژه از این وضعیت ناراضی بود و میخواست کمیک خودش را بنویسد و طراحی کند.[۱۳] او که از این اثر به دلیل «کسلکننده» بودن رضایت چندانی نداشت، همکاریهای خود را با سایر نشریات گسترش داد، از جمله دو صفحه با عناوین «شب عید» و «کریسمس کودک مودب» که در مجلۀ «لو سیفله» (به معنی «سوت») منتشر کرد.[k ۵] اثر اخیر، پسر جوانی را به همراه سگ سفیدش به تصویر میکشید؛[p ۴] این دو شخصیت چنان نوربر والز را مجذوب کردند که این کشیش به هرژه پیشنهاد داد آنها را در لو پتی ونتیم منتشر کند. این آغاز تولد تنتن و میلو در ۱۰ ژانویه ۱۹۲۹ بود،[k ۵] برای اولین ماجراجویی با عنوان تنتن در شوروی.[s ۱]
او پیشتر تجربهٔ خلق داستانهای مصور را داشت. از ژوئیهٔ ۱۹۲۶، داستانی مصور دربارهٔ یک رهبر گروه پیشاهنگی با عنوان ماجراهای توتور، رئیس پیشاهنگانِ سوسکهای طلایی برای روزنامهٔ پیشاهنگی «پسر پیشاهنگ بلژیکی» مینوشت.[۱۳] توتور تأثیر زیادی بر تنتن داشت،[۱۴] و هرژه دومی را همچون برادر کوچکتر توتور توصیف میکرد.[۷] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه معتقدند که از نظر تصویرسازی، توتور و تنتن «عملاً یکسان» هستند، جز لباس پیشاهنگی،[۱۵] و همچنین به شباهتهای فراوان میان ماجراهای آنها اشاره کردند، بهویژه در سبک تصویرگری، ریتم تند روایت و استفاده از طنز.[۱۶] هرژه مجذوب فنون تازه در این رسانه شده بود، مانند استفادهٔ نظاممند از حبابهای گفتوگو — که در کمیکهای آمریکاییای چون بالا کشیدن پدر اثر جرج مکمنوس، کِرِیزی کت اثر جرج هریمن و کَتزِنجَمِر کیدز اثر رودولف دیرکس دیده میشد؛ نسخههایی از این آثار توسط خبرنگار روزنامه، لئون دگرل، از مکزیک برای او فرستاده شده بود.[۱۷]

با اینکه هرژه میخواست تنتن را به ایالات متحده آمریکا بفرستد، والز به او دستور داد ماجرا را در اتحاد جماهیر شوروی قرار دهد تا پروپاگاندا ضد سوسیالیستی برای کودکان باشد. به درخواست والز، این داستان علناً ضد کمونیستی بود و بدین ترتیب خط مشی تحریریه لو ونتیم سیکل و مدیر آن را دنبال میکرد.[p ۵][a ۳] نتیجهٔ این کار، تنتن در شوروی، از ژانویهٔ ۱۹۲۹ تا مهٔ ۱۹۳۰ بهصورت دنبالهدار در لو پتی ونتیم منتشر شد.[۱۹] هرژه هر هفته دو صفحه ارائه میداد که در آنها «بدون اینکه دقیقاً بداند داستانش او را به کجا میبرد، شوخیها و حوادث را پشت سر هم میچید»،[۲۰] در حالی که دکورها و مناظر «به سادهترین شکل ممکن کاهش یافته بودند.»[a ۳] با این حال، موفقیت فوری بود. این اثر در بلژیک فرانسویزبان محبوب شد و والز با پایان یافتن این داستان در ۸ می ۱۹۳۰،[۲۱] یک حرکت تبلیغاتی در ایستگاه راهآهن بروکسل شمالی ترتیب داد تا از یک «تنتن واقعی» در بازگشت از سرزمین شوروی استقبال کنند.[k ۶] این مراسم توسط هیئت تحریریه لو ونتیم سیکل ترتیب داده شده بود که یک پیشاهنگ جوان را برای تجسم بخشیدن به قهرمان خود استخدام کرده بودند.[a ۴][s ۲] جمعیت انبوهی از خوانندگان در سکوهای ایستگاه راهآهن بروکسل شمالی جمع شدند.
محبوبیت داستان باعث افزایش فروش شد و در پی آن، والز دو دستیار به هرژه اختصاص داد.[۲۲] در تنتن در شوروی، بلشویکها بهعنوان تبهکاران نمایش داده میشوند. هرژه از کتاب پردهبرداری از مسکو استفاده کرد که والز به او داده بود و نویسندهاش ژوزف دویه، کنسول پیشین بلژیک در روسیه، بود؛ اثری که بهشدت از رژیم شوروی انتقاد میکرد، هرچند هرژه این موضوع را با این توضیح زمینهمند میکرد که در بلژیکِ آن زمان، که کشوری عمیقاً کاتولیک بود، «هر چیز بلشویکی، خداناباورانه تلقی میشد».[۲۳] در داستان، انگیزهٔ رهبران بلشویک طمع شخصی و میل به فریب جهان است. تنتن «مخفیگاهی را که لنین، تروتسکی و استالین ثروت دزدیدهشده از مردم را در آن گرد آوردهاند» کشف میکند. مجلهٔ اکونومیست اعلام کرد که اگرچه کتاب «خامدستانه» است، «سرزمین گرسنگی و استبدادی که هرژه ترسیم کرده بود، بهطرزی شگفتآور دقیق بود.»[۲۴]
آغاز دوران حرفهای و تجاری (۱۹۳۹-۱۹۳۳)
[ویرایش]به دستور والز، هرژه در ژوئن کار انتشار دنبالهدار داستان دوم، تنتن در کنگو را آغاز کرد[a ۵] که با هدف تشویق احساسات استعمارگرایانه نسبت به کنگوی بلژیک طراحی شده بود. این اثر با سبکی پدرسالارانه نوشته شده بود که کنگوییها را کودکصفت و نادان نشان میداد؛ در دهههای بعد به نژادپرستی متهم شد، اما در زمان انتشار خود بحثبرانگیز نبود و محبوبیت داشت، و برای افزایش فروش، اقدامات تبلیغاتی بیشتری نیز انجام شد.[۲۵]
با این حال، هرژه مایل بود به فرهنگ سرخپوستان آمریکایی که او را مجذوب خود کرده بود بپردازد،[۲۶] که این امر در سومین ماجراجویی با تنتن در آمریکا محقق شد.[s ۳] برای این داستان، که از سپتامبر ۱۹۳۱ تا اکتبر ۱۹۳۲ بهصورت دنبالهدار منتشر شد، هرژه سرانجام توانست به سناریویی بر اساس انتخاب خودش بپردازد و از این اثر برای پیشبرد دیدگاهی ضد سرمایهداری و ضد مصرفگرایی، همسو با ایدئولوژی فوقمحافظهکارانهٔ روزنامه، استفاده کرد.[۲۷] ماجراهای تنتن از سال ۱۹۳۰ به مجلهای کاتولیک به نام کُر وایان (معنای تحتاللفظی: دلهای شجاع) واگذار شده بود[k ۷] و هرژه کمی بعد، درخواستهای واگذاری مشابهی از روزنامههای سوئیسی و پرتغالی نیز دریافت کرد؛[۲۸] به نحوی که دو سال بعد، ماجراهای او در سوئیس نیز در ستونهای نشریه «لکو ایلوستره»[ج] به چاپ رسید.[k ۸]
در پایان سال ۱۹۳۳، ماجراهای تنتن چرخشی تعیینکننده پیدا کرد: هرژه قراردادی با انتشارات کسترمن واقع در تورنه امضا کرد که امتیاز چاپ تمامی آثار نویسنده به زبان فرانسوی را به دست آورد. این توافق برای تسخیر بازار فرانسه حیاتی بود،[a ۶][۲۹]
ماجرای چهارم، سیگارهای فرعون، مرحله جدیدی را رقم میزند. هرژه بازتاب دادن کلیشههای اخبار سیاسی روز را متوقف میکند تا به هنر رماننویسی روی آورد.[s ۴] اگرچه داستان که بدون کوچکترین فیلمنامه قبلی طراحی شده بود، بسیار بداهه و حتی «عجیب و غریب» باقی میماند،[a ۷] اما مظهر «پاورقینویسی»[p ۶] و گواهی بر جاهطلبی ادبی جدید نویسنده است. این موضوع بهویژه در انتخاب عنوان داستان تجلی مییابد که برای اولین بار، نام قهرمان را شامل نمیشود.[۳۰] در مسیرهای شرق، از طریق مصر، عربستان و هند، ماجراجویی هنوز با کلیشهها رنگآمیزی شده است. با این حال، دکور دیگر در مرکز داستان نیست و جای خود را به رویارویی بین تنتن و یک باند قاچاق تریاک داده استگ[۳۱][s ۴]
اما این به ویژه گل آبی است که هرژه و قهرمانش را وارد بُعد جدیدی میکند. این پنجمین ماجراجویی، گامی تعیینکننده به سوی واقعگرایی است، همانطور که بنوآ پیترس تأکید میکند: «تنتن که تا آن زمان با خوشحالی از اسطورهها و کلیشهها تغذیه میکرد، از این پس متعهد به مبارزه با آنها میشود؛ او کسی خواهد بود که ظواهر را از هم میگسلد و نه کسی که به آنها بسنده کند.»[۳۲] ملاقات با یک دانشجوی جوان چینی به نام چانگ چونگجن تعیینکننده است: او تصورات طراح را درباره کشورش تغییر میدهد و هرژه را وادار میکند تا درباره کارش مستندسازی کند، در حالی که توصیههایی نیز در زمینه طراحی به او میدهد.[s ۴]
از آن پس، دغدغه واقعگرایی دیگر هرژه را رها نمیکند؛ او همچنین تلاش میکند داستان خود را در اخبار زمانهاش ثبت کند. پس از اشاره به حادثه موکدن و حمله ژاپن به منچوری در گل آبی،[۳۳] او جنگ چاکو میان بولیوی و پاراگوئه را در گوش شکسته بازسازی میکند،[۳۴] در حالی که عصای اسرارآمیز میتواند به عنوان روایتی از یک «آنشلوس شکستخورده» خوانده شود.[۳۵][a ۸].
کتاب گوش شکسته چندین تحول را رقم میزند. برای نخستین بار، روایت در بروکسل، شهر زادگاه تنتن، درنگ میکند و با شناساندن آپارتمان پلاک ۲۶، خیابان لابرادور به خواننده، قهرمان را در شکلی از زندگی روزمره قرار میدهد. علاوه بر این، هرژه دو کشور خیالی سان تئودور و نوئوو ریکو را خلق میکند،[۳۶] و سپس همین کار را با سیلداوی و بوردوری در عصای اسرارآمیز انجام میدهد.[p ۷] نویسنده بدین ترتیب عناصر رمانتیک روریتانیا را به کار میگیرد؛[چ] زیرژانری از ادبیات جوانان که در آغاز قرن بیستم متولد شده بود.[۳۷]
هرژه مجموعهای از ماجراهای تنتن را نوشت و شخصیت خود را به مکانهای واقعیای چون کنگوی بلژیک، ایالات متحده آمریکا، مصر، هند، تبت، چین و بریتانیا فرستاد. او همچنین تنتن را به کشورهایی خیالی که خود ابداع کرده بود اعزام کرد، مانند جمهوری سان تئودور(گوش شکسته) در آمریکای جنوبی، پادشاهی اروپای شرقی سیلداوی، یا دولت فاشیستی بوردوری — که نام فرماندار نظامیاش، موستلر تکواژ چندوجهی از نامهای پیشوای آلمان نازی، آدولف هیتلر، و نخستوزیر فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی بود.[۳۸]
دوران طلایی و اولین آشفتگیها (۱۹۴۴-۱۹۴۰)
[ویرایش]آغاز جنگ جهانی دوم و تهاجم ارتش آلمان نازی به بلژیک در مه ۱۹۴۰، منجر به توقف فعالیت نشریه لو پتی ونتیم[۳۹] و ناتمام ماندن داستان جدید آن، تنتن در سرزمین طلای سیاه شد.[a ۹] هرژه اگرچه برای مدتی کوتاه به فرانسه گریخت و بهعنوان تبعیدی خودخواسته تلقی میشد، اما در نهایت تصمیم گرفت به میهنِ اشغالشدهٔ خود بازگردد.[۴۰] از ۲۸ مه ۱۹۴۰، بلژیک تحت اشغال درآمد، اما این فضای جنگی بهطور متناقض نوعی «دوران طلایی» را برای خلق اثر رقم زد.[a ۱۰] هرژه، مانند دیگر هنرمندان، میخواست از درآمدی منظم مطمئن شود و از یاد خوانندگان نرود.[a ۱۱] در اکتبر همان سال، او به روزنامه لو سوآر پیوست؛[۴۱] روزنامهای که انتشارش به ابتکار روزنامهنگاران همکار با اشغالگران و با موافقت دستگاه تبلیغاتی نازیها ادامه داشت، چرا که نازیها آن را «ابزاری ممتاز برای نفوذ در افکار عمومی» میدانستند.[a ۱۱]
سردبیر جدید روزنامه، ریمون دو بکر، مسئولیت یک ضمیمه مخصوص جوانان به نام لو سوآر-ژونس (لو سوآر نوجوانان) را به او سپرد[۴۲] که در آن پل ژامان و ژاک فان ملکبکه دستیاران هرژه بودند.[p ۸] در همین نشریه جدید بود که انتشار خرچنگ پنجهطلایی آغاز شد؛ ماجرایی که کاپیتان هادوک را وارد دنیای تنتن کرد.[a ۱۲] همزمان، هرژه با امضای قراردادی با روزنامه ات لاتسته نیوس،[ح] برای نخستین بار با مخاطبان فلامانزبان ارتباط برقرار کرد و ماجراهای او از سپتامبر ۱۹۴۰ در این روزنامه به چاپ رسید.[k ۹] در این فضای سیاسی تازه و سرکوبگرِ بلژیکِ اشغالشده توسط آلمان، هرژه دیگر نمیتوانست ماجراهای تنتن را سیاسی کند، زیرا در غیر این صورت خطر بازداشت توسط گشتاپو وجود داشت. همانگونه که هری تامسون اشاره کرده است، نقش تنتن بهعنوان خبرنگار به پایان رسید و جای خود را به نقش تازهٔ او بهعنوان کاوشگر داد.[۴۳] انتشار دنبالهدار تنتن در سرزمین طلای سیاه، که در سالهای بلافاصله پیش از اشغال در حال انتشار بود، متوقف شد و انتشار آن تا سال ۱۹۴۸ از سر گرفته نشد. در این فاصله، شش داستان دیگر منتشر شدند که بهطور مشخص فاقد هرگونه طرح داستانی یا تفسیر صریح سیاسی بودند.
رویکرد هرژه در دوران اشغال، مبهم تلقی میشود و انتقادات بسیاری را برای او به همراه داشت. نویسنده با پذیرش کار در روزنامهای که از نظر بخشی از افکار عمومی «غصبشده» تلقی میشد،[خ] احتمالاً «تأسفبارترین انتخاب سیاسی زندگیاش» را انجام داد؛[s ۵] اما او بیش از هر چیز به دنبال توسعه خلاقیتهای هنری خود بود و از نبود رقابت فرانسوی در آن دوره برای تثبیت جایگاهش بهره برد.[a ۱۱] برای هرژه، درخشش اثرش بیش از رعایت برخی اخلاقیات اهمیت داشت و در واقع، او نسبت به وقایع زمانه خود بیتفاوت به نظر میرسید.[p ۹] با این حال، برخی اقدامات، ابهام موقعیت او را بیشتر کرد. او بهویژه نزد مقامات آلمانی وساطت کرد تا سهمیه کاغذ بیشتری دریافت کند و تولید کتابهایش را در انتشارات کسترمن حفظ نماید.[a ۱۳] اما فراتر از آن، کاریکاتورهای یهودیان تاجر که او در نسخه پیشانتشار (کمیک استریپ) ستاره اسرارآمیز در نوامبر ۱۹۴۱ ارائه داد،[۴۴] ضد یهودی قلمداد شدند (او در سپتامبر ۱۹۴۲، دو کادر مورد مناقشه را برای چاپ به صورت کتاب حذف کرد).[۴۵][a ۱۴][s ۶]
با اسب شاخدار و گنجهای راکام، تنتن از فضای خفقانآور زمانه خود رها شد تا به موضوع سنتی حماسههای دزدان دریایی و جستجوی گنج بپردازد.[p ۱۰] این دوگانه همچنین «خانواده» تنتن را با اولین حضور پروفسور تورنسل و مستقر شدن کاپیتان هادوک در کاخ مولینسار تکمیل کرد.[p ۱۱] نویسنده «گریز ادبی» خود را در ماجرای بعدی نیز ادامه داد: اگرچه وقایع هفت گوی بلورین در بلژیک میگذرد، هیچ نشانهای از حضور اشغالگران در آن دیده نمیشود. همزمان، هرژه همکاری با طراحی به نام ادگار پ. یاکوبس را آغاز کرد. دقت در جزئیات، کمالگرایی و وسواس هنری یاکوبس کمک بزرگی برای نویسنده بود؛ کسی که به درخواست انتشارات کسترمن، رنگآمیزی اولین کتاب های مصور تنتن را در آن زمان آغاز کرده بود.[a ۱۵]
آزادسازی کشور در ۳ سپتامبر ۱۹۴۴ منجر به توقف انتشار روزنامه لو سوآر و در نتیجه توقف داستان هفت گوی بلورین شد.[۴۶] هرژه که به اتهام همکاری با دشمن بازداشت شده بود، از هرگونه فعالیت انتشاری منع گردید.[a ۱۶]
وقفهها (۱۹۵۰–۱۹۴۴)
[ویرایش]
در این دوره است که نخستین نشانههای اختلال افسردگی عمده در نویسنده آشکار میشود.[p ۱۲] در ۲۲ دسامبر ۱۹۴۵، دستگاه قضا تصمیم میگیرد که هیچ پیگرد قانونی علیه او آغاز نکند، در حالی که سایر روزنامهنگاران روزنامه لو سوآر از چنین رأفتی برخوردار نمیشوند.[a ۱۷] هرژه که از تمام سوءظنها تبرئه شده است، گواهی اخلاق مدنی لازم برای از سرگیری کارش را به دست میآورد و با دعوت ریمون لوبلان، ناشر مطبوعات و از نیروهای مقاومت، برای راهاندازی مجله تنتن و ادامه ماجراهای تنتن در آنجا همکاری میکند.[۴۷] انتشار ماجراجوییهای او از سر گرفته میشود که با معبد خورشید، دنباله داستان هفت گوی بلورین، آغاز میگردد.[s ۷] دیری نپایید که هرژه دریافت که دیگر استقلالی که میخواست را ندارد؛ او موظف بود هفتهای دو صفحه رنگی برای مجلهٔ لوبلان تولید کند که کار بسیار سنگینی بود.[۴۸]
با این حال، هرژه همچنان در معرض حملاتی به دلیل نگرش مبهم خود در دوران اشغال قرار میگیرد. او که نسبت به این اتهامات حساس است، در افسردگی فرومیرود؛[p ۱۳] در حالی که همزمان، همکاری با ادگار پ. یاکوبس که مایل به توسعه مجموعه مورد علاقه خود است، پایان مییابد.[p ۱۴] گی دسیسی و فرانتس ژاگنو جایگزین او شده و روی پسزمینهها کار میکنند.[a ۱۸]
وضعیت افسردگی هرژه او را وادار به فاصله گرفتن از کار میکند. او که قادر به حفظ ریتم تولید سابق خود نیست،[p ۱۵] ناچار میشود انتشار معبد خورشید را برای چندین هفته متوقف کند؛ به طوری که اتمام این داستان برای نویسنده «با رنج»[a ۱۹] و «شبیه به یک کابوس»[p ۱۶] پیش میرود. بحرانی که این طراح از سر میگذراند، با نوعی بیمهری نسبت به کشورش همراه میشود که خود را در قالب پروژهای برای اقامت در آرژانتین در اوایل سال ۱۹۴۸ نشان میدهد.[a ۲۰][p ۱۷]
پس از شکست این پروژه، هرژه به هر شکلی که شده موفق میشود داستان تنتن در سرزمین طلای سیاه را که به دلیل جنگ متوقف شده بود، از سر گرفته و به پایان برساند؛ او در این میان شخصیت کاپیتان هادوک را هم در داستان میگنجاند، در حالی که این شخصیت نباید در روایتی که پیش از نخستین ظهورش آغاز شده بود، حضور مییافت.[۴۹][p ۱۸] حجم کاری که او به خود تحمیل میکند بسیار سنگین است: خلق لوحهای جدید و بازنگری در کتابهای قبلی، او را به سمت فرسودگی شغلی سوق داده و تنها سلامت روانش را وخیمتر میکند. از آن پس، هرژه متقاعد میشود که باید تیمی را به دور خود گرد آورد. در سال ۱۹۵۰،[a ۲۱] هرژه شروع به جذب اعضای برجستهٔ کارکنان مجلهٔ تنتن برای کار در خانهٔ بزرگ واقع در خیابان لوئیز کرد، جایی که استودیوهای تازه تأسیس هرژه در آن قرار داشت.[۵۰] هستهٔ اولیه شامل بوب دو مور (که سبک هرژه را تقلید میکرد و نیمی از کار را انجام میداد)،[۵۰] گی دسسیسی (رنگآمیز)، و مارسل دوئه (منشی) بود. به این تیم، هرژه ژاک مارتان (که سبک هرژه را تقلید میکرد)، روژه للو (طراحیهای دقیق و واقعی)، اوژن اوانی (که بعدها رئیس استودیو شد)،[۴۷] میشل دمارِتس (خطنگار) و بودوان فان دن براندن (منشی) را اضافه کرد.[۵۱] همانطور که هری تامسون مشاهده کرده است، هدف این بود که فرایند خلق ماجراهای تنتن به «خط تولید واقعی تبدیل شود، اثر هنری از فردی به فرد دیگر منتقل شود، هرکس سهم خود را بداند، مانند یک ارکستر هنری با هدایت هرژه».[۵۲] از آن زمان، طراحی یک داستان جدید مطابق با سازمانی بسیار دقیق انجام میگیرد. اگرچه طراح، مراحل اولیه خلق اثر یعنی نگارش سناریو، سپس استوریبرد و طرحهای مدادی را برای خود حفظ میکند، اما ادامه کار را به تیمش میسپارد. با وجود اینکه او مرکبزنی تمام شخصیتها را خودش بر عهده دارد، ترسیم پسزمینهها را به دستیارانش واگذار میکند.[۵۳] استودیو هرژه هشت کتاب جدید تنتن برای مجلهٔ تنتن تولید کردند و دو داستان قدیمی تنتن را رنگآمیزی و قالببندی مجدد کردند. استودیو هرژه تا زمان مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳ به انتشار آثار اضافی ادامه دادند. در سال ۱۹۸۶، بیستوچهارمین کتاب ناتمام منتشر شد، استودیوها منحل شدند و داراییها به بنیاد هرژه منتقل گردید.[۵۴]
هرژه همچنین بر مشاوره برخی از دوستانش که به استودیو ملحق نشدهاند اما در کارهای تحقیقاتی به او کمک میکنند، تکیه میکند؛ مانند برنار اوولمانس نویسنده که در نگارش سناریوی دوگانه هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم مشارکت میکند.[a ۲۲]
یک نماد بینالمللی (۱۹۵۹-۱۹۵۰)
[ویرایش]در طول دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰، تنتن به یک نماد واقعی بینالمللی تبدیل میشود. فروش کتابهای این مجموعه افزایش مییابد و تنتن بازارهای جدیدی را تسخیر میکند.[۵۵][s ۸] در اواسط دهه ۱۹۶۰، سالانه ۱.۵ میلیون کتاب به فروش میرسد؛ در حالی که سه کتاب تنتن در آمریکا، روی ماه قدم گذاشتیم و گنجهای راکام همگی از زمان انتشارشان مرز فروش یک میلیون نسخه را پشت سر گذاشتهاند.[a ۲۳] بهطور موازی، استودیو هرژه در مکانهای وسیعتری مستقر میشوند و ریمون لوبلان برای راهاندازی نخستین فروشگاه تنتن در بروکسل تلاش میکند.[۵۶]
ماجرای تورنسل که انتشار آن از ۲۳ دسامبر ۱۹۵۴ آغاز شد، یکی از نقاط اوج آثار هرژه به شمار میرود.[a ۲۴] نویسنده با این ماجراجویی، پیوند دنیای تنتن با علوم و فناوریهای پیشرفته را که با ماجرای سفر به ماه آغاز شده بود، ادامه میدهد[s ۹] و یک «تریلر واقعی جنگ سرد» ارائه میکند[۵۷] که بهویژه به دلیل «غنای موضوع، سرعت توالی رویدادها، مهارت در کادربندی و هنر دیالوگنویسی» مورد تحسین قرار گرفته است.[۵۸] این داستان که کاملاً سیاسی است، به نوعی یک سنتز انتقادی از تمامیتخواهی را در قالب داستان مصور ارائه میدهد.[۵۹]
بلافاصله پس از آن، انبار زغالسنگ، روایتی که به تعبیر بنوآ پیترس «پیچیده، مبهم و تقریباً هزارتومانند» است،[p ۱۹] به محکومیت شدید بردهداری میپردازد.[a ۲۵] بدین ترتیب، تنتن دوباره با جستجوی عدالت و دفاع از ستمدیدگان پیوند میخورد.[s ۹] مهمتر از همه، این داستان احتمالاً اثری است که هرژه در آن با بازگرداندن بسیاری از شخصیتهای فرعی، در فضاسازی دنیای خود بیشترین پیشروی را داشته است.[p ۱۹][s ۹] این اثر پیش از تنتن در تبت میآید؛ شخصیترین اثرِ نویسنده[۶۰] که خودش آن را «سرودی در ستایش دوستی» توصیف میکند[۶۱] و همچون «تصویری لحظهای از زندگی خالق اثر در نقطه عطف زندگیاش» به نظر میرسد.[a ۲۶]
با تشدید افسردگی، هرژه دچار «رؤیاهای سفید» میشود که شبها او را رها نمیکنند. او شخصاً تصمیم میگیرد با یک روانکاو زوریخی فرانتس نیکلائوس ریکلین، از شاگردان کارل گوستاو یونگ،[د] مشورت کند؛ روانکاو به او توصیه میکند برای غلبه بر دیو افسردگی درونش، کار را متوقف کند؛ اما او نمیپذیرد و در نهایت، به پایان رساندن تنتن در تبت همچون نوعی درمان عمل میکند. رنگ سفید در سراسر این کتاب حضور دارد، همانطور که تنتن برای نجات دوستش چانگ، ارتفاعات را درمینوردد.[a ۲۷] این داستان نشاندهنده یک گسست در این مجموعه است، زیرا برای نخستین بار قهرمان با هیچ شخصیت شروری روبرو نمیشود: مسئله دیگر برای او پیش بردن یک پرونده پلیسی نیست، بلکه یک جستجوی معنوی است. هرژه بدون دست کشیدن از جنبه طنز که کاپیتان هادوک بار آن را به دوش میکشد، چهرهای انسانیتر و تأثیرگذارتر به قهرمان خود میبخشد.[a ۲۷] هرژه با تنتن در تبت به «بعدی فلسفی و معنوی دست مییابد که در سایر کتابهای این مجموعه بینظیر است.»[۶۳]
آخرین کتابها و آثار ناتمام (۱۹۸۳–۱۹۶۰)
[ویرایش]
هرژه با داستان جواهرات کاستافیوره، قواعد این مجموعه را برهم میزند و فرایند ساختارشکنیِ دنیای تنتن را آغاز میکند.[۶۴] نویسنده از فضای عجیب و غریب (اگزوتیسم) دست میکشد و داستانی را توسعه میدهد که دارای وحدت مکان است. کاخ مولینسار صحنه نمایش این «ضد-ماجرا» است؛ جایی که «خودِ داستان چیزی جز یک فریب چشم (خطای دید) نیست»،[p ۲۰] اما با این حال با موفقیت چشمگیری روبرو میشود. فراتر از آن، به لطف نبوغ نویسنده که موفق میشود «امر کمیک و ابسورد (پوچ) را با درک دقیقی از ظریفترین میزانسنجی» درهمآمیزد، این داستان مورد تحسین بسیاری از روشنفکران قرار میگیرد؛[a ۲۸] از جمله میشل سر، فیلسوفی که تحلیلی بر آن در مجله کریتیک نوشت][۶۵] یا بنوآ پیترس نویسنده که یک جستار کامل را به آن اختصاص داد.[۶۶]
اگرچه فروش داستانهای مصور تنتن مدام در حال افزایش است، اما ریتم تولید آنها از نفس میافتد؛ چرا که هرژه نمیتواند نوعی دلزدگی نسبت به قهرمانش را پنهان کند.[a ۲۹] او که تحت فشار رقابت فزاینده با شخصیت برجسته دیگری در دنیای داستانهای مصور فرانسویزبان، یعنی آستریکس، قرار گرفته است،[a ۳۰] نگارش ماجرای جدیدی به نام پرواز شماره ۷۱۴ را آغاز میکند که ساختار آن دشوار و با زحمت پیش میرود. هرچند نویسنده در این داستان، ذائقه خود را در زمینه باطنگرایی غربی و پدیدههای فراطبیعی ارضا میکند،[s ۱۰] اما کتاب از سوی منتقدان با نگاهی نسبتاً منفی قضاوت میشود.[a ۳۱]
در این دوران، استودیو هرژه عمدتاً مشغول بازنگری در کتابهای قدیمی هستند که اغلب به درخواست ناشر صورت میگیرد. اصلاحاتی در جزیره سیاه انجام میشود تا واقعگرایی آن افزایش یابد، در حالی که انبار زغالسنگ برای مقابله با اتهامات نژادپرستی دستخوش تغییراتی میشود.[p ۲۱] بیش از همه، کتاب تنتن در سرزمین طلای سیاه است که بهطور عمیق تغییر میکند. این روایت که در آستانه جنگ جهانی دوم نوشته شده بود، به مبارزه میان گروههای تروریستی یهودی و سربازان بریتانیایی حاضر در فلسطین اشاره داشت که سی سال بعد دیگر هیچ موضوعیت روزآمدی نداشت. از این رو، هرژه مایل است شخصیتی بیزمان و جهانی به داستان خود ببخشد و این درگیری را با تقابلی میان طرفداران امیر محمد بن کالیش اذاب و رقیبش، شیخ باب الحر، بر سر بهرهبرداری از میادین نفتی خِمد جایگزین میکند.[a ۳۲]
انتشار تنتن و پیکاروها در سال ۱۹۷۵ آغاز میشود، یعنی هشت سال پس از ماجرای قبلی. از نظر بسیاری از متخصصان، این کتاب یک شکست است: بنوآ پیترس معتقد است که این اثر چیزی به شکوه یا نبوغ نویسنده نمیافزاید،[p ۲۲] در حالی که پیر آسولین آن را یک «داستان اضافی» قلمداد میکند.[a ۳۳] انتقادات هم به طرح داستانی وارد است که سست و بیروح توصیف شده، و هم به گرافیک اثر که گاه ناشیانه قضاوت شده است.[a ۳۳] با این حال، ما در این کتاب پس از چهارده داستان و سیوپنج سال پس از تولد او در سال ۱۹۴۰، نام کوچک کاپیتان هادوک را میفهمیم: آرچیبالد. هرژه همچنین شخصیت ژنرال تاپیوکا را طراحی میکند که تا پیش از آن صرفاً در کتابهای گوش شکسته، هفت گوی بلورین و انبار زغالسنگ از او نام برده شده بود.[۶۷]
اما آثار هرژه برای همیشه ناتمام باقی میماند: طراح که هنگام آغاز نگارش تنتن و هنر الفبا بر اثر بیماری ضعیف شده بود، در ۳ مارس ۱۹۸۳ بدون آنکه بتواند آن را به پایان برساند، درمیگذرد.[a ۳۴] فَنی فلامینک، همسر دوم و وارث قانونی آثار او، میپذیرد که کتاب منتشر شود، تنها به این شرط که به همان شکلی که در زمان مرگ خالقش باقی مانده بود، عرضه گردد.[۶۸] بدین ترتیب، خواسته هرژه که نمیخواست قهرمانش پس از او زنده بماند، محترم شمرده میشود.[۶۹]
شخصیتها
[ویرایش]در طول ماجراها، هرژه عناصری از انسجام را میان کتابهای خود وارد میکند تا به اثرش «ظاهری حجیم، فشرده و منسجم» ببخشد.[۷۰] او در وهلهی اول، شیوهای را که توسط نویسندگان بزرگ قرن نوزدهم مانند انوره دو بالزاک ابداع شده بود، به کار میگیرد؛ به این صورت که در هر ماجرا، شخصیتهایی را (که گاهی بسیار فرعی هستند) بازمیگرداند تا جهانی غنی، منسجم و زنده، دارای تداوم، بنا کند.[۷۱][۷۰] بنابراین، هرژه جمعیتی از شخصیتها را خلق میکند که در نگاه اول قابل شناسایی هستند و به گفتهی پیر استرکس، «گالری پرترههای زنده او، در کنار آثار فرانسوا رابله، لوئیس کارول، مولیر و بالزاک قرار میگیرد.»[۷۲]
علاوه بر این، بازگشت شخصیتهای مشابه «به هنرمند، هم ابزاری میدهد تا با خلق شخصیتهای جدیدی که بیش از حد به قبلیها شباهت دارند در ورطهی تکرار نیفتد، و هم راهی برای صیقل دادن روانشناسی چهرههای موجود فراهم میکند.»[۷۱] این شیوه که در سیگارهای فرعون آغاز شد، در انبار زغالسنگ به اوج خود میرسد؛[۷۱] ماجرایی که در آن هرژه «بیش از هر زمان دیگری به صحنهپردازی جهانِ شخصی خود میپردازد.»[۷۳]


| شخصیتهای اصلی | توضیحات شخصیت | اولین حضور | |
|---|---|---|---|
| تنتن | خبرنگار زرنگ و شخصیت اصلی داستانها | تنتن در شوروی[۷۴] | |
| کاپیتان هادوک | دوست و همراه تنتن | خرچنگ پنجهطلایی[۷۴] | |
| پروفسور تورنسل | مخترع کمشنوا و گیج و دوست مشترک تنتن و کاپیتان هادوک | گنجهای راکام[۷۴] | |
| میلو | ![]() |
سگ بامزه و باوفای تنتن | تنتن در شوروی[۷۴] |
| دوپونت و دوپونط | دو کارآگاه پلیس دستوپا چلفتی و کمحواس | سیگارهای فرعون[۷۴] | |
تنتن
[ویرایش]تنتن، قهرمان داستان که این مجموعه نامش را از او میگیرد، خبرنگار جوانی است که سن او هنوز نامشخص است. پیکرهی او ساده طراحی شده و چهرهی خنثی و فاقد ویژگیهای فردیاش، به همهی خوانندگان اجازه میدهد با او همذاتپنداری کنند.[a ۳۵][۷۵] هرژه اعتراف کرده است که شخصیت خود را تنها در چند دقیقه خلق کرده است: سری گرد، چند نقطه سیاه که نشاندهنده چشمها و دهان هستند،[۷۶] که همگی زیر یک طره موی برآمده (کاکُل) قرار گرفتهاند؛ کاکلی که به همراه شلوار گلفی، یکی از تنها نشانههای مشخصهی اوست.[۷۵][a ۳۵]
این خبرنگار جوان خود را درگیر ماجراهای خطرناکی میبیند که در آنها قهرمانانه برای نجات اوضاع وارد عمل میشود. تقریباً تمام ماجراها، تنتن را در حال انجام وظایفش به عنوان یک روزنامهنگار تحقیقی با اشتیاق فراوان نشان میدهند، اما به استثنای اولین کتاب، او هرگز در حال نوشتن مقاله دیده نمیشود.[۷۷] او مرد جوانی است که نگرشی کموبیش خنثی اتخاذ میکند؛ او نسبت به نقشهای مکملِ این سری، کمتر از جنبههای نمایشی و رنگارنگ (پیتورسک) برخوردار است. از این حیث، او تصویری از یک «فرد معمولی» است (در واقع، واژهی تنتن در زبان فرانسوی به معنای لغوی «اصلاً هیچ» است).
سرژ تیسرون، روانکاو و روانپزشک فرانسوی، این فرضیه را مطرح میکند که ژرژ رمی در کودکی از رمان بیخانمان اثر هکتور مالو لذت برده است، که قهرمان آن پسر جوانی به نام رمی است و سگ کوچکی به نام کاپی دارد (اشارهای به کاپیتان هادوک).
خوانندگان و منتقدان، تنتن را شخصیتی پرداختشده، هوشمند و خلاق توصیف کردهاند و یادآور شدهاند که نبودِ پیشینهٔ داستانیِ مشخص و خصلتِ شخصیتیِ خنثای او باعث میشود شرارت، حماقت و بیپرواییِ پیرامونش در او بازتاب پیدا کند. این شخصیت هرگز از آرمانهای پیشاهنگی خود، که بازتابدهندهٔ باورهای خود هرژه هستند، عدول نمیکند و جایگاهش به خواننده اجازه میدهد بهجای صرفاً دنبال کردن ماجراهای یک قهرمان قدرتمند، خود را در موقعیت او درون داستان قرار دهد.[۷۸] نمایش کارتونیِ تنتن در برابر پسزمینههایی واقعگرایانه این ویژگی را تقویت میکند؛ چنانکه اسکات مککلاد خاطرنشان کرده است این شیوه «به خوانندگان اجازه میدهد خود را پشت نقاب یک شخصیت پنهان کنند و با امنیت وارد جهانی حسی و برانگیزاننده شوند».[۷۹]
میلو
[ویرایش]میلو، همراه وفادار تنتن، سگی از نژاد فاکس تریر مو زبر به رنگ سفید است[a ۳۶]. او توانایی سخن گفتن دارد، هرچند اربابش تنها کسی است که میتواند حرفهای او را بفهمد[۸۰]. میلو در هر یک از موفقیتهای تنتن از او تمجید میکند[۸۰]، اما گاهی به خود اجازه میدهد نظرات تمسخرآمیزی نسبت به او بدهد، گویی میخواهد قهرمانیهای مکرر او را به چالش بکشد[۸۱]. در طول داستانها، او از پرحرفیاش کاسته شده و بیشتر از آنکه همدست تنتن باشد، به همدم او تبدیل میشود.[۸۲]
میلو حس وظیفهشناسی واقعی از خود نشان میدهد[s ۱۱] و در صورت نیاز، داوطلبانه در کنار صاحبش میجنگد[a ۳۶]. او به نوعی برادر کوچکتر تنتن است و میکوشد از الگوی او پیروی کند. نگرشهای آنها گاهی متضاد است: او همانقدر ترسو است که اربابش شجاع است، و در حالی که تنتن شخصیتی صلحجو است، میلو به دنبال درگیری با حیواناتی است که دوستشان ندارد و با آنها به شیوهای متکبرانه صحبت میکند[۸۱]. علیرغم ظاهر سگسانش، خوانندگان خردسال به راحتی میتوانند با او همذاتپنداری کنند، زیرا او بسیاری از حرکات انسانی را بازتولید میکند؛ مثلاً وقتی روی پاهای عقبش میایستد، وقتی میخندد یا وقتی از درد گریه میکند[۸۳].
دم میلو یکی از ابزارهای طنز «ماجراها» است: دم او به نوبت سوراخ میشود، زیر پاشنه له میشود، لای در گیر میکند یا توسط یک طوطی گاز گرفته میشود[۸۱]. اگرچه او گاهی در سطلهای زباله جستوجو میکند، مانند ابتدای خرچنگ پنجهطلایی، اما میلو بیش از هر چیز سگی شیکپوش و نگران ظاهر و نظافت خویش است[۸۱]. او سگی شکمو است، قادر است یک رستوران سیلداوی را غارت کند، سپس در عصای اسرارآمیز استخوان دیپلودوکاس را از موزه بدزدد[s ۱۱]، یا در ستاره اسرارآمیز یک قابلمه پاستا را برباید.[۸۲] او همچنین از علاقهمندان پر و پا قرص ویسکی است[s ۱۱].
منشأ نام او به عشق دوران جوانی نویسنده، «ماری-لوئیز فان کوتسم»، ملقب به «میلو» اشاره دارد.[p ۲۳][۸۴] هرژه برای طراحی او، احتمالاً سگ یک کافهدار را که در کنار ساختمان لو ونتیم سیکل مستقر بود، الگو قرار داده است.[۸۵]
کاپیتان هادوک
[ویرایش]کاپیتان هادوک دیر زمانی پس از شروع این مجموعه، در هشتمین ماجرا یعنی خرچنگ پنجهطلایی معرفی میشود؛ جایی که در آغاز شخصیتی ضعیف و الکلی تصویر شده است، اما بعدها تحول مییابد و دیری نمیپاید که به شخصیتی اجتنابناپذیر و دوستِ جداییناپذیرِ تنتن تبدیل میگردد. هادوک با پوشیدن یک پلیور یقه اسکی آبی که با لنگری در میان سینه تزئین شده، کهنالگوی یک دریانورد است.[a ۳۷] زمانی که تنتن با او ملاقات میکند، او فقط نام کاپیتان را یدک میکشد. او که بر اثر الکل مست است، نمیتواند تکانههای خود را کنترل کند، اما با هدایت خبرنگار جوان، بهتدریج عزت نفس خود را بازمییابد.[۸۶] در اسب شاخدار و گنجهای راکام، او ردپای جد خود، شوالیه فرانسوا دو هادوک را دنبال میکند و کشف گنج، او را به اقامت در کاخ مولینسار هدایت میکند.[p ۲۴]
برای مدتی، کاپیتان لباسهای قدیمی دریانوردی، موهای سیاه ضخیم و ریش نامرتب خود را[a ۳۷] با پوششی شیک، کت توئید یا تاکسیدو، عینک یکچشمی و سیگار جایگزین میکند.[۸۷] کاپیتان که در این نقش بورژوا چندان راحت نیست، به سرعت به ظاهر اولیه خود بازمیگردد، هرچند ظرافت خاصی را حفظ میکند[۸۸] که با شخصیت تندخو و تکانشی او در تضاد است.[۸۷] دشنامهای کاپیتان، مانند «رعدوبرق برست» یا «هزار توپ جنگی» که به آنها علاقه دارد، به اندازه خود شخصیت او مشهور هستند.[۸۹] خصلتهای زمختِ انسانیِ کاپیتان و طعنهزنیِ او در برابر قهرمانیِ اغلب باورناپذیرِ تنتن نقش نقطهٔ مقابل را ایفا میکند؛ او هر وقت این گزارشگر نوجوان بیش از از حد آرمانی به نظر میرسد، فوراً با کنایهای خشک واکنش نشان میدهد. هادوکِ تندخو برای بیان احساساتش از مجموعهای از ناسزاها و دشنامهای رنگارنگ استفاده میکند، مانند «لعنت بر شیطون»، «ده هزار بار لعنت بر شیطون!»، «گاریچی ناشی!» یا «موشهای کثیف!»
هادوک که زندانیِ شخصیت خویش است ــ شخصیتی که همانند چسبزخم در ماجرای تورنسل به او چسبیده است[۹۰] ــ قهرمانی انسانیتر از تنتن است.[۸۶][a ۳۷] تندخویی او در واقع مردی دلرحم را پنهان میکند که بیعدالتی را نمیپذیرد.[۸۷] خشمهای متعدد او، همانند تغییر موضعهایش، دستوپاچلفتی بودن افسانهایاش یا وابستگیاش به الکل، او را به یکی از خندهدارترین شخصیتهای این مجموعه تبدیل کرده است. با این حال، او یک شخصیتِ طنزِ خودخواسته نیست[g ۱] و اغلب به ضرر خودش باعث خنده میشود و فجایعی را رقم میزند که معمولاً خودش تنها قربانی آنهاست.[g ۲] علاوه بر این، روابطی که او در طول داستانها با آنچه تیری گرونستن «دارودسته مزاحمان» مینامد (از سرافین لامپیون تا بیانکا کاستافیوره و همچنین دوپونت و دوپونط و عبدالله) برقرار میکند، مجموعهای از زوجهای کمدی را تشکیل میدهند.[g ۳].
هرژه و همسر اولش، ژرمن کیکنس، توضیح دادهاند که نام «هادوک» از یک خوراک روغنماهی کوچک دودی که مورد علاقه طراح بود الهام گرفته شده است.[۹۱] تنها در آخرین داستان تکمیل شدهی این مجموعه، یعنی تنتن و پیکاروها است که نام کوچک کاپیتان، یعنی «آرچیبالد»، فاش میشود.[۹۲]
پروفسور تورنسل
[ویرایش]«مسیر حرفهای او مثالزدنی بود… او از اتاق زیرشیروانی، جایی که تختهای تاشو و ماشینهای برسزنی در آن فراوان بود، به آزمایشگاه اتمی راه یافته بود.»
پروفسور تورنسل، مخترع نابغه، شخصیتی حواسپرت و کمشنوا، در دوازدهمین ماجرا، گنجهای راکام معرفی میشود.[۹۴] او در زمره سلسلهٔ طولانی دانشمندانی قرار میگیرد که جهان پیرامون تنتن را پر کردهاند؛ از سافوکلس سارکوفاگوسِ مصرشناس در سیگارهای فرعون تا هیپولیت کالیسِ ستارهشناس در ستاره اسرارآمیز و نستور آلمبیکِ مُهرشناس در عصای اسرارآمیز. او با آنها در پوشش منسوخ و نامرتب و همچنین بیتفاوتی نسبی نسبت به وقایع روزمره اشتراک دارد، گویی میخواهد تأکید کند که دانشمند «به عصر خود تعلق ندارد و به نوعی از بافت تاریخی و اجتماعیِ فوری که در آن فعالیت میکند، گسسته است.»[۹۵] اما در حالی که پیشینیان او در پایان یک داستان ناپدید میشوند، تورنسل به شخصیتی تکرارشونده تبدیل شده و به شکلی ماندگار در این مجموعه مستقر میشود.[s ۱۲]
او که در ابتدا به عنوان یک ابزارسازِ ناشی ظاهر شد، خیلی زود به یک دانشمند پیشرو تبدیل میشود که قادر است موتور اتمیِ موشکی را برای پرواز به سوی ماه طراحی کند یا دستگاهی فراصوت بسازد که میتواند شهرهایی را به کل نابود کند.[s ۱۲] اختراعات او مادهٔ روایی مهمی را در اختیار نویسنده قرار میدهد که به عنوان محرک داستان عمل میکند؛[۹۵] درست مانند دو بار ربوده شدن او در معبد خورشید و سپس ماجرای تورنسل، که با این حال به نظر نمیرسد چندان او را آشفته کرده باشد.[s ۱۲] تورنسل که به شعاعسنجی (ردیابی با پاندول) میپردازد،[۹۶] از علاقهمندان به باغبانی علمی و گلکاری نیز هست.[s ۱۲] ناشنوایی این فردِ همیشه حواسپرت، منبعی بیپایان از سوءتفاهمهاست، به طوری که این شخصیت بخش بزرگی از قدرت کمدی این سری را بر دوش میکشد.[۹۴]
تورنسل که همواره یک کت بلندِ دو دکمهٔ (ردنگت) سبزرنگ، هماهنگ با کلاهش، و یک پیراهن سفید با یقه بلند بر تن دارد، هرگز عینکهای گرد کوچک و به ندرت چترش را از خود جدا نمیکند. موهای مجعد فراوان او در بالای گوشهایش با سرِ کچل او تضاد دارد.[۹۶] او از نظر ظاهری از اگوست پیکار، فیزیکدان سوئیسی و استاد دانشگاه آزاد بروکسل الهام گرفته شده است[۹۷] که هرژه گاهی او را در دههٔ ۱۹۳۰ در خیابانهای پایتخت بلژیک میدید.[۹۴] اگرچه شباهت فیزیکی میان این دو مرد با سبک «رؤیایی و متفاوت» یکسان، خیرهکننده است،[a ۳۸] اما قد کوتاه و کمشنوایی تنها مختص به شخصیت تورنسل است.[p ۲۵] برخی متخصصان مانند فردریک سوموآ و فرانسوا ریویر، از الهامبخش احتمالی دیگری یعنی جان فیلیپ هالند، مهندس ایرلندی که در توسعهٔ اولین زیردریاییها مشارکت داشت، نام میبرند.[۹۴][۹۶]
دوپونت و دوپونط
[ویرایش]کارآگاهان پلیس، دوپونت و دوپونط، با نامهای اولیه «ایکس۳۳» و «ایکس۳۳ پریم» در چهارمین ماجرا، سیگارهای فرعون معرفی میشوند[ذ] و تنها از عصای اسرارآمیز به بعد است که نام نهایی خود را دریافت میکنند.[۹۹] دوپونت و دوپونط بدون آنکه از نظر بیولوژیکی برادر باشند (چرا که نامخانوادگیشان متفاوت است)، کاملاً همسان هستند.[۱۰۰] آنها هرگز بدون عصای خود جایی نمیروند و لباسهای یکسانی میپوشند، یعنی کتوشلوار و کراوات مشکی و کلاه شاپو (بولر) به همان رنگ. تنها فرم سبیلشان امکان تمایز آنها را فراهم میکند:[۹۹] سبیل دوپونت صاف و کوتاه شده است، در حالی که سبیل دوپونط به سمت بیرون خمیده است.[۱۰۱][۱۰۲] دوپونت و دوپونط حتی در بدبیاریهایشان نیز جداییناپذیرند: حادثهای که برای یکی رخ میدهد، بلافاصله برای دیگری نیز تکرار میشود.[s ۱۳]
این دو مأمور پلیس تجسم حماقت و نظم و انضباطی خشک و انعطافناپذیر هستند. در نزد این دو کارآگاه، شک و تردید دائمی است و هرگز از سطح ظواهر فراتر نمیرود. آنها مسیرهای انحرافی را افزایش میدهند و بیگناهان را متهم میکنند، مانند تنتن که در ماجراهای نخستین، به گمان اینکه یک تبهکار است، دست از تعقیبش برنمیدارند.[۱۰۳][۱۰۰] هنگامی که دربارهٔ باند جعل اسکناس تحقیق میکنند، سکههای تقلبی به خوردشان داده میشود. وقتی در جستوجوی یک جیببر هستند، مجموعهای از کیفپولهای خودشان به سرقت میرود.[۱۰۳] دوپونت و دوپونط به دلیل دستوپا چلفتی بودن، اغلب به ضرر خود باعث خنده میشوند و مدام دچار سقوط و تصادف میگردند.[۱۰۰] آنها با پوشیدن لباسهای محلی و فولکلوریک خود را مضحکه میکنند و در نهایت زمانی که میخواهند ناشناخته بمانند، بیشتر جلب توجه میکنند.[۹۹] آنها لغزشهای زبانی و تحریف کلام را به سطح یک هنر ارتقا میدهند؛ ویژگیای که با پیشرفت این سری، رو به افزایش میگذارد.[۱۰۴][۱۰۵]
این دو کارآگاه، کاریکاتوری از پدر و عموی هرژه، آلکسی و لئون رمی هستند که هر دو دوقلوهای جداییناپذیر بودند. پوشش آنها از لباس مأموران اداره امنیت بلژیک تقلید شده است، همانگونه که در سال ۱۹۱۹ هنگام دستگیری امیل کوتن آنارشیست در عکسها ثبت و در صفحه اول هفتهنامه لو میروآ منتشر شده بود.[۹۹]
بیانکا کاستافیوره
[ویرایش]بیانکا کاستافیوره، آوازخوان شهیر اپرا، تنها شخصیتِ زن تکرارشونده در این مجموعه است.[۱۰۶] «بلبل میلان» در هشتمین کتاب، عصای اسرارآمیز، به تعبیر فرانسوا ریویر، همانند یک «توفان ویرانگر» ورود چشمگیری دارد. او از همان نخستین دیدارش با تنتن، قطعه مورد علاقهاش، یعنی «آواز جواهرات» برگرفته از اپرای فاوست اثر شارل گونو را اجرا میکند[۱۰۷] و همواره با کمترین بهانهای آن را میخواند. کاستافیوره که به نوبه خود خودمحور و خودشیفته، غلوآمیز و ناخوانده است،[s ۱۴] تجسم عینی یک «دیوا» (ستاره اپرا) به تمام معناست. هرژه این زن موطلایی و تنومند را که بینهایت پرنشاط است، همواره با لباسهایی عجیب و غریب به تصویر میکشد تا جنبه مضحک او را برجسته کند.[۱۰۷][۱۰۸] با وجود خوشخویی و ارادهٔ قوی، او بهشکلی کمیک سادهلوح، دمدمی، حواسپرت، پرحرف، و ظاهراً ناآگاه از این است که صدایش گوشخراش و بهطرزی آزاردهنده بلند است. این آوازخوان هرگز بدون ندیمهاش، ایرما، پیانیستش، آقای واگنر، و جواهرات مشهورش که موضوع محوریِ داستانِ جواهرات کاستافیوره هستند، جایی نمیرود.[۱۰۶]
رابطهای که او با کاپیتان هادوک دارد — کسی که کاستافیوره نمیتواند نامش را به درستی تلفظ کند[۱۰۴] — دستکم ابهامآمیز است. او اغلب رفتاری مادرانه با هادوک دارد، بیآنکه از بیزاری او نسبت به خودش آگاه باشد. اگرچه ظاهراً هیچچیز اجازه نمیدهد که آن دو به هم نزدیک شوند، اما هر دو مظهر «قدرتِ صدا» هستند[s ۱۴] (یکی با آواز بسیار بلند و کرکنندهاش و دیگری با فریادهای مداوم، دشنامهای پر سر و صدا و خشمهای انفجاریاش). هادوک نیز مانند تنتن، نسبت به تواناییهای آوازی این آوازخوان بیتفاوت میماند، اما گاهی در حضور او دچار آشفتگی و اضطراب میشود.[۱۰۹][۱۰۸] کاستافیوره معمولاً واژهها، بهویژه نامها، را با کلماتی که با آنها همقافیهاند یا یادآورشان هستند اشتباه میگیرد؛ «هادوک» اغلب با بدجورگوییهایی چون «پدوک»، «فاتستوک» یا «هاموک» جایگزین میشود، و نِستور، پیشخدمت هادوک، با «چِستور» یا «هکتور» اشتباه گرفته میشود. نام خودش به معنای «گل سفید و پاکدامن» است؛ معنایی که پروفسور تورنسل زمانی به آن اشاره میکند که رز سفیدی پرورش میدهد و آن را به نام این خواننده مینامد. این شخصیت بر اساس دیواهای اپرا بهطور کلی (همچون اما کالوه، آینو آکته و کلارا کلِربِر)، عمهٔ هرژه، نینیه (که به آواز «جیغدار» اپرایش شهرت داشت)، و در کتابهایی که پس از جنگ چاپ شد، بر پایهٔ ماریا کالاس شکل گرفته است.[۱۱۰]
شخصیتهای مکمل
[ویرایش]«همه میخواهند تنتن باشند: نسل اندر نسل. در جهانی پر از راستاپوپولوسها، تریکلرها و کاریداسها — یا بهبیان سادهتر، لامپیونها و بولوها — تنتن نمایندهٔ آرمانی دستنیافتنی از نیکی، پاکیزگی و اصالت است.»
— منتقد ادبی تام مککارتی، ۲۰۰۶[۱۱۱]
شخصیتهای مکملِ هرژه بسیار پرداختهتر از شخصیت مرکزی دانسته شدهاند؛ هر یک واجد استحکام شخصیتی و عمق روانیاند، تا آنجا که با شخصیتهای آثار چارلز دیکنز مقایسه شدهاند.[۱۱۲] هرژه از شخصیتهای مکمل برای ساختن جهانی واقعگرایانه[۱۱۳] بهره گرفت تا ماجراهای قهرمانانش را در آن جای دهد. برای تقویت واقعنمایی و تداوم، شخصیتها در سراسر مجموعه بازمیگردند. اشغال بلژیک و محدودیتهایی که بر هرژه تحمیل شد، او را واداشت تا برای پرهیز از بازنمایی موقعیتهای سیاسی دردسرساز، بر شخصیتپردازی تمرکز کند. در نتیجه، گروه رنگارنگی از شخصیتهای مکمل در این دوره شکل گرفت.[۱۱۴]
دوستان
[ویرایش]فیصل دوم عراق الهامبخش شخصیت عبدالله است. نخستین دوست واقعی تنتن چانگ است. او در کتاب گل آبی، زمانی که چانگ را از آبهای خروشان رودخانه یانگتسه نجات میدهد، با او آشنا میشود. میان این دو شخصیت که میپذیرند از پیشداوریهای قومیتی خود فراتر روند، بلافاصله دوستی صادقانهای شکل میگیرد.[۱۱۵] آنها با هم با تمام خطرات روبرو میشوند و باند قاچاقچیان تریاک را متلاشی میکنند.[۱۱۶] سالها بعد، در تنتن در تبت، خبرنگار جوان بار دیگر برای نجات اوست که به نبرد با یتی و برفهای هیمالیا میرود.[۱۱۷] تنتن در این مجموعه با کودکان دیگری نیز ملاقات میکند، مانند زورینو، یک پسر جوان سرخپوست کچوا و فروشنده دورهگرد پرتقال که او را تا معبد خورشید، جایی که پروفسور تورنسل در آنجا زندانی است، راهنمایی میکند. از آنجا که تنتن او را از حمله دو مرد خشن (از نوادگان استعمارگران اسپانیایی) نجات داده است، زورینو میپذیرد که به او کمک کند و وی را به مکان مقدس اینکاها ببرد، هرچند این کار نوعی خیانت به مردم خودش محسوب میشود.[۱۱۸][۱۱۹] در تنتن در سرزمین طلای سیاه، قهرمان داستان به کمک شاهزاده جوان عبدالله ، پسر امیر خمد یعنی محمد بن کالیش اذاب میشتابد. عبدالله که مورد ستایش پدرش است و پدر او را غرق در تمجید و هدیه میکند، وروجکی غیرقابل تحمل است که شوخیهای آزاردهندهاش را به ضرر دیگر شخصیتها، و در درجه اول کاپیتان هادوک (که حاضر است برای فرار از حضور او با خطرات بدتری روبرو شود) تکرار میکند.[۱۲۰][۱۲۱]
رفتار عبدالله بیش از هر چیز نشاندهنده ناتوانی و ضعف پدرش است که بدون مداخله تنتن، نمیتوانست در قدرت باقی بماند.[۱۲۲][۵۹] این خبرنگار جوان که مدافع آرمانهای عادلانه است، با حاکمان دیگری نیز که توسط دشمنان طماع و بیوجدان به خطر افتادهاند، ملاقات میکند: مهاراجه گایپاجاما در سیگارهای فرعون و موسکار دوازدهم پادشاه سیلداوی در عصای اسرارآمیز. این دو پادشاه نیز مانند امیر، بلافاصله به تنتن اعتماد میکنند و او ضامن ثبات کشورهایشان میشود.[۵۹] یک رئیس کشور دیگر نیز دوستی دیرینهای با قهرمان داستان دارد: ژنرال آلکازار، که در گوش شکسته تنتن را به سمت آجودان خود منصوب میکند و سپس در پی یک گزارش افتراآمیز، او را به مرگ محکوم مینماید. او در این ماجراجویی اول، تندخو و خطرناک به نظر میرسد،[s ۱۵] با این حال، به نظر نمیرسد تنتن کینهای از او به دل بگیرد. وقتی او در هفت گوی بلورین در نقش یک چاقوانداز در موزیک-هال بروکسل و با نام مستعار «رامون زاراته» بازمیگردد، تنتن برای سلام کردن به او به اتاق رختکنش میرود. او در انبار زغالسنگ نیز همین کار را انجام میدهد، زمانی که آلکازار برای خرید هواپیماهای نظامی و تلاش برای بی شمارمین انقلاب در کشورش در اروپاست؛ انقلابی که در تنتن و پیکاروها به لطف مداخله تنتن و همراهانش به ثمر میرسد.[۱۲۳]
ورود سرافین لامپیون به این مجموعه، اگرچه دیر هنگام است، اما از اهمیت کمی برخوردار نیست. به محض ورودش به کاخ مولینسار در ماجرای تورنسل، این بیمهگر شرکت «مونداس» مستقیماً خود را به عنوان «مظهر مزاحمت» تحمیل میکند.[۱۲۴] به تحلیل ژان-ماری آپوستولیدس، این ضدقهرمان که فردی پرحرف و بیملاحظه است، نماد هجوم جامعه تودهوار به دنیای تنتن است[۱۲۵] و به تنهایی تجسم دنیای رو به زوالی است که ویژگی داستانهای آخر محسوب میشود.[۱۲۶] شوخیهای زننده، کتوشلوارهایی با رنگهای جیغ و اعتمادبهنفس تزلزلناپذیرش، از او کهنالگوی یک آدمِ رویِ اعصاب همیشگی را ساخته است؛[۱۲۷][۱۲۴] شخصیتی که کمتر از آنچه نامش [در زبان فرانسه] القا میکند، «درخشان» است.[۱۲۸]
شخصیتهای دیگری از اطرافیان تنتن به طور منظم در این مجموعه ظاهر میشوند، مانند الیورا دا فیگورا، تاجر پرتغالی که ابتدا در سیگارهای فرعون یک فروشنده دورهگرد بود و سپس در خمد ساکن شد،[۱۲۹] یا نستور پیشخدمت، سرایدار و نگهبان کاخ مولینسار و خدمتکار وفادار کاپیتان.[۱۳۰]
دشمنان
[ویرایش]روبرتو راستاپوپولوس تجسم «نبوغ شرارت» و سرسختترین دشمن تنتن است.[۱۳۱][۱۳۲] اما خوی شیطانی او بلافاصله آشکار نمیشود: در سیگارهای فرعون، خودِ تنتن نیز مجذوب وجهه آبرومند این میلیاردر و مدیر شرکت فیلمسازی «کاسموس پیکچرز» میشود و تنها در پایان گل آبی است که درمییابد پشت چهره راستاپوپولوس، استاد بزرگ قاچاقچیان تریاک پنهان شده است؛ انجمن سری که تحت نشان فرعون کی-اوسخ فعالیت میکند.[۱۳۳][۱۳۱] اعضای این انجمن، یک شبکه بینالمللی جنایت را تشکیل میدهند که بر چهرههایی تکیه دارد که هدفی جز از میان برداشتن تنتن ندارند، مانند میتسوهیراتو ژاپنی در شانگهای یا ملوان فاسد آلن.[۱۳۱] در حالی که همگان گمان میبرند او مرده است، راستاپوپولوس در کتاب انبار زغالسنگ با چهره «مارکی دی گورگونزولا» ظاهر میشود؛ قاچاقچی بردهای که از بزرگترین نامهای طبقه مرفه (جتست) در کشتی تفریحیاش پذیرایی میکند. او که بار دیگر توسط تنتن رسوا شده است، با هویت واقعی خود در پرواز شماره ۷۱۴ بازمیگردد تا برای تصاحب ثروت میلیاردر، لازلو کاریداس تلاش کند.[۱۳۳]
دکتر مولر دیگر شخصیت شرور تکرارشونده در این مجموعه است. او که در جزیره سیاه عضو یک باند جعل اسکناس بود، او نیز با هویتهای جعلی بازمیگردد؛ ابتدا در چهره «پروفسور اسمیت» در تنتن در سرزمین طلای سیاه و سپس در نقش «مول پاشا» در انبار زغالسنگ. در هر دوی این ماجراجوییها، او در خدمت شیخ باب الحر است که قصد دارد محمد بن کالیش اذاب را سرنگون کند.[۱۳۴]
تنتن با دشمنان دیگری نیز روبرو میشود که سوگند میخورند انتقام توهینی را که به آنها روا داشته، بگیرند. سرهنگ بوریس یورگن، آجودان موسکار دوازدهم پادشاه سیلداوی که در عصای اسرارآمیز از طرف کشور بوردوریا به او خیانت میکند، در کتاب روی ماه قدم گذاشتیم بازمیگردد تا برای منحرف کردن مسیر موشک به نفع یک قدرت تمامیتخواه تلاش کند.[۱۳۵] سرهنگ اسپونز، رئیس پلیس مخفی بوردوری در ماجرای تورنسل نیز طراح توطئهای است که هدفش کشاندن تنتن و دوستانش به سان تئودور در تنتن و پیکاروها است.[۱۳۶]
شخصیتهای کاریکاتور شده
[ویرایش]هرژه عادت داشت که خودش را در میان شخصیتهایی که داستانهایش را پر کردهاند، به تصویر بکشد. او بدین ترتیب در تنتن در کنگو میان گروه خبرنگارانی که تنتن را هنگام عزیمت همراهی میکنند، در عصای اسرارآمیز میان مهمانان کنسرت در کاخ سلطنتی و سپس میان مهمانان مراسم اعطای نشان به تنتن، در هفت گوی بلورین میان تماشاگران موزیک-هال و در نهایت در ماجرای تورنسل میان تماشاچیان مستقر در مقابل نردههای قصر دیده میشود.[۱۳۷][۶۴]
صحنه اعطای نشان به تنتن در دربار سلطنتی سیلداوی در عصای اسرارآمیز، در واقع حاوی اشارات متعددی از سوی طراح به نزدیکانش است. در میان مقامات حاضر در مراسم، علاوه بر خودِ هرژه و همسرش «ژرمن کیکنس»، میتوان برادرش «پل رمی»، طراح معروف ادگار پ. یاکوبس، دوست و همکار هرژه ژاک فان ملکبکه و همسرش «ژینت»، نقاش بلژیکی «مارسل استوبارتز» یا حتی صنعتگر «ادوارد کناپلینکس» را شناسایی کرد.[۱۳۸]
گانگستر آل کاپون که در تنتن در آمریکا ظاهر میشود، تنها شخصیت واقعی در این مجموعه است،[۱۳۹] اما بسیاری از شخصیتهای دیگر کاریکاتور شدهاند؛ مانند نویسنده و قاچاقچی اسلحه آنری دو مونفرد که در سیگارهای فرعون در قالب ناخدای یک جهاز شده است،[۱۴۰] یا بازرگان اسلحه باسیل زاهاروف که در گوش شکسته به باسیل بازاروف تغییر نام یافته است.[۳۷] دیپلمات بلژیکی پل ایمانز در میان اعضای جامعه ملل در گل آبی به تصویر کشیده شده است.[۱۴۱] فیزیکدان اگوست پیکار که الهامبخش پروفسور تورنسل بوده است، همچنین در قالب دانشمند سوئدی اریک بیورگنسکولد در ستاره اسرارآمیز ظاهر میشود.[۱۴۲] در همین داستان، شخصیتهای کوئیک و فلوپکه در میان جمعیتی که برای عزیمت هیئت اکتشافی قطبی تجمع کردهاند قابل شناسایی هستند؛ هرژه بدین ترتیب دنیای دو مجموعه داستانی خود را با هم میآمیزد.[۱۴۳] شاهزاده عبدالله که در تنتن در سرزمین طلای سیاه ظاهر شد، کاریکاتوری از پادشاه جوان عراق، فیصل دوم است.[۱۴۴][۱۴۵] در نهایت، در جواهرات کاستافیوره، خبرنگاران ژان لو دولا باتلری و والتر ریزوتو مستقیماً از دو خبرنگار بزرگ که در آن زمان برای پاری مچ کار میکردند (فیلیپ دو بالن و ویلی ریتسو) الهام گرفته شدهاند که نام خود مجله نیز به «پاری فلش» تغییر یافته است[a ۳۹] در حالی که میک ازدانیتوف آگاه در پرواز شماره ۷۱۴، کاریکاتوری از یوفولوژیست فرانسوی ژاک برژیه است.[۱۴۶]
- شخصیتهای کارتونی در ماجراهای تنتن.
- گانگستر آمریکایی آل کاپون.
- نویسنده و قاچاقچی آنری دو مونفرد.
- دلال اسلحه باسیل زاهاروف.
- دیپلمات بلژیکی پل ایمانز.
مکانها
[ویرایش]فضاسازی در ماجراهای تنتن، نیز به عمق داستانها افزوده است. هرژه مکانهای واقعی و تخیلی را در داستانهایش با هم ترکیب میکند. در عصای اسرارآمیز (که بعدها در هدف کره ماه، روی ماه قدم گذاشتیم و ماجرای تورنسل دوباره بازگویی شد)، هرژه دو کشور تخیلی، سیلداوی و بوردوری را خلق میکند و با درج یک بروشور گردشگری در جریان داستان، خواننده را به بازدید از آنها دعوت میکند.[۱۴۷] سایر سرزمینهای تخیلی شامل خمد در شبهجزیره عربستان و سان تئودور، سائو ریکو و نوئوو ریکو در آمریکای جنوبی، و همچنین پادشاهی گایپاجاما (در سیگارهای فرعون) در هند هستند.[۱۴۸]
علاوه بر این مکانهای تخیلی، تنتن به مکانهای واقعی نیز سفر میکند، از جمله سوئیس، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، کنگوی بلژیک، پرو، هند، مصر، مراکش، اندونزی، ایسلند، نپال، تبت و چین. سایر مکانهای واقعی شامل صحرای بزرگ آفریقا، اقیانوس اطلس و کرهٔ ماه هستند.
برخی از مکانهای تخیلی شامل موارد زیر است:
- جزیرهٔ سیاه، جزیرهای در سواحل اسکاتلند، در داستان جزیرهٔ سیاه.
/
بوردوری، رقیب تاریخی سیلداوی، که تلاش میکند مانند الحاق اتریش در سال ۱۹۳۸، یک الحاق سرزمینی فاشیستی انجام دهد (عصای اسرارآمیز). بوردوری توسط دیکتاتور نظامی، مارشال پلکسی گلدز اداره میشود، مردمی خود را سرکوب میکند و با اعزام «مشاوران نظامی» به کشورهایی مانند سان تئودور، سعی در نفوذ در مناقشات جهان سوم دارد.- گران چاپو، برگرفته از منطقهٔ گران چاکو آمریکای جنوبی. داستان گوش شکسته در جنگی الهامگرفته از جنگ چاکو رخ میدهد.
خمد در شبهجزیره عربستان. خمد در داستانهای انبار زغالسنگ و تنتن در سرزمین طلای سیاه شاهد انقلاب است.
نوئوو ریکو همسایهٔ سان تئودور. دو کشور در گوش شکسته بر سر نفت درگیر میشوند، مشابه جنگ چاکوی دههٔ ۱۹۳۰ بین پاراگوئه و بولیوی. پایتخت نوئوو ریکو، سانفاسیون، نوعی بازی با نام آسونسیون است که نشان میدهد بر اساس پاراگوئه مدلسازی شده است.
سان تئودور در آمریکای جنوبی، نمونهای از یک جمهوری موزفروش که شرکتهای آمریکایی و بوردوری (اشارهای به اتحاد جماهیر شوروی یا کوبا) برای قدرت با هم رقابت میکنند، با «مشاورانی» از ژنرالهای محلی. پایتخت آن لوس دوپیکوس است که بعدها به تاپیواکاپولیس تغییر نام مییابد.
سائو ریکو در آمریکای جنوبی، که در نسخههای بعدی ستاره اسرارآمیز اضافه شده است. نسخهٔ اولیهٔ داستان شخصیتهای منفی را بهصورت کلیشهای یهودیان آمریکایی نشان میداد؛ نسخهٔ بعدی پوست آنها را تیرهتر کرده و سائو ریکو را به داستان افزوده است.- بیشتر رویدادهای پرواز شماره ۷۱۴ در جزیرهٔ آتشفشانی خیالی پولو-پولومبا رخ میدهد («پولائو-پولائو» به زبان اندونزیایی یعنی «جزیرهها») و شامل مردمی است که هرژه آنها را سوندونزیها مینامد. گفته میشود این مردم درگیر جنگ داخلی یا جنگ استقلال هستند و اکنون مزدورند؛ ممکن است بر اساس مبارزان جداییطلب جمهوری مالوکو جنوبی شکل گرفته باشند.[۱۴۹] این جمهوری خودخوانده متشکل از شامل جزایری زلزلهخیز در دریای ملوک بود که ساکنان آن در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای استقلال از اندونزی مبارزه کردند. ذکر فرودگاه کمایوران جاکارتا و پیام رادیویی از ماکاسار درست پیش از ربایش هواپیما نشان میدهد که این مکان در مجمعالجزایر اندونزی قرار دارد. گفتگوهای سوندونزیها در کتاب به زبان مالایی اندونزیایی است. میمون بینیدراز که در پرواز شماره ۷۱۴ ظاهر میشود، تنها در بورنئو یافت میشود.
سیلداوی در بالکان، بر اساس گفتهٔ خود هرژه بر پایهٔ مونتهنگرو مدلسازی شده است[۴۹] و توسط بوردوری همسایه تهدید میشود (الحاقی در عصای اسرارآمیز رخ میدهد)، وضعیتی که به ترتیب با چکسلواکی یا اتریش و آلمان نازی توسعهطلب پیش از جنگ جهانی دوم مقایسه میشود. سیلداوی و بوردوری هر دو کشورهای بالکان کلیشهای هستند.[۱۵۰] سیلداوی بعداً میزبان مرکز اتمی اسپروژ میشود که نخستین موشک به ماه را پرتاب میکند.
تأثیرپذیریها
[ویرایش]هرژه در جوانی بنژامن رابیه را را میستود. او اعتراف کرده است که بسیاری از طراحیهای تنتن در داستان تنتن در شوروی، بهویژه در نمایش حیوانات، بازتابدهندهی این تأثیر است. آثار رنه ونسان، طراح مد دورهی آرت دکو نیز بر نخستین ماجراجوییهای تنتن اثرگذار بوده است: «تأثیر او را میتوان در آغاز کتاب تنتن در شوروی مشاهده کرد؛ زمانی که طراحیهای من از یک فرم تزئینی، مثلاً خطی به شکل S، شروع میشدند[۱۵۱] (و شخصیت چارهای نداشت جز اینکه خودش را با آن S هماهنگ کند!)»[۱۵۲] هرژه همچنین بدون ابا اعتراف کرده است که ایدهی «بینیهای بزرگ» را از جرج مکمنوس، نویسنده آمریکایی داستانهای مصور، دزدیده است: «آنها چنان خندهدار بودند که من بدون هیچ تردیدی از آنها استفاده کردم!»[۱۵۲][۱۵۳]
در طول تحقیقات متعددی که او برای گل آبی انجام داد، هرژه همچنین تحت تأثیر طراحیهای چینی و ژاپنی و چاپهای دستی قرار گرفت. این تأثیر بهویژه در مناظر دریایی هرژه مشهود است که آثار هوکوسای و هیروشیگه را تداعی میکنند.[۱۵۴][۱۵۵]
هرژه همچنین اذعان داشت که مارک تواین بر او تأثیر گذاشته است، هرچند این شیفتگی باعث شد او در کتاب معبد خورشید دچار این اشتباه شود که اینکاها نمیدانند خورشیدگرفتگی چیست. تی. اف. میلز این خطا را مشابه خطای مارک تواین در توصیف «اینکاهایی که در کتاب یک یانکی اهل کنتیکت در دربار شاه آرتور از پایان جهان میترسیدند»، دانسته است.[۱۵۶][۱۵۷]
مناظر به تصویر کشیده شده در تنتن، به قابهای طراحی شده توسط هرژه عمق میبخشند. او در این آثار، مکانهای واقعی و خیالی را با هم میآمیزد. نقطهٔ آغاز حرکت قهرمانان او بلژیک است؛ در ابتدا از خانهٔ پلاک ۲۶ خیابان لابرادور و سپس از کاخ مولینسار. بهترین نمونه از خلاقیت هرژه در این زمینه، در کتاب عصای اسرارآمیز دیده میشود؛ جایی که هرژه دو کشور خیالی (سیلداوی و بوردوری) را اختراع کرده و با گنجاندن یک بروشور توریستی در میانه داستان، خواننده را به بازدید از آنها دعوت میکند.
بنابراین، هرژه محیطهای مختلفی را طراحی کرده است (شهرها، بیابانها، جنگلها و حتی ماه)، اما برای نشان دادن تمام و کمالِ استعداد هرژه، باید به سه فضای بزرگ اشاره کرد: حومه شهر (طبیعت)، دریا و کوهستان.[۱۵۴]
سینما
[ویرایش]هرژه از همان دوران کودکی، جادوی سینما را در سالنهای نمایش بروکسل که مادرش مکرراً او را به آنجا میبرد، کشف کرد. این کارتونیست آینده، شیفتهٔ سینمای صامت و نوابغ کمدی بزنبکوب (بورلسک) آمریکایی شد که تأثیر بسزایی در ماجراهای تنتن داشتند. هرژه برای غنیتر کردن گالری شخصیتهای خود از آثار کلاسیک بزرگ هنر هفتم بهره جست؛ بهویژه برای خلق تبهکارانی چون دکتر مولر که با الهام از شخصیت اصلی جزیره ارواح گمشده ساخته شد، و سرهنگ اسپونز که از شخصیت ایفا شده توسط اریش فون اشتروهایم در فیلم همسران احمق الگوبرداری شده است. همچنین یتی در کتاب تنتن در تبت و گوریلی به نام رانکو در جزیره سیاه، وارثان شایستهٔ کینگ کونگ به نظر میرسند.[۱۵۸] او همچنین شوخیهای متعددی را با الهام از فیلمهای باستر کیتون، برادران مارکس یا لورل و هاردی بازسازی کرد. این دو نفر آخر (لورل و هاردی) که متخصص خلق فاجعه بودند، بهویژه بهعنوان مدلهایی برای خلق شخصیتهای دوپونت و دوپونط به کار گرفته شدند.[۱۵۸]
طراحی
[ویرایش]هرژه که خود را «تیپی متعلق به سدهٔ خودرو، بتن مسلح و رادیو» توصیف میکرد، اهمیت زیادی برای واقعگرایی دکورها، بهویژه فضاهای داخلی، قائل بود. بسیاری از عناصر برگرفته از هنرهای صنعتی و طراحی، که از روی عکسهای موجود در آرشیو او طراحی شدهاند، در کتابهای مختلف این مجموعه کاملاً قابل شناسایی هستند. از این رو، دکورهای ماجراهای تنتن گاه در پیشقراول مدرنیته قرار دارند.[۱۵۹] بهعنوان نمونه، صندلیهای لولهای طراحیشده توسط معمار آلمانی، لودویگ میس فان در روهه، در گل آبی به تصویر کشیده شدهاند؛ صندلیهای راحتیِ مدل «کانگورو» اثر ژان پرووه در تنتن در تبت دیده میشوند و نیمکتی طراحیشده توسط هری برتویا در تنتن و پیکاروها ظاهر میشود.[۱۵۹] تلفنهای سیاه از جنس باکالیت (مادهای که در نیمهٔ اول قرن بیستم بهطور گسترده استفاده میشد) در کتابها حضور دارند، در حالی که کفشهای چرخدار موتوری که توسط پروفسور تورنسل در انبار زغالسنگ اختراع شدند، از طراحی لوازم خانگی دههٔ ۱۹۵۰ الهام گرفتهاند.[۱۵۹]
هنرهای قبیلهای
[ویرایش]هنرهای بدوی و قبیلهای با کتاب تنتن در کنگو به این مجموعه وارد میشوند؛ کتابی که در آن اشیاء متعددی از هنر سنتی آفریقا به چشم میخورد، بهویژه پوشش جادوگر که از تندیس یک «مرد-پلنگ» الهام گرفته شده که در موزهٔ سلطنتی تِروورِن قابل مشاهده است.[۱۶۰]
اما در کتاب گوش شکسته است که هنر قبیلهای بیشترین جایگاه را پیدا میکند: داستان در یک موزهٔ قومشناسی آغاز میشود؛ جایی که بازدیدکنندگان مجموعهای را تحسین میکنند که مؤلف آن را از آثاری از سراسر جهان گردآوری کرده است، بهویژه تیرکهای خویشاوندی رنگارنگِ یوروبا، یک تیر توتمی متعلق به غرب کانادا، یک ماسک باپِنده یا یک ماسک سنوفو که یادآور بنین و کنگو است.[۱۶۰][۱۶۱] آرومبایاها که در جنگلهای سان تئودور ساکن هستند و همچنین رقبای آنها یعنی «بیباروها»، از شوآرها الهام گرفته شدهاند؛ مردمی که به کوچک کردنِ سرِ دشمنان شهرت داشتند و در جنگلهای آمازون علیا زندگی میکنند.[۱۶۲]
در کتاب پرواز شماره ۷۱۴، هرژه با الهام از یک تیکی که در جزیرهٔ هیوا اوآ کشف شده بود، سرهای تراشیدهٔ غولپیکری را طراحی کرد که تنتن و همراهانش در یک دالان زیرزمینی کشف میکنند.[۱۶۰]
مصر و جهان عرب
[ویرایش]هرچند دکورهای مصری تنها پنج صفحه از شصت و دو صفحهٔ کتاب سیگارهای فرعون را اشغال کردهاند، اما هرژه برای دستیابی به واقعگرایی بیشتر، مستندات آنها را با دقتِ تمام گردآوری کرد. او چندین مکان شناختهشده را به تصویر میکشد؛ از خیابانهای پورتسعید با معماری اسلامیِ ظریف[۱۶۳] تا مجموعه اهرام جیزه.[۱۶۴] او همچنین برای طراحی مقبرهٔ «کی-اوسخ»، از دکورِ آرامگاههای فراعنه در دره پادشاهان الهام گرفته است.[۱۶۵]
افزون بر این، هرژه در ماجراهای تنتن تصویری از یک شرقِ خیالپردازانه و شگفتانگیز ارائه میدهد: «پهنای بیکران و بینشان که با اردوگاههای بَدویان نشانهگذاری شده است؛ عربستانِ تنتن یک توهم است.»[۱۶۶][۱۶۷] اگرچه خاورمیانه با حضور در سه کتاب یعنی سیگارهای فرعون، تنتن در سرزمین طلای سیاه و انبار زغالسنگ، یکی از پرتکرارترین دکورهای این مجموعه است، اما در عین حال یکی از مبهمترین آنها نیز هست.[۱۶۶] این بازنمایی در راستای تصویرِ «شرقِ رؤیاگونهای» است که از زمان موج شرقشناسی در قرن نوزدهم بر اروپا حاکم بوده و در اوایل قرن بعد، بهویژه از طریق نوشتههای بریتانیاییهایی چون توماس ادوارد لورنس (نویسندهٔ هفت رکن حکمت) و چارلز داوتی،[۱۶۷] یا فیلمهای موفقی همچون پسر شیخ (محصول ۱۹۲۶) ترویج شده است.[۱۶۶]
دکورهای کتاب خرچنگ پنجهطلایی که داستانش در مراکش تحت حمایت فرانسه میگذرد، با این حال بدون هیچ تفاوتی به دکورهای خاورمیانه شباهت دارند. طراح به این ترتیب جهان عرب را به عنوان قلمرویی واحد و یکسان نشان میدهد که در آن دکور تقریباً در همه جا یکسان است: واحههایی از زندگی انسانی در میان بیابانی پهناور، خالی و خصمانه. به گفتهٔ آنا مدوفِ جغرافیدان، «شرقِ هرژه هرگز کاملاً واقعی نیست، و نه کاملاً نامحتمل؛ تا جایی که به پارودی (نقیضه) خودش تبدیل میشود. همه چیز باورپذیر است، اما تقریباً همه چیز میتواند ساختگی از آب درآید.»[۱۶۶]
آسیا: چین و تبت
[ویرایش]هرژه برای طراحی دکورها و مناظر گل آبی، عناصری را از مستندات تصویری فراوان خود گردآوری کرد. اگرچه دکورهای شهر شانگهای خیالی هستند، اما عناصر معماری موجود در شهرهای دیگر چین را وام گرفتهاند.[۱۶۸] در شانگهایِ ابداعیِ هرژه، خانهها با سقفهای سفالیِ لعابداری پوشیده شدهاند که لبههای آنها رو به آسمان خم شده است، در حالی که شهر با دیوارهای بلندی محصور گشته و ساکنان از طریق «دروازههای ماه» که در باغهای چینی نماد گذر به جهانی دیگر هستند، از آنها عبور میکنند. او برای خلق دکورهای شهر خیالی «هو-کو» نیز به همین شیوه عمل کرد و مجموعهٔ این دکورهای سنتی، تصویری از «چین کهن و جاویدان» را به خواننده منتقل میکنند.[۱۶۹]
به همین ترتیب، واقعگرایی دکورهای داخلی تا حد زیادی مدیون حضور اشیای هنری چینی است؛ مانند اشیای لاکی، بونسایها، طومارهای آویزان، منظرهای به سبک شان شویی که ویژگی نقاشی سنتیِ دودمان سونگ است، و سرامیکهایی که نقوش آنها برگرفته از سبک نقاشی «هوآ-نیائو» (گل و مرغ) است؛ یا گلدانهایی با نقوش گلی آبی و سفید که یادآور دوران حکومت دودمان چینگ هستند.[۱۷۰]
هرژه برای تنتن در تبت از عناصر واقعی الهام گرفت و بهویژه از قطب منار و لعل قلعه دهلی و همچنین بناهای میدان «دربار» کاتماندو کپیبرداری کرد.[۱۷۱][۶۳] او مناظر هیمالیا و تبت، صومعهٔ خیالی «خور-بیونگ» و لباسهای سنتی راهبان تبتی را با تکیه بر کتابهای الکساندرا داوید-نئل (نخستین زن غربی که به لهاسا رسید) طراحی کرد.[۱۷۲] او همچنین از عکسهای مارسل ایشاک که زینتبخش رمان زندگینامهای موریس هرزوگ به نام آناپورنا، نخستین هشتهزاری بود، و گزارشهای تصویری مجلات نشنال جئوگرافیک و پاری مچ بهره برد.[۱۷۳]
آمریکای لاتین
[ویرایش]هرژه برای اولین بار در کتاب گوش شکسته به آمریکای لاتین قدم میگذارد. بت آرومبایا که او طراحی کرده و آن را در مرکز اصلی داستان قرار داده است، کپی دقیقی از یک تندیس تمدن چیمو است که در موزه هنر و تاریخ بروکسل به نمایش گذاشته شده است.[۱۶۰] طراح با نسبت دادن این تندیس دوران پیشاکلمبی به یک قوم بدوی در جنگلهای آمازون، دورههای تاریخی و تمدنهای مختلف را با هم میآمیزد؛ کاری که دوباره در اثر دوگانهٔ هفت گوی بلورین و معبد خورشید تکرار میکند.[۱۷۴] هرژه با فرستادن قهرمان خود به دیدار اینکاها، با گردآوری عناصر فرهنگی که هم از نظر مکانی و همزمانی از یکدیگر فاصله دارند، بر تعداد تخمینها و موارد تقریبی میافزاید.[۱۷۴]
با این حال، این ترکیببندی تصویری نسبتاً وفادارانه ارائه میدهد؛ چنانکه پاتریس لکوک، باستانشناس، این سفر به پرنو را «گردشی میداند که در اصل به واقعیت بسیار نزدیک است.»[۱۷۴]
در آخرین داستان تکمیلشدهٔ این مجموعه، یعنی تنتن و پیکاروها، قهرمانان داستان برای آخرین بار به آمریکای لاتین سفر میکنند. در حالی که هرژه پایتخت یعنی «تاپیوکاپولیس» را به عنوان شهری مدرن و با الهام بسیار قوی از برازیلیا و کاخ پلانالتو معرفی میکند، بازدید از یک هرم «پازتک» را نیز پیشنهاد میدهد که چیزی نیست جز کپیِ هرم مایای چیچن ایتزا.[۱۷۴] چه در گوش شکسته و چه در تنتن و پیکاروها، کشور سان تئودور بازتابدهندهٔ وضعیتهای سیاسی کل این شبهقاره است.
خودروها
[ویرایش]خودروها در ماجراهای تنتن حضور پررنگی دارند و بازنمایی آنها گواه دقتِ نظر هرژه در واقعگرایی است: ۷۹ مدل خودرو در این مجموعه قابل شناسایی هستند.[۱۷۵] این طراح که خود از علاقهمندان بزرگ اتومبیل بود، سه خودروی شخصی خود را نیز در داستانها ترسیم کرده است: یک اوپل المپیا در عصای اسرارآمیز، یک لانچیا آپریلیا در تنتن در سرزمین طلای سیاه و یک پورشه ۳۵۶ آبیرنگ در انبار زغالسنگ.[۱۷۶] در دورهٔ نخست این مجموعه، که فردریک سوموآ آن را «دورهٔ ماجراجویی» مینامد و تا ماجرای تورنسل ادامه مییابد، خودرو یک عنصر روایی اساسی است. استفاده از آنها پاسخگوی نیازی حیاتی و فوری برای قهرمان در تعقیب دشمنانش است. خودروها که به وفور در دسترس هستند، اغلب متحدان تنتن محسوب میشوند و برای او نقش «فرشتگان نجات» را ایفا میکنند.[۱۷۷] اما این نقش پارادوکسیکال (متناقض) است: اتومبیل در حالی که به قهرمان اجازه میدهد به سمت هدفش پیش برود، خود یک خطر نیز بهشمار میآید. تصادف رانندگی بهطور ویژهای در این مجموعه حضور دارد: بیست و دو تصادف در دورهٔ نخست ثبت شده است که تنتن در شانزده مورد قربانی اصلی آنها بوده است.[۱۷۸] او اغلب از این حوادث جان سالم به در میبرد و تصادف، بیش از هر چیز، یک تمهید روایی برای پیشبرد دوبارهٔ داستان از طریق یک اپیزود تماشایی است.[۱۷۹] در آخرین کتابها، به موازات اینکه قهرمان از ماجراجوییهای شخصیاش فاصله میگیرد، کارکرد مثبت خودروها معکوس میشود: آنها پیش از هر چیز به ابزاری تبدیل میشوند که «بازتابی از بینزاکتی انسان و نمادی از بدطینتی اوست».[۱۸۰]
از سوی دیگر، خودروها ویژگیهای شخصیتی صاحبانشان را نشان میدهند؛ چنانکه شارل-آنری دو شوازل پرالان تأکید میکند: «چه خودروی دیگری جز سیتروئن ۲سیوی میتوانست تجسمبخش دوپونت و دوپونط باشد؟ آن هم به واسطهٔ عدد ۲؛ شخصیتهایی آشفته اما پیمایشگرانِ خستگیناپذیرِ راههای فرعی که تزلزلناپذیرند. خودروی پژو ۴۰۳ بیانکا کاستافیوره، شخصیت در واقع کمی خانهدارِ این دیوا را آشکار میکند. سیتروئن امی ۶ [...] کاملاً برازندهٔ دکترِ دهکدهٔ مولینسار است؛ آن پزشکِ وظیفهشناسِ روستایی که پاپیون میزند.»[۱۸۱]
تنتن و ژول ورن
[ویرایش]ژان پل توماسی و میشل دلین در اثری که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، پیوندهای میان رمانهای ژول ورن و آثار هرژه را بررسی کرده و مدعی شدند که دومی به وفور از اولی الهام گرفته است. با این حال، این طراح همواره تأکید داشت که هرگز رمانهای ورن را نخوانده است، به استثنای بیست هزار فرسنگ زیر دریا که از آن خوشش نیامده بود.[۱۸۲] به گفتهٔ بنوآ پیترس، روبر پوروویر و همچنین بنوآ موشار، این تأثیرپذیری تنها از سال ۱۹۴۲ و با کتاب ستاره اسرارآمیز آغاز شد؛ یعنی زمانی که طراح همکاری خود را با ژاک فان ملکبکه آغاز کرد، کسی که خوانندهای خستگیناپذیر و صاحب چنان فرهنگ ادبی غنیای بود که هرژه فاقد آن بود.[۱۸۳][۱۸۲] از این رو، ژان ریم ادعا میکند که اگر عناصر روایی برگرفته از رمانهای ژول ورن در نخستین ماجراهای تنتن دیده میشود، نتیجهٔ یک تأثیر غیرمستقیم است. به عقیدهٔ او، این عناصر «یا به کهنالگوهای جهانی مربوط میشوند، یا به مجموعهای از موقعیتهای ورنی که ادبیات و تصویرسازی عامیانه آنها را به دفعات بازیافت و تکرار کردهاند.»[۱۸۴]
تحلیل
[ویرایش]سبک روایی
[ویرایش]در نخستین داستانهای این مجموعه، تنتن بازیگر طرحی ساده است، بهطوری که این داستانها چیزی جز «مجموعهای از تصاویر مستقل نیستند که چیزی جز دکورهای عجیب و غریب آنها را به هم پیوند نمیدهد.»[۱۸۵] قهرمان داستان زنجیرهای از ماجراهای پرحادثه را از سر میگذراند و مأموریتی بر عهده دارد: رسوا کردن بلشویکها در تنتن در شوروی، آموزش کنگوییها در تنتن در کنگو، و مبارزه با آل کاپون و گانگسترها در تنتن در آمریکا.[s ۱۶] به گفتهٔ بنوآ پیترس، این نخستین روایتها پاسخگوی «رؤیایی سادهلوحانه برای به تسلط درآوردن جهان» هستند.[p ۲۶] با کتاب سیگارهای فرعون، هرژه به بلندپروازی ادبی جدید و رمانگونهتری دست مییابد[p ۲۶] که در آن «طرحهای داستانی دوگانه فراواناند.»[s ۱۶] با این حال، ماجراجویی که به شیوهٔ داستانهای دنبالهدار ساخته شده، همچنان بسیار ارتجالی باقی میماند.[p ۲۶] با گل آبی، که به گفتهٔ رِمی براگِ فیلسوف، میتوان آن را اولین «روایت خطی» دانست،[۱۸۵] نویسنده در مسیر رئالیسم گام برمیدارد[۱۸۶] و گوش شکسته نخستین داستانی است که بر پایهٔ یک ایدهٔ واقعی برای سناریو بنا شده که از پیش طراحی شده است.[p ۲۷]
در گوش شکسته، هرژه استقرار ساختار روایی را به پایان میرساند؛ ساختاری که بهعنوان چارچوب تقریباً تمام داستانهای بعدی تا جواهرات کاستافیوره عمل میکند و به گفتهٔ رنو ناتیه نویسنده فرانسوی، از شش عنصر تشکیل شده است:[۱۸۷] روایت با وضعیتی پیشپاافتاده از زندگی روزمره آغاز میشود که اتفاقی جزئی آن را مختل کرده و موجب درگیری تنتن میشود؛ سپس تنتن جملهای را بیان میکند که نشاندهندهٔ آغاز ماجراست و پیش از عزیمت اوست؛ حوادث متعددی همراه با صعودی طولانی به سمت هدف رخ میدهد، پیش از آنکه موفقیت نهایی حاصل شود که با شادی تنتن مشخص میگردد و نمادی از بازگشت به زندگی روزمره است.[۱۸۷] از این پس، ماجراهای تنتن به یک «جستوجو» شباهت مییابد.[۱۸۵]
از کتاب اسب شاخدار، «طرحهای داستانی چنان ابعادی به خود میگیرند که یک جلد برای آنها کافی نیست.»[۱۸۵] این ماجرا در گنجهای راکام ادامه مییابد و اولین اثر دوگانهٔ (دیپتیک) هرژه را شکل میدهد؛ شیوهای که بلافاصله با هفت گوی بلورین و معبد خورشید تکرار میشود. این روش برای نویسنده از یک سو راهی بود تا «به استعدادهای قصهگویی خود مجالی آزادانه دهد»[p ۱۰] و از سوی دیگر، الزامات ناشرش را که فرمت ۶۲ صفحهای را برای هر کتاب به او تحمیل کرده بود (و او را مجبور میساخت هنگام بازنگری در ماجراهای اولیهاش برخی بخشها را حذف کند) دور بزند.[a ۴۰] در این دوره، روایت هرژه همچنین تحت تأثیر این محدودیت بود که ماجراهایش به صورت پاورقی روزانه در روزنامهٔ لو سوآر منتشر میشد.[۱۸۸] در این دو اثر دوگانه، «جلد اول در محیطهای آشنای خودمان میگذرد و جلد دوم قهرمانان را به سفری میفرستد که فضا را برایشان تغییر میدهد؛ جلد اول معمایی را طرح میکند که جلد دوم کلید آن را ارائه میدهد، کلیدی که باید در دوردستها به دنبالش گشت.»[۱۸۵]
ماجرای سفر به ماه نیز در دو کتاب گسترده میشود، پیش از آنکه هرژه به گفتهٔ رمی براگ به «کلاسیسیسم» خود دست یابد: «ماجرای تورنسل، انبار زغالسنگ، تنتن در تبت و جواهرات کاستافیوره، بین سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۳، برای هرژه همان چیزی هستند که سید، هوراس، سینا و پولیوکت بین سالهای ۱۶۳۷ تا ۱۶۴۲ برای پیر کورنی بودند.»[۱۸۵] طرح داستان دوباره در یک کتاب مصور متمرکز میشود که بازهٔ زمانی آن کوتاهتر شده است[۱۸۵] و مقاومت کاپیتان هادوک در برابر ماجراجویی، بیش از پیش آشکار میگردد.[۱۰۹]
روش کار
[ویرایش]در نخستین ماجراجوییها، خلق یک اپیزود امری مخاطرهآمیز و متکی به شانس جلوه میکند، چنانکه خود هرژه اعتراف میکند: «لو پتی ونتیم عصر چهارشنبه منتشر میشد و گاهی پیش میآمد که صبح چهارشنبه هنوز نمیدانستم چطور قرار است تنتن را از مخمصهای که هفتهٔ گذشته بدجنسانه در آن گیرش انداخته بودم، بیرون بکشم!»[۵۳] با گذشت سالها، حجم کاری که او به خود تحمیل میکند به سرعت افزایش مییابد: علاوه بر داستان هایتنتن که برای آنها کار مستندسازی (تحقیق) را با جزئیات روزافزون انجام میدهد، هرژه دو مجموعهٔ دیگر یعنی کوئیک و فلوپکه و ماجراهای ژو، زته و ژوکو را پیش میبرد و در عین حال، کارهای تبلیغاتی متعددی را نیز به انجام میرساند. کمکهای موردی که او از دوستانش، پل ژامان و اوژن فان نیورسیل، برای وظایف ساده و تکراری دریافت میکند، کافی نیست. او از سال ۱۹۳۹ به فکر ایجاد استودیویی متشکل از همکارانی میافتد که بتوانند در هر مرحله از اجرا یاریاش کنند. در سال ۱۹۴۲، او آلیس دووس را برای رنگآمیزی ستاره اسرارآمیز استخدام میکند؛ این نخستین کتاب از این مجموعه بود که به صورت چهاررنگ منتشر شد.[۵۳]
استخدام ادگار پ. یاکوبس به عنوان همکار در ابتدای سال ۱۹۴۴، تغییرات عمیقتری را به همراه میآورد. یاکوبس علاوه بر دستیاری در کار بازنگریِ کتابهای نخستینِ مجموعه برای بازنشر رنگی آنها، ایدههای ارزشمندی برای توسعهٔ سناریوها ارائه میدهد؛ کاری که پیش از آن دوست مشترکشان، ژاک فان ملکبکه، از زمان اسب شاخدار انجام میداد.[۵۳] اندکی پس از راهاندازی مجله تنتن، همکاری هرژه و یاکوبس پایان مییابد، اما با تأسیس استودیو هرژه در سال ۱۹۵۰، گام جدیدی برداشته میشود. بوب دو مور که از زمان رفتن یاکوبس دستیار هرژه بود، با طراحان دیگری چون ژاک مارتان و روژه للو همراه میشود، در حالی که مونیک لوران و ژوزت بوژو مسئولیت رنگآمیزی را بر عهده میگیرند.[۵۳] بودوان فان دن براندن، منشی هرژه، به صورت موردی در نگارش دیالوگها به او کمک میکند،[۵۳] اما نویسنده گاهی از افراد خارج از استودیو نیز دعوت به همکاری میکند؛ مانند دوستش برنار اوولمانس که در نوشتن دوگانهٔ سفر به ماه مشارکت کرد و اطلاعاتی دربارهٔ یتی برای کتاب تنتن در تبت ارائه داد.[a ۲۲]
با گذشت سالها، اعضای دیگری به تدریج وارد استودیو هرژه میشوند، از جمله طراحانی چون میشل دُماره و ژو-ئل آزارا، یا رنگآمیزانی مثل فرانس فراری و فَنی فلامینک.[۵۳] در این دوره، خلق یک ماجرای جدید به یک مکانیسم دقیق شباهت دارد. در طول نگارش سناریو که ایدهٔ اولیه را در دو یا سه صفحه بسط میدهد، هرژه پیشنهادهای همکارانش را دریافت میکند، اما همیشه حرف آخر را خودش میزند. به همین ترتیب، او مسئولیت دکوپاژ صفحات را بر عهده میگیرد که در طی آن محل قرارگیری تصاویر تعیین و دیالوگهای اولیه پیشنویس میشوند؛ سپس نوبت به طراحی مدادی میرسد که در آن او چندین خط ترسیم میکند تا گویاترین حالت فیگور را پیدا کند. پس از آن، هرژه بهترین نسخه از هر تصویر را روی صفحهٔ نهایی خود منتقل میکند و طراحی دکورها را به دستیارانش میسپارد، در حالی که خودش به همراه منشیاش روی دیالوگها بازنگری میکند. جوهرزنی در دو مرحله انجام میشود: شخصیتها توسط هرژه و تمامی دکورها توسط تیم او.[۵۳]
تحقیقات مستند
[ویرایش]هرژه اولین تحقیقات مستند و عمیق خود را برای گل آبی انجام داد؛ موضوعی که خود او نیز بر آن صحه میگذارد: «در همین دوران بود که شروع به گردآوری اسناد و مدارک کردم و علاقهای واقعی به مردم و کشورهایی پیدا کردم که تنتن را به آنجا میفرستادم؛ این کار نوعی ادای دین برای باورپذیری نزد خوانندگانم بود».[۱۸۹]
مستندات و آرشیو عکسهای هرژه به او کمک کرد تا جهانی واقعگرایانه برای قهرمان خود خلق کند. او تا جایی پیش رفت که کشورهای خیالی ایجاد کرد و آنها را با فرهنگ سیاسی مختص به خودشان آراست. این سرزمینهای خیالی تا حد زیادی از کشورها و فرهنگهای دوران هرژه الهام گرفته شدهاند. پیر اسکیلینگ معتقد است که هرژه پادشاهی را «شکلی مشروع از حکومت» میدید و در عین حال خاطرنشان میکند که «ارزشهای دموکراتیک در این نوع از داستانهای مصور کلاسیک فرانسوی-بلژیکی غایب به نظر میرسند.»[۱۹۰][۱۹۱] بهویژه کشور سیلداوی با جزئیات بسیار توصیف شده است؛ هرژه برای آن تاریخ، آداب و رسوم و زبانی خلق کرد که در واقع از گویش فلامان بروکسلی گرفته شده است. او این کشور را در جایی در بالکان قرار داد و به اعتراف خودش، از آلبانی الهام گرفت.[۱۹۲] این کشور در کتاب عصای اسرارآمیز مورد هجوم همسایهاش، بوردوری، قرار میگیرد که قصد ضمیمه کردن آن را دارد. این وضعیت یادآور حملهٔ ایتالیا به آلبانی و همچنین خیال تصرف چکسلواکی یا اتریش توسط آلمان نازی توسعهطلب پیش، درست پیش از جنگ جهانی دوم است.[۱۹۳]
بهعنوان نمونه میتوان به ماهها آمادهسازی اشاره کرد که هرژه برای تصور سفر تنتن به ماه (که در دو بخش در هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم توصیف شده) صرف کرد. این تلاشها منجر به ساخت ماکت دقیقی از موشک ماه شد که اجازه میداد شخصیتها بدون خطا در دکور قرار گیرند. تحقیقات مقدماتی برای تدوین سناریوی او در مجلهٔ نیو ساینتیست مورد نقد و بررسی قرار گرفت: «تحقیقات گستردهای که هرژه انجام داد، به او اجازه داد تا لباس فضایی بسیار مشابه با نمونههایی که در کاوشهای آیندهٔ ماه استفاده شدند خلق کند، هرچند موشک او با آنچه بعدها در واقعیت ساخته شد بسیار متفاوت بود.»[۱۹۴] برای طراحی این موشک، هرژه در واقع از موشکهای آلمانی وی-۲ الهام گرفته بود.[۱۹۵]
طراحی گرافیک
[ویرایش]
سبک و تکنیک هرژه در طول این مجموعه بهطور قابلتوجهی تکامل مییابد تا از او یکی از پیشگامان سبک لینیه کلر (خط واضح) بسازد؛ سبکی که پیر اسکیلینگ، مورخ داستانهای مصور، آن را به عنوان «آرمانی برای حداکثر خوانایی، که با خطوط محیطی ممتد و بدون هاشور یا سایهروشن توصیف میشود» تعریف میکند.[۱۹۶] این طراح جوان در ابتدای فعالیت حرفهای خود هنوز سبک شخصیاش را نداشت و مانند بسیاری از تازهکارها، در درجه اول از هنرمندان دیگر تقلید میکرد، هنرمندانی چون بنژامن رابیه[۱۹۷] یا نویسنده آمریکاییِ کمیک، جرج مکمنوس.[۱۹۸] او همچنین تحت تأثیر آلن سنت-اوگان بود که در سال ۱۹۳۱ به ملاقاتش رفت و توانایی او در نمایش حرکت از طریق خطوطی با ضخامت همواره یکسان و صرفهجویی چشمگیر در ابزار را وام گرفت.[۱۹۹] همانطور که توما شلسر مورخ هنر تأکید میکند، طراحی هرژه خیلی زود با «قدرت تداعیگری فوقالعادهاش» متمایز شد. خطوط چهره شخصیتهای او بلافاصله ویژگی اخلاقی یا احساسات آنها را منتقل میکنند.[۱۹۷]
گرافیک او در مواجهه با هنر مصری که در سیگارهای فرعون به تصویر کشیده شد، تثبیت گشت و سپس در گل آبی تحت تأثیر دوست چینیاش، چانگ چونگجن، که او را با هنر خوشنویسی چینی آشنا کرد و به او آموخت که طبیعت را با دقت مشاهده کند، انعطافپذیری بیشتری یافت.[۱۹۸] تسلط هرژه در ترکیببندی و ریتم طراحیها نیز تقویت شد، بهطوری که گل آبی را از نظر گرافیکی به اثری کلیدی تبدیل کرد: پیر استرکس، نویسنده و منتقد هنری، داستانهای سیاه و سفیدی را که پس از آن منتشر شدند، شاهکار میداند.[۱۹۸] از آنجا که هرژه در کودکی در محیطی هنری رشد نکرده بود، سبک او به موازات علاقهمندیاش به تاریخ هنر به تکامل خود ادامه داد. او بهویژه دقت در طراحی را از پرترههای هانس هلباین پسر (که نسخهای از آن در دفتر کارش آویخته بود) و علاقه به ترکیببندیهای رنگارنگ و پرهیاهو را از خوآن میرو وام گرفت که این دومی در رؤیاها و کابوسهای تنتن بازتاب یافته است.[۱۹۹]
او همچنین از مشارکت همکارانش بهره برد. تحت تأثیر ادگار پ. یاکوبس که از زمان هفت گوی بلورین در کنار هرژه کار میکرد و در رنگآمیزی کتابهای نخستین مشارکت داشت، دکورها با جزئیات غنیتر شدند که حاصل تحقیقات متعدد و طراحیهای سریع از صحنههای واقعی بود.[۲۰۰] با این حال، تنتنشناسانی چون بنوآ پیترس و فیلیپ گودن متوجه ضعفی گرافیکی در آخرین کتابها، بهویژه در تنتن و پیکاروها شدهاند؛ آنها این موضوع را به این واقعیت نسبت میدهند که مؤلف بخش فزایندهای از طراحیهایش را به همکارانی چون بوب دو مور واگذار کرده بود. به گفتهٔ بنوآ پیترس، که معتقد است لینیه کلر در این دوره «سخت و بیروح» شده، این خود گواهی است بر اینکه سبک هرژه که مدتها خنثی و بهراحتی قابلالگوبرداری تلقی میشد، از نوعی شکنندگی رنج میبرد.[۲۰۱]
تسلط بر خط
[ویرایش]«هرژه طراحی فوقالعاده در به تصویر کشیدن حرکت است؛ در آثار او، هرچه طراحی شفافتر باشد، پویایی و جنبش آن بیشتر است.»
طراحی هرژه که به سرعت قابل شناسایی است، در شدتِ حالات چهره، دقتِ حرکات و درستیِ فیگورها نهفته است.[۲۰۳] رِمی براگِ فیلسوف بر دقت مفرط این طراحی تأکید میکند: «کافی است یکچهارم میلیمتر به خط اضافه یا از آن کم شود تا همه چیز خراب شود». این سختگیری همچنین به طراح اجازه میدهد تا بینهایتی از تفاوتهای ظریف را تنها با چند جزئیات ناچیز القا کند.[۱۸۵]
هنگام اجرای طرح مدادی، پس از دکوپاژ سناریو، هرژه اهمیت زیادی برای طراحی شخصیتها قائل است، در حالی که پسزمینهها و عناصر دکور را تنها به صورت اجمالی مشخص میکند. او برای آنکه بتواند فیگور شخصیتها را به بهترین شکل ثبت کند، اغلب پیشطرحهای خود را از روی مدل کار میکند؛ به این صورت که با کمک همکارانش طرحهای متعددی میکشد، در حالی که خودش مقابل آنها یا در برابر آینه ژست میگیرد. جستوجوی او برای دستیابی به درستی و دقت، او را وامیدارد تا بارها طرحهایش را بازنگری کند و خطوط متعددی بر آنها بکشد، تا جایی که گاهی کاغذِ زیر دستش سوراخ میشود.[۲۰۳][۲۰۴]
سپس هرژه از طرحهای مدادی مختلف یک کپی روی کاغذ پوستی (کالک) برمیدارد تا خطی را که به نظرش بهترین و گویاترین است انتخاب کند؛ چرا که «خط شفاف» برای او بیش از هر چیز هنرِ پیراستگی و ایجاز است. او همزمان با بازنگری در کادربندی و جایگیری شخصیتها در تصویر، در نهایت اقدام به جوهرزنی صفحه میکند.[۲۰۳][۲۰۴]
کادربندی، پرسپکتیو و حرکت
[ویرایش]هرژه سکانسهای خود را به شیوهی یک کارگردان سینما میسازد و برای بخشیدن حس کنش و تعلیق به ماجراجوییهایش، تعداد زیادی از روشهای هنر هفتم را وام میگیرد.[۲۰۵] او بهویژه از عمق میدان برای حجم دادن به طراحی خود استفاده میکند؛ به این صورت که دکور و شخصیتها را بهگونهای سازماندهی میکند تا نگاه خواننده را به سمت نقطهی تمرکز تصویر هدایت کند، خواه این نقطه مانعی باشد که قهرمان باید از آن بگذرد و خواه هدفی که باید به آن برسد.[۲۰۵] پیر استرکس تأکید میکند که هرژه «دقت ویژهای در چیدمان صحنهپردازیهای مبتنی بر پرسپکتیو» در قابهای بزرگ داشته است؛ مانند زمانی که تنتن در کتاب عصای اسرارآمیز در دربار سیلداوی به حضور پذیرفته میشود یا هنگامی که همراه با کاپیتان وارد کاخ مولینسار میگردد.[۲۰۶] کادربندی و زاویهی دید از آن جهت تعیینکننده هستند که طراح میتواند بسته به زاویه و ترکیببندی انتخابشده، حس ترس یا سرعت را در خواننده برانگیزد. برای مثال، تنتن در آمریکا شامل چندین تصویر با نمای زاویه بالا یا نمای زاویه پائین (از پایین به بالا) است که این جلوهها را تشدید میکنند؛ مانند طرحی که تنتن را معلق در فضا، در حال عبور از پنجرهای به پنجرهی دیگر در طبقهی ۳۷ ساختمانی در شیکاگو نشان میدهد. زاویهی انتخابشده، توهمِ نمایی بیانتها را ایجاد میکند، بهویژه از طریق توازی تقریبی خطوط گریز که تنها در خارج از کادر به هم میرسند؛ امری که خواننده را در کنار قهرمان، با سرگیجه و خطر روبهرو میکند.[۲۰۵]
هرژه برای ایجاد حس حرکت و سرعت، بهویژه از تکنیک تراولینگ (نمای حرکتی) استفاده میکند. در همان داستان، مجموعهای از چهار تصویر پیاپی، تنتن را در حال بالا رفتن از پلهها نشان میدهد. این تقسیمِ کنش به چهار تصویر تکرار شونده، نوعی تداوم به حرکت میبخشد و در عین حال سرعت آن را تشدید میکند. کمی جلوتر، مونتاژی از سه طراحی از یک لوکوموتیو واحد که از سه زاویهی مختلف دیده میشود، به خواننده اجازه میدهد حرکت را دنبال کند و همزمان خطر قریبالوقوع برای قهرمان را القا میکند.[۲۰۵] هرژه مانند بسیاری از کارگردانان، از ایجاز (الپسیس) نیز بهره میبرد؛ بهطوری که یک طراحی واحد نه تنها آنچه در حال رخ دادن است، بلکه آنچه را که به تازگی به وقوع پیوسته نیز روایت میکند و آن را بدون نشان دادن مستقیم، به خواننده القا مینماید. ایجاز روایی در عین حفظ ریتم اکشن، جنبهی دراماتیک آن را تقویت میکند.[۲۰۵]
در نهایت، برخی تصاویر به شیوهی یک پلان-سکانس لحظهای ساخته شدهاند؛ مانند تصویری در خرچنگ پنجه طلایی که غارتگرانی را در حال فرار زیر سیل دشنامهای کاپیتان هادوک در دل کویر نشان میدهد؛ طرحی که هرژه آن را یکی از موفقترین کارهای دوران حرفهای خود میدانست.[۲۰۵][۲۰۷] تصویر بهگونهای ترکیببندی شده است که هر غارتگر بهطور جداگانه در مرحلهی متفاوتی از فرار ثبت شده است، انگار که همگی آنها تنها یک نفر هستند که حرکتش تجزیه شده است.[۲۰۵]
مبانی بیانیِ داستان مصور مدرن
[ویرایش]هرژه به مرور زمان طراحی خود را با مجموعهای از قراردادهای گرافیکی آراست که به تعبیر ژروم دوپوئی روزنامهنگار، «چارچوب و قواعد بنیادینِ داستان مصور مدرن را ترسیم میکنند». او تصریح میکند که هرچند هرژه مخترع این نشانههای مختلف نیست، اما در مدون کردن (کدگذاری) آنها نقش بسزایی داشته است. هدف این عناصر، تأکید بر جلوههای خاص، بخشیدن حرکت و شدت به تصویر و همچنین برجسته کردن جنبهی طنزِ یک موقعیت است.[۲۰۸]
قطرات عرق پرکاربردترین نشانهها توسط این طراح هستند و تقریباً در هر صفحه دیده میشوند: آنها دور صورت شخصیتها ظاهر میشوند تا بر حیرت، اضطراب یا عصبانیت آنها تأکید کنند.[۲۰۸] هرژه برای نشان دادن شدتِ یک ضربه از ستارهها استفاده میکند، اما چندرنگ بودن آنها به صحنه شادابی میبخشد و بر اثر طنزآمیز آن ضربه تأکید میکند؛ امری که این نشانهها را به «نماد خشونتی تعدیلشده با طنز» تبدیل میکند.[۲۰۸] علاوه بر ستارهها، گاهی یک مارپیچ نیز اضافه میشود که میتواند نشاندهندهی گیجی شخصیت باشد؛ اما این نشانه نمایندهی جنون نیز هست (مانند روی سرِ «دیدی» در نیلوفر آبی) یا مستی (مانند روی سرِ «میلو» در تنتن در تبت). این مارپیچها حس تزلزل را به دنیایِ در غیر این صورت منظمِ هرژه وارد میکنند.[۲۰۸] در نهایت، این طراح نامآواها (مانند تَق، بووم، شلیک) را به اوج خود میرساند، تا جایی که قابهایی متشکل از تنها یک نامآوا با حروف درشت ارائه میدهد. اگرچه این روش در این مجموعه نسبتاً نادر باقی مانده، اما نشاندهندهی الهامگیری دیگرِ هرژه است؛ چرا که او آثار روی لیکتنستاین، یکی از هنرمندان برجستهی پاپآرت آمریکایی، را ارج مینهاد.[۲۰۸]
از سوی دیگر، قاب سیاه به عنوان استفادهای مفرط از ایجاز در ابزار، در خدمت روایت قرار میگیرد. در این قابها که هیچچیز را نشان نمیدهند، کنش به نوعی معلق میشود و نگرانی خواننده را نسبت به سرنوشت قهرمانش برمیانگیزد.[۲۰۳]
نماد پلکان بهطور منظم توسط هرژه بازتولید میشود، زیرا به گفتهی لودویگ شورمن، این نوع گذار اجازه میدهد تا روایت «عمودی» شده و «افقیبودنِ سنتی و امنیتبخشِ جهتِ خواندن متن» به هم بریزد.[۲۰۹] طبق نظر ژان شوالیه و آلن جیربرانت، «پلکان نماد پیشرفت به سوی دانش، صعود به سمت آگاهی و دگرگونی است»؛[۲۱۰] بنابراین تنش روایت را افزایش میدهد، چرا که هر پله قهرمان را به خطر یا رهایی نزدیکتر میکند و به همین دلیل است که این نماد در داستانهای مختلف همهجا حاضر است. فراتر از آن، هرژه اغلب پلکان مارپیچ را معرفی میکند، مانند پلکان برج قلعهی «بن مور» در جزیره سیاه؛ «بنبستی واقعی که به خلئی پیشبینیپذیر و مرگی احتمالی ختم میشود.»[۲۰۹] شکل حلزونی آن، «ایدئوگرام (اندیشهنگار) مورد علاقهی هرژه را عینیت میبخشد؛ یعنی همان منحنی مارپیچی که بالای سر شخصیتها هنگام بیهوشی، سرگیجه یا دیوانگی قرار میگیرد»؛ امری که فانتزیترین بیان خود را در مارپیچِ آتشی مییابد که پروفسور تورنسل را روی جلد کتاب هفت گوی بلورین بلند میکند. در واقع، پلکان مارپیچ ویژگیهای فرمی و زیباشناختی کمیکبوک را با هم پیوند میدهد: یعنی نظم مستطیلیِ قابها، اندازهی تغییرناپذیر حاشیهها و حروف، تراز بودن ساختمانها، و در مقابل، گِردیِ شخصیتها، عناصر اصلی دکور و نامآواها.[۲۰۹]
جنجال شلوار گلف
[ویرایش]
هرژه قهرمان خود را با یک «شلوار گلف» (نوعی شلوار کوتاه که بریتانیاییها ابداع کردند و در دههٔ ۱۹۳۰ در اروپا رایج بود) میآراید.[۲۱۱] بهرغم تغییرات مد، تنتن به مدت چهل سال این شلوار را که به جزئی جداییناپذیر از تصویر او تبدیل شده بود، به تن داشت.[۲۱۱] او این لباس را تنها به صورت موقت عوض میکرد؛ مثلاً در سفرهایش آن را با لباسهای محلی معاوضه میکرد.[۲۱۱]
در سال ۱۹۶۴، طراح از خوانندگان مجلهٔ ماری کلر دربارهٔ شلوار تنتن نظرخواهی کرد.[۲۱۱] اکثریت شرکتکنندگان در نظرسنجی موافق حفظ همان شلوارهای مشهور گلف بودند.[۲۱۱] به مناسبت این نظرسنجی، گابریل ماتزنف، نویسنده و تنتنپژوه، علیه هرگونه مدرنسازی احتمالی اعتراض کرد؛ وی بیم آن داشت که هرژه با نظرخواهی از مخاطبان، قصد تغییر شخصیت خود را داشته باشد.[۲۱۱] ماتزنف نامهای سرگشاده خطاب به طراح در روزنامهٔ کومبا با عنوان «شلوار تنتن را در نیاورید!» منتشر کرد.[۲۱۱] ماتزنف معتقد بود چنین مدرنسازیای به «خصلت ابدی» داستانها آسیب میزند، داستانهایی که «از قید مد و زمان رها هستند»؛ از نظر او، لباسهای تنتن برایش یک «یونیفرم» محسوب میشد که «مُهر بیزمانی بر خود داشت»؛ علاوه بر این، او هرژه را فراتر از کسانی میدانست که برای موفقیت نیاز به پیروی از مد دارند. او همچنین بر بیثباتی مد و حتی احتمال بازگشت دوبارهٔ شلوارهای گلف به چرخهٔ مد تأکید کرد.[۲۱۱]
هرژه سرانجام تسلیم زمانه شد و برای انیمیشن تنتن و معبد خورشید در سال ۱۹۶۹، قهرمان خود را با شلوار جین قهوهای پوشاند.[۲۱۱] متحرکسازی این شلوار جدید آسانتر بود و در سطح بینالمللی نیز بیشتر درک میشد.[۲۱۱] هرژه دلیل این کار را تمایل به دسترسپذیرتر کردن شخصیت برای صادرات به کشورهایی عنوان کرد که تنتن در آنها شناخته شده نبود، تا با حذف این لباس منسوخ، او را مدرن جلوه دهد.[۲۱۲] این تغییر باعث تظاهراتی کودکانه با شعار «شلوار گلف تنتن را به او برگردانید»[۲۱۳] در مقابل سینمای پارامونت-الیزه در پاریس شد که در صف اول آن آلن دلون، همسرش ناتالی و پسرشان آنتونی حضور داشتند.[۲۱۴] بهرغم انتقادها، این تغییر در حضورهای بعدی، از جمله فیلم بلند دیگر یعنی تنتن و دریاچه کوسهها در سال ۱۹۷۲ حفظ شد.[۲۱۱][۲۱۲]
در مصاحبهای در سال ۱۹۷۱، هرژه فاش کرد که تنتن در کتاب بعدی دیگر شلوار گلف نخواهد پوشید.[۲۱۲] دربارهٔ این جنبه که پیشتر به شدت مورد نقد قرار گرفته بود، او خود بر این باور بود که این یک «انقلاب بزرگ» نیست و تأکید داشت که شلوار همان رنگ را دارد و چندان به چشم نمیآید.[۲۱۲] آخرین داستان، تنتن و پیکاروها در سال ۱۹۷۶، تنتن را با یک شلوار جین قهوهای که دمپای آن کمی گشاد بود نشان داد.[۲۱۱] این تغییر بر خوانندگان و منتقدان تأثیر منفی گذاشت، آن هم برای کتابی که پیش از آن هم قضاوتهای بسیار تندی علیهاش شده بود.[۲۱۱] اکثر آنها این تغییر را نپذیرفتند.[۲۱۱] فیلیپ گودن معتقد است که از نظر بصری، «با این شلوارهای جینِ معمولی، تنتن از نظر فیزیکی فروغ خود را از دست داده است.»[۲۱۵] لودویگ شورمن نیز با استدلالهایی که ماتزنف در سال ۱۹۶۴ مطرح کرده بود موافق است.[۲۱۱] پیر آسولین این امتیاز دادنِ طراح به جوّ زمانه را رد میکند؛ امتیازی که با تمایل به پذیرفتنیتر کردن ظاهر تنتن برای مخاطبان عام آمریکایی همراه شده بود، چرا که از نظر او، این تغییر «بدترین جلوه» را داشت.[a ۴۱] اقتباسهای بعدی، پس از مرگ هرژه، این تغییر را پاک کردند و شلوار نمادین و تغییرناپذیر تنتن را به او بازگرداندند.[۲۱۱]
جهانِ داستانیِ مجموعه
[ویرایش]تنتن، خبرنگار قرن
[ویرایش]«من همیشه در ارتباط مستقیم با اخبار روز بودهام. این احساس را داشتم که غرق در رویدادهای جاری هستم و آنها را در ماجراهای تنتن و میلو بازتاب میدهم.»
از نخستین داستان، تنتن در شوروی، که به عنوان انتقادی تند از کمونیسم شوروی پدیدار گشت، تا آخرین داستانِ به پایان رسیده، تنتن و پیکاروها، که بر چریکهای آمریکای جنوبی نور میتاباند، ماجراهای تنتن در بستر اخبار دوران خود ثبت شدهاند.[۲۱۷] تخیل هرژه از رویدادهای بزرگ تاریخی قرن بیستم تغذیه میکند، بهویژه در قسمتهای ابتدایی این مجموعه: تنتن در کنگو بر پایه سلطه اروپا بر آفریقای مستعمراتی است، سیگارهای فرعون به کشف آرامگاه توتعنخآمون و نفرین پس از آن اشاره دارد، گل آبی با ذکر حادثه موکدن به توسعهطلبی ژاپن اعتراض میکند و گوش شکسته جنگ چاکو را بازسازی مینماید، در حالی که عصای اسرارآمیز به عنوان «روایت یک آنشلوس نافرجام» جلوه میکند. پس از جنگ، دگرگونیهای تاریخی و تحولات اجتماعی همچنان در آثار هرژه حضور دارند؛ برای نمونه در ماجرای تورنسل که یک دیکتاتوری تمامیتخواه را در بستر جنگ سرد به تصویر میکشد،[۵۹] یا در جواهرات کاستافیوره که حاوی انتقادی از فرهنگ رسانه و رسانههای گروهی است.[۲۱۷]
در واقع، تنتن اغلب به عنوان یک «خبرنگار قرن» معرفی میشود، اما به باور ژان ریم، تنتنپژوه، چنین دیدگاهی «برآمده از نگاهی گذشتهنگر است که تمام دوران کاری هرژه را در بر میگیرد»، در حالی که «الهام از زندگی روزمره در اینجا آنقدرها که کاهشِ زمانی ناشی از فاصله گرفتنِ نزدیک به یک قرن میتواند القا کند، بیواسطه نیست». به عنوان مثال، سه سال بین حادثه موکدن که منجر به حمله ژاپن به منچوری شد و بازتاب داستانی آن در گل آبی فاصله است؛ امری که با تصویر یک «خبرنگار جهانگرد که قرار است به دنبال شکار خبر بدود» در تضاد است.[۲۱۷] بنابراین، ماجراهای تنتن «رابطهای مبهم با اخبار روز» برقرار میکنند که به گفته ژان ریم، پیش از مشاهده «شیوهها و انگیزههای بازآرایی آن در [این مجموعه]»، ابتدا باید از طریق «ادراک اخبار به گونهای که در آن زمان توسط فرهنگ رسانهای فیلتر میشد» مورد واکاوی قرار گیرد.[۲۱۷]
علوم
[ویرایش]شخصیت دانشمند در ماجراهای تنتن حضوری مکرر دارد، اما تنها پروفسور تورنسل است که به شکلی ماندگار در این مجموعه مستقر میشود. در آثار هرژه، همانند دیگر نویسندگان کمیکبوک در قرن بیستم، سیمای دانشمند از تعدادی کلیشههای مشخص پیروی میکند. از یک سو، پوشش او اغلب قدیمی و نامرتب است. از سوی دیگر، او غالباً به عنوان فردی همیشه حواسپرت به تصویر کشیده میشود که این امر بیتفاوتی نسبی او به وقایع روزمره را تقویت میکند؛ همچنین به عنوان نابغهای که به تنهایی کار میکند و «پروژهاش را تحت تأثیر الهامات ناگهانی پیش میبرد.»[۹۵] بنابراین، تریفون تورنسل این ویژگیها را با دیگر دانشمندانِ جهان داستانیِ مجموعه تنتن به اشتراک میگذارد: سافوکلس سارکوفاگوسِ مصرشناس در سیگارهای فرعون، پروفسور آلمبیکِ مُهرشناس در عصای اسرارآمیز و هیپولیت کالیسِ اخترشناس در ستاره اسرارآمیز.[۹۵] دانشمندِ هرژه، در درجه اول در تبارِ «پروفسور کوسینوس» قرار میگیرد که کهنالگوی دانشمند حواسپرت است و در اواخر قرن نوزدهم خلق شد.[۲۱۸]
اما در حالی که دانشمندان اولیه این مجموعه پس از پایان یک داستان ناپدید میشوند، تورنسل به شخصیتی تکرارشونده تبدیل میشود و نماد دوره علمیِ این ماجراها در سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ است؛ دورهای که در آن هرژه «دیدگاهی خوشبینانه از پیشرفت علوم را ترویج میکند.»[۲۱۸] تورنسل که ابتدا به عنوان یک فنیکارِ بااستعداد ظاهر شده بود، به سرعت به شخصیتی برجسته تبدیل میشود، تا جایی که مدیریت «بخش فضانوردی» مرکز تحقیقات اتمی اسپروژ در سیلداوی و طراحی یک موشک ماهنورد به او سپرده میشود.[۲۱۹] همانطور که نیکولا ویتکوفسکیِ روزنامهنگار تأکید میکند: «تورنسل، در حالی که استادِ هیچ دانشگاهی نیست و جایی در میانه مسابقات اختراعات لوپن[ر] و جایزه نوبل ایستاده، تجسم همان چرخشی است که تبدیلِ دانشمندِ قرن نوزدهمی به محققِ قرن بیستمی را به چشم دیده است.»[۲۱۸]
داستانهای مصور تنتن به رشتههای علمی متعددی میپردازند: مصرشناسی در سیگارهای فرعون، قومنگاری در گوششکسته و باستانشناسی از طریق جستجوهای زیردریایی برای یافتن لاشهٔ اسب شاخدار در گنجهای راکام یا جستجوی یک مقبره مروونژی توسط تورنسل در هفت گوی بلورین که او را به کشف دستبند راسکار کاپاک رهنمون میسازد؛ اخترشناسی از طریق خورشیدگرفتگی در معبد خورشید و سنگ آسمانی در ستاره اسرارآمیز؛ فضانوردی و فیزیک هستهای در ماجرای هدف کره ماه و ماجرای تورنسل؛ و همچنین شیمی در قالب سموم، سرمها یا افزودنیهایی که در چندین داستان به کار رفتهاند.[ز][۲۱۸]
هرژه از طریق داستانهایش، شیفتگی خود را به پدیدههای طبیعی نشان میدهد. بدین ترتیب، خورشیدگرفتگی زمانی که قهرمانان اسیر اینکاها هستند نقشی نجاتبخش ایفا میکند، در حالی که پرواز شماره ۷۱۴ به سیدنی با یک فوران آتشفشانی به پایان میرسد. سرابها مکرراً ظاهر میشوند، و همچنین پدیده صاعقه گلولهای که با وجود بسیار کمیاب بودن، در داستانها میآید. در تنتن و پیکاروها، او کاپیتان هادوک را با یک مارماهی الکتریکی (از گونهٔ کاردماهی نواردار) روبرو میکند؛ ماهیای که قادر به تولید میدان الکتریکی است.[۲۱۸] بازنمایی برخی پدیدهها به طراح این فرصت را میدهد تا به ترویج دانش علمی بپردازد، اما ماجراهای تنتن تا حد زیادی از اخبار علمی زمانه خود عقب هستند. برای مثال، طیفسنجیِ ذکر شده در ستاره اسرارآمیز از اواخر قرن نوزدهم پدیدار شده بود، در حالی که تلسکوپ مورد استفاده در هدف کره ماه همان تلسکوپی است که ادوین هابل، اخترشناس آمریکایی، پیش از آن در دهه ۱۹۲۰ استفاده میکرد.[۲۱۸]
دریا
[ویرایش]در تخیل جمعی غرب، دریا برای مدتی طولانی فضایی جذاب و در عین حال هراسانگیز تلقی میشد و الهامبخش آثار ادبی یا سینمایی متعددی از نیمه دوم قرن نوزدهم تا دوران بین دو جنگ جهانی بود. هرژه کاملاً در این سنت جای میگیرد و به وفور از دنیای دریانوردی برای غنای روایتهای خود بهره میبرد.[۲۲۰] دریا در ماجراهای تنتن حضوری همهجانبه دارد، تا جایی که بر روی جلد پنج کتاب نقش بسته است.[۲۲۱] نویسنده جنبههای مختلف آن را به تصویر میکشد: اگرچه در اولین ماجراجوییها، قهرمان خود را با کشتیهای مسافربری مجلل به سفر میفرستد، اما همزمان فضای شوم و آمیخته با قاچاقِ نیروی دریایی تجاری را نیز در صحنههایی مرموز بر روی اسکلهها یا در عرشه کشتیهای باری ترسیم میکند که خرچنگ پنجهطلایی نمونههای زیبایی از آن را ارائه میدهد.[۲۲۰]
این داستان اخیر که در آن تنتن با کاپیتان هادوک ملاقات میکند، آغازگر چیزی است که فیلیپ گودن آن را «چرخه دریاییِ» این مجموعه میداند و تا گنجهای راکام ادامه مییابد؛ امری که دریا را به لوکیشن اصلی ماجرا تبدیل میکند، گویی برای هرژه، گریزِ قهرمانش در بستر اشغال بلژیک توسط آلمان در طول جنگ جهانی دوم ضروری به نظر میرسید.[۲۲۲] در همین دوره است که هرژه کشتیهایی را پدید میآورد که بیش از آنکه قایقهایی ساده باشند، میتوان آنها را شخصیتهایی تمامعیار بهشمار آورد، مانند کشتی اسب شاخدار یا سیروس.[۲۲۲]
هرژه همچنین در اسب شاخدار و گنجهای راکام به داستانهای ماجراجویانه و دزدی دریایی گریز میزند و در عین حال، با توصیف یک سفر اکتشافی اروپایی به سمت اقیانوس منجمد شمالی در ستاره اسرارآمیز، به کاوشهای علمی میپردازد. به همین ترتیب، از آنجا که تخیل دریایی پیوند نزدیکی با فجایع دارد، دریا اغلب به عنوان خطری برای شخصیتهای این مجموعه جلوه میکند که ناچار به استفاده از قایقهای نجات میشوند؛ مانند زمان آتشسوزی در کشتی رامونا در انبار زغالسنگ یا پس از انفجار کشتی اسب شاخدار.[۲۲۰] جزایر نیز که پیوند تنگاتنگی با دنیای دریانوردی دارند، به عنوان پسزمینه در بسیاری از قسمتهای این مجموعه عمل میکنند که نویسنده آنها را به اسطورههای بزرگ فرهنگی و ادبی پیوند میدهد؛ مانند اسطوره جزیره جنزده و نفرینشده در جزیره سیاه، جزیره زودگذر در ستاره اسرارآمیز، جزیره گنج در گنجهای راکام یا جزیره غرقشده در پرواز شماره ۷۱۴.[۲۲۳]
جزیره
[ویرایش]موتیف ادبیِ جزیره به شکلی گسترده در این مجموعه پراکنده شده است؛[۲۲۴] زیرا به گفته لودویگ شورمن، «هرژه جوان در واقع تحت تأثیر کماکان آگاهانه یا ناآگاهانه ادبیات کهن و پرباری بود و بدین ترتیب اثر خود را در تداوم یک سنت ادبی اساطیری ثبت کرد.»[۲۲۵] جزیره به دلیل ماهیت ذاتیاش، مکانی برای ماجراجویی است و جزایری که تنتن از آنها بازدید میکند، در بیشتر موارد تا پیش از گذر او، «تقریباً ناشناخته و بکر» هستند.[۲۲۶] موتیف جزیره به دلیل آسیبناپذیری نسبی، دسترسناپذیری طبیعی و ابعاد محدودش، امکانات روایی و گرافیکی جذابی را در اختیار طراح قرار میدهد. به همین دلیل است که به استثنای جزیره در گنجهای راکام، تمام جزایری که هرژه به تصویر کشیده است، میتوانند در فضای یک قاب گنجانده شوند.[۲۲۶]
جزیره سیاه نشاندهنده نخستین ورود تنتن به «فضای جزیرهای» است. این درونمایه سپس در سنگ آسمانیِ وهمآور در ستاره اسرارآمیز، جزیره گنجِ خیالی، استوایی و متروک در گنجهای راکام، جزیرهٔ آتشفشانی خیالی پولو-پولومبا در دریای سلب در پرواز شماره ۷۱۴ و در نهایت جزیره «ایسکیا» بازتولید میشود؛ ایسکیا تنها جزیره واقعی در این مجموعه است که هرژه قصد داشت قهرمانش را در کتاب تنتن و هنر الفبا به آنجا بفرستد.[۲۲۷] علاوه بر این، پیر استرکس و سیریل موزگووین معتقدند که «نوعی ساختار جزیرهمانند بر برخی از مکانهای شاخص حماسه تنتن حاکم است»؛ به همین دلیل آنها معبد خورشید، مرکز تحقیقات اتمی اسپروژ (هدف کره ماه)، صومعه «خور-بیونگ» و کاخ مولینسار را به عنوان جزایری تمامعیار و مکانهایی میدانند که همگی در معرض تهدید تهاجم «بیگانگان» هستند.[۲۲۸] در همین راستا، لودویگ شورمن لازم میداند که موشک ماه و خودِ ماه را نیز به این فهرست اضافه کند.[۲۲۶]
هنر
[ویرایش]تنتن و هنر الفبا کتاب ناتمام هرژه، تنها اثر در این مجموعه است که هنر — و جعل آثار هنری — در قلب روایت آن قرار دارد. با این حال، سراسر آثار هرژه آمیخته با ارجاعاتی به این حوزه است.[۲۲۹] هرژه با وجود آنکه خود یکی از علاقهمندان به هنر بود، تصویری نه چندان ستایشآمیز از آن ارائه میدهد.[۲۳۰]
در گوش شکسته، کپیهای بت آرومبایا تکثیر میشوند که این امر بهطور غیرمستقیم پرسشِ دگرگونی بنیادین جایگاه یک اثر هنری بر اثر تکثیر انبوه و مکانیکی را مطرح میکند.[۲۳۱] بعدها، عصای اسرارآمیز مجموعهداران کشتی را به تصویر میکشد؛ از یک سو ایوان ساخارین، آماتوری وسواسی، و از سوی دیگر برادران پرنده، عتیقهفروشانِ تبهکاری که طمعِ سود حاصل از این ماکتها را دارند و مجموعهای از اشیاء گوناگون را در سردابه کاخ مولینسار انبار کردهاند.[۲۲۹] در پرواز شماره ۷۱۴، مجموعهدار دیگری به نام لازلو کاریداس، تنها به ارزش مالی آثار اهمیت میدهد[۲۳۰] و در ابتدا از خرید تابلوهای جدیدِ استادان بزرگ (که کلکسیونش از آنها اشباع شده) خودداری میکند، اما با شنیدن اینکه آریستوتلیس اوناسیس خریدار آنهاست، نظرش را تغییر میدهد.[۲۲۹]
در سطحی دیگر، رویاهایی که در طول این ماجراها پراکندهاند، مانند رؤیای تنتن در سیگارهای فرعون یا رؤیای هادوک در تنتن در تبت، تأثیرات هنری متنوعی را، از هنر مصر باستان گرفته تا سوررئالیسم، با هم درمیآمیزند.[۲۲۹]
فانتزی و علمی-تخیلی
[ویرایش]فرانسوا ریویر، منتقد ادبی، بر «رئالیسم فانتزی» (واقعگرایی وهمآلود) تأکید میکند که ویژگی خاص آثار هرژه بهشمار میرود.[۲۳۲] پدیدههای عجیب و ماوراءالطبیعه در این مجموعه فراوان هستند[۲۳۳] و در کتاب هفت گوی بلورین به اوج خود میرسند؛ کتابی که در آن، عناصر فانتزی هسته اصلی روایت را تشکیل میدهند.[۲۳۴] حضور این پدیدهها در جهان داستانیِ مجموعه که در عین حال بسیار واقعگرایانه است، گواهی بر علاقه عمیق هرژه به این حوزه است.[۲۳۲]
در مورد حوزه علمی-تخیلی، دو روایت از ماجرای سفر به ماه یعنی هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم و همچنین ماجرای تورنسل و پرواز شماره ۷۱۴، همگی در این نکته مشترک هستند که وجود جهانهای تکنولوژیکِ دیگر، اکتشافات یا دستاوردهای علمیِ پیشدستانه (آیندهنگرانه) و حتی یک دنیای فرازمینی را به عنوان امری مسلم فرض میکنند.[۲۳۵] ستاره اسرارآمیز نیز که فلز عجیب موجود در سنگ آسمانیاش قدرت بزرگ کردن هر موجودی را دارد که با آن تماس پیدا کند، هم علمی-تخیلی و هم عناصری از آن «ابهام و تردیدِ» ویژه و مشخصهی دنیای فانتزی را با هم در میآمیزد.[۲۳۵]
مرگ
[ویرایش]مرگ در ماجراهای تنتن حضوری همهجانبه دارد و ابعاد متعددی به خود میگیرد. از نخستین ماجرا، تنتن در شوروی، که در آن قهرمان داستان خواب میبیند در انفجار بمبی کشته میشود، تا داستان ناتمام تنتن و هنر الفبا که در آن تهدید میشود که درون یک مجسمه پلیاستری محو شود، تنتن تحت تهدیدی دائمی حرکت میکند؛ به طوری که مرگ، نیروی محرکهی ماجراست: «مرگ به کنشها ریتم میدهد و به پیرنگ داستان حیات میبخشد». در طول این ماجراها، حوادث، سقوطها، انفجارها و تیراندازیها، پیاپی تکرار میشوند؛ رنه نوایه، مورخ، به دقت اشاره میکند که واژه «مرگ» ۲۴ بار در تنتن در شوروی به کار رفته است. اما با وجود اینکه قهرمان داستان مدام در خطر نابودی قرار دارد، همیشه در نهایت جان سالم به در میبرد، چرا که «رویینتنیِ او، نشانهی قهرمانیاش است.»[۲۳۶]
مرگ تنها در قالب خطری برای جان قهرمان ظاهر نمیشود، بلکه از طریق مومیاییهای مقبره فرعون «کی-اوسخ» در سیگارهای فرعون، نفرین راسکار کاپاک در هفت گوی بلورین یا حتی تهدید پایان جهان در ستاره اسرارآمیز نیز تداعی میشود. در تنتن در تبت، قهرمان داستان برخلاف تمام شواهد، میخواهد به زندهماندن دوستش چانگ باور داشته باشد و نجات او، یک «پیروزی واقعی بر مرگ» جلوه میکند.[۲۳۶]
مرگ یک شخصیت، برای نخستین بار در گوش شکسته با غرق شدنِ تبهکارانی به نامهای آلونزو پرز و رامون بادا به تصویر کشیده میشود. حضور شیطانهایی که آنها را به دوزخ میبرند، با تصاویر مذهبی کتابهای تعلیمات دینی آن دوران مطابقت دارد. در روی ماه قدم گذاشتیم، مرگ بوریس (سرهنگ یورگن) (تبهکاری که مخفیانه در موشک سفر میکرد و قصد ربودن آن را داشت) برای قهرمانان پذیرفتنی به نظر میرسد، زیرا به شکلی تصادفی و در جریان درگیری با همدستش فرانک وُلف رخ میدهد. وُلف نیز با پرتاب کردن خود به فضای خلأ، از خیانتش توبه میکند؛ فداکاریای که تنتن و دوستانش را (که پیش از بازگشت به زمین با کمبود اکسیژن روبرو میشدند) نجات میدهد. با این حال، از آنجا که نمایش خودکشی ممکن بود به مخاطبان آسیب بزند، هرژه ترجیح داد با افزودن نامهای که وُلف پیش از ناپدید شدن نوشته بود، از تلخی سرنوشت تراژیک او بکاهد؛ او در آن نامه از یک «معجزه» یاد میکند که شاید به او اجازه جان سالم به در بردن بدهد.[۲۳۶]
در این موارد مختلف، بازنمایی مرگ تعدیل شده است؛ امری که طبق گفته رنه نوایه، میتوان آن را با تأثیر محیط کاتولیکی که ماجراهای تنتن در آن منتشر میشد، توضیح داد: «در آثار هرژه و یاکوبس، مرجعِ مرگ عمدتاً کتاب مقدس و مسیحیت است. این دو هنرمند، مانند اکثریت نویسندگان کمیکبوک بلژیکی آن زمان، حرفه خود را در محیطی حرفهای و کاتولیک آموخته بودند که به آن افتخار میکردند. نخستین تاثیرات داستانهای مصور چاپ شده در اواسط قرن گذشته، تا حد زیادی برآمده از رویکرد تبلیغی کلیسای کاتولیک بود که در آن زمان برای ترویج اخلاقیات مسیحی در بلژیک و فرانسه جسورانه عمل میکرد. نخستین قهرمانان مصور، قدیسان بودند و تعهد آنها به خیر، همان ارزشهای انجیل بود.»[۲۳۶]
انجمنهای مخفی
[ویرایش]ماجراهای تنتن اغلب قهرمان خود را در مسیر تعقیب قاچاقچیان خطرناک یا انواع توطئهها قرار میدهند. اِروِه گاتِنیو، روزنامهنگار، به حضور انجمنهای مخفی در ۱۴ کتاب از ۲۴ کتاب این مجموعه اشاره میکند: «خالق این اثر هرگز از قرار دادن گروههای آدمکش، باندهای جعل اسناد و دیگر گروههای تبهکاری در مسیر تنتن دست نکشید. بینالمللهای مخفی که همچون هیدراهای چند سر طراحی شده بودند و قهرمان داستان میبایست پیش از نابودی نهایی، بارها بر آنها پیروز میشد.»[۲۳۷] در تنتن در کنگو، خبرنگار جوان با جادوگر قبیله «بابااوروم» که عضو فرقه «آنیوتاها» است، مقابله میکند و نقشههای فرستاده آل کاپون را که قصد حذف او را دارد، نقش بر آب میسازد. پس از آن، در آمریکا، تنتن با مافیایی که توسط این تبهکار مشهور رهبری میشود، مبارزه میکند. گروههایی که قهرمان داستان در ماجراهای بعدی با آنها روبرو میشود، کمتر واقعی اما به همان اندازه پرشمارند؛ از «بینالملل جنایت» واقعی که توسط راستاپوپولوس و شبکه قاچاق تریاک او در سیگارهای فرعون و سپس گل آبی سازماندهی شده،[۲۳۸] تا کودتاچیان در عصای اسرارآمیز و جعلکنندگان اسکناس در جزیره سیاه.[۲۳۷].
اگر تنتن گاهی رضایت میدهد که وارد این سازمانها شود، همیشه برای هدفی خیرخواهانه است؛ مانند مبارزهاش در کنار «پسران اژدها» در گل آبی یا همکاری با «پیکاروها»ی ژنرال آلکازار در داستانی به همین نام.[۲۳۷]
درونمایهٔ جعل و تقلب
[ویرایش]موضوع «اصالت و جعل» یکی از مباحث کلیدی و همیشگی در این مجموعه است که شاید ابهام در پیشینهٔ خانوادگی هرژه، دلیلی بر تکرار وسواسگونهٔ آن باشد.[۲۳۹] بنوآ پیترس بر اهمیت این مسئله تأکید میکند: «[هرژه] یکی از هنرمندان قرن بیستم است که به بهترین شکل و به دفعات، موضوع تقلب و جعل را به چالش کشیده است. او این مسئله را نه با نگاهی سنتی و حسرتبار برای «حقیقت»، بلکه به عنوان حقیقتی گریزناپذیر از تکثیر و فراگیریِ «چیزهای جعلی» مطرح کرده است. این نگاه را میتوان در بسیاری از داستانها دید؛ مثلاً پولهای تقلبی در جزیره سیاه، سیگارهای فرعون که در واقع پوششی برای چیز دیگری هستند، یا قوطیهای کنسروی که برخلاف ظاهرشان اصلاً حاوی گوشت خرچنگ نیستند. همچنین میتوان به هر آنچه دربارهٔ مجموعهداری در اسب شاخدار گفته شده و آن همه اشیاء انبار شده در زیرزمینهای کاخ مولینسار اشاره کرد. این درونمایهای است که تا آخرین کتاب، یعنی تنتن و هنر الفبا، با قدرت ادامه مییابد.»[۲۴۰]
دیگر درونمایهها و شگردهای روایی مکرر
[ویرایش]هرژه بهطور منظم از رمزنگاری به عنوان ابزاری دراماتیک در ماجراهایش استفاده میکند؛ زیرا این کار نه تنها باعث شروع (یا از سرگیری) کنش داستان میشود، بلکه خواننده را نیز به چالش میکشد تا پابهپای قهرمان برای رمزگشایی فکر کند. به این ترتیب، نویسنده «پدیده همذاتپنداری را که زیربنای رابطه میان خواننده و شخصیت است» فعال میکند.[۲۴۱] رمزنگاری برای نخستین بار در ابتدای گل آبی با پیام رادیویی که تنتن دریافت میکند ظاهر میشود، و سپس در جزیره سیاه با برگه پارهشدهای که در جیب یک خلبان پیدا میشود بازمیگردد؛ پیامی رمزگذاریشده که مکان و زمان تحویل اسکناسهای تقلبی را نشان میدهد. در اسب شاخدار نیز، کنار هم گذاشتنِ سه طومار است که باید محل لاشه کشتی و گنج راکام سرخ را مشخص کند.[۲۴۱]
ماجراهای تنتن همچنین با فراوانی غارها، راهروهای زیرزمینی و سردابهها متمایز میشود؛ عنصری جداییناپذیر در داستانهای ماجراجویانه که در آثار ادگار پ. یاکوبس نیز به وفور یافت میشود. از نظر پیر ماسون، قهرمان داستان از طریق فروتنیِ خزیدن و جابهجاییِ اجباری در این فضای تنگ، به «نوعی سرزمین در آن سو، یا منطقهای ظاهراً ممنوعه» دست مییابد. لودویگ شورمن مشاهده کرده است که این گذرگاههای زیرزمینی در نیمی از داستانها وجود دارند. به عنوان مثال، تنتن از همین طریق به مخفیگاه جعلکنندگان اسکناس در جزیره سیاه یا به محوطه معبد خورشید نفوذ میکند.[۲۴۱]
شگرد روایی دیگری که هرژه مکرراً از آن استفاده میکند، توسل به هشدار و انذار است: اپیزودهای تنتن سرشار از واعظان، اندرزگویان و شخصیتهای خرافی هستند که تجسم عینی اخلاق و وجدان بیدار بهشمار میروند و قهرمانان را از خطراتی که پیش رو دارند آگاه میکنند.[۲۴۲] از جمله این شخصیتها میتوان به پیرمرد ساکن «کیلتوچ» که به تنتن میگوید جزیره سیاه جنزده است، مرتاضی به نام «سیپاچالوویشنی» در گل آبی، فیلیپولوسِ پیامبر در ستاره اسرارآمیز، دستفروش در گنجهای راکام، مسافر قطار و خانم یامیلای غیبگو در هفت گوی بلورین، هوآسکار (کاهن اینکا) در معبد خورشید، تارکیِ شرپا و راهب آتش مقدس در تنتن در تبت، یا پیرزن کولی در جواهرات کاستافیوره اشاره کرد. ممنوعیتهایی که توسط این شخصیتهای مختلف بر زبان جاری میشود، قهرمان را در موقعیت دوراهی قرار میدهد که «برای ایجاد تعلیق و تنش مناسب است»؛ چرا که تنتن همواره ترجیح میدهد این توصیهها را نادیده بگیرد و با امر ممنوع که در عین حال «ترسناک و مجذوبکننده» است، روبرو شود.[۲۴۲]
خانوادهٔ ازهمگسیخته
[ویرایش]درونمایهٔ کودکانی که ناگهان از والدین خود جدا میشوند، در این مجموعه بهدفعات تکرار شده است. پسر مهاراجه گایپاجاما در سیگارهای فرعون ربوده میشود و همین اتفاق برای عبدالله، پسر امیر محمد بن کالیش اذاب، در تنتن در سرزمین طلای سیاه نیز رخ میدهد. در جواهرات کاستافیوره، میارکای کوچک در جنگلِ مولینسار و دور از والدینش گم میشود؛ در حالی که این مجموعه شامل دو یتیم نیز هست: چانگ در گل آبی و زورینو در معبد خورشید.[۱۱۹] به گفتهٔ کریستینا آلوارز، پژوهشگر دانشگاهی، این کودکانِ مفقودشده «یک درام خانوادگی کوچک را در دل ماجراجوییهای تنتنی محصور میکنند» و کُنشِ قهرمان داستان که خود فاقد خانواده است، بر «بازسازی خانوادهها» استوار است.[۱۱۹] سرژ تیسِرون، روانکاو، حضور پرشمار شخصیتهای کودک در این داستانها را با نیازِ مخاطبان جوان به همذاتپنداری توضیح میدهد؛ از نظر او، این شخصیتها «حلقهٔ واسطِ ضروری میان تمام نسلهای حاضر در دنیای تنتن» هستند.[۲۴۳] او معتقد است در حالی که عبدالله تجسم یک «بچهٔ لوس و آزاردهنده» است، زورینو کودکی را به تصویر میکشد که آمادهٔ فداکاری است. او همچنین بر این باور است که این فیگورهای کودکی در برخی از شخصیتهای بزرگسال هرژه نیز دیده میشوند و بدین ترتیب، میان عبداللهِ غیرقابلتحمل و لازلو کاریداس، میلیاردرِ ناخوشایند در پرواز شماره ۷۱۴، شباهتی برقرار میکند.[۲۴۳] طبق فرضیهٔ پیر آسولین، یکی از زندگینامهنویسان هرژه، حضور پرشمار کودکان در این مجموعه میتواند با ناتوانی این طراح در بچهدار شدن نیز توضیح داده شود.[۲۴۴]
طنز از طریق تصویر و زبان
[ویرایش]«خنده [...] موتور محرکِ کنشی است که تعلیق، سوختِ آن بهشمار میرود. بهخاطر وجود معماست که پیرنگ داستان ما را مجذوب میکند و بهخاطر وجود شوخیهای تصویری است که داستان دوباره اوج میگیرد.»
— کریستوف باربیه، خندهٔ تنتن، ۲۰۱۴[۲۴۵]
طنز در سراسر ماجراهای تنتن حضور دارد. از یک سو، این ابزاری برای هرژه است تا توجه خواننده را در زمانی که داستان به صورت پاورقی هفتگی در مطبوعات منتشر میشد، حفظ کند. از سوی دیگر، نویسنده با افزایش شوخیهای تصویری در داستانهایش، روایت را پیش میبرد و همزمان از شدت تنش دراماتیک میکاهد. بدین ترتیب، این شوخیها در واقع حکم «فرصتی برای نفس تازه کردن» یا نوعی «نشانهگذاری و درنگ» را در داستانی دارند که سرشار از حادثه و کنش است.[۲۴۶] فرانسوا ریویر، منتقد ادبی، خاطرنشان میکند که «حماسهٔ تنتن، اصالت کمدی خود را از تعادل دائمی میان حکایتگوییِ راوی و گریزهای طنزپردازانه به دست میآورد.»[۲۴۷]
طنز در تنتن بیش از هر چیز مدیون شخصیت طراح آن است که دانیل کوورور او را «سرگرمکنندهای که هرگز خودش را جدی نگرفت» توصیف میکند. هرژه به طنزهای بازیگوشانه علاقه داشت و خودتمسخری را پرورش میداد. او با دوستانش در اشتیاق به فانتزی و شوخیهای خرکی شریک بود، تا جایی که گاهی از شوخیهایی که دستیارانش با او میکردند در داستان هایش استفاده میکرد.[۲۴۸] او الهامبخش خود را بهویژه در میان استادان بزرگ سینمای صامت و کمدیِ بزنبکوب (بورلسک) مانند چارلی چاپلین، باستر کیتون و هارولد لوید، و همچنین برادران لومیر مییافت؛ مانند صحنهٔ اسطورهای «باغبان آبپاشی شده» که در کتاب انبار زغالسنگ به ضرر کاپیتان هادوک بازسازی شده است.[۲۴۹] همانطور که تریستان ساوان، منتقد ادبی، تأکید میکند، شوخیهای هرژه «سینمایی هستند، یعنی تصویری، ریتمدار و کارآمد.»[۲۴۶]
طراح از شگردهای متعددی برای خنداندن خواننده استفاده میکند. بدین ترتیب، سقوطها، تصادفها یا سوءتفاهمها پشت سر هم ردیف میشوند، در حالی که اشیاء و حیوانات مورد تمسخر قرار میگیرند.[۲۴۶] در میان شگردهای دیگر، «کمدی تکرار» یکی از پرکاربردترینها توسط هرژه است. این سبک از تنتن در کنگو با دمِ میلو که شکار حیوانات مختلف میشود آغاز گشته و در طول داستانها به کمال میرسد؛ تا جایی که به یکی از نمادهای شخصی کاپیتان هادوک تبدیل میشود، مانند درگیریاش با یک لامای تُفانداز در معبد خورشید یا یک چسب زخم مزاحم در ماجرای تورنسل.[۲۵۰] قدرت کمدی ماجراهای تنتن بهویژه در شخصیت و منشِ کاراکترهای خلقشده توسط هرژه نهفته است که اغلب به ضرر خودشان باعث خنده میشوند.[۲۴۷] این موضوع در مورد کاپیتان صادق است که در طول داستانها به یک «مکملِ» ایدهآل تبدیل میشود و منشأ خشمهای ناگهانی، دستوپاچلفیگریها یا تغییر موضعهای بیشمار است؛[۲۵۱] همچنین میتوان به کمشنوایی پروفسور تورنسل[۲۴۶] یا تصادفهای متعددی که دوقلوهای افسانهای (دوپونت و دوپونط) قربانی آن میشوند اشاره کرد.[۲۵۲]
یکی دیگر از ابزارهای کمدی این مجموعه، زبانِ منحصربهفردِ هر یک از شخصیتهای آن است. در حالی که دوقلوها مدام دچار لغزشهای زبانی میشوند،[۱۰۵] بیانکا کاستافیوره با تمایلش به غلط تلفظ کردن نام مخاطبانش متمایز میشود[۲۵۳] و کاپیتان دهها فحش و ناسزای ابداعی اختراع میکند.[۲۵۴] به همین ترتیب، هرژه میکوشد از طریق نامهای خاصی که خلق میکند، خواننده را بخنداند؛ نامهایی که در آنها تعدادی جناس میگنجاند یا واژگانی به گویش «بروسلر» (گویش محله مارول که زادگاه اوست) پنهان میکند.[۲۵۳] در نهایت، هرژه به عنوان خوانندهٔ پرشور آثار نویسندگان آنگلوساکسون مانند جروم ک. جروم و مارک تواین، از طنز تلخ و هنرِ تضاد استفاده میکند و دیالوگهای ابزورد و اشاراتِ کنایهآمیزِ جدینما (فکاهی خشک) را در دهان شخصیتهایش میگذارد.[۲۵۵]
بازخورد
[ویرایش]جوایز
[ویرایش]در ۱ ژوئن ۲۰۰۶، دالایی لاما جایزهٔ «نور حقیقت» کارزار بینالمللی برای تبت را به بنیاد هرژه اهدا کرد؛ این جایزه بهطور مشترک به اسقف اعظم آفریقای جنوبی، دزموند توتو نیز تعلق گرفت.[۲۵۶] این جایزه به پاس کتاب تنتن در تبت اثر هرژه ــ شخصیترین ماجرای او ــ اهدا شد؛[۲۵۷] اثری که به گفتهٔ تسِرینگ جامپا، مدیر اجرایی سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروپا، برای «بسیاری … نخستین آشناییشان با چشمانداز و فرهنگ شگفتانگیز تبت» بوده است.[۲۵۸] در سال ۲۰۰۱، بنیاد هرژه خواستار جمعآوریِ ترجمهٔ چینی این اثر شد که با عنوان «تنتن در تبتِ چین» منتشر شده بود. این اثر سپس با ترجمهٔ درستِ عنوان دوباره منتشر شد.[۲۵۹] فانی رودول، بیوهٔ هرژه، که این جایزه را به نمایندگی از بنیاد هرژه دریافت کرد، گفت: «هرگز فکر نمیکردیم این داستانِ دوستی پس از بیش از ۴۰ سال چنین بازتاب و تأثیری داشته باشد.»[۲۵۶]
نقد ادبی
[ویرایش]مطالعهٔ تنتن که گاه تنتنشناسی نامیده میشود، به کارِ عمری برخی از منتقدان ادبی در بلژیک، فرانسه و بریتانیا بدل شده است.[۲۶۰] نویسندهٔ بلژیکی، فیلیپ گودن، در کنار دیگر آثارش دربارهٔ این مجموعه، کتابهای هرژه و گزارشگران تنتن: از «لو پُتی وِنتیم» تا مجلهٔ تنتن (۱۹۸۶) و هرژه و بیگوتودوها (۱۹۹۳) را نوشته است.[ژ] در سال ۱۹۸۳، نویسندهٔ فرانسوی، بنوآ پیترس، کتاب دنیای هرژه را به زبان فرانسوی منتشر کرد که سپس در سال ۱۹۸۸ با عنوان تنتن و دنیای هرژه به انگلیسی منتشر شد.[۲۶۱] خبرنگار و نویسندهٔ انگلیسی، مایکل فار، آثاری چون تنتن، ۶۰ سال ماجراجویی (۱۹۸۹)، تنتن: راهنمای جامع (۲۰۰۱)،[۲۶۲] تنتن و شرکا (۲۰۰۷)[۲۶۳] و ماجراهای هرژه (۲۰۰۷)[۲۶۴] را نوشته است، و تهیهکنندهٔ تلویزیونی انگلیسی، هری تامسون، نیز کتاب تنتن: هرژه و آفرینش او (۱۹۹۱) را تألیف کرده است.[۲۶۵]
منتقدان ادبی، عمدتاً در اروپای فرانسویزبان، ماجراهای تنتن را نیز بررسی کردهاند. در سال ۱۹۸۴، ژان-ماری آپوستولیدس پژوهش خود دربارهٔ ماجراهای تنتن را از منظری «بزرگسالانهتر» با عنوان دگردیسیهای تنتن منتشر کرد که در سال ۲۰۱۰ به انگلیسی با عنوان دگردیسیهای تنتن یا تنتن برای بزرگسالان منتشر شد.[۲۶۶] نیتان پرل-روزنتال از نیو ریپابلیک در نقد کتاب آپوستولیدس آن را «برای افراد حساس مناسب ندانست» و گفت که کتاب «انبوهی از تحلیل دقیق متنی دارد و سرشار از اصطلاحات روانشناختی است».[۲۶۷] پس از کار آپوستولیدس، روانکاو فرانسوی، سرژ تیسِرون، این مجموعه را در کتابهای تنتن و رازهای خانوادگی (۱۹۹۰)[۲۶۸] و تنتن و راز هرژه (۱۹۹۳) بررسی کرد.[۲۶۹]
نخستین اثر نقد ادبیِ انگلیسیزبان که بهطور اختصاصی به این مجموعه پرداخت، تنتن و راز ادبیات بود که رماننویس و منتقد ادبی تام مککارتی (نویسنده) آن را نوشت و در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. مککارتی آثار هرژه را با آثار آیسخولوس، انوره دو بالزاک، جوزف کنراد و هنری جیمز مقایسه میکند و استدلال میکند که این مجموعه کلیدی برای فهم خودِ ادبیات دربردارد.[۲۷۰] مککارتی ماجراهای تنتن را «بهطرزی شگفتآور غنی» میدانست[۱۱۲] که دربردارندهٔ «تسلطی بر طرح و نماد، مضمون و زیرمتن» است[۲۷۱] و او، با تأثیر از خوانشهای روانکاوانهٔ تیسِرون، معتقد بود که میتوان آنها را رمزگشایی کرد تا مجموعهای از درونمایههای تکرارشونده آشکار شود؛ از دادوستد پایاپای[۲۷۲] گرفته تا آمیزش جنسیِ ضمنی و غیرصریح[۲۷۳] که هرژه در سراسر این مجموعه گنجانده است. توبی کلمنتس در نقد این کتاب در دیلی تلگراف استدلال کرد که اثر مککارتی ــ و بهطور کلی نقد ادبیِ کمیکهای هرژه ــ «بهشکلی خطرناک نزدیک میشود» به اینکه صرفاً «اشتیاقِ کسانی را سیر کند که حاضرند مرز میان علاقهمند و وسواسی را» در جامعهٔ تنتنشناسان پشت سر بگذارند.[۲۷۴]
انتقادها علیه این مجموعه
[ویرایش]برخی بر این باورند که نخستین ماجراهای تنتن درخور نقد هستند؛ چرا که به عقیدهٔ آنها، این آثار حاوی خشونت، بیرحمی نسبت به حیوانات، پیشداوریهای استعمارگرانه و حتی نژادپرستانه هستند که از جمله در توصیفهای ارائهشده از غیراروپاییها دیده میشود.[۲۷۵] هدف اصلی این انتقادها، دو داستان نخستین مجموعه است.
علاوه بر آن، در سالهای اخیر حتی گرایشهای سیاسی صلحطلبانهٔ تنتن نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند.[۲۷۶] در سال ۱۹۹۹، مسئلهٔ گرایشهای سیاسی تنتن موضوع بحثی در پارلمان فرانسه بود.[۲۷۷]
تنتن در شوروی
[ویرایش]در کتاب تنتن در شوروی، بلشویکها به عنوان شخصیتهایی شرور و منفی ترسیم شدهاند. هرژه برای نگارش این داستان از کتاب ژوزف دویه، کنسول سابق بلژیک در روسیه، با عنوان «مسکو بدون نقاب: گزارشی از ۹ سال کار در سرزمین شورویها» الهام گرفت که به شدت منتقد رژیم شوروی بود. او بعدها با قرار دادن این اثر در بافتار زمانی خود، تأکید کرد که برای بلژیکِ آن دوران (ملتی متدین و کاتولیک)، «هر آنچه بلشویکی بود، بیخدا پنداشته میشد.»[۱۵۲] در این داستان، رهبران بلشویک تنها با انگیزههای شخصی و خواستههای خود هدایت میشوند و تنتن در جریان داستان، «گنجینهی پنهان لنین و تروتسکی» را که در زمین دفن شده، کشف میکند. هرژه بعدها کاستیهای این داستان نخستین را به «اشتباهات دوران جوانی» نسبت داد.[۱۵۲] با این حال، امروزه با کشف آرشیوهای شوروی، مشخص شده که تصویر او از اتحاد جماهیر شوروی، اگرچه کاریکاتورگونه است، اما رگههایی از حقیقت را در خود دارد. در سال ۱۹۹۹، نشریه اکونومیست که گرایشی لیبرال دارد، نوشت که «با نگاهی به گذشته، آن سرزمینِ گرفتار در قحطی و استبداد که هرژه به تصویر کشیده بود، با این وجود به طرز عجیبی دقیق بود.[۲۷۸].»

تنتن در کنگو
[ویرایش]کتاب تنتن در کنگو همواره مورد این نقد بوده است که آفریقاییها را افرادی سادهلوح و بدوی به تصویر کشیده است.[۲۸۰] در اولین ویرایش این داستان، تنتن مقابل تختهسیاهی دیده میشود که در حال درس دادن به کودکان آفریقایی است. او میگوید: «دوستان عزیزم، امروز میخواهم دربارهٔ سرزمین پدری شما صحبت کنم: بلژیک».[س] در سال ۱۹۴۶، هرژه کتاب را بازطراحی کرد تا تنتن را در حال تدریس ریاضی نشان دهد.[۲۸۱]. او بعدها درباره ناشیگریهای سناریوی اصلی چنین توضیح داد: «من از آن کشور چیزی نمیدانستم مگر آنچه مردم در آن زمان تعریف میکردند: «سیاهپوستان مثل بچههایی هستند که فقط قد کشیدهاند… خوشبختانه ما آنجا هستیم تا به آنها کمک کنیم!» و غیره. من هم آن آفریقاییها را بر اساس همین معیارها و در قالب روحیه محضِ «قیممآبی» که در آن زمان بر بلژیک حاکم بود، ترسیم کردم.»[۲۸۲][۱۵۳]
سو بازوِل، نویسنده و سردبیر تنتن در مثوئن، در سال ۱۹۸۸ در روزنامه بریتانیایی میل آن ساندی مشکلات این کتاب را با تأکید بر دو نکته خلاصه کرد: «لبهای [بزرگ] لاستیکیشکل و انبوهی از حیوانات مرده»؛[ش] که اشارهای است به شیوهی طراحی چهره آفریقاییها با لبهای پهن و همچنین حیواناتی که تنتن در این سفر از پا درمیآورد.[۲۸۳] با این حال، هری تامسون معتقد است که این نقلقول «خارج از بافتار اصلیاش» بیان شده است.[۲۸۴] عبارت «حیوانات مرده» در واقع به شکار حیوانات بزرگ اشاره دارد که در زمان انتشار اولین نسخه تنتن در کنگو بسیار رایج و مد بود. هرژه با اقتباس از صحنهی شکاری در کتاب سکوتهای سرهنگ برامبل (۱۹۱۸) اثر آندره موروا، تنتن را به عنوان یک شکارچی بزرگ نشان میدهد که پانزده آنتلوپ را از پا درمیآورد، در حالی که تنها یکی از آنها برای شام کافی بود. این تعداد بالای حیوانات کشتهشده باعث شد ناشر دانمارکیِ ماجراهای تنتن از هرژه بخواهد اصلاحاتی انجام دهد. برای نمونه، صفحهای که در آن تنتن با سوراخ کردن پشت یک کرگدن و قرار دادن یک قالب دینامیت در آن باعث انفجار حیوان میشد، افراطی تشخیص داده شد. هرژه آن را با صحنهای جایگزین کرد که کرگدن بهطور تصادفی اسلحهٔ تنتن را که زیر درختی خوابیده، شلیک میکند.[۲۷۹]
در سال ۲۰۰۷، «کمیسیون برابری نژادی» بریتانیا در پی شکایتی، خواستار جمعآوری این کتاب مصور از قفسهٔ کتابفروشیها شد و اعلام کرد: «در عصر ما، غیرقابلدرک است که شرکت بوردِرز فروختن یا تبلیغ تنتن در کنگو را قابلقبول بداند.»[۲۸۵] در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۷، یک دانشجوی اهل جمهوری دموکراتیک کنگو در بروکسل شکایتی ثبت کرد و این اثر را توهینی به مردم خود دانست.[۲۸۶] دادستانهای عمومی تحقیق کردند و پروندهٔ کیفری آغاز شد، هرچند موضوع به دادگاه مدنی منتقل شد.[۲۸۷] در واکنش به این موضوع، «مرکز برابری فرصتها و مبارزه با نژادپرستی» در بلژیک نسبت به «واکنشهای افراطی و نزاکت سیاسی بیش از حد» در این پرونده هشدار داد.[۲۸۸][۲۸۹] در نهایت، در ۵ دسامبر ۲۰۱۲، دادگاه تجدیدنظر بروکسل حکم خود را صادر کرد: دادگاه تشخیص داد که این کتاب حاوی مطالب نژادپرستانه نیست و «هرژه صرفاً اثری داستانی را با هدف سرگرمی خوانندگانش خلق کرده و در آن از طنزی ساده و مهربانانه بهره جسته است»؛ حکمی که رای دادگاه نخستین در سال ۲۰۱۱ را تأیید کرد.[۲۹۰] با این حال، همانطور که مارک آنژنو تأکید میکند، هرژه اگرچه به دنبال ترویج نفرت یا ترس از اقوام دیگر نبود، اما از «تصویرنگاریِ بیگانهستیز به عنوان منبعی ابتدایی و تمامنشدنی برای ایجاد کمدی» استفاده کرده بود.[۳۷]
پاسخهای هرژه و بازنگری در کتابها
[ویرایش]بنیاد هرژه این موارد را به حساب سادگی و ناآگاهی نویسنده در آن دوران میگذارد، در حالی که برخی پژوهشگران مانند هری تامسون مدعی هستند که «هرژه آنچه را انجام میداد که ابه نوربر والز، مدیر روزنامه، به او میگفت»؛[۲۹۱] روزنامهای که تنتن در ابتدا در آن منتشر میشد و لو پتی ونتیم نام داشت.
هرژه خود اذعان کرده است که با توجه به خاستگاه اجتماعیاش، نمیتوانسته از پیشداوریها فرار کند: «دربارهٔ تنتن در کنگو، درست مانند تنتن در شوروی، من از پیشداوریهای محیط بورژوازی که در آن زندگی میکردم تغذیه شده بودم. [...] اگر قرار بود دوباره آنها را بسازم، مطمئناً به گونهای کاملاً متفاوت میساختم.»[۲۹۲][۲۳]
بسیاری از اولین کتابهای تنتن برای بازنشر مورد اصلاح قرار گرفتند که اغلب به درخواست ناشران بود. به عنوان مثال، به درخواست ناشران آمریکاییِ ماجراهای تنتن، چندین شخصیت سیاهپوست در تنتن در آمریکا تغییر رنگ داده شدند تا سفیدپوست یا با نژادی نامشخص به نظر برسند.[۲۹۳][۲۹۴] در ستاره اسرارآمیز، در نسخه اصلی یک شخصیت «خبیث» آمریکایی به نام آقای بلومنشتاین (یک نام خانوادگی یهودی) وجود داشت.[۲۹۵] این موضوع جنجالبرانگیز شد، زیرا شخصیت ویژگیهای کلیشهای و اغراقشدهٔ یهودی داشت؛ بهویژه از آن جهت که چهره این شخصیت دقیقاً مطابق با کاریکاتورهای یهودیان ترسیم شده بود.

هرژه بعدها نامی را برای شخصیت خود برگزید که کمتر کنایهآمیز تلقی میشد - بولوینکل - و محل اقامت او را در یک کشور خیالی در آمریکای جنوبی به نام سائو ریکو قرار داد. هرژه بسیار بعدتر متوجه شد که بولوینکل نیز یک نام یهودی است.[ص][۱۵۲]
جایگاه حقوق و قانون در ماجراهای تنتن
[ویرایش]اگرچه بیعدالتیها در آثار هرژه بسیار به چشم میخورند، برای مثال در کتابهایی نظیر تنتن در شوروی یا گوش شکسته، اما به گفته حقوقدانان یکی از انتقاداتی که متوجه نویسنده است، این است که این بیعدالتیها به ندرت به نام قانون محکوم میشوند[۲۹۶] و حتی به ندرت از طریق قانون با آنها مبارزه میشود. طبق مطالعه گروهی از استادان برجسته حقوق، تنتن بیشتر به عنوان یک اصلاحکننده امور (عیار) عمل میکند تا یک دادگستر.[۲۹۶] به باور آنها، با این حال میتوان در ماجراهای این خبرنگار مشهور، «کاربردهایی نه تنها از حقوق تجارت، بلکه از حقوق رقابت، حقوق اداری و حقوق خانواده را نیز یافت.»[۲۹۶]
جنبههای اقتصادی
[ویرایش]آمار فروش
[ویرایش]در سال ۱۹۵۶، هنگامی که ماجرای تورنسل منتشر شد، مجموع فروش کتابهای تنتن از زمان خلق این مجموعه به یک میلیون نسخه رسید.[۲۹۷] این رقم بهشدت و با سرعتی فزاینده افزایش یافت، که بهویژه به دلیل تعداد رو به رشد ترجمههای موجود بود. به این ترتیب، در سال ۱۹۶۲، نشریه لو فیگارو لیترر (فیگاروی ادبی) از رقم کل ۱۱٬۹۰۰٬۰۰۰ کتاب فروخته شده یاد کرد،[۲۹۷] یعنی نزدیک به ۱۲ میلیون نسخه. موفقیت تنتن به حدی است که در آغاز قرن بیست و یکم، هر ساله به همان اندازهای کتاب فروخته میشود که در بازه زمانی سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۵۶ به فروش رفته بود.[۲۹۷]
در سال ۲۰۱۹، انتشارات کسترمن اعلام کرد که از زمان خلق ماجراهای تنتن در ۹۰ سال پیش، بیش از ۲۵۰ میلیون کتاب تنتن در سراسر جهان فروخته شده است، که این موضوع آن را به یکی از پرفروشترین مجموعههای کمیکاستریپ تبدیل میکند که تنها آستریکس از آن پیشی گرفته است.[۲۹۸] در این تاریخ، طبق آمارهای ارائهشده توسط ناشر، سالانه چهار میلیون نسخه فروخته میشود که عمدتاً در چین است، در حالی که فروش در فرانسه در حدود ۵۰۰٬۰۰۰ کتاب باقی مانده است.[۲۹۸] تنتن در آمریکا، تنتن در کنگو و گل آبی سه کتابی هستند که از زمان خلق این مجموعه بیشترین میزان فروش را داشتهاند.[۲۹۸]
فروشگاهها
[ویرایش]
فروشگاههایی وجود دارند که به تنتن اختصاص یافتهاند. نخستین «فروشگاههای تنتن» (موسوم به «تنتن شاپ») در سال ۱۹۸۴ در لندن (کاونت گاردن) افتتاح شد[۲۹۹] و پس از آن فروشگاههای دیگری در چندین شهر از جمله بروکسل، بروخه، شوورنی، مونپلیه، سنگاپور یا بارسلون بازگشایی شدند.[۳۰۰] در این مکانها میتوان کتابها را به زبانهای بسیار متنوع، اشیای کلکسیونی و محصولات جانبی (پوشاک، آدمکها و غیره) خریداری کرد.
در سال ۲۰۱۴، فروشگاهی در تاگیگ فیلیپین افتتاح شد که دومین فروشگاه از این نوع در جنوب شرق آسیا بود. پیشتر، نخستین فروشگاه در جنوب شرق آسیا در سال ۲۰۱۰ در سنگاپور افتتاح شده بود.[۳۰۱] نامِ کتابفروشی زنجیرهای بریتانیایی «اوتاکار» که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، از شخصیت شاه اوتاکار چهارم در کتاب عصای اسرارآمیز الهام گرفته و فروشگاههای آن تا زمان خرید توسط واترستونز در ۲۰۰۶، مقدار زیادی کالاهای مرتبط با تنتن عرضه میکردند.[۳۰۲]
فعالیتهای تبلیغاتی
[ویرایش]از نخستین ماجرا، یعنی تنتن در شوروی، هرژه و تیمش در صفحات لو پتی ونتیم مصاحبههایی خیالی با قهرمان داستان گنجاندند و با انتشار نامهای جعلی از تهدیدهای گپاو، با واقعیت بازی کردند؛ روشی نوآورانه که از نظر تجاری بیفایده نبود، همانطور که تنتنشناس، ژوفروا کورسنر، تأکید میکند: «گفتگو یا حتی بازی با خوانندگان به منظور وفادارسازی آنها و گسترش دایره مخاطبان، و بهویژه آمیختن تخیل و واقعیت، بدون شک روشی هوشمندانه محسوب میشود.»[k ۶] همچنین، یکی از همکاران لو ونتیم سیکل به نام شارل لسن، به ابه نوربر والز پیشنهاد داد که بازگشت تنتن به بلژیک را بهگونهای صحنهسازی کنند که گویی ماجراهای او واقعاً رخ داده است.[۳۰۳][k ۶] این رویداد برای ۸ می ۱۹۳۰ در ایستگاه راهآهن بروکسل شمالی برنامهریزی شد و روزنامه در روزهای پیش از آن، تبلیغات گستردهای برایش انجام داد. لوسین پپرمنز، پیشاهنگی ۱۵ ساله، برای ایفای نقش تنتن انتخاب شد. سخنرانی خوشامدگویی ایراد شد و به دنبال آن دستهگلی اهدا و شیرینی توزیع گردید، در حالی که تنتنِ جعلی امضا میداد.[k ۶]
بازگشت تنتن و میلو از کنگو نیز صحنهسازی شد. قرار ملاقات برای ۹ ژوئیهٔ ۱۹۳۱، باز هم در ایستگاه راهآهن بروکسل شمالی تعیین شد و این بار هانری داندونکر نقش تنتن را بازی کرد، چرا که بازیگر قبلی دیگر خیلی بزرگ شده بود. این رویداد جمعیت انبوهی را به خود جلب کرد و هفته بعد به تیتر اول لو پتی ونتیم تبدیل شد.[k ۱۰] پس از تنتن در آمریکا، استقبال جدیدی سازماندهی شد، اما این بار در سالن بزرگ موسسه سن بونیفاس پارناس و با حضور رنه بوئی در نقش تنتن.[k ۱۱] از سیگارهای فرعون به بعد، انتشار صفحات مصور با ستونی به نام «راز تنتن» همراه شد که توسط پل ژامان اداره میشد و به خوانندگان اجازه میداد دیدگاه خود را درباره پروندهای که در طول هفتهها جریان داشت بیان کنند؛ روشی دیگر برای وفادارسازی مخاطبان.[k ۱۲] در پایان گل آبی، برای چهارمین بار، از تنتنِ گوشت و پوست و استخواندار استقبال شد. این صحنهسازی در ۱ دسامبر ۱۹۳۵ در سیرک رویال بروکسل اجرا شد و با حضور گروه نوازندگان، دلقکها و آکروباتبازها همراه بود. شارل استیه لباس تنتن را به تن کرد.[k ۱۲]
این رویداد در ۱۸ دسامبر ۱۹۳۸، برای جشن گرفتن دهمین سالگرد تولد لو پتی ونتیم، باز هم در سیرک رویال تکرار شد. در میان برنامههای تازه، هانری کولا خواننده، «ترانه تنتن و میلو» را اجرا کرد، در حالی که نمایشهای کوتاهی از کوئیک و فلوپکه نیز ارائه شد.[k ۱۳]
نشر، چاپ، تاریخگذاری و ارزشگذاری
[ویرایش]سه کتاب نخست توسط انتشارات لو پتی ونتیم در بروکسل و باقی آنها توسط انتشارات کسترمن در تورنه منتشر شدهاند. اغلب سردرگمیهایی میان تاریخ ثبت کتابخانهای (واسپاری قانونی) یا کپیرایت با تاریخ دقیق انتشار وجود دارد. در این موارد، برای شناسایی سال انتشار باید به تغییرات پیدرپی متن پشت جلد یا همان «جلد چهارم» مراجعه کرد؛ این کار طبق نامگذاری تعیینشده در کاتالوگ بیدیام انجام میشود: «سری آ» (۱۹۳۷–۱۹۴۵) از آ-۱ تا آ-۲۴؛ «سری بی» (۱۹۴۵–۱۹۷۵) شمارهگذاریشده از بی۱ تا بی۴۲پریم؛ و «سری سی» (از ۱۹۷۵ به بعد) شمارهگذاریشده از سی-۱ تا سی-۸.[۳۰۴] تعیین تاریخ دقیق یک کتاب، امکان مشخص کردن ارزش (قیمت کارشناسی) آن را فراهم میکند.
طراحیهای اصلی هرژه که بسیار مورد توجه مجموعهداران است، ارزش بسیار بالایی پیدا کردهاند و در سالهای نخست قرن بیست و یکم رکوردها را شکستهاند. در سال ۲۰۱۴، صفحات آستر جلد (صفحات ابتدایی و انتهایی) کتابهای سال ۱۹۳۷ به مبلغ ۲٬۶۵۴٬۰۰۰ یورو فروخته شدند، در حالی که سال بعد، طرح اصلی روی جلد «ستاره اسرارآمیز» در جریان نمایشگاه «برافای بروکسل» به قیمت ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ یورو به فروش رفت.[۳۰۵]
مالکیت معنوی و انتقادات
[ویرایش]مدیریت حقوق از سال ۱۹۸۷
[ویرایش]شرکت «مولینسار اسآ» از سال ۱۹۸۷ مسئولیت مدیریت و وصول حقوق آثار هرژه را بر عهده دارد. این شرکت که توسط همسر وی به عنوان تنها وارث تأسیس شد، در حال حاضر توسط نیک رادول، که مدیر عامل آن است، اداره میشود. این شرکت با نظارت بسیار سختگیرانه بر مدیریت حقوق معنوی و وصول مالی آنها، با ممنوع کردن هرگونه استفاده از تصویر تنتن بدون اجازه رسمی، بهطور منظم باعث ایجاد جنجال میشود.
به این ترتیب، در عصر اینترنت، هرگونه نقیضه، تغییر کاربری یا استفاده مجدد، به شدت توسط شرکت «مولینسار اسآ» مورد مبارزه قرار میگیرد. به همین ترتیب، انتشار یک حباب دیالوگ ساده از یک کمیک تنتن نیز بر اساس قوانین کشورهای مختلف مورد توبیخ قرار میگیرد.[۳۰۶]
این رویکرد باعث نگرانی برخی از علاقهمندان به فرهنگ و کمیکهای فرانسوی-بلژیکی شده است که میپرسند اگر انتشار تصویر تنتن در رسانههای مدرن تا این حد محدود شود، چگونه میتوانند اطمینان حاصل کنند که او در میراث فرهنگی فرانسویزبان باقی بماند.
تصمیم دیوان بینالمللی دادگستری لاهه
[ویرایش]با این حال، تصمیمی که توسط دادگاه لاهه در ابتدای سال ۲۰۱۵ صادر شد، طرحی از یک تغییر را ترسیم کرد. دادگستری هلند حق را به انجمن «هرژه خونوتشاپ» داد؛[ض] انجمنی که پس از مدتها مجاز بودن، شرکت «مولینسار اسآ» از آن چندین ده هزار یورو بابت استفاده از تصاویر اصلی در نشریاتش مطالبه کرده بود. در واقع، دادگاه تشخیص داد که فنی فلامینک، وارث هرژه، هرگز قرارداد سال ۱۹۴۲ را که صراحتاً واگذاری تمام حقوق متنها و تصاویر کتابهای هرژه به انتشارات کسترمن را قید میکرد، زیر سؤال نبرده است. این حکم به عنوان رویهای قضایی تلقی شد که میتواند راه را برای جبران خسارتهای احتمالی توسط «مولینسار اسآ» به انجمنهایی که مجبور به پرداخت مبالغی برای استفاده از یک یا چند تصویر تنتن شده بودند، باز کند. شرکت «مولینسار اسآ» به این حکم اعتراض کرد.[۳۰۷][۳۰۸]
انقضا در آمریکا
[ویرایش]بر اساس اعلام مرکز مطالعات مالکیت عمومی دانشکده حقوق دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، به نقل از خبرگزاری فرانسه، از آنجایی که تنتن ۹۵ ساله شده است، در اول ژانویه ۲۰۲۵ در سراسر قلمرو ایالات متحده وارد آثار فرهنگی عمومی (بدون حق امتیاز) شد؛ به طوری که اولین ماجراهای او متعلق به سال ۱۹۳۰، اکنون میتوانند بدون نیاز به پرداخت حتی یک سنت به صاحبان حق، یعنی انتشارات کسترمن، آزادانه کپی، اشتراکگذاری، بازتولید یا اقتباس شوند. این درحالی است که در بلژیک، کشور زادگاه هرژه، این اتفاق تا سال ۲۰۵۴ رخ نخواهد داد.[۳۰۹] هنرمند فرانسوی فابریس ساپولسکی برنامه خود برای بازسازی تنتن نسخه ۱۹۲۹ را اعلام کرده است.[۳۱۰] طبق قوانین ایالات متحده، نخستین کتاب یعنی تنتن در شوروی، در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۲۵ وارد مالکیت عمومی در این کشور شد و به این ترتیب تنتن و میلویو نیز وارد مالکیت عمومی شدند.[۳۱۱]
این در حالی است که به گفته آلن برنبوم، وکیل بنیاد هرژه، کنوانسیون برن مقرر میدارد که آثار هرژه در سال ۲۰۳۴ وارد مالکیت عمومی خواهند شد.[۳۱۲]
انقضا در فرانسه
[ویرایش]در فرانسه، جایی که ورود یک اثر به مالکیت عمومی ۷۰ سال پس از مرگ نویسنده صورت میگیرد، این تاریخ پس از ۲۰۵۳ خواهد بود، چرا که مرگ هرژه در ۳ مارس ۱۹۸۳ رخ داده است؛ بنابراین، آثار هرژه در ۱ ژانویه ۲۰۵۴ وارد مالکیت عمومی خواهند شد. اما شرکت «مولنسار اسا» که به این ترتیب منابع درآمدی قابل توجهی را از دست میدهد، در نظر دارد با انتشار یک اثر جدید از تنتن در سال ۲۰۵۲، از استفاده و انتشار همگانی آن جلوگیری کند. این اقدام با محدودیتهای حقوقی و یک مسئله اخلاقی خاص مواجه خواهد بود.[۳۱۳]
اقتباسها و یادآورها
[ویرایش]ماجراهای تنتن در رسانههای متعددی، فراتر از کتابهای کمیک اصلی، منتشر شده است. برخی از این آثار، تولیداتی اصیل و برخی دیگر اقتباس هستند. هرژه نسبت به اقتباس از تنتن دیدگاه مثبتی داشت و تیمهای خود را به مشارکت در پروژههای انیمیشنسازی این مجموعه تشویق میکرد. پس از مرگ هرژه در ۱۹۸۳، شاخهٔ تجاری و حقوق نشر بنیاد هرژه، مسئول صدور مجوز برای اقتباسها و نمایشگاهها شدند.[۳۱۴]
سینما و تلویزیون
[ویرایش]در سال ۱۹۴۶، دو پیشگام سینمای انیمیشن بلژیک، کلود میسون و همسرش ژوآو بی میچیلس، یک فیلم تبلیغاتی کوتاه برای مجله تنتن ساختند؛ یک سال بعد، در سال ۱۹۴۷، آنها کتاب خرچنگ پنجهطلایی را که در سال ۱۹۴۱ منتشر شده بود، در قالب یک فیلم بلند به همان نام اقتباس کردند که در آن شخصیتها به وسیله عروسکهای پارچهای به نمایش درآمده بودند.[۳۱۵][p ۲۸] ورشکستگی تهیهکننده، پس از تنها یک اکران در بروکسل در برابر نزدیک به دو هزار کودک، مانع از توزیع فیلم شد. این فیلم سرانجام در سال ۲۰۰۷ به صورت ویدئویی منتشر شد.[۳۱۶]
در سال ۱۹۵۷، ریمون لوبلان که سه سال پیش از آن استودیو بلویزیون را بنیان نهاده بود، قراردادی با شرکت پخش رادیو و تلویزیون فرانسه برای تولید مشترک دو مینیسریال با عنوان «ماجراهای تنتن» امضا کرد که از داستانهای عصای اسرارآمیز و گوش شکسته اقتباس شده بودند. این دو مجموعه که به ترتیب شامل هشت و هفت قسمتِ ۱۳ تا ۱۴ دقیقهای و به صورت سیاه و سفید بودند، توسط آن-ماری اولمان و تحت نظارت بوب دو مور، دستیار هرژه، کارگردانی شدند. ژان نوآن، انیماتور، صداپیشگی تمامی شخصیتها را بر عهده داشت.[k ۱۴][۳۱۷] این دو اقتباس که چندان متقاعدکننده نبودند، باعث ناامیدی هرژه شدند.[k ۱۴]
دو سال بعد، ریمون لوبلان قراردادی با لری هارمون، تهیهکننده آمریکایی، امضا کرد که اقتباس از چندین ماجرا را تحت مدیریت چارلی شوزِ نویسنده پیشبینی میکرد.[۳۱۷] یک نسخه آزمایشی (پایلوت) پنج دقیقهای که بر اساس داستان هدف کره ماه ساخته شده بود، غیرقابل قبول تشخیص داده شد و ریمون لوبلان در نهایت با شرکت فرانسوی تلاشت قرارداد بست که منجر به خلق مجموعه جدیدی به نام ماجراهای تنتن اثر هرژه به کارگردانی ری گوسنس و همکاری چارلی شوز گشت.[۳۱۸] ابتدا هفت کتاب بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ اقتباس شدند، اما نویسندگان، در کمال تأسف هرژه، از سناریوهای اصلی فاصله گرفتند.[k ۱۴][۳۱۸] پس از انصراف تلاشت، شرکت بلویزیون به تنهایی هشتمین و آخرین ماجرا، یعنی ماجرای تورنسل را در سال ۱۹۶۴ بر اساس سناریویی از میشل رِنیه و برنارد فردیش تولید کرد.[k ۱۴][ط]
در حالی که تنتن اولین قدمهای خود را در تلویزیون برمیداشت، آندره باره، تهیهکننده فرانسوی، در نظر داشت او را به پرده بزرگ سینما ببرد. در سال ۱۹۶۱، ماجراهای تنتن: اسرار کشتی طلایی نخستین فیلمِ لایو اکشن اختصاص یافته به این قهرمان بود.[۳۱۹][۳۲۰] این فیلم به کارگردانی ژان-ژاک ویرن و بر اساس سناریویی از آندره باره و رمو فورلانی، ژان پیر تالبو را در نقش تنتن و ژرژ ویلسون را در نقش کاپیتان هادوک به روی پرده آورد.[k ۱۵] در این فیلم بلند، این دو قهرمان به استانبول میروند و از سوی یک سازمان ترکیهای که قصد تصاحب کشتی کشتی «گلدن فلیس» (میراث تمیستوکل پاپارانیک، دوستِ کاپیتان هادوک) را دارد، تهدید میشوند.[۳۲۱][k ۱۵] فیلم دوم در سال ۱۹۶۴ اکران شد: ژان پیر تالبو دوباره لباس خبرنگار جوان را در تنتن و پرتقالهای آبی به تن کرد، این بار در کنار ژان بوئیز در نقش کاپیتان.[۳۲۲][k ۱۶] در این فیلم به کارگردانی فیلیپ کوندرویه، این دو دوست به دنبال پروفسور تورنسل هستند که در پی کشف پرتقالهای آبی مرموز (ساخته شده توسط دانشمند اسپانیایی آنتنور زالامئا) ربوده شده است.[k ۱۶] «پرتقال آبی» است که در بیابان رشد میکند و میتواند قحطی جهانی را حل کند، اما امیری که منافعش از این اختراع تهدید میشود، زالامئا و تورنسل را میرباید و تنتن و هادوک برای نجات آنها به اسپانیا سفر میکنند.[۳۲۲]
در سال ۱۹۶۹، تنتن و معبد خورشید، یک انیمیشن سینمایی که توسط استودیو بلویزیون بر اساس داستانهای هفت گوی بلورین و معبد خورشید ساخته شده بود، به روی پرده رفت.[k ۱۷] این اقتباس توسط خودِ هرژه، ادی لاتست، ژوس ماریسن و لازلو مولنار انجام شد و دیالوگهای آن را میشل رِنیه نوشت.[۳۱۷] موسیقی فیلم توسط آهنگساز مشهور فرانسوا روبر اجرا شد. اقتباس تا حد زیادی وفادار به کتاب بود، اگرچه بخش هفت گوی بلورین بهشدت کوتاه شده است.[۳۲۲] در همان سال، استودیو بلویزیون یک انیمیشن کوتاه تبلیغاتی به مدت هشت دقیقه برای شرکت عمومی مواد معدنی ساخت.[۳۲۳][۳۲۴] فیلیپ اوگوز، بازیگر فرانسوی، صداپیشگی تنتن را در این اثر بر عهده داشت.[۳۲۵]
در سال ۱۹۷۲، فیلم بلند انیمیشن جدیدی به نام تنتن و دریاچه کوسهها توسط بلویزیون و بر اساس سناریویی غیراقتباسی از میشل رِنیه تولید شد. این اثر که دومین فیلم پویانمایی سنتی و آخرین فیلم تنتن به مدت نزدیک به ۴۰ سال بود، توسط راینر گوکش، ادی لاتست، ژوس ماریسن و ژان-میشل شارلیه اقتباس شده بود و با کارگردانی ریمون لوبلان ساخته شد.[۳۲۶]. در این فیلم، قهرمانان را به سیلداوی و به کرانه دریاچهای میفرستد که پروفسور تورنسل در آنجا دستگاهی ساخته است که قادر به بازتولید انواع اشیاء به صورت سهبعدی است؛ موضوعی که طمع راستاپوپولوس را برمیانگیزد.[k ۱۸] هرچند ظاهر فیلم غنیتر است، داستان کمتر متقاعدکننده است.[۳۲۷] این فیلم بعداً به یک داستان کمیک تبدیل شد که شامل قابهای ثابت فیلم بود.[۳۲۸]
در سال ۱۹۹۲، یک مجموعه انیمیشن جدید به نام ماجراهای تنتن به همت استودیو فرانسوی ایلیپسنیم و مدیرعامل آن فیلیپ ژیلداس و به تهیهکنندگی روبر رئا متولد شد.[ظ][۳۲۹][۳۳۰][۳۳۱] این پروژه نیازمند منابع مالی قابل توجهی بود: تحت هدایت استفان برناسکونیِ کارگردان، تیمی متشکل از شصت طراح بر روی اقتباس داستانهای این مجموعه، به استثنای تنتن در شوروی و تنتن در کنگو، با بودجهای معادل ۴۰۰٬۰۰۰ دلار برای هر قسمت ۲۶ دقیقهای کار کردند.[۳۳۰] در فرانسه، ۳۹ قسمت این سریال از ۵ مه ۱۹۹۲ در ساعات پربیننده شبانه از شبکه فرانسه ۳ پخش شد و با موفقیت چشمگیری در میزان مخاطب روبرو گشت.[۳۳۲][۳۳۱] این سریال بهشدت وفادار به داستانها بود، بهگونهای که نقاشهایِ اصلیِ کتاب، اغلب مستقیماً به صفحهٔ تلویزیون منتقل میشدند.[۳۲۹] این سریال که با مشارکت شرکت کانادایی نلوانا تولید شده بود، در آمریکای شمالی و به ویژه در شبکه اچبیاو نیز پخش شد.[۳۳۱][۳۳۳]
در دهه ۱۹۹۰، ایده اقتباس از تنتن در سینما دوباره قوت گرفت و پروژههای متعددی مطرح شد، اما به مرحله اجرا نرسید. به نوبت، کلود بریِ تهیهکننده و کارگردانانی چون آلن بربریان،[۳۳۴] ژاکو فان دورمال[۳۳۵][۳۳۶] و ژان-پیر ژونه سرانجام از انجام آن منصرف شدند.[۳۳۷] در سال ۲۰۱۱، اکران فیلم ماجراهای تنتن: راز اسب شاخدار به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به یک رویداد بزرگ تبدیل شد. این فیلم ماجراجویی که با تکنولوژی ضبط حرکت سهبعدی ساخته شده بود، برای نخستین بار در جهان در تاریخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱ در سینما یوجیسی-دو بروکر در بروکسل به نمایش درآمد.[۳۳۸] این فیلم کل داستان کتابی به همین نام را روایت نمیکند، بلکه در واقع از سه کتاب مجزا الهام گرفته است: اسب شاخدار، گنجهای راکام و خرچنگ پنجهطلایی تا به یک فیلمنامه غیراقتباسی (اصیل) دست یابد. برخی شخصیتها در فیلم نقشی متفاوت از داستانهای اصلی ایفا میکنند؛ مانند ساخارینِ مجموعهدار که در فیلم در کاخ مولینسار زندگی میکند و نقش شخصیت شرور را بر عهده دارد.[۳۳۹] جیمی بل، بازیگر بریتانیایی، نقش تنتن را ایفا کرد که بنژامان بولن دوبله فرانسوی او را انجام داد.[۳۴۰] [۳۴۱] شرکت «وتا دیجیتال» به مالکیت و سرپرستی پیتر جکسون، انیمیشن و جلوههای ویژه را فراهم کرد. این فیلم نقدهای مثبتی دریافت کرد و در گیشه هم موفق بود.
از همان ابتدای پروژه، استیون اسپیلبرگ قصد داشت این فیلم را در قالب یک سهگانه قرار دهد. در سال ۲۰۱۹، بنوآ موشار، مدیر انتشارات کسترمن، تأیید کرد که ساخت دومین فیلم بلند به کارگردانی اسپیلبرگ و پیتر جکسون در دست برنامه است، هرچند تاریخی برای انتشار آن اعلام نکرد[۳۴۲]
رادیو
[ویرایش]بین سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۶۱، رادیو لوکزامبورگ «ماجراهای تنتن» را پخش کرد؛ برنامههایی که توسط ژان مورل کارگردانی شده بودند.
بین سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۳، رادیو و تلویزیون ملی فرانسه یک سریال رادیویی از «ماجراهای تنتن» در نزدیک به ۵۰۰ قسمت ارائه داد که توسط نیکول استراس و ژاک لانژه تهیه شده بود. این قسمتها که در قالب صفحههای ۳۳ دور نیز اقتباس شدند، با موفقیت بزرگی روبرو گشتند.[۳۴۳]
بخش رادیویی «رادیو-کانادا» نیز «ماجراهای تنتن» را در قالب برنامههای رادیویی روزانه پانزده دقیقهای از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۶۲ اقتباس و پخش کرد.[۳۴۴]
سریال رادیویی ماجراهای تنتن (۱۹۹۲–۱۹۹۳) توسط شبکهٔ رادیویی بیبیسی ۵ تولید شد. ریچارد پیرس نقش تنتن و اندرو ساکس نقش میلو را بازی کردند. ایفای نقش کاپیتان هادوک در سری اول با لئو مککرن و در سری دوم با لایونل جفریس ایفای بود، پروفسور تورنسل توسط استیون مور و دوپونت و دوپونط توسط چارلز کی بازی شدند.[۳۴۵]
در سال ۲۰۱۵، اقتباس رادیویی جدیدی از سیگارهای فرعون توسط فرانس کولتور ضبط و پخش شد؛ این پروژه با مشارکت شرکت مولینسار و کمدی-فرانسز انجام گرفت که هنرمندان آن صداپیشگی شخصیتهای این ماجرا را بر عهده داشتند. این اقتباسِ کاتل گییو، توسط بنژامان آبیتان کارگردانی شد و موسیقی متن اصلی آن اثر اولیویه داویو بود که توسط ارکستر ملی فرانسه اجرا گشت. نوآم مورگنشترن، بازیگر تئاتر، نقش تنتن را ایفا کرد.[۳۴۶][۳۴۷][۳۴۸] در سالهای بعد، عناوین دیگری به این مجموعه افزوده شد: گل آبی در سال ۲۰۱۶،[۳۴۹] هفت گوی بلورین در سال ۲۰۱۷،[۳۵۰] معبد خورشید در سال ۲۰۱۹،[۳۵۱] جواهرات کاستافیوره،[۳۵۲] اسب شاخدار[۳۵۳] و تنتن در تبت در سال ۲۰۲۳.[۳۵۴] برای این اقتباسِ آخر، تیم تولید با ارائه یک «کنسرت-داستان» که به صورت زنده در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۲۳ در استودیو ۱۰۴ «رادیو فرانس» در حضور تماشاگران ضبط شد، دست به نوآوری زد.[۳۵۵]
ماجراهای تنتن همچنین بهصورت درامهای رادیویی بر روی الپی و نوار کاست در نسخههای فرانسوی در بلژیک، فرانسه و کانادا، نسخههای آلمانی در آلمان، نسخههای سوئدی در سوئد، نسخههای دانمارکی در دانمارک و نسخههای نروژی در نروژ منتشر شد.[۳۴۵]
مستندها
[ویرایش]من، تنتن (۱۹۷۶) توسط استودیوی بلویزیون و پیر فیلم تولید شد.[۳۵۶]
من و تنتن (۲۰۰۳)، یک فیلم مستند به کارگردانی آندرس هوگسبرو اوستِرگورد و با مشارکت شرکتهایی از دانمارک، بلژیک، فرانسه و سوئیس، بر پایهٔ یک مصاحبهٔ ضبطشده با هرژه توسط نوما سادول در سال ۱۹۷۱ ساخته شد. اگرچه این مصاحبه بهصورت کتاب منتشر شد، هرژه پیش از انتشار اجازه داشت متن را ویرایش کند و بخش بزرگی از مصاحبه حذف شده بود.[۳۵۷] سالها پس از مرگ هرژه، فیلمساز به نوارهای اصلی بازگشت و اندیشههای غالباً شخصی و ژرف هرژه را بازیابی کرد و بدینترتیب بینندگان را بیش از پیش به دنیای تنتن و هرژه نزدیک ساخت.[۳۵۶] این مستند در ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۶ از شبکهٔ پیبیاس در ایالات متحده پخش شد.[۳۵۸]
در مسیر تنتن (۲۰۱۰) یک مجموعهٔ مستند تلویزیونی پنجقسمتی است که با ترکیب قابهای کمیک (ثابت یا موشن کمیک) با تصاویر لایو اکشن و همراه با ارائهٔ توضیحات، چندین داستان از این مجموعهٔ کتاب را مرور میکند.
تئاتر و نمایش
[ویرایش]
- ۱۹۴۱: راز الماس آبی و آقای بولوک ناپدید شده است، نمایشنامههای غیراقتباسی نوشته شده توسط هرژه و ژاک فان ملکبکه، به کارگردانی پل ریگا، اجرا شده در تئاتر رویال گالری در بروکسل. نمایش راز الماس آبی بخش عمدهای از نیمهٔ دوم سیگارهای فرعون را دربر میگیرد؛ جایی که تنتن میکوشد یک الماس آبیِ ربودهشده را بازپس بگیرد. نمایش آقای بولوک ناپدید شده است، تنتن، میلو و دوپونت و دوپونط را در سفری دور دنیا و بازگشت دوباره به بروکسل همراهی میکند تا یک شیاد را که قصد تصاحب ثروت یک میلیونر ناپدیدشده را دارد افشا کنند. متن نمایشنامهها امروزه دیگر در دسترس نیست.[۳۶۰]
- ۱۹۷۶: ماجراجویی بزرگ آمریکایی تنتن، نمایشی با الهام از تنتن در آمریکا که توسط گروه تئاتر یونیکورن و به کارگردانی تونی ردن از ۱۸ دسامبر ۱۹۷۶ تا ۲۰ فوریه ۱۹۷۷ در مرکز هنری تئاتر یونیکورن، خیابان گریت نیوپورت، لندن اجرا شد.[۳۵۹]
- ۱۹۸۰: تنتن و جزیرهٔ سیاه، نمایشی به نویسندگی جفری کیس، اقتباس شده از داستان جزیرهٔ سیاه و به کارگردانی تونی وردن، اجرا شده در لندن. (تئاتر آرتس، لندن، ۱۹۸۰–۱۹۸۱، گروه تئاتر یونیکورن) یک نسخه فرانسوی از آن در دسامبر ۱۹۸۴ در کبک تولید شد.
- ۱۹۸۷: ضربه مداد، اثر دیدیه ولف، به کارگردانی کریستین روت، اجرا شده در تئاتر پوش مونپارناس (پاریس) با بازی اولیویه گرانیه و تیری بلنه در نقش تنتن.
- ۲۰۰۰: بیانکا کاستافیوره، رسیتال، نمایشی موزیکال از نوما سادول، بر اساس داستان های هرژه، اجرا شده در سالن نمایش بزرگ بوردو.
- ۲۰۰۱: جواهرات کاستافیوره، بر اساس داستانی به همین نام، به کارگردانی کریستین سوتر و دومینیک کاتون، اجرا شده در ژنو (بازاجرا در سال ۲۰۲۵ در تئاتر کاروژ).
- ۲۰۰۱: معبد خورشید، کمدی موزیکال اثر ست خایکما و فرانک فان لاکه با موسیقی دیرک بروسه، اقتباس شده از داستان معبد خورشید با بازی تام وان لاندایت (در نقش تنتن) در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۱ در تئاتر شهر آنتورپ، بلژیک، برای نخستین بار به روی صحنه رفت و کمی بعد از شبکهٔ کانال پلاس پخش گردید.[۳۶۱] این اثر در سال ۲۰۰۲ در شارلروآ با عنوان فرانسوی اما مشابهِ معبد خورشید و با اقتباس دیدیه ون کولارت به روی صحنه رفت.
- ۲۰۰۵: تنتن در تبت، نمایشی از دیوید گریگ بر اساس تنتن در تبت و گل آبی، به کارگردانی روفوس نوریس که توسط گروه تئاتر یانگ ویک در ایام کریسمس در مرکز هنری باربیکن با بازی راسل تووی (تنتن) و سام کاکس (هادوک) اجرا شد.[۳۶۲] این نمایش سپس با موفقیت در تئاتر پلیهاوس در وستاند لندن دوباره اجرا شد و پیش از برگزاری تور (۲۰۰۶–۲۰۰۷)[۳۶۳] به مناسبت صدمین سالگرد تولد هرژه در سال ۲۰۰۷ احیا گردید.[۱]
- ۲۰۱۵: جواهرات کاستافیوره، اپرایی از فرانسوا دو کارپنتری (بر پایه ملودیهای جواکینو روسینی، ژاک افنباخ، شارل گونو و...) بر اساس داستانی به همین نام، اجرا شده در قلعه لا اولپ.
رمانها
[ویرایش]- ۱۹۴۳، دوپونت و دوپونط، کارآگاهان، رمانی از پل کینه با تصویرگری هرژه، که به صورت پاورقی از ۲۴ سپتامبر تا ۱۱ نوامبر ۱۹۴۳ در روزنامه لو سوآر منتشر شد.
- ۱۹۴۷، تنتن و میلوی در میان گاوبازان، رمانی از ژان روکت، پاریس، انتشارات کر وایان.
- ۱۹۹۳، تنتن در دنیای نو: یک داستان عاشقانه، رمانی از فردریک توتن. طرح روی جلد از روی لیکتنستاین (لندن، ماریون بویرز، ۱۹۹۳). ترجمه فرانسوی: «تنتن در دنیای نو»، ترجمه شده از متن آمریکایی توسط موریس رامبو، انتشارات گراسه، ۱۹۹۵.
- ۲۰۱۱، ماجراهای تنتن: یک رمان، اثر الکساندر اروین. ترجمه فرانسوی: «ماجراهای تنتن: رمان فیلم»، ترجمه شده از متن آمریکایی توسط ماری اِرمه، انتشارات کسترمن، ۲۰۱۲.
ترانهها
[ویرایش]
«ترانه تنتن و میلو» اثر آنری کولا و «ترانه کاپیتان هادوک» اثر ژان فردریک و موریس مونفور در شماره ۳۱ نشریه کر وایان به تاریخ ۳۱ ژوئیه ۱۹۳۸ منتشر شدند و در سال ۱۹۵۹ روی صفحه ۴۵ دورِ نشکن توسط انتشارات کسترمن با صدای گی روالدی و گروه کر دوستداران تنتن، تحت رهبری ارکستر بیل وودی ضبط گشتند؛ تصویرگری جلد این صفحه توسط هرژه انجام شده است.[۳۶۴]
در سال ۱۹۷۹، به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد تنتن، استودیو هرژه با تهیهکننده گروه پاپ فرانسوی «مارتین سیرکوس» و رهبر آن، ژرار بلان تماس گرفتند که او پذیرفت ترانهای درباره تنتن بنویسد: «بهترین رفیق ما، تنتن است»[۳۶۴]
در سال ۱۹۸۰، شانتال گویا ترانه «همچون تنتن» را که توسط ژان-ژاک دوبو ساخته شده بود، تحت لیبل RCA اجرا کرد؛ به گفته فابین لکوور، شخصِ هرژه از ژان-ژاک دوبو خواسته بود تا ترانهای درباره تنتن برای شانتال گویا بنویسد و آهنگسازی کند.[۳۶۵][۳۶۶][۳۶۴]
بازیهای ویدئویی
[ویرایش]- ۱۹۸۹: تنتن روی ماه، یک بازی پهلو-پیمایش در سبک سکوبازی همراه با مراحل خلبانی فضایی، محصول شرکت اینفوگرامز برای آتاری استی (نوار و فلاپیدیسک)، آمیگا و کمودور ۶۴، و همچنین برای کنسول آمستراد جیایکس-۴۰۰۰ در قالب کارتریج.[۳۶۷]
- ۱۹۹۵: تنتن در تبت، سکوبازی شرکت اینفوگرامز[۳۶۸] برای سوپر نینتندو و سپس برای گیم بوی، گیم گیر، سگا مگا درایو و رایانهٔ سازگار با آیبیام (۱۹۹۶) و همچنین برای گیم بوی کالر (۲۰۰۱).
- ۱۹۹۷: زندانیان معبد خورشید، سکوبازی شرکت اینفوگرامز[۳۶۹] برای سوپر نینتندو، گیم بوی و رایانهٔ سازگار با آیبیام و سپس برای گیم بوی کالر (۲۰۰۱).
- ۲۰۰۱: تنتن: ماجرای سرنوشت، بازی سهبعدی اکشن-ماجراجویی شرکت اینفوگرامز برای پلیاستیشن و پیسی.[۳۷۰]
- ۲۰۱۱: تنتن: راز کشتی تکشاخ، بازی اکشن-ماجراجویی توسعهیافته توسط یوبیسافت مونپلیه برای پلیاستیشن ۳، ایکسباکس ۳۶۰، رایانهٔ سازگار با آیبیام، نینتندو ۳دیاس و وی، و توسط گیملافت برای اندروید و آیاواس. الکساندر ژیله در نسخه فرانسوی صداپیشگی تنتن را بر عهده داشت. این بازی همزمان با فیلم ماجراهای تنتن (۲۰۱۱) در ماه اکتبر توسط یوبیسافت عرضه شد.[۳۷۱]
- ۲۰۲۰: تنتن مچ (بازی تطبیقی تنتن) یک بازی موبایلی جورچین سهتایی که توسط شرکت «فیفث پلنت گیمز» منتشر شد.[۳۷۲]
- ۲۰۲۳: تنتن خبرنگار – سیگارهای فرعون، بازی اکشن-ماجراجویی در سبک اشاره و کلیک، توسعهیافته توسط پندولو استودیوز و منتشر شده توسط مایکرویدس[۳۷۳] برای ویندوز، پلیاستیشن ۴، ایکسباکس وان، نینتندو سوئیچ، پلیاستیشن ۵ و ایکسباکس سری اکس و سری اس. بنژامان بولن در نسخه فرانسوی صداپیشگی تنتن را انجام داده است.
یادگاریها و کالاهای مرتبط
[ویرایش]تصاویر ماجراهای تنتن مدتهاست که برای استفاده روی کالاهای تجاری مجوز گرفتهاند و موفقیت مجلهٔ تنتن به ایجاد بازار برای چنین محصولات کمک کرد. تصویر تنتن برای فروش انواع محصولات، از ساعت زنگدار تا زیرپوش، استفاده شده است. شمار زیادی از اقلام مرتبط با شخصیت در دسترس بودهاند که برخی از آنها بهعنوان کالای مجموعهای ارزشمند شدند.[۳۷۴]
بنیاد هرژه کنترل مجوزها را از طریق شرکت «مولینسار» (با نام کنونی «تنتنایماژیناسیو»)،[۳۷۵] شاخهٔ تجاری بنیاد، حفظ کرده است. پیتر هورمانس، مدیرکل وقت شرکت مولینسار در سال ۲۰۰۲، در این باره گفت: «باید از این دارایی بسیار محافظت کنیم. هیچ شریک احتمالی را دستکم نمیگیریم و باید بسیار انتخابگر باشیم … تا او همچنان به محبوبیت فعلی بماند، باید در استفاده از تصویرش دقت زیادی شود.»[۳۷۶] با این حال، بنیاد از سوی محققان مورد انتقاد قرار گرفته است که «با تمرکز بر کالاهای پرسود، آثار هرژه را کماهمیت جلوه میدهد»، بهویژه پس از اقدام اواخر دههٔ ۱۹۹۰ که برای استفاده از تصاویر مرتبط برای مقالاتشان هزینهای دریافت شد.[۳۷۷]
تمبرها و سکهها
[ویرایش]
تصویر تنتن بارها بر روی تمبر پستی استفاده شده است. اولین تمبر تنتن یک تمبر هشت فرانکی بود که توسط بیپست بلژیک در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۹ به مناسبت پنجاهمین سالگرد انتشار اولین ماجرای تنتن منتشر شد و تنتن و میلو را نشان میداد که با ذرهبین به چند تمبر نگاه میکنند.[۳۷۹]
در سال ۱۹۹۹، یک بلوک نهتایی تمبر به مناسبت ده سالگی مرکز کمیک بلژیک منتشر شد که تمبر مرکزی آن، عکس موشک معروف هدف کره ماه بود که در سالن ورودی مرکز کمیک قرار دارد.[۳۷۸] در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۱، به مناسبت پایان استفاده از فرانک بلژیک و هفتادمین سالگرد انتشار تنتن در کنگو، دو تمبر دیگر منتشر شد: یکی تنتن با کلاه پنبهای و یک ورق یادبود با یک تمبر در وسط، که این تمبرها بهطور مشترک در جمهوری دموکراتیک کنگو نیز منتشر شدند.[۳۷۸]
در سال ۲۰۰۴، بیپست بلژیک جشن ۷۵مین سالگرد خود، پنجاهمین سالگرد انتشار بیپست و سیوپنجمین سالگرد فرود انسان روی ماه را با یک ورق یادبود پنجتایی تمبر گرامی داشت.[۳۸۰] برای صدسالگی تولد هرژه در ۲۰۰۷،[۱] بیپست یک ورق ۲۵تایی تمبر منتشر کرد که جلدهای تمام ۲۴ کتاب ماجراهای تنتن (به ۲۴ زبان) و پرتره هرژه در مرکز آن را نشان میداد.[۳۷۸] ورق یادبود دیگری به نام «تنتن بر پرده نمایش» در ۳۰ اوت ۲۰۱۱ منتشر شد که اقتباسهای فیلم و تلویزیونی تنتن را نمایش میداد.[ع][۳۷۸]
تنتن همچنین بر روی سکههای یادبود نیز به تصویر درآمده است. در سال ۱۹۹۵، «ضرابخانه پاریس» مجموعهای از دوازده مدال طلا با تیراژ محدود ۵۰۰۰ نسخه صادر کرد.[۳۸۱] یک مدال نقرهای نیز در ۲۰۰۴ برای گرامیداشت پنجاهمین سالگرد کتاب روی ماه قدم گذاشتیم به بازار عرضه شد، با تیراژ محدود ۱۰٬۰۰۰ نسخه که سریع به فروش رسید.[۳۸۲]
در سال ۲۰۰۴، بلژیک یک سکه یادبود یورویی با تصویر تنتن و میلو برای جشن ۷۵ سالگی نخستین کتاب ماجرای تنتن منتشر کرد.[۳۸۳] این سکه، با وجود ارزش اسمی ۱۰ یورو، فقط در بلژیک بهعنوان پول قانونی معتبر بود.[۳۸۳]
بین سالهای ۲۰۰۶–۲۰۱۲، فرانسه مجموعه سکههای یادبود «قهرمانان کمیک استریپ» را برای کمیکهای مشهور فرانسوی-بلژیکی منتشر کرد که در ۲۰۰۶ با تنتن آغاز شد.[۳۸۴] این مجموعه شامل شش سکه یورویی متفاوت بود برای بزرگداشت هِرژه بود: سه سکه نقرهای ۱/۵ یورویی با تصاویر «تنتن و پروفسور تورنسل»، «تنتن و کاپیتان هادوک»، «تنتن و چانگ»؛ یک سکه طلای ۱۰ یورویی با تصویر تنتن؛ و سکههای ۲۰ یورویی نقره و ۵۰ یورویی طلا با تصاویر تنتن و میلو.[۳۸۴] در صدسالگی تولد هرژه در ۲۰۰۷، بلژیک سکه ۲۰ یورویی نقرهای هرژه/تنتن را منتشر کرد.[۳۸۵]

در زمان زندگی هرژه، نقیضههایی از ماجراهای تنتن تولید شد که یکی از نخستین آنها در روزنامه بلژیکی لا پاتری (سرزمین پدری) پس از آزادسازی کشور از اشغال نازیها در سپتامبر ۱۹۴۴ منتشر شد. این نوار کوتاه و ساده با عنوان تنتن در سرزمین نازیها هرژه را به دلیل کار کردن برای یک روزنامه تحت اداره نازیها تمسخر میکند.[۳۸۷]
پس از مرگ هرژه، صدها نقیضه و آثار تقلیدی غیررسمی از ماجراهای تنتن تولید شد که ژانرهای متنوعی را پوشش میدهند.[۳۸۶] تام مککارتی این آثار را به سه گروه تقسیم کرده است: پورنوگرافیک، سیاسی و هنری.[۳۸۸] در برخی موارد، نام «تنتن» با اسامی مشابهی مانند «نتنت»، «تَمتَم» یا «کینکین» جایگزین میشود.[۳۸۶]
گروه اول، نقیضههای پورنوگرافیک، شامل تنتن در سوئیس و زندگی جنسی تنتن است که در آنها تنتن و دیگر شخصیتها درگیر اعمال جنسی هستند.[۳۸۹] نمونهای دیگر تنتن در تایلند است که در آن تنتن، هادوک و تورنسل به منظور گردشگری جنسی به تایلند سفر میکنند. این کتاب در دسامبر ۱۹۹۹ منتشر شد، اما در سال ۲۰۰۱ پلیس بلژیک افرادی که مسئول تولید آن بودند را دستگیر و ۶۵۰ نسخه کتاب را به دلیل نقض حق نشر ضبط کرد.[۳۹۰]
نقیضههای سیاسی نیز تولید شدهاند، مانند تنتن در عراق که سیاست جهانی اوایل قرن بیست و یکم را مسخره میکند و شخصیت ژنرال آلکازار نماینده رئیسجمهور آمریکا، جرج دابلیو. بوش است.[۳۸۶] کتاب رهایی یک داستان سوسیالیستی انقلابی است که در بریتانیا در دهه ۱۹۸۰ میگذرد و تنتن و عموی او (که از کاپیتان هادوک الگوبرداری شده) شخصیتهای کارگری هستند که برای مخالفت با سیاستهای سرمایهداری دولت حزب محافظهکار مارگارت تاچر به سوسیالیسم روی میآورند.[۳۸۶]
برخی هنرمندان آثار هنری و داستانی تولید کردهاند که بیشتر شبیه به فن فیکشن هستند تا نقیضه. هنرمند سوئیسی «ایگزم» داستانهای بیادبانهای از شخصیت «زَنزَن» خلق کرده که گاردین آن را «زیباترین آثار تقلیدی» میداند.[۳۸۶] همچنین کارتونیست کانادایی ایو رودیه چند اثر تنتن تولید کرده که هیچیک توسط بنیاد هرژه مجاز نبوده، از جمله تکمیل نسخه ناتمام تنتن و هنر الفبا به سبک لینیه کلر هرژه.[۳۸۶]
واکنشها به این نقیضهها متفاوت بوده است. بسیاری آنها را توهین به آثار هرژه میدانند.[۳۸۶] نیک رودول، از بنیاد هرژه، معتقد است که «هیچیک از این کپیکنندگان طرفدار واقعی هرژه نیستند. اگر بودند، به خواست او احترام میگذاشتند که هیچکس جز او ماجراهای تنتن را نکشد.»[۳۸۶] بنیاد هرژه در صورت امکان علیه تولیدکنندگان چنین آثاری اقدام قانونی کرده است. در عین حال، برخی دیگر این نقیضهها و آثار تقلیدی را به عنوان ادای احترام به هرژه میدانند و جمعآوری آنها به یک «شاخه تخصصی» تبدیل شده است.[۳۸۶]
نمایشگاهها
[ویرایش]

پس از مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳، آثار هنری او در نمایشگاههایی در سراسر جهان مورد تجلیل قرار گرفت و آگاهی عمومی نسبت به تنتن در سطح بالایی حفظ شد. نخستین نمایشگاه بزرگ تنتن در لندن با عنوان تنتن: ۶۰ سال ماجراجویی در سال ۱۹۸۹ در تالار شهر چلسی برگزار شد. این نمایشگاه اولیه بسیاری از طرحها و مرکبهای اصلی هرژه، و همچنین تعدادی از گواشهای اصلی را به نمایش گذاشت.[۳۹۲] در سال ۲۰۰۱، نمایشگاهی با «ده هزار بار لعنت بر شیطون!» (عنوانِ یکی از ناسزاهای کاپیتان هادوک) در موزه ملی دریانوردی پاریس برگزار شد.[۳۹۳] در سال ۲۰۰۲، موزه هنر بونکامورا در توکیو نمایشگاهی از طراحیهای اصلی هرژه و نیز زیردریایی و موشک اختراعشده توسط پروفسور تورنسل در داستانها را برپا کرد.[۳۹۴] موزه ملی دریانوردی لندن در گرینویچ در سال ۲۰۰۴ میزبان نمایشگاه «ماجراهای تنتن در دریا» بود که بر ماجراهای دریایی تنتن تمرکز داشت و به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد انتشار نخستین ماجرای تنتن برگزار شد.[۳۹۵] سال ۲۰۰۴ همچنین شاهد برگزاری نمایشگاهی در تالارهای سن-ژری / سینت-گوریکشالن در بروکسل با عنوان تنتن و شهر بود که همه شهرهایی را که تنتن به آنها سفر کرده بود به نمایش میگذاشت.[۳۹۶]
مرکز کمیک استریپ بلژیک در منطقه تجاری بروکسل در سال ۲۰۰۴ بخشهایی را به هرژه اختصاص داد.[۳۹۷] مسیر کمیک بروکسل در مرکز این شهر نخستین دیوارنگاره تنتن خود را در ژوئیه ۲۰۰۵ اضافه کرد.[۳۹۸]
صدمین سالگرد تولد هرژه در سال ۲۰۰۷[۱] در بزرگترین موزه هنر مدرن اروپا، مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، با نمایشگاه هنری هرژه که به بزرگداشت آثار او اختصاص داشت، گرامی داشته شد. این نمایشگاه که از ۲۰ دسامبر ۲۰۰۶ تا ۱۹ فوریه ۲۰۰۷ برگزار شد، حدود ۳۰۰ صفحه و طراحی اصلی از هرژه را به نمایش گذاشت، از جمله هر ۱۲۴ صفحه اصلی گل آبی.[۳۹۱] لوران لو بون، برگزارکننده نمایشگاه، گفت: «برای مرکز مهم بود که آثار هرژه را در کنار آثار آنری ماتیس یا پابلو پیکاسو نشان دهد».[۳۹۹] مایکل فار ادعا کرد: «هرژه مدتهاست که بهعنوان یک چهره پدرگونه در دنیای کمیک شناخته میشود. اگر اکنون بهعنوان یک هنرمند مدرن به رسمیت شناخته میشود، این بسیار مهم است.»[۴۰۰]
در سال ۲۰۰۹، موزه هرژه با طراحی معاصر در شهر لوون لا نوو، در جنوب بروکسل افتتاح شد.[۴۰۱] بازدیدکنندگان از دنبالهای از هشت سالن دائمی عبور میکنند که کل دامنه آثار هرژه را پوشش میدهد و جهان تنتن و دیگر آفرینشهای او را به نمایش میگذارد.[۴۰۲] علاوه بر این، این موزه جدید تاکنون میزبان نمایشگاههای موقت متعددی بوده است، از جمله سفر به تبت با تنتن.[۴۰۳]
میراث
[ویرایش]موفقیت و اعتبار مجموعه
[ویرایش]از همان اولین ماجرا، تنتن با موفقیت قابلتوجهی در سطح بلژیک روبرو شد: ۱۰٬۰۰۰ نسخه از داستان مصور تنتن در شوروی به فروش رفت.[۴۰۵] انتشار ماجراها در روزنامه لو سوآر از اکتبر ۱۹۴۰ به بعد، به افزایش چشمگیر تعداد خوانندگان آن کمک کرد.[۴۰۶] از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰، تنتن به جایگاه یک نماد بینالمللی دست یافت: ترجمهها چندبرابر شدند و به همان نسبت، آمار فروش داستانهای این مجموعه با سرعتی بیشتر افزایش یافت.[s ۸] در سال ۱۹۵۷، مارگریت دوراس، بانوی نویسنده فرانسوی، از نخستین کسانی بود که به این پدیده اشاره کرد: «کتابهای تنتنِ انتشارات کسترمن تمام دنیا را قبضه کردهاند. میتوان گفت که نوعی «اتحادیه جهانی تنتنی» شکل گرفته است؛ به طوری که همه کودکان در دنیای متمدن، پیش از آنکه با فرهنگِ خودشان آشنا شوند، با فرهنگ تنتن بزرگ میشوند. آنها همگی به شکلی یکسان، تنتن را مثل آبِ چشمه مینوشند و با آن رشد میکنند.»[۴۰۷] سال بعد، هفتهنامه پاری مچ مقالهای را به هرژه اختصاص داد و سپس در سال ۱۹۵۹، پل فاندرومه، نویسنده بلژیکی، نخستین کسی بود که زندگینامهای را با عنوان «دنیای تنتن» (منتشر شده در انتشارات گالیمار) به او اختصاص داد.[۴۰۸]
کتاب جواهرات کاستافیوره که در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، به «جایگاه داستانی برای روشنفکران» دست یافت؛[۴۰۸] این اثر توسط میشل سر، فیلسوفی که در سال ۱۹۷۰ مطالعهای سیزدهصفحهای را در مجله کریتیک تحت عنوان «جواهرات پریشان یا خواننده نجاتیافته» به آن اختصاص داد، و سپس توسط بنوآ پیترس در جستار «جواهرات ربودهشده» در سال ۱۹۸۴ مورد تجلیل قرار گرفت.[۴۰۸] هرژه نه تنها از سوی همصنفان خود مورد تکریم قرار گرفت (مانند اولین کنگره بینالمللی کمیک در نیویورک در سال ۱۹۷۲)، بلکه از آن پس به عنوان یک «خالق ادبی برجسته» شناخته شد؛[۴۰۹] گواه این مدعا، دعوت از او به برنامه تلویزیونی آپوستروف در ژانویه ۱۹۷۹ به مناسبت پنجاهمین سالگرد این مجموعه است.[۴۰۸] از آن زمان، ماجراهای تنتن موجب پدید آمدن تفسیرهای بیشمار و پایاننامههای دانشگاهی متعددی شده است. افتتاح موزه هرژه در لوون لا نوو در سال ۲۰۰۹، به همان اندازه که بر کارنامه این طراح صحه گذاشت، کل آثار او را نیز ارج نهاد؛ در حالی که نمایشگاههای اختصاصی تنتن بهطور منظم در موزههای سراسر جهان برگزار میشوند.[۴۰۸]
در سال ۲۰۰۸، صفحه دوازدهم از کتاب ماجرای تورنسل به مجموعههای دائمی مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو پیوست و بدین ترتیب به نخستین صفحه از یک کمیک تبدیل شد که به فهرست اموال این موزه راه یافت. دو سال بعد، این اثر به عنوان نماینده «هنر نهم» در نمایشگاه «شاهکارها؟» در مرکز پمپیدو-متس، که چهرههای بزرگ تاریخ هنر قرن بیستم را گرد هم آورده بود، به نمایش درآمد.[۴۱۰]
ادای احترام و جوایز
[ویرایش]در سال ۲۰۰۶، بنیاد هرژه جایزه «نور حقیقت» را از دالایی لاما رهبر معنوی و سیاسی دولت در تبعید تبت، دریافت کرد. این جایزه به پاس نقش مهم این بنیاد در شناساندن تبت به جهانیان از طریق داستان تنتن در تبت (منتشر شده در سال ۱۹۶۰) به آنها اهدا شد.[۴۱۱][۴۱۲]
در سال ۲۰۱۲، تنتن در تبت در صدر فهرست «پنجاه کمیک ضروری» مجله لیر قرار گرفت.[۴۱۳] همچنین کتاب گل آبی در رتبه هجدهم فهرست «صد کتاب قرن» جای گرفت؛ فهرستی که در سال ۱۹۹۹ بر اساس نظرسنجی عمومی از میان لیست پیشنهادی روزنامهنگاران لو موند و کتابفروشان فناک تدوین شده بود.[۴۱۴]
مسیر گردشگری کمیک در بروکسل شامل یک دیوارنگاره بزرگ است که به تنتن اختصاص دارد. این اثر که در خیابان «اتوو» واقع شده، یکی از تصاویر کتاب ماجرای تورنسل را بازسازی کرده است که در آن کاپیتان و تنتن در حال فرار از پلههای اضطراری هتلی هستند که توسط مأموران بوردوری تحت نظر بود.[۴۱۵] دیوارنگاره دیگری که تصویری از کتاب تنتن در آمریکا (قهرمان داستان در حالی که به یک لوکوموتیو آویزان است) را نشان میدهد، در نزدیکی ایستگاه راهآهن بروکسل جنوبی نصب شده است. این اثر در سال ۲۰۰۷ به مناسبت صدمین سالگرد تولد هرژه اجرا شد.[۴۱۵] همچنین دو دیوارنگاره با حضور شخصیتهای بیشمار این مجموعه، دیوارهای ایستگاه متروی استوکل بروکسل را زینت دادهاند و در مرکز فرهنگی «اوکل» نیز تندیسی از تنتن، ساخته نات نوژان مجسمهساز بلژیکی، قرار گرفته است.[۴۱۵]
در سال ۱۹۹۲، شهر سن-نزر با همکاری انجمن «هفت خورشید»، یک مسیر گردشگری هفتمرحلهای ایجاد کرد[۴۱۶] که به داستان هفت گوی بلورین ادای احترام میکند؛ چرا که بخشی از وقایع آن داستان در این شهر رخ میدهد.[۴۱۷]
تاثیرات
[ویرایش]نقیضهها و تقلیدها
[ویرایش]نقیضههای متعددی از تنتن وجود دارد؛ از جمله «تنتن در سوئیس» که توسط انتشارات سومبرهرو منتشر شد و در آن از الفاظ رکیک و محتوای پورنوگرافی استفاده شده است.[۴۱۸] مجموعه «ماجراهای سن-تن و دوستش لو» که توسط گوردون زولا آغاز شد و با همکاری بوب گارسیا و پولین بونفوی تکمیل گشت نیز یکی دیگر از آثار تقلیدی (پاستیش) از این کمیک است.
در سال ۲۰۰۷، آنتونیو آلتاریبا داستانی هجوآمیز به نام «نیلوفر صورتی» منتشر کرد که در آن تنتن را مردی سیساله با زندگیای بیبندوبار تصور کرده بود و سایر شخصیتهای ماجراهای تنتن نیز همگی در مسیری منفی تغییر کرده بودند. این داستان در نهایت به درخواست شرکت مولینسار از بازار جمعآوری شد.[۴۱۹]
همچنین در انیمیشن گربه خاخام، در صحنههای مربوط به سفر به کنگو، شخصیت تنتن مورد شوخی و نقیضه قرار گرفته است.
داستانهای مصور
[ویرایش]موفقیت این مجموعه، آن را به مرجعی برای چندین نسل از نویسندگان و طراحان بدل کرده است. در میان ارجاعات به فرهنگ بلژیک که توسط رنه گوسینی و آلبر اودرزو در کتاب آستریکس در بلژیک (منتشر شده در ۱۹۷۹) گنجانده شده، دوپونت و دوپونط حضور کوتاهی در آخرین قاب از صفحه ۲۷ دارند. آنها در آنجا رسیدن ژولیوس سزار را با تکیهکلام خاص خود اعلام میکنند: «ژولیوس سزار به بلژیک رسیده است. — از اونم بالاتر: سولیوس ژزار به گلژیک رسیده است.» شکل و نوع قلمِ حبابِ گفتار نیز دقیقاً مطابق با سبک هرژه طراحی شده است.[۴۲۰][۴۲۱] این دو کارآگاه همچنین در داستان «جسی جیمز»، پنجاه و دومین داستان از مجموعه لوک خوششانس، در قالب دو پلیسِ کارآگاه از آژانس پینکرتون به نامهای کوزمو اسمیت و فلچر جونز مورد شوخی قرار گرفتهاند.[۴۲۲] این دو شخصیت بار دیگر در کنار رئیسشان، آلن پینکرتون، در کتاب «لوک خوششانس علیه پینکرتون» ظاهر میشوند.[۴۲۲]
در سومین داستان «گاو مقدس» (از مجموعه داستان های مصور ۴ تکخال)، تنتن حضور کوتاهی دارد. این حضور افتخاری توسط خود هرژه طراحی شده است. در سال ۲۰۱۰، چارلز برنز، نویسنده آمریکایی، رمان گرافیکی «تاکسیک» را منتشر کرد که سرشار از ارجاع به کتاب ستاره اسرارآمیز است. قهرمان این داستان تخمهای سفیدی با لکههای قرمز پیدا میکند که شبیه به قارچهای ترسیم شده توسط هرژه هستند؛ این تخمها حتی روی جلد کتاب نیز دیده میشوند.[۴۲۳][۴۲۴]
ریاض سطوف توضیح میدهد که شخصیت اصلی مجموعهاش «پاسکال بروتال» (منتشر شده بین ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴)، ترکیبی الهامگرفته از کاپیتان هادوک و قهرمانان فیلمهای آمریکایی دهه ۱۹۸۰ مانند سیلوستر استالونه و آرنولد شوارتزنگر است.[۴۲۵] همین موضوع در مورد یکی از شخصیتهای «سرگیجه گرینلند» نیز صدق میکند؛ داستانی که توسط اِروِه تانکرل در سال ۲۰۱۷ خلق شد و به دنیای تنتن، به ویژه ماجرای ستاره اسرارآمیز ادای احترام میکند.[۴۲۶] هادوک همچنین در پسزمینه قابی از جلد اول دره فناناپذیران (نوزدهمین ماجرای بلیک و مورتیمر، منتشر شده در ۲۰۱۸) در حالی که به میز یک بار تکیه داده، دیده میشود.[۴۲۷][۴۲۸]
نویسندگان مختلف این مجموعه (بلیک و مورتیمر) بارها به دنیای تنتن ادای احترام کردهاند. طرح جلد همین کتاب، ادای احترامی آشکار به صحنه ریکشاسواری در گل آبی است،[۴۲۹] در حالی که شخصیت چانگ نیز حضور دارد.[۴۳۰] در کتاب موج سپتیموس، تنتن در پسزمینه یک قاب، ظاهراً در گمرک گیر کرده است.[۴۳۱] رستوران سیلداویایی «کلو» (Klow) که در بروکسلِ کتاب عصای اسرارآمیز واقع شده بود، به همراه صاحبش «کرویشویچ»،[۴۳۲] در صفحه نوزدهم کتاب توطئه ورونوف ظاهر میشوند.[۴۳۳][۴۳۴][۴۳۵] به این رستوراندار سیلداویایی در جای دیگری نیز اشاره شده است: در جلد پنجم مجموعه لو! با نام «لیزر نینجا»، معلم زبان سیلداویاییِ مادرِ قهرمان داستان، دقیقاً همزاد اوست.[۴۳۶]
در سال ۲۰۲۲، در کتاب «اسپیرو در میان دیوانگان» (اثر ژول و لیبون برای انتشارات دوپویی)، اسپیرو، فانتازیو را در بیمارستان روانی آنگولم پیدا میکند، در حالی که او آشکارا دچار جنون شده و خود را کاپیتان هادوک میپندارد.[۴۳۷]
در سال ۲۰۲۵، مجله انگلیسی ۲۰۰۰ ایدی در شماره ویژه کریسمس (۲۴۶۳)، ماجرایی از «قاضی دِرِد» با عنوان ماجراجویی بزرگ میکماک در مگا-سیتی به نویسندگی کن نیماند و طراحی اِسترِف منتشر کرد؛ جایی که میکماک و پهپاد وفادار و نامرئیاش «مستر بلانکو» (نقیضهای از تنتن و میلو) با مگا-سیتی وان آشنا شده و در بلوار «رمی»، در جریان جنگ بلوکِ «گوسینی-اودرزو»، با قاضی درد ملاقات میکنند.[۴۳۸]
سینما، موسیقی و تلویزیون
[ویرایش]فیلم آن مرد از ریو محصول ۱۹۶۴ به کارگردانی فیلیپ د بروکا و بازی ژان-پل بلموندو، به عنوان اثری شناخته میشود که به شدت از مجموعه ماجراهای تنتن، به ویژه گوش شکسته الهام گرفته است.[۴۳۹][۴۴۰]
سریال تلویزیونی فرانسوی دفترخانهٔ افسانهها که بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ از شبکه کانال+ پخش شد، به این مجموعه و به خصوص به کاپیتان هادوک ادای احترام میکند: نامهای مستعار اعضای تیم همگی از لیست ناسزاهای معروف کاپیتان انتخاب شدهاند.[۴۴۱] همچنین برونو پودالیدس، بازیگر و کارگردان که از تحسینکنندگان بزرگ ماجراهای تنتن است، در فیلم تنها خدا مرا میبیند (۱۹۹۸) به آن اشاره کرده است: قهرمان داستان دوستش را به یک رستوران سیلداویایی میبرد که بازسازی کاملِ رستوران «کلو» در عصای اسرارآمیز است، با همان پیشخدمت سبیلوی جلیقه چهارخانه.[۴۴۲]
علاوه بر این، لیروی خواننده فرانسوی، ترانهای به نام «کاپیتان هادوک» برای کتاب سیاه براق خود (منتشر شده در ۲۰۱۶) نوشت که آن را به همراه تِتِه اجرا کرد.[۴۴۳] کلاوس شولتز، آهنگساز آلمانی و پیشگام موسیقی الکترونیک، در قطعهای نزدیک به بیست دقیقه با عنوان «ماجرای تورنسل» به این مجموعه ادای احترام کرده است.[۴۴۴]
سیاست
[ویرایش]در سال ۱۹۹۷، به ابتکار دومینیک بوسرو، گروهی از نمایندگان مجمع ملی «باشگاه نمایندگان تنتندوست» را تأسیس کردند.[۴۴۵][۴۴۶] در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱، در تالار ویکتور هوگوی مجمع ملی در پاریس، این باشگاه که در آن زمان ریاستش بر عهده سرژ گروآر بود، همایشی را با عنوان «تنتن و زرادخانه بوردوری-سیلداوی» برگزار کرد. در این مراسم، سخنرانان متعددی از جمله وزرای سابق، آندره سانتینی و اوبر ودرین، راینهارد شفرز سفیر آلمان و لوئی ژیسکار دستن نماینده مجلس، دیدگاههای خود را به شکلی طنزآمیز و نقیضهگونه درباره این بحران بینالمللی بیان کردند.[۴۴۷][۴۴۸]
ارجاعات به تنتن در دنیای سیاست کم نیستند. در دسامبر ۲۰۰۷، به مناسبت سفر معمر قذافی رهبر لیبی به پاریس، دومینیک دومبر، روزنامهنگار روزنامه لو موند، با اشاره به شخصیت عبدالله، شباهتی میان اردو زدن همراهان این شاهزاده جوان در تالار بزرگ کاخ مولینسار در کتاب انبار زغالسنگ و برپایی چادر بادیهنشینی در محوطه هتل دو مارینی به درخواست رئیسجمهور لیبی برقرار کرد.[۴۴۹]
چسبزخمی که در کتاب ماجرای تورنسل به انگشتان کاپیتان میچسبد و نمادِ «فردی است که گرفتار پیامد اعمال خود شده»، باعث پیدایش عبارت «چسبزخم کاپیتان هادوک» شده است؛ اصطلاحی که به زبان عامیانه راه یافته و گاهی توسط روزنامهنگاران سیاسی نیز به کار میرود.[۴۵۰] برای نمونه، ژانیک علیمیِ روزنامهنگار، کارزار انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۷ فرانسه را به ماجرای تورنسل تشبیه کرده است.[۴۵۱]
سایر موارد
[ویرایش]هرژه بهعنوان یکی از برجستهترین کارتونیستهای قرن بیستم شناخته میشود.[۴۵۲] بهویژه، سبک لینیه کلر هرژه تأثیر چشمگیری بر خالقان دیگر کمیکهای فرانسوی-بلژیکی گذاشته است. همکاران مجله تنتن از سبک لینیه کلر استفاده کردهاند و هنرمندان بعدی همچون ژاک تاردی، ایو شالان، جیسن لیتل، فیل الیوت، مارتین هندفورد، جف دارو، اریک هوول، گارن یوئینگ، یوست سوارته و دیگران نیز آثاری با این سبک خلق کردهاند.[۴۵۳]
در دنیای گستردهتر هنر، هم اندی وارهول و هم روی لیکتنستاین هرژه را یکی از مهمترین تأثیرگذاران خود دانستهاند.[۴۵۴] لیکتنستاین نقاشیهایی بر اساس قطعاتی از کمیکهای تنتن خلق کرد، در حالی که وارهول از لینیه کلر استفاده کرد و حتی مجموعهای از نقاشیها را با موضوع خودِ هرژه ساخت. وارهول که تحسینکننده «ابعاد سیاسی و طنزآمیز بزرگ» تنتن بود،[۴۵۴] گفت: «هرژه به همان شیوهای بر کار من تأثیر گذاشته که والت دیزنی گذاشته است. برای من، هرژه فراتر از یک هنرمند کمیک استریپ بود».[۴۵۵]
هرژه بهخاطر «خلقِ در هنر، یک سند گرافیکی قدرتمند از تاریخ رنجکشیده قرن بیستم» از طریق کارش بر روی تنتن ستوده شده است،[۳۵۸] و دایرةالمعارف جهانی کمیکِ موریس هورن او را کسی میداند که «رنسانس پس از جنگ جهانی دومِ هنر کمیک اروپا را رهبری کرد».[۴۵۶] فیلسوف فرانسوی میشل سر خاطرنشان کرد که بیستوسه کتاب کاملشده تنتن یک «شاهکار» است که «هیچ اثرِ هیچ رماننویس فرانسوی از نظر اهمیت یا عظمت با آن قابل مقایسه نیست.»[۴۵۷]
در سال ۱۹۶۶، شارل دو گل گفت: «میدانید، در نهایت، تنها رقیب بینالمللی من تنتن است! ما آدمهای کوچک هستیم که اجازه نمیدهیم قدرتهای بزرگ ما را بترسانند.»[۴۵۸][غ]
در بازه سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰، یک جاذبه تفریحی به نام «معبد خورشید» در پارک بلژیکی والیبی بلژیک، داستان را از طریق یک قایق نمایشی برای بازدیدکنندگان بازسازی میکرد.[۴۵۹] جاذبه دیگری نیز که از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ فعال بود، ماجرای اسب شاخدار را بازسازی میکرد.[۴۵۹]

در سال ۱۹۹۱، نمونه مینیاتوری از موشک ماهپیمای پروفسور تورنسل که برای این مناسبت «اِرژه-۱» نامگذاری شده بود، از روستای بلژیکی آنری-شاپل پرتاب شد.[۴۶۰] در سال ۱۹۹۸، دانشجویان سال دوم فوقدیپلم کشتیسازی در دبیرستان آریستید-بریان در سن-نزر، نمونهای از زیردریایی اختراع شده توسط پروفسور برای کاوش در لاشه کشتی اسب شاخدار در کتاب گنجهای راکام را طراحی کردند. دانشجویان موسسه خلاقیت صنعتی، آژانس ملی آموزش حرفهای بزرگسالان و همچنین نقاشان کارگاههای کشتیسازی آتلانتیک در این پروژه مشارکت داشتند. این شیء ابتدا در سال بعد در سن-نزر به نمایش گذاشته شد و سپس در چندین نمایشگاه اختصاص یافته به دنیای تنتن در سراسر اروپا حضور یافت و در نهایت به طور دائمی به مجموعههای موزه هرژه در لوون لا نوو پیوست.[۴۶۱]
در سال ۲۰۰۹، در چارچوب «سال کتابهای کمیک در بروکسل»، بازتولید بزرگنمایی شدهای از یک صفحه کتاب هدف کره ماه به طور موقت در میدان گراند پلاس نصب شد. این اثر با ابعاد ۳۲ متر ارتفاع و ۲۱ متر عرض، رکورد «بزرگترین صفحه کمیکبوک جهان» را در آن زمان ثبت کرد.[۴۶۲]
شخصیتهای تنتن گاهی برای رویدادهای عمومی یا فرهنگی به صحنه آورده میشوند؛ مانند پادشاه سیلداوی، موسکار دوازدهم، که در سال ۲۰۰۰ ریاست جشن کاستافیوره را که توسط انجمن «پلیکانهای سیاه» در تئاتر بزرگ بوردو سازماندهی شده بود، بر عهده داشت.[۴۶۳] در سال ۲۰۱۰، در همان شهر، فردی در نقش موسکار دوازدهم در مراسم افتتاحیه اسپلاند پروفسور تورنسل، در کنار شهردار آلن ژوپه سخنرانی کرد.[۴۶۴][۴۶۳] در سال ۲۰۱۲، این پادشاه ساختگی در اولین اجرای سرود ملی سیلداوی که توسط اپرای بوردو ساخته شده بود، حضور یافت.[۴۶۵]

در سال ۲۰۱۵، شرکت هواپیمایی بلژیکی بروکسل ایرلاینز، یک فروند هواپیمای ایرباس ای۳۲۰–۲۰۰ را با نام «راکام» به خدمت گرفت که بر روی بدنه آن، یک کوسه سیاه به طول ۳۷ متر، با الهام از زیردریایی ساخته شده توسط پروفسور تورنسل در کتاب گنجهای راکام، به همراه چهره تنتن نقاشی شده بود.[۴۶۶] این طرح که توسط هنرمند آندره ایزله طراحی شده بود، در کارگاهی در استراوا در جمهوری چک به اجرا درآمد و حدود ۱۵۰۰ ساعت کار نیاز داشت. این هواپیما که با هدف ترویج فرهنگ بلژیک در سطح بینالمللی طراحی شده بود، پرواز آزمایشی خود را در ۱۶ مارس ۲۰۱۵ بین بروکسل و تولوز انجام داد.[۴۶۷] در داخل هواپیما، کتاب این داستان به زبانهای فرانسوی، هلندی و انگلیسی در دسترس مسافران قرار گرفت.[۴۶۸]
در سال ۲۰۱۵، یک مجسمه ۶ متری (۲۰ فوتی) از موشکِ بهتصویرکشیدهشده در هدف کره ماه در فرودگاه بروکسل رونمایی شد.[۴۶۹]
تنتن به نمادی از بلژیک تبدیل شده است و به همین دلیل در مجموعهای از واکنشهای تصویری به حملات مارس ۲۰۱۶ بروکسل مورد استفاده قرار گرفت.[۴۷۰]
در جریان بازیهای یورو ۲۰۲۴، اتحادیه فوتبال سلطنتی بلژیک از پیراهنی الهامگرفته از تنتن برای تیم ملی فوتبال بلژیک رونمایی کرد. این پیراهن آبی آسمانی با یقه و حاشیه سفید همراه با شلوارک قهوهای و جورابهای بلند سفید که یادآور شلوارهای گلف او بود[۴۷۱] و برای بازیهای خارج از خانه تیم در جام ملتهای اروپا ۲۰۲۴ استفاده شد.[۴۷۲]
فهرست کامل مجموعه کتابهای تنتن
[ویرایش]ماجراهای تنتن در مجموع شامل ۲۴ کتاب است که بیست و دو مورد از آنها از ۶۲ صفحه تشکیل شدهاند. تنتن در شوروی شامل ۱۰۸ لوحه است، در حالی که تنتن و هنر الفبا، که با مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳ ناتمام ماند، در دو نسخهی ارائه شده در سالهای ۱۹۸۶ و ۲۰۰۴ بر اساس طرحهای مقدماتی طراح، تنها شامل ۴۲ لوحه است.[۴۷۳]
ماجراهای تنتن شامل چهار داستان دوقسمتی است: سیگارهای فرعون و گل آبی، اسب شاخدار و گنجهای راکام، هفت گوی بلورین و معبد خورشید، هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم. با این حال، میزان استقلال هر کتاب متغیر است: اگرچه معمای مطرح شده در سیگارهای فرعون تنها پس از متلاشی شدن یک باند قاچاق در پایان گل آبی حل میشود، اما تنوع مکانهای بازدید شده و غنای مستند بیشترِ کتاب دوم، این دو ماجراجویی را از هم جدا میکند.[۴۷۳] در مقابل، سایر داستانهای دوقسمتی از همان ابتدا به عنوان یک داستان واحد و یکسان طراحی شدهاند.[۴۷۴]
در ادامه، بیست و چهار داستان مصور ماجراهای تنتن که بهصورت رسمی پذیرفته شدهاند، همراه با عناوین فارسی آنها آمده است. تاریخهای انتشار مربوط به نسخههای اصلی به زبان فرانسوی است.
| شماره ترتیبی کتابها | عنوان فارسی | سال انتشار داستانهای دنبالهدار | کتاب اصلی (سیاهوسفید) | کتاب (رنگی) | توضیح |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | تنتن در شوروی | ۱۹۲۹–۱۹۳۰ | ۱۹۳۰ | ۲۰۱۷ | هرژه تا سال ۱۹۷۳ از انتشار دوبارهٔ این کتاب جلوگیری کرد. این اثر در سال ۲۰۱۷ در نسخهای رنگی در دسترس قرار گرفت. |
| ۲ | تنتن در کنگو | ۱۹۳۰–۱۹۳۱ | ۱۹۳۱ | ۱۹۴۶ | هرژه این اثر را بهصورت رنگی و در قالب ثابت ۶۲ صفحهای بازنشر کرد. کتاب ۱۰ نخستین اثری بود که از ابتدا بهصورت رنگی منتشر شد. |
| ۳ | تنتن در آمریکا | ۱۹۳۱–۱۹۳۲ | ۱۹۳۲ | ۱۹۴۵ | |
| ۴ | سیگارهای فرعون | ۱۹۳۲–۱۹۳۴ | ۱۹۳۴ | ۱۹۵۵ | |
| ۵ | گل آبی | ۱۹۳۴–۱۹۳۵ | ۱۹۳۶ | ۱۹۴۶ | |
| ۶ | گوش شکسته | ۱۹۳۵–۱۹۳۷ | ۱۹۳۷ | ۱۹۴۳ | |
| ۷ | جزیره سیاه | ۱۹۳۷–۱۹۳۸ | ۱۹۳۸ | ۱۹۴۳، ۱۹۶۶ | |
| ۸ | عصای اسرارآمیز | ۱۹۳۸–۱۹۳۹ | ۱۹۳۹ | ۱۹۴۷ | |
| ۹ | خرچنگ پنجهطلایی | ۱۹۴۰–۱۹۴۱ | ۱۹۴۱ | ۱۹۴۳ | |
| ۱۰ | ستاره اسرارآمیز | ۱۹۴۱–۱۹۴۲ | ۱۹۴۲ | ||
| ۱۱ | اسب شاخدار | ۱۹۴۲–۱۹۴۳ | ۱۹۴۳ | کتابهای ۱۱ تا ۱۵ دورهای میانی در کار هرژه را شکل میدهند که با جنگ در بلژیک و تغییر همکاران مشخص میشود. | |
| ۱۲ | گنجهای راکام | ۱۹۴۳ | ۱۹۴۴ | ||
| ۱۳ | هفت گوی بلورین | ۱۹۴۳–۱۹۴۶ | ۱۹۴۸ | ||
| ۱۴ | معبد خورشید | ۱۹۴۶–۱۹۴۸ | ۱۹۴۹ | ||
| ۱۵ | تنتن در سرزمین طلای سیاه | ۱۹۳۹-۱۹۴۰[ف] ۱۹۴۸–۱۹۵۰ | ۱۹۵۰، ۱۹۷۱ | ||
| ۱۶ | هدف کره ماه | ۱۹۵۰–۱۹۵۲ | ۱۹۵۳ | کتابهای ۱۶ تا ۲۳ (و نسخههای بازنگریشدهٔ کتابهای ۴، ۷ و ۱۵) از ساختههای استودیو هرژه هستند. | |
| ۱۷ | روی ماه قدم گذاشتیم | ۱۹۵۲–۱۹۵۳ | ۱۹۵۴ | ||
| ۱۸ | ماجرای تورنسل | ۱۹۵۴–۱۹۵۶ | ۱۹۵۶ | ||
| ۱۹ | انبار زغالسنگ | ۱۹۵۶–۱۹۵۸ | ۱۹۵۸ | ||
| ۲۰ | تنتن در تبت | ۱۹۵۸–۱۹۵۹ | ۱۹۶۰ | ||
| ۲۱ | جواهرات کاستافیوره | ۱۹۶۱–۱۹۶۲ | ۱۹۶۳ | ||
| ۲۲ | پرواز شماره ۷۱۴ | ۱۹۶۶–۱۹۶۷ | ۱۹۶۸ | ||
| ۲۳ | تنتن و پیکاروها | ۱۹۷۵–۱۹۷۶ | ۱۹۷۶ | ||
| ۲۴ | تنتن و هنر الفبا | ۱۹۸۶ | ۲۰۰۴ | کتاب ناتمام هرژه که پس از مرگ او منتشر شد. |
موارد زیر کتابهای دوتایی با خط داستانی پیوسته هستند؛ یعنی کتاب دوم دنبالهٔ داستان کتاب قبلی است:
- سیگارهای فرعون (شمارهٔ ۴) و گل آبی (شمارهٔ ۵)
- اسب شاخدار (شمارهٔ ۱۱) و گنجهای راکام (شمارهٔ ۱۲)
- هفت گوی بلورین (شمارهٔ ۱۳) و معبد خورشید (شمارهٔ ۱۴)
- هدف کره ماه (شمارهٔ ۱۶) و روی ماه قدم گذاشتیم (شمارهٔ ۱۷)
هرژه تلاش کرد روی ترموزرو (۱۹۵۸) کار کند، اما سپس آن را کنار گذاشت. خارج از مجموعهٔ تنتن، یک کتاب کمیک ۴۸ صفحهای که تحت نظارت هرژه (اما نه به قلم او) تهیه شده بود، با عنوان تنتن و دریاچه کوسهها، در سال ۱۹۷۲ منتشر شد؛ این اثر بر اساس فیلم تنتن و دریاچه کوسهها ساخته شده بود.
تاریخچه انتشارات
[ویرایش]انتشار به صورت دنبالهدار در مطبوعات
[ویرایش]
تمامی ماجراهای تنتن پیش از آنکه به صورت کتاب منتشر شوند، دورهای از پیشانتشار در مطبوعات را پشت سر گذاشتهاند، به استثنای آخرین داستان یعنی تنتن و هنر الفبا که با مرگ هرژه ناتمام ماند. این سری در سال ۱۹۲۹ در لو پتی ونتیم، ضمیمه هفتگی جوانانِ روزنامه کاتولیک، ملیگرا و محافظهکار بلژیکی لو ونتیم سیکل خلق شد[۴۷۵][۴۷۶] و تمامی داستانهای نوشته شده پیش از جنگ جهانی دوم در همین مجله منتشر شدند. تهاجم نیروهای آلمانی به بلژیک در مه ۱۹۴۰، انتشار روزنامه و در نتیجه، انتشار داستان در حال جریان یعنی تنتن در سرزمین طلای سیاه را متوقف کرد.[۴۷۷][۴۷۳]
در اکتبر ۱۹۴۰، هرژه فعالیتهای خود را در لو سوآر با داستان خرچنگ پنجهطلایی از سر گرفت؛ روزنامهای که تیراژ آن نزدیک به بیست برابر بیشتر از لو پتی ونتیم بود.[k ۱۹] داستان ابتدا به صورت هفتگی در یک ضمیمه به نام لو سوآر-ژونس و سپس از سپتامبر ۱۹۴۱ به صورت روزانه در لو سوآر به چاپ رسید.[p ۲۹] این روزنامه ماجراهای بعدی را تا زمان تعلیقش در سپتامبر ۱۹۴۴، پس از ورود ارتشهای متفقین به بروکسل، منتشر کرد. انتشار داستان در حال جریان، یعنی هفت گوی بلورین، در طول دو سال بعد از آن نتوانست ادامه یابد؛ چرا که هرژه، مانند دیگر روزنامهنگارانی که در دوران اشغال فعالیت کرده بودند، از ادامه فعالیت حرفهای خود منع شده بود.[۴۷۸] این انتشار تنها در سپتامبر ۱۹۴۶ در اولین شماره مجله تنتن، هفتهنامه جدیدی که توسط ریموند لبلان تأسیس شده بود، از سر گرفته شد.[k ۲۰]
در همین مجله بود که ماجراها تا زمان مرگ طراح منتشر میشدند.[۴۷۳]
ماجراهای مختلف همچنین در روزنامهها و مجلات سراسر جهان منتشر شدند. پیش از جنگ جهانی دوم، ابتدا در فرانسه و در هفتهنامه کُر وایان بود که بازنشر این سری از سال ۱۹۳۰ آغاز شد،[k ۷] و سپس در سوئیس از سال ۱۹۳۲ در لکو ایلوستره ادامه یافت.[k ۸][۴۷۹] در سال ۱۹۳۶، روزنامه پرتغالی او پاپاگایو اولین ترجمه و اولین رنگآمیزی را به تنتن هدیه داد.[k ۲۱]
در سال ۱۹۴۰، قهرمان هرژه از طریق انتشار منظم در روزنامه فلامان «هت لاتسته نیوز» وارد مطبوعات هلندیزبان بلژیک شد،[k ۲۲] پیش از آنکه از دهه ۱۹۵۰ به بعد، انتشار گسترده و موفقیتی بینالمللی را تجربه کند. ماجراهای تنتن از سال ۱۹۴۸ در کشورهای نوردیک منتشر شدند[k ۲۳] و در همین دوره است که اولین کتابها به زبانهای خارجی نیز توسعه مییابند تا در دهه ۲۰۱۰ به بیش از ۱۰۰ ترجمه، از جمله بسیاری از گویشها یا زبانهای منطقهای، برسند.
ویرایشها در قالب کتابهای مصور
[ویرایش]پس از انتشار به صورت دنبالهدار، ماجراهای تنتن توسط ناشر بلژیکی کسترمن در قالب کتاب منتشر میشوند، به استثنای سه مورد اول که توسط لو پتی ونتیم منتشر شدند.[a ۴۲][p ۳۰] نه ماجرای اول در ابتدا به صورت سیاه و سفید تجاریسازی شدند. در سال ۱۹۴۲، ستاره اسرارآمیز اولین داستانی است که مستقیماً به صورت رنگی منتشر شد، پیش از آنکه هرژه به درخواست ناشر خود، کار طولانی رنگآمیزی داستانهای نخستینش را آغاز کند.[۴۷۳] تنها تنتن در شوروی، که نسخه رنگی آن تازه در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، از این کارِ بازنگری جان سالم به در برد.[۴۸۰]
رنگآمیزی به مؤلف این امکان را داد تا روتوشهایی را اعمال کند که هدف آنها، در بیشتر موارد، پاک کردن برخی خطاها یا تقریبها بود، مانند جزیره سیاه که دارای سه نسخه است؛ اما برای هرژه موضوعِ ارائه داستانی از نظر سیاسی خنثیتر نیز مطرح بود: این مورد برای ستاره اسرارآمیز، که میتوانست به عنوان اثری یهودستیزانه تفسیر شود، و تنتن در سرزمین طلای سیاه که سناریوی آن به شدت بازنویسی شد، صدق میکند.[۴۸۱]
ترجمهها
[ویرایش]مرور کلی
[ویرایش]تا زمان جنگ جهانی دوم، کتابهای تنتن منحصراً به زبان فرانسوی منتشر میشدند، اما در سال ۱۹۴۶، نخستین ترجمه به زبان هلندی توسط کسترمن برای مخاطبان فلامانزبان بلژیک و همچنین هلند ارائه شد.[۴۸۲] گوش شکسته، جزیره سیاه و اسب شاخدار نخستین ماجراهای مشمول این اقدام بودند. بین سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۴۷، تمام کتابهای رنگی که پیشتر به زبان فرانسوی منتشر شده بودند، چاپ شدند و از آن تاریخ به بعد، تمامی کتابهای جدید بهطور همزمان به دو زبان فرانسوی و هلندی منتشر میشوند.[۵۵] در سال ۱۹۵۲، کتابها به زبانهای آلمانی، انگلیسی و اسپانیایی ترجمه شدند که با داستان دوقسمتیِ متشکل از اسب شاخدار و گنجهای راکام آغاز شد.[۴۸۲] این نسخهها با موفقیت کمی روبرو شدند و تنها ترجمههای آلمانی ادامه یافتند که تا سال ۱۹۶۳ به مجموع دوازده عنوان رسید.[۵۵]
از اواخر دهه ۱۹۵۰، کسترمن قراردادهایی را با چندین شریک خارجی امضا کرد: در سال ۱۹۵۸، انتشارات مثوئن چندین کتاب را در بریتانیا و همچنین انتشارات خوبِنتود در اسپانیا منتشر کردند. سال بعد، گلدن پرس چندین عنوان را در ایالات متحده آمریکا عرضه کرد؛ سپس از سال ۱۹۶۰، ماجراهای تنتن در سوئد توسط شرکت بونیر فورلاگ و در دانمارک توسط ایلوستریشن فورلاگ پخش شد. در سال ۱۹۶۱، شرکت وِاساواِی پخش در فنلاند را بر عهده گرفت و انتشارات فلامبویان همین کار را در برزیل انجام داد.[۵۵] موفقیت این ترجمهها هنوز نسبی بود، به طوری که برخی ناشران به سرعت تولید خود را متوقف کردند.[۵۵]
از اواخر دهه ۱۹۶۰ است که پخش بینالمللی ماجراهای تنتن اوج میگیرد: ترجمههای جدیدی به زبانهای ایتالیایی، یونانی و نروژی، و همچنین به عربی (مصر و لبنان)، آفریکانس، مالایی، اندونزیایی، فارسی و حتی عبری منتشر میشوند.[۵۵] از آن پس، ترجمهها رو به فزونی نهاد، از جمله به زبانهای منطقهای؛ با ترجمههایی به زبان باسکی[۴۸۳] و برتون[۴۸۴] در دهه ۱۹۷۰، و سپس ترجمه جواهرات کاستافیوره به گویش پیکار تورنه در سال ۱۹۸۰.[۵۵] بیشتر این ترجمهها توسط انجمنهای فرهنگی انجام میشوند که تأمین مالی و تبلیغ کتاب را با موافقت کسترمن بر عهده میگیرند.[۴۸۵]
به همین ترتیب، نام شخصیتها و همچنین دشنامهای کاپیتان هادوک، هم به دلایل فرهنگی و هم برای حفظ جنبه طنز برخی نامها، بر اساس زبانها ترجمه یا انطباق داده میشوند.[۴۸۶] در سال ۲۰۰۱، ترجمه تنتن در تبت به زبان ماندارین باعث بروز یک جنجال شد: عنوان انتخاب شده توسط ناشر، «تنتن در تبتِ چین»، اعتراضات شدید فنی فلامینک را برانگیخت که تهدید کرد تمام همکاریها با ناشر چینی را قطع خواهد کرد.[۴۸۷] پیش از آنکه کتاب در نهایت از چرخه توزیع خارج شده[۴۸۸] و با عنوان اصلی خود بازنشر شود،[۴۸۹] تعداد ۱۰٬۰۰۰ نسخه از آن چاپ شده بود.
در سال ۲۰۱۴، مرز ۱۰۰ ترجمه پشت سر گذاشته شد؛[۴۸۵] رقمی که با بیش از ۱۲۰ زبان و گویش در سال ۲۰۱۹، در حال افزایش مداوم است.[۲۹۸] با این حال، تعداد ترجمهها باید با احتیاط سنجیده شود: از یک سو، اینکه کتابی در زمانی معین ترجمه شده باشد به این معنا نیست که آن ویرایش سالها بعد همچنان در دسترس باشد؛ از سوی دیگر، تمام کتابها به همه زبانها ترجمه نشدهاند.[۲۹۷] علاوه بر این، در سال ۲۰۲۰، هرژه در رتبه هشتم میان نویسندگان فرانسویزبان با بیشترین تعداد ترجمه در جهان قرار گرفت.[۲۹۷]
بریتانیایی
[ویرایش]تنتن نخستینبار در سال ۱۹۵۱ با داستان عصای اسرارآمیز در کمیک هفتگی کودکان بریتانیایی ایگل به زبان انگلیسی منتشر شد.[ق][۴۹۰] این ترجمه با همکاری شرکت کسترمن، ناشر اصلی آثار تنتن، انجام گرفت و با معرفی تنتن بهعنوان «پسری فرانسوی» آغاز میشد. نام سگ تنتن هم همان نام اصلی فرانسویاش، میلو، بود.[۴۹۱]
فرایند ترجمهٔ تنتن به انگلیسی بریتانیایی سپس در سال ۱۹۵۸ به سفارش انتشارات مثوئن، ناشر بریتانیایی هرژه، آغاز شد. این کار پروژهای مشترک بود که لزلی لانزدیل-کوپر و مایکل ترنر[۴۹۲] مدیریت آن را بر عهده داشتند و برای دستیابی به ترجمهای هرچه وفادارتر به اثر اصلی، همکاری نزدیکی با هرژه داشتند.[۴۹۳] بهدلیلِ بخشی از حجم بالای بازیهای زبانیِ خاص در این مجموعه ــ بهویژه شوخیهایی که بر کمشنواییِ نسبیِ پروفسور تورنسل تکیه داشت ــ هرگز قصد ترجمهٔ تحتاللفظی وجود نداشت؛ در عوض، هدف این بود که اثری ساخته شود که اصطلاحات و شوخیهایش بهخودیِ خود ارزشمند و در زبان انگلیسی ملموس و قابل فهم باشد. با وجود آزادی عملی که هرژه به این دو داده بود، آنها پیوسته با متن اصلی کار میکردند و برای درک مقاصد هرژه، بهطور منظم از او کمک میخواستند.[۴۹۳]
ترجمههای بریتانیایی همچنین برای جلب نظر مخاطبان، با آداب و ارزشهای بریتانیایی سازگار شدند. برای نمونه، نام فرانسوی میلو بهتشخیص مترجمان به «اسنویی» تغییر نام داد. کاخ مولینسار کاپیتان هادوک نیز به «مارلیناسپایک هال» تغییر نام یافت.[۴۹۴]
وقتی نوبت به ترجمهٔ جزیرهٔ سیاه رسید ــ که داستان آن در بریتانیای کبیر میگذرد ــ از این فرصت برای بازطراحیِ کاملِ کتاب استفاده شد. مثوئن به این نتیجه رسیده بود که کتاب، بریتانیای کبیر را بهاندازهٔ کافی دقیق به تصویر نکشیده و فهرستی از ۱۳۱ خطای جزئی تهیه کرده بود که باید اصلاح میشد؛ از جمله اطمینان از اینکه پلیس بریتانیا مسلح نباشد و صحنههای مربوط به مناطق روستایی بریتانیا برای خوانندگان بریتانیایی پذیرفتنی باشد.[۴۹۳] کتابِ حاصلِ سال ۱۹۶۶، نسخهای است که بهطور چشمگیری بهروزرسانی و بازطراحی شده و امروزه رایجترین نسخهٔ در دسترس به شمار میآید.[۴۹۵] از اوایل قرن بیستویکم، گروه اگمونت کتابهای تنتن را در بریتانیا و دیگر کشورها منتشر میکند.[۴۹۶]
آمریکایی
[ویرایش]کتابهای تنتن در ایالات متحده محبوبیتی نسبتاً محدود داشتهاند.[۴۹۷]
این آثار نخستینبار در دههٔ ۱۹۵۰ برای بازار انگلیسی آمریکایی توسط شرکت گلدن بوکز، شاخهای از شرکت نشر وسترن پابلیشینگ، ترجمه شدند. کتابها از فرانسوی به انگلیسی آمریکایی ترجمه شدند، اما برخی قابهای تصویری ــ بهجز حبابهای گفتار ــ خالی گذاشته شد. این کار برای حذف محتوایی انجام گرفت که برای کودکان نامناسب تلقی میشد، مانند مستی و اختلاط آزاد نژادها.[۴۹۸] این کتاب ها محبوب نشدند و تنها شش عنوان، آن هم بدون ترتیب، منتشر شد.[۴۹۹] بعدها هرژه بخشهای حذفشدهٔ این کتابهای ویرایششده را بازطراحی کرد تا پذیرفتنیتر باشند و امروزه نسخههای منتشرشده در سراسر جهان به همین شکلاند.[۴۹۹]
از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۹، چیلدرنز دایجست هر ماه بخشهایی از ماجراهای تنتن را منتشر میکرد. این انتشارهای دنبالهدار به افزایش محبوبیت تنتن کمک کرد و او را به هزاران خوانندهٔ جدید در ایالات متحده آمریکا معرفی نمود.[ک][۴۹۹]
از دههٔ ۱۹۷۰، انتشارات آتلانتیک مانثلی پرس با همکاری لیتل، براون اند کمپانی داستانها را بر پایهٔ ترجمههای بریتانیایی دوباره منتشر کرد. تغییراتی در واژگانی که برای مخاطبان آمریکایی ناآشنا بود اعمال شد (مانند gaol ، tyre، saloon و spanner). از اوایل قرن بیستویکم، لیتل، براون اند کمپانی (متعلق به هاچت بوک گروپ آمریکا) همچنان ناشر کتابهای تنتن در ایالات متحده آمریکا است.[۵۰۰]
فارسی
[ویرایش]با آنکه داستانهای مصور به زبان فارسی تا دههٔ ۱۳۴۰ شمسی رایج نبودند؛ اما نخستین داستان تنتن در مهر ۱۳۳۶ در مجلهٔ «اطلاعات کودکان» منتشر شد. عنوان اصلی داستانی که برای چاپ انتخاب شده بود از تنتن در کنگو به «مسافرت بهروز به آفریقا» تغییر کرد. تغییر نام شخصیتها و ایرانی کردن اسامی، شیوهای رایج در نشریههای آن دوران، از جمله «اطلاعات کودکان» بود تا کودکان و نوجوانان ایرانی ارتباط بهتری با شخصیتهای داستان پیدا کنند. به همین سبب «تنتن» به «بهروز»، «میلو» به «پاپی»، «کوکو» به «کاکا»، «آل کاپون» به «آقای قپونچی»، «موگانگا» (جادوگر قبیله) به «بامبوبی»، «قبیلهٔ بابااوروم» به «قبیلهٔ بابالامپا»، «قبیلهٔ مهاتوو» به «قبیلهٔ قاقالیلی» و غیره تغییر یافت.
در سال ۱۳۵۰ خورشیدی انتشارت یونیورسال، توسط «آلفرد آیسه» و «ماردیک سیرونی بوغوسیان» بنیان نهاده شد و این شرکت نشر، با مجوز رسمی ناشر اصلی در ایران اقدام به ترجمه و چاپ داستان مصور و تمام رنگی از ماجراهای تنتن و میلو کرد. نخستین کتابهای تنتن که در سال ۱۳۵۰ توسط این شرکت چاپ شدند عبارتاند از هدف کره ماه و جزیره سیاه. این کتابها در قطع بزرگ و ظاهری جذاب با استقبال کودکان و نوجوانان مواجه شدند. جذابیت داستانها و ترجمهٔ روانِ خسرو سمیعی و پخش همزمان پویانماییهای تنتن از تلویزیون، کافی بود تا ناشر طی سالهای بعد، کتابهای دیگری از مجموعه ماجراهای تنتن و میلو را روانهٔ بازار ایران گرداند. انتشارات یونیورسال تا سال ۱۳۵۶ خورشیدی، ۱۳ عنوان از ماجراهای تنتن و میلو را به چاپ رساند.[۵۰۱] پس از انقلاب انتشارات یونیورسال چاپ کتابها را متوقف کرد و این کار برای مدتی توسط سایر ناشرین از جمله انتشارات ونوس، اورانوس و ارغوان (با مترجمی واحد به نام مستعار «اسمردیس») ادامه یافت. چند سال بعد از انقلاب ۱۳۵۷، چاپ و پخش ماجراهای تنتن و میلو متوقف شد.
در سال ۱۳۷۹، «انتشارات تاریخ و فرهنگ» و در ادامه «انتشارات رایحه اندیشه»، با تغییرات فراوانی در متن اصلی و داستان، اقدام به چاپ متوالی تمام عناوین مجموعه ماجراهای تنتن و میلو (از تنتن در شوروی تا تنتن و هنر الفبا) نمود که در گفتار دارای تغییراتی میباشند. کیفیت چاپ تصاویر این مجموعه به نسبت بهتر از نسخههای انتشارات ونوس بود. این ترجمهها همواره کلمه نوشیدنی الکلی که کاپیتان هادوک مصرف میکند سانسور شده و در متون با کلماتی چون «نوشابه» جایگزین شده است.[۵۰۱]
تنها در نسخه فارسی پرواز شماره ۷۱۴ از ماجراهای تنتن و میلو است که به نام تهران اشاره شده و آن هم جایی است که گفته میشود که کمکخلبان هواپیمای لازلو کاریداس، میلیاردر خسیس داستان، در تهران پایش شکسته و کمکخلبان تازهای جانشین او شده است. یک بار دیگر هم در کتاب گوش شکسته در یک تکه از روزنامه، نامی از خلیج فارس برده شده است.
دیجیتال
[ویرایش]اپلیکیشن رسمی تنتنِ بنیاد هرژه، در اپ استور اپل که همزمان با انتشار نسخهٔ دیجیتال تنتن در کنگو در ۵ ژوئن ۲۰۱۵ عرضه شد، شامل ترجمههای کاملاً جدید انگلیسی است که توسط روزنامهنگار، نویسنده و کارشناس تنتن، مایکل فار، انجام شدهاند.[۵۰۲]
حروفگذاری و نویسهنگاری
[ویرایش]کتابهای انگلیسیزبان ماجراهای تنتن در آغاز با حروفگذاریِ دستنویسی منتشر میشدند که توسط طراحی به نام، نیل هایسلاپ، طراحی شده بود.[۵۰۳] خرچنگ پنجهطلایی در سال ۱۹۵۸ نخستین اثری بود که با طراحی حروف توسط هایسلاپ منتشر شد. به هایسلاپ نسخههایی از آثار هرژه داده میشد که حبابهای گفتارشان خالی بود.[۵۰۳] او متن انگلیسی را بر روی مادهای شبیه سلفونِ شفاف مینوشت و میکوشید آن را درون حبابهای گفتار اصلی جا دهد.[۵۰۳] گاهی اگر متن ترجمهشده جا نمیشد، لازم بود اندازهٔ حبابها تغییر کند.[۵۰۳] در اوایل دههٔ ۲۰۰۰، ناشران انگلیسی تنتن، گروه اگمونت، انتشار کتابهایی با تایپوگرافی دستنویس هایسلاپ را متوقف کردند و بهجای آن، کتابهایی با متنِ ساختهشده با فونتهای دیجیتال منتشر نمودند. این تغییر به ابتکار کسترمن ناشر اصلی و مدیران میراث هرژه در بنیاد هرژه انجام شد که تصمیم گرفتند حروفنگاریِ دستنویسِ بومیشده را با یک فونت رایانهای واحد برای همهٔ عناوین تنتن در سراسر جهان جایگزین کنند[۵۰۴]
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ هرژه خود هرگز از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک طراحیاش استفاده نکرد. کارتونیست یوست سوارته نخستینبار در سال ۱۹۷۷ این اصطلاح را بهکار برد.[۴]
- ↑ Le Blé qui lève
- ↑ Le Boy-Scout
- ↑ Le Boy-Scout belge
- ↑ در زمان انتشار لو پتی ونتیم هرژه تنها نویسندهی دائمی آن بود.[۱۰]
- ↑ L'Écho illustré
- ↑ رمانتیک روریتانیا (Ruritanian romance) یک زیرژانر در ادبیات داستانی و ماجراجویانه است که ویژگیهای اصلی آن به شرح زیر است: (۱) داستان در کشورهای کوچک و خیالی (معمولاً در اروپای مرکزی یا شرقی) رخ میدهد. (۲) این داستانها معمولاً حول محور خاندانهای سلطنتی، توطئههای درباری، کودتاها، سوءقصد به پادشاه و نبردهای جاسوسی میچرخند. (۳) برخلاف داستانهای جاسوسی مدرن که تلخ و واقعگرایانه هستند، در این ژانر فضایی پر زرق و برق، افتخارآمیز و شوالیهوار حاکم است.
نام این ژانر از کشور خیالی روریتانیا گرفته شده است؛ کشوری خیالی در اروپای مرکزی که آنتونی هوپ در رمان مشهور خود به نام زندانی زندا (۱۸۹۴) خلق کرد. هرژه با استفاده از این سبک در کتاب عصای اسرارآمیز، توانست بدون نام بردن مستقیم از کشورهای واقعی، فضای سیاسی پرتنش اروپا در آستانه جنگ جهانی دوم را به تصویر بکشد. - ↑ Het Laatste Nieuws
- ↑ روزنامه در روزهای پس از آغاز اشغال بلژیک توسط آلمان، برخلاف میل صاحبانش یعنی خانواده روسل، مجدداً راهاندازی شد. از همین رو، به آن لقب «لو سوآرِ غصبشده» (Le Soir volé) دادهاند.
- ↑ فرانتس نیکلائوس ریکلین (۱۹۰۹-۱۹۶۹) فرزند فرانتس ریکلین (۱۸۷۸-۱۹۳۸) است؛ او خود نیز روانپزشک بود و با کارل گوستاو یونگ در زمینه روش تداعی کلمات همکاری کرده بود.[۶۲]
- ↑ آنها با این حال از همان قاب اولِ تنتن در کنگو حضور دارند، اما تنها در زمان رنگآمیزی این ماجرا بود که هرژه آنها را وارد طراحی کرد؛ یعنی در جایگاه همان دو کارمند راهآهنی که در نسخه اصلی، شاهد عزیمت تنتن بودند.[۹۸]
- ↑ مسابقات لوپن (Concours Lépine) یک مسابقهٔ بسیار مشهور و قدیمی در فرانسه برای مخترعان آماتور است و مخترعانی که وسایل کوچک و کاربردی برای زندگی روزمره میسازند (مثل دربازکنهای خاص یا ابزارهای باغبانی) در آن شرکت میکنند. تورنسل در ابتدا (در کتاب گنجهای راکام) فقط مخترع وسایل ساده و خانگی مثل «ماشین برسزنی لباس» یا «تختخواب تاشو» بود.
- ↑ به عنوان نمونه، سمی که در سیگارهای فرعون مردم را دیوانه میکند، مایع مقدس مشتق شده از کوکائین در هفت گوی بلورین، افزودنی انفجاری در بنزین در تنتن در سرزمین طلای سیاه که بعدها اثرات منفی آن بر رشد موهای دوپونت و دوپونط در روی ماه قدم گذاشتیم رخ میدهد، سرم راستگویی در پرواز شماره ۷۱۴ یا دارویی که الکل را غیرقابل نوشیدن میکند در تنتن و پیکاروها.
- ↑ بیگوتودوها (Bigotudos) واژهای است که هرژه خودش ساخته بود. این اصطلاح به گروهی از شخصیتها با سبیلهای بزرگ و اغراقآمیز در آثار او اشاره دارد، بهویژه مردانی که ظاهری رسمی، نظامی یا اقتدارگرا دارند. چهرههایی معمولاً سبیلو، جدی، محافظهکار یا قدرتطلب که در دنیای تنتن بارها تکرار میشوند (مثلاً برخی افسران، سیاستمداران یا مقامات). خود واژه از bigote (بهمعنای متعصب یا خشکاندیش) الهام گرفته و با پسوندی طنزآمیز ساخته شده است؛ بنابراین بیگوتودوها بیشتر یک برچسب تحلیلی و شوخطبعانه است، نه نام یک قوم یا گروه واقعی
- ↑ "Mes chers amis, je vais vous parler aujourd'hui de votre patrie: La Belgique.
- ↑ «حیوانات مرده» اشاره دارد به مد بودن شکار حیوانات بزرگ در زمان انتشار اولیهٔ اثر.
- ↑ واژه «bollewinkel» در لغت به معنای «شکلاتفروشی» است؛ اصطلاحی رایج در گویش بروکسلی برای اشاره به مغازههایی که کودکان پس از تعطیلی مدرسه برای خرید به آنها مراجعه میکنند.[۱۹۳]
- ↑ Hergé Genootschap
- ↑ در کل، دو مجموعه ساخته شد.
مجموعهٔ ۱: دو کتاب، در قالب دوازده قسمت، بهصورت سیاهوسفید اقتباس شدند تا تواناییهای استودیو سنجیده شود؛ اینها در واقع وفادار به کتابهای اصلی بودند.
مجموعهٔ ۲: هشت کتاب، در قالب ۹۱ قسمت، بهصورت رنگی اقتباس شدند؛ اینها اغلب به کتابهای اصلی وفادار نبودند. کیفیت انیمیشن این مجموعه بسیار محدود بود.[۳۱۸] - ↑ این مجموعه در سه فصل پخش شد که هر فصل شامل ۱۳ قسمت بود؛ ۲۱ داستان معمولاً در قالب بخشهای دو قسمتی ارائه میشدند.
- ↑ سری تمبرهای «تنتن بر پرده نمایش» شامل برنامههای تلویزیونی تنتن و چهار مورد از پنج اقتباس سینمایی تنتن است (فیلم تنتن و دریاچه کوسهها در این مجموعه حذف شده است).
- ↑ "Au fond, vous savez, mon seul rival international c'est Tintin! Nous sommes les petits qui ne se laissent pas avoir par les grands."
این جمله را شارل دو گل، بنا به گفتهٔ وزیر امور فرهنگیاش آندره مالرو بیان کرده است. دو گل بهتازگی همهٔ پایگاههای هوایی ناتو را از فرانسه ممنوع کرده بود؛ «قدرتهای بزرگ» به ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی اشاره داشتند. دو گل سپس افزود: "On ne s'en apperçoit pas, à cause de ma taille" که یعنی: «کسی متوجه این شباهت نمیشود، به خاطر قد و قامت من.»[۴۵۸] - ↑ پیشانتشار اصلی این اثر در روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل میان ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۹ و ۸ مهٔ ۱۹۴۰ انجام شد و سپس بهدلیل تعطیلی روزنامه در پی اشغال آلمان متوقف گردید.
- ↑ تنتن نخستینبار در مجلۀ ایگل، جلد ۲، شمارهٔ ۱۷ (۳ اوت) ظاهر شد و بهصورت بخشهای هفتگی در نیمهٔ پایینی صفحهٔ مرکزی، زیرِ نقاشیهای برشی، منتشر میشد؛ این روند تا جلد ۳، شمارهٔ ۴ (۲ مهٔ ۱۹۵۲) ادامه یافت.
- ↑ در آن زمان، نشریهٔ چیلدرنز دایجست تیراژی در حدود ۷۰۰٬۰۰۰ نسخه در ماه داشت.
پانویسها
[ویرایش]- Pierre Assouline, Hergé, 1996 :
- 1 2 Assouline 1996, p. 41.
- 1 2 Assouline 1996, p. 52.
- 1 2 Assouline 1996, p. 68-69.
- ↑ Assouline 1996, p. 76-77.
- ↑ Assouline 1996, p. 92.
- ↑ Assouline 1996, p. 123.
- ↑ Assouline 1996, p. 128.
- ↑ Assouline 1996, p. 211-214.
- ↑ Assouline 1996, p. 230.
- ↑ Assouline 1996, p. 328.
- 1 2 3 Assouline 1996, p. 241-242.
- ↑ Assouline 1996, p. 249.
- ↑ Assouline 1996, p. 266.
- ↑ Assouline 1996, p. 279.
- ↑ Assouline 1996, p. 323-324.
- ↑ Assouline 1996, p. 336.
- ↑ Assouline 1996, p. 356, 372-373.
- ↑ Assouline 1996, p. 413.
- ↑ Assouline 1996, p. 397-398, 414.
- ↑ Assouline 1996, p. 387.
- ↑ Assouline 1996, p. 444-445, 454.
- 1 2 Assouline 1996, p. 505-506.
- ↑ Assouline 1996, p. 606.
- ↑ Assouline 1996, p. 515.
- ↑ Assouline 1996, p. 523.
- ↑ Assouline 1996, p. 558.
- 1 2 Assouline 1996, p. 557-559.
- ↑ Assouline 1996, p. 576-577.
- ↑ Assouline 1996, p. 600.
- ↑ Assouline 1996, p. 590.
- ↑ Assouline 1996, p. 597.
- ↑ Assouline 1996, p. 612-617.
- 1 2 Assouline 1996, p. 692-693.
- ↑ Assouline 1996, p. 734.
- 1 2 Assouline 1996, p. 62-64.
- 1 2 Assouline 1996, p. 65.
- 1 2 3 Assouline 1996, p. 249-253.
- ↑ Assouline 1996, p. 306.
- ↑ Assouline 1996, p. 574.
- ↑ Assouline 1996, p. 322.
- ↑ Assouline 1996, p. 693-694.
- ↑ Assouline 1996, p. 123-124.
- Geoffroy Kursner, Hergé et la presse, 2021 :
- ↑ Kursner 2021, p. 11-12.
- ↑ Kursner 2021, p. 12-14.
- ↑ Kursner 2021, p. 16-17.
- ↑ Kursner 2021, p. 20.
- 1 2 Kursner 2021, p. 21-22.
- 1 2 3 4 Kursner 2021, p. 24-25.
- 1 2 Kursner 2021, p. 42-43.
- 1 2 Kursner 2021, p. 52-53.
- ↑ Kursner 2021, p. 76-79.
- ↑ Kursner 2021, p. 29.
- ↑ Kursner 2021, p. 31-32.
- 1 2 Kursner 2021, p. 33-35.
- ↑ Kursner 2021, p. 39.
- 1 2 3 4 Kursner 2021, p. 269-271.
- 1 2 Kursner 2021, p. 271-274.
- 1 2 Kursner 2021, p. 274-276.
- ↑ Kursner 2021, p. 276-278.
- ↑ Kursner 2021, p. 278-280.
- ↑ Kursner 2021, p. 72-74.
- ↑ Kursner 2021, p. 108-110.
- ↑ Kursner 2021, p. 57-60.
- ↑ Kursner 2021, p. 96-99.
- ↑ Kursner, 2021 & 128-130.
- Benoît Peeters, Hergé, fils de Tintin, 2006 :
- ↑ Peeters 2006, p. 54.
- ↑ Peeters 2006, p. 65.
- ↑ Peeters 2006, p. 73-74.
- ↑ Peeters 2006, p. 74-75.
- ↑ Peeters 2006, p. 78-79.
- ↑ Peeters 2006, p. 128.
- ↑ Peeters 2006, p. 190.
- ↑ Peeters 2006, p. 223-225.
- ↑ Peeters 2006, p. 238.
- 1 2 Peeters 2006, p. 210.
- ↑ Peeters 2006, p. 213.
- ↑ Peeters 2006, p. 283.
- ↑ Peeters 2006, p. 292.
- ↑ Peeters 2006, p. 316-317.
- ↑ Peeters 2006, p. 327.
- ↑ Peeters 2006, p. 334-335.
- ↑ Peeters 2006, p. 339-340.
- ↑ Peeters 2006, p. 371-379.
- 1 2 Peeters 2006, p. 449.
- ↑ Peeters 2006, p. 504.
- ↑ Peeters 2006, p. 541.
- ↑ Peeters 2006, p. 556.
- ↑ Peeters 2006, p. 53.
- ↑ Peeters 2006, p. 267-271.
- ↑ Peeters 2006, p. 270.
- 1 2 3 Peeters 2006, p. 127-128.
- ↑ Peeters 2006, p. 157.
- ↑ Peeters 2006, p. 336-337.
- ↑ Peeters 2006, p. 228-232.
- ↑ Peeters 2006, p. 135-138.
- Pierre Sterckx, L'art d'Hergé, 2015 :
- 1 2 Sterckx 2015, p. 16.
- ↑ Sterckx 2015, p. 87.
- ↑ Sterckx 2015, p. 88.
- 1 2 3 Sterckx 2015, p. 89.
- ↑ Sterckx 2015, p. 91.
- ↑ Sterckx 2015, p. 92.
- ↑ Sterckx 2015, p. 93.
- 1 2 Sterckx 2015, p. 94.
- 1 2 3 Sterckx 2015, p. 95.
- ↑ Sterckx 2015, p. 97.
- 1 2 3 Sterckx 2015, p. 112.
- 1 2 3 4 Sterckx, p. 132-134.
- ↑ Sterckx 2015, p. 136-140.
- 1 2 Sterckx 2015, p. 124-130.
- ↑ Sterckx 2015, p. 146.
- 1 2 Sterckx 2015, p. 103.
- Notes Groensteen
- ↑ Groensteen 2006, p. 94.
- ↑ Groensteen 2006, p. 75.
- ↑ Groensteen 2006, p. 83.
- سایر موارد
- 1 2 3 4 Pollard 2007; Bostock و Brennan 2007; The Age 24 May 2006; Junkers 2007.
- ↑ Farr 2007a, p. 4.
- ↑ "L'essentiel à propos de Tintin et Hergé". Tintin.com (به فرانسوی). Retrieved 27 January 2025.
- ↑ Pleban 2006.
- ↑ Screech 2005، p. 27; Miller 2007، p. 18; Clements 2006; Wagner 2006; Lichfield 2006; Macintyre 2006; Gravett 2008.
- ↑ Thompson 2003; Gravett 2005; Mills 1983.
- 1 2 Assouline 2009, p. 19.
- ↑ Thompson 1991، p. 24; Peeters 2012، pp. 20–29.
- ↑ Thompson 1991، pp. 24–25; Peeters 2012، pp. 31–32.
- ↑ (2011، ص. 19-20).
- ↑ Assouline 2009, p. 38.
- ↑ Goddin 2008, p. 44.
- 1 2 Farr 2001, p. 12.
- ↑ Farr 2001، p. 12; Thompson 1991، p. 25; Assouline 2009.
- ↑ Thompson 1991, p. 29.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 19.
- ↑ Assouline 2009، p. 17; Farr 2001، p. 18; Lofficier و Lofficier 2002، p. 18.
- ↑ Goddin 2008, p. 67.
- ↑ Assouline 2009، pp. 22–23; Peeters 2012، pp. 34–37.
- ↑ Peeters 1983, p. 14-15.
- ↑ Peeters 2012, pp. 39–41.
- ↑ Assouline 2009، pp. 32–34; Peeters 2012، pp. 42–43.
- 1 2 Sadoul & Didier 2003.
- ↑ The Economist 28 January 1999.
- ↑ Assouline 2009، pp. 26–29; Peeters 2012، pp. 45–47.
- ↑ (2011، ص. 19-20).
- ↑ Assouline 2009, pp. 30–32.
- ↑ Assouline 2009, p. 35.
- ↑ Goddin 2007, p. 198.
- ↑ Thibault, Franck (2004). "Ceci n'est pas un cigare : Les Cigares du pharaon ou Le récit en trompe-l'œil" (PDF). Belphégor : Littérature populaire et culture (به فرانسوی) (4.1).
- ↑ Peeters 1983, p. 83-84.
- ↑ Peeters 1983, p. 7-8.
- ↑ (2011، ص. 51)
- ↑ (2011، ص. 61)
- ↑ Sadoul 1983, p. 153.
- ↑ (2011، ص. 61)
- 1 2 3 Angenot, Marc (2010). "Basil Zaharoff et la guerre du Chaco : la tintinisation de la géopolitique des années 1930". Études françaises (به فرانسوی). 46 (2): 47–63.
- ↑ Thompson 1991, p. 82.
- ↑ Thompson 1991, pp. 90–91.
- ↑ Thompson 1991, pp. 91–92.
- ↑ Thompson 1991, pp. 92–93.
- ↑ Thompson 1991, pp. 98–99.
- ↑ Thompson 1991, p. 147.
- ↑ Bellier, Daniel; Walraet, Bob; Kestemont, Raymond. "Tintin: L'Étoile mystérieuse". Bellier.co (به فرانسوی). Retrieved 27 October 2025.
- ↑ "Hergé, ligne de temps". Tintin.com (به فرانسوی). Bruxelles: Tintinimaginatio. 24 September 2010. Retrieved 27 October 2025.
- ↑ Thompson 1991, p. 166.
- 1 2 Thompson 1991, p. 173.
- ↑ Thompson 1991, p. 174.
- ↑ Goddin 2007, p. 460.
- 1 2 Thompson 1991, p. 194.
- ↑ Thompson 1991, pp. 202–203.
- ↑ Thompson 1991, p. 203.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Lemaire, Thierry. "Dans les secrets des Studios Hergé". Tintin, Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé (به فرانسوی). pp. 25–30.
- ↑ Thompson 1991, p. 289.
- 1 2 3 4 5 6 7 Bonnaric, Jacques (2014). "Les Aventures de Tintin en Volapük ?". Les Amis de Hergé (57): 8–10.
- ↑ Goddin 2007, p. 516-523.
- ↑ Porret, Michel (2012). "Journaux et livres : la lecture dans les aventures du reporter sans plume Tintin". Histoire et civilisation du livre (8): 327–354.
- ↑ Peeters 1983, p. 99.
- 1 2 3 4 Skilling, Pierre (2001). Mort aux tyrans ! - Tintin, les enfants, la politique. Études culturelles. Québec: Nota bene. p. 73. ISBN 978-2895180777.
- ↑ Sadoul 1983, p. 178.
- ↑ Sadoul 1983, p. 57-59.
- ↑ Kirsch, Thomas B. (2012). The Jungians: A Comparative and Historical Perspective (به انگلیسی). Routledge. p. 15.
- 1 2 Girard, Eudes (2009-07-08). "Une lecture de Tintin au Tibet". Études. 411: 77–86.
- 1 2 Rime, Jean (2010). "Hergé est un personnage - Quelques figures de la médiation et de l'autoreprésentation dans Les aventures de Tintin". Études françaises. 46 (2): 27–46.
- ↑ Serres, Michel (1970). "Les bijoux distraits ou la cantatrice sauve". Critique (277).
- ↑ Peeters, Benoit (1984). Les Bijoux ravis - Une lecture moderne de Tintin. Magic Strip. p. 170.
- ↑ Langlois, Jacques (2012). "Tintin et les Picaros : une fête qui finit mal…". Les personnages de Tintin dans l'histoire. Vol. 2. pp. 112–113.
- ↑ Peeters 1983, p. 130-131.
- ↑ Chemin, Anne (2012-07-11). "Hergé : tous droits réservés". Le Monde. Retrieved 2020-12-26.
- 1 2 Assouline 1996, p. 326.
- 1 2 3 Schuurman, Ludwig (2001). L'ultime album d'Hergé. Le Coudray-Macouard: Editions Cheminements. p. 38. ISBN 2-914474-26-1. Retrieved 2026-01-31.
- ↑ Sterckx 2015, p. 105.
- ↑ Peeters 2006, p. 449-452.
- 1 2 3 4 5 Michael Farr Tintin: The Complete Companion, John Murray (2001) ISBN 0-7195-5522-1
- 1 2 Sterckx 2015, p. 106.
- ↑ (2011، ص. 19-20)
- ↑ (2011، ص. 19-20)
- ↑ Walker 2005.
- ↑ McCloud 1993.
- 1 2 Apostolidès 2006, p. 23.
- 1 2 3 4 Apostolidès 2006, p. 82-84.
- 1 2 Rivière, François (2014). "Milou". Le rire de Tintin. p. 25.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 87.
- ↑ (2011، ص. 19-20)
- ↑ (2011، ص. 19-20)
- 1 2 Wanegffelen, Thierry (2006). "Le capitaine Haddock, ou l'irruption de l'humanité dans Les Aventures de Tintin : Rôle et place du personnage secondaire dans l'œuvre de Hergé (1942-1976)" (PDF). Belphégor. Retrieved 2026-01-31.
- 1 2 3 Rivière, François (2014). "Haddock (capitaine Archibald)". Le rire de Tintin. p. 26.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 255.
- ↑ Beaucarnot, Jean-Louis (2014). "Insultes, jurons, Haddock en manie plus de 300 !". Le rire de Tintin. pp. 108–112.
- ↑ Laurence Devillairs, Quand le capitaine tempête, in (2020، ص. 66-69).
- ↑ Couvreur, Daniel (2011). Archibald Haddock - Les Mémoires de Mille Sabords. Bruxelles: Éditions Moulinsart. p. 64. ISBN 978-2-87424-256-4. Retrieved 2026-01-31.
- ↑ Langlois, Jacques (2012). "Tintin et les Picaros : une fête qui finit mal…". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 2. pp. 112–113.
- ↑ Serres, Michel (1977). "Tintin ou le picaresque d'aujourd'hui". Critique (358).
- 1 2 3 4 François Rivière, Tournesol (professeur Tryphon), dans (2014، ص. 27).
- 1 2 3 4 Allamel-Raffin, Catherine; Gangloff, Jean-Luc (2007). "Le savant dans la bande dessinée : un personnage contraint". Communication et langages (154): 123–133.
- 1 2 3 Soumois, Frédéric (2011). "Tournesol, le modeste magnifique". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1. pp. 108–110.
- ↑ Horeau 2004.
- ↑ (2011، ص. 28-30)
- 1 2 3 4 Rivière, François (2014). "Dupond et Dupont". Le rire de Tintin. p. 28.
- 1 2 3 Apostolidès 2006, p. 103-112.
- ↑ "Dupond et Dupont". tintin.com. Retrieved 2021-03-25.
- ↑ How to tell a Thompson from a Thomson 2006.
- 1 2 Langlois, Jacques (2011). "Dupond et Dupont et vice versa!". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1 (به فرانسوی). pp. 28–30.
- 1 2 Rey, Alain (2014). "À chaque personnage son propre langage". Le rire de Tintin. pp. 98–102.
- 1 2 Meyer, Jean‑Paul (2007). "Étude d'un corpus particulier de perturbation langagière: Les lapsus de Dupond et Dupont dans les Aventures de Tintin (Hergé)". In Béatrice Vaxelaire, Rudolph Sock, Georges Kleiber, Fabrice Marsac (ed.). Perturbations et réajustements: langue et langage (به فرانسوی). Strasbourg: Université Marc Bloch. pp. 297–310.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست ویراستاران (link) - 1 2 Bellamy, Olivier (2014). "Honnies ou adorées, la saga des divas". Le rire de Tintin. pp. 31–33.
- 1 2 Rivière, François (2014). "Bianca Castafiore". Le rire de Tintin. p. 30.
- 1 2 Rouvière, Nicolas (2011-05-15). "Trois figures antimusicales de la BD franco-belge : la Castafiore, Gaston Lagaffe et Assurancetourix". Recherches & Travaux (78): 195–212. doi:10.4000/recherchestravaux.463. ISSN 0151-1874. Retrieved 2021-04-10.
- 1 2 Alvares, Cristina (2017). "Les nerfs du Capitaine : La fonction du compagnon inséparable du héros dans Les aventures de Tintin de Hergé". Cincinnati Romance Review (43): 216–225.
- ↑ Farr 2004.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 160–161.
- 1 2 McCarthy 2006, p. 8.
- ↑ Thompson 1991, p. 207–208.
- ↑ Yusuf 2005.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 51-52.
- ↑ Langlois, Jacques (2011). "Tchang, l'ami chinois". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1. pp. 48–50.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 331-334.
- ↑ "Zorrino". tintin.com. Retrieved 2022-02-10.
- 1 2 3 Álvares, Cristina (2020). "Tintin orphelin: Une approche du héros hergéen à travers le motif de l'enfant trouvé" (PDF). Synergies Espagne (13): 159–171.
- ↑ Riché, Nathalie (2014). "Abdallah". Le rire de Tintin. p. 38.
- ↑ Skilling, Pierre (2001). Mort aux tyrans !: Tintin, les enfants, la politique. Études culturelles. Québec: Éditions Nota bene. p. 191. ISBN 978-2895180777.
- ↑ Bouchard, Mathieu (2010). "Tintin au Moyen-Orient". Confluences Méditerranée (75): 227–239.
- ↑ Goddin, Philippe (1990). Hergé et les Bigotudos: Le roman d'une aventure. Bibliothèque de Moulinsart. Paris: Casterman. pp. 19–20. ISBN 2-203-01709-0.
- 1 2 Rivière, François (2014). "Séraphin Lampion". Le rire de Tintin. p. 34.
- ↑ Baetens 2011, p. 15.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 306.
- ↑ Dominique de La Tour, L'éternel emmerdeur, dans (2014، ص. 35-37).
- ↑ Bidaud, Samuel (2016). "À propos des noms de personnages de Tintin. Note d'onomastique littéraire". Irish Journal of French Studies. 16: 209–225.
- ↑ Langlois, Jacques (2012). "Oliveira da Figueira cher bonimenteur". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 2. pp. 70–72.
- ↑ Sertillanges, Thomas (2011). "Nestor, à votre service". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1. pp. 98–100.
- 1 2 3 Apostolidès 2006, p. 113-121.
- ↑ Rivière, François (2014). "Rastapopoulos". Le rire de Tintin. p. 29.
- 1 2 Langlois, Jacques (2011). "Rastapopoulos nouveau méphisto". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1. pp. 38–40.
- ↑ Langlois, Jacques (2011). "Müller noir, c'est noir !". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 1. pp. 68–70.
- ↑ Soumois, Frédéric (2012). "Wolff, le complexe de Sbrodj". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 2. pp. 50–52.
- ↑ Sterckx, Pierre; Langlois, Jacques (2012). "Lampion pire que Sponsz ?". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 2. pp. 60–62.
- ↑ "Le Sceptre d'Ottokar". tintin.com. Retrieved 2020-12-12.
- ↑ "Portraits et autoportraits". Tintin à la découverte des grandes civilisations. 2008. p. 160.
- ↑ Sertillanges, Thomas. "Al Capone en personne". Les personnages de Tintin dans l'histoire, volume 2. pp. 10–12.
- ↑ Assouline 1996, p. 127.
- ↑ Hergé; Embs, Jean-Marie; Mellot, Philippe; Goddin, Philippe (2010). Le Lotus bleu. Les Archives Tintin. Bruxelles: Moulinsart / Casterman. pp. préface, 26–31. ISBN 978-2-87424-200-7.
- ↑ Remy, Frédérique (2012). "Cap sur le Pôle". Les Personnages de Tintin dans l'Histoire: les Événements qui ont inspiré l'Œuvre de Hergé. Vol. II. La Libre Belgique-Historia. p. 22.
- ↑ Assouline 1996, p. 272.
- ↑ "BD : quand Hergé ressuscite le dernier roi d'Irak". Le Point. 2011-08-11. Retrieved 2021-02-18.
- ↑ "Le dernier roi d'Irak est toujours en vie grâce à Tintin". lexpress.fr. L'Express. 2011-08-11. Retrieved 2021-02-18.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 79.
- ↑ Thompson 2003.
- ↑ McLaughlin 2007, p. 187.
- ↑ Yeung, Kenneth (January 28, 2013). "Tintin in Indonesia". Jakarta Expat. Retrieved October 8, 2013.
- ↑ Fleming, K. E. (1 October 2000). "Orientalism, the Balkans, and Balkan Historiography". The American Historical Review. 105 (4): 1218–1233. doi:10.1086/ahr/105.4.1218. ISSN 0002-8762. Retrieved 2 February 2025.
- ↑ Moura 1999.
- 1 2 3 4 5 Numa Sadoul, Entretiens avec Hergé, 1971.
- 1 2 Didier 2003.
- 1 2 "Hergé, un grand paysagiste". objectiftintin.com (به فرانسوی).
- ↑ The Great Wave 2006.
- ↑ Mills, T. F. (1983). "America discovers Tintin". The Comics Journal (به انگلیسی) (86): 60–69.
- ↑ Mills 1983.
- 1 2 "Tintin fait son cinéma". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 100–109.
- 1 2 3 "Objets du XXe siècle". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 120–129.
- 1 2 3 4 "Fétiches, masques et oreilles cassées". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 22–33.
- ↑ "Dossier pédagogique de l'exposition « Le musée imaginaire de Tintin »" (pdf). Musée en Herbe (به فرانسوی). Retrieved 26 January 2022.
- ↑ Delesse, Catherine (2011). "Le vrai-faux réel dans la bande dessinée : la presse et autres médias dans Tintin". Palimpsestes (به فرانسوی) (24): 103–118.
- ↑ Collectif (2016). À la découverte des grands ports du monde (به فرانسوی). Ouest-France. p. 132.
- ↑ Madœuf, Anna; Sanmartin, Olivier (2018). "Géographe et touriste ? Quelques selfies de Tintin en voyage". Les géographies de Tintin (به فرانسوی). CNRS éditions. pp. 131–141. ISBN 978-2-271-11898-1.
- ↑ "Le rêve égyptien". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 34–39.
- 1 2 3 4 Pajon, Léo (2015). "Influences, Le mirage des sables". Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé (به فرانسوی). pp. 62–67.
- 1 2 Blin, Louis (11 April 2017). "Tout un Orient nimbé d'exotisme". Tintin et les peuples du monde (به فرانسوی). Geo. pp. 110–115.
- ↑ Damien Eschbach (27 November 2016). "Tintin et les mystères du Lotus bleu". uneautreasie.com (به فرانسوی). Retrieved 5 February 2022.
- ↑ Fresnault-Deruelle, Pierre (2006). Les mystères du Lotus bleu (به فرانسوی). Éditions Moulinsart. p. 32. ISBN 2-87424-121-0.
- ↑ "Tintin et l'empire du milieu". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 60–73.
- ↑ "Visions d'altitude". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 74–79.
- ↑ Sadoul, Numa (1978). "Tintin et les phénomènes paranormaux". Schtroumpf, les Cahiers de la bande dessinée (به فرانسوی) (14/15): 61.
- ↑ (2015، ص. 120-121), Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé.
- 1 2 3 4 "L'or des dieux précolombiens". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 46–59.
- ↑ (2004، ص. 5), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 5), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 5-8), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 22), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 24), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 32), Tintin, Hergé et les autos
- ↑ (2004، ص. 40), Tintin, Hergé et les autos
- 1 2 Schuurman 2023, p. 42-46.
- ↑ Mouchart, Benoît (2014). À l'ombre de la ligne claire: Jacques Van Melkebeke entre Hergé et Jacobs (به فرانسوی). Bruxelles: Les Impressions Nouvelles. pp. 76–77. ISBN 978-2-87449-228-0.
- ↑ Rime, Jean (2019). "De Jules Verne à Hergé. L'interface médiatique comme alternative au modèle de l'influence". In Prévost, Maxime; Pinson, Guillaume (eds.). Jules Verne et la culture médiatique. De la presse du XIXe au steampunk (به فرانسوی). Québec: Presses de l'Université Laval. pp. 121–152.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Brague, Rémi (May–August 2017). "Tintin, ce n'est pas rien !". Le Débat (به فرانسوی). Éditions Gallimard. 195 (Le sacre de la bande dessinée): 136–142.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 51.
- 1 2 Nattiez, Renaud (2016). Le mystère Tintin: Les raisons d'un succès universel (به فرانسوی). Les Impressions nouvelles. p. 352. ISBN 978-2874493096.
- ↑ Sadoul 1983, p. 14.
- ↑ Gravett 2005.
- ↑ Skilling, Pierre (2005). "The Good Government According to Tintin". Comics As Philosophy (به انگلیسی). University Press of Mississippi. pp. 173–234. ISBN 978-1-57806-794-7.
- ↑ McLaughlin 2007, pp. 173–234.
- ↑ Assouline 2009.
- 1 2 Ewing 1995.
- ↑ Pain, Stephanie (3 April 2004). "Welcome to the Moon, Mr Armstrong". New Scientist. 182 (2441): 48–49.
- ↑ Pain 2004.
- ↑ Skilling, Pierre (2008). "Hergé, Les Aventures de Tintin : la grande aventure du XXe siècle en images". Entre les lignes (به فرانسوی) (4(3)): 40–41.
- 1 2 Schlesser, Thomas (2014). "La caricature, un révélateur impitoyable". Le rire de Tintin (به فرانسوی). pp. 48–51.
- 1 2 3 Guillemot, Adrien (2015). "Entretien avec Pierre Sterckx". Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé (به فرانسوی). pp. 54–59.
- 1 2 Pierre Sterckx, Les maîtres qui ont inspiré le maître, in (2015، ص. 44-51).
- ↑ Peeters 2006, p. 281-282.
- ↑ Peeters 2006, p. 568.
- ↑ Geluck, Philippe (2008). "Tintin, c'était moi !". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). p. 156.
- 1 2 3 4 "Traits de génie". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 151–159.
- 1 2 Sterckx 2015, p. 157-158.
- 1 2 3 4 5 6 7 "Les champs et contrechamps d'Hergé scénariste". Tintin à la découverte des grandes civilisations (به فرانسوی). 2008. pp. 136–145.
- ↑ Sterckx 2015, p. 164.
- ↑ Assouline 1996, p. 671.
- 1 2 3 4 5 Dupuis, Jérôme (2014). "L'ivresse des signes". Le rire de Tintin (به فرانسوی). pp. 86–91.
- 1 2 3 Schuurman 2023, p. 58-64.
- ↑ Chevalier, Jean; Gheerbrant, Alain (1994). Dictionnaire des symboles: Mythes, rêves, coutumes, gestes, formes, figures, couleurs, nombres. Bouquins (به فرانسوی). Paris: Éditions Robert Laffont. p. 413.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 Schuurman, Ludwig (2001). L'ultime album d'Hergé (به فرانسوی). Le Coudray-Macouard: Cheminements. p. 82–84. ISBN 2-914474-26-1.
- 1 2 3 4 "Sur "Tintin et les Picaros"". sam-network.org (به fr/nl). Institut néerlandais de l'image et du son. 1971. Retrieved 24 January 2021.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (link) - ↑ Rime, Jean (2016). "Trouver la voie sans se faire couper la tête: Tintin, héros européen, à l'épreuve de la Chine intérieure d'Hergé". Représentations de l'individu en Chine et en Europe francophone. Écritures en miroir (به فرانسوی). Alphil. pp. 81–95. ISBN 2889300447.
- ↑ "Quand Alain Delon manifestait pour le pantalon de golf de Tintin". tintinomania.com (به فرانسوی). 30 October 2017. Retrieved 26 April 2021.
- ↑ Goddin, Philippe (1990). Hergé et les Bigotudos: Le roman d'une aventure. Bibliothèque de Moulinsart (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 284. ISBN 2-203-01709-0.
- ↑ "Hergé avec Philippe Bouvard". Institut national de l'audiovisuel (Video). Retrieved 1 April 2023.
- 1 2 3 4 5 Rime, Jean (2019). "Tintin face à l'actualité : la transposition de l'affaire Lindbergh dans Tintin en Amérique". Contextes. Pour une médiapoétique du fait divers. Le cas de l'affaire Lindbergh (24).
- 1 2 3 4 5 6 Witkowski, Nicolas (July 2001). "Tintin au pays des savants". Alliage (47).
- ↑ Sterckx 2015, p. 132-134.
- 1 2 3 Pierre, Michel. "L'appel du large". Tintin et la mer. pp. 10–19.
- ↑ Bidaud, Samuel (2018). "Pour une poétique de la mer dans Tintin". Études romanes de Brno. 39 (2): 177–185. ISSN 1803-7399.
- 1 2 Horeau, Yves (2021) [1999]. Tintin, Haddock et les bateaux. Éditions Moulinsart. p. 64. ISBN 978-2-87424-516-9.
- ↑ Pierre, Michel. "L'archipel des îles rêvées". Tintin et la mer. pp. 122–125.
- ↑ Pierre, Michel (2014). "L'archipel des îles rêvées". In Langlois, Jacques (ed.). Tintin et la mer. Historia; Ouest-France. pp. 122–125.
- ↑ Schuurman 2023, p. 26-30.
- 1 2 3 Schuurman 2023, p. 32-33.
- ↑ Schuurman 2023, p. 31-33.
- ↑ Sterckx, Pierre; Mozgovine, Cyrille (2004). Sterckx, Pierre; Mozgovine, Cyrille (eds.). L'Archipel Tintin (به فرانسوی). Paris/Bruxelles: Les Impressions Nouvelles. pp. 8, 108–111.
- 1 2 3 4 Saux, Volker. "L'Alph-Art en questions". Tintin, Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé. pp. 128–133.
- 1 2 مقاله (ویرایش | بحث | تاریخچه | پیوندها | پیگیری | سیاههها).
- ↑ Peeters 2006, p. 159-160.
- 1 2 Rivière, François (1983). "La Huitième Boule de cristal". (A SUIVRE) hors-série: 60.
- ↑ Soumois, Frédéric. "Incroyable mais vrai ?". Tintin et les forces obscures. pp. 51–53.
- ↑ Grevisse, Benoît (1993). "Le mystère de la grande Pyramide ou le fantastique discret d'Edgar P. Jacobs - Référents historiques et vecteur du regard". Textyles. Fantastiqueurs (10): 193–203.
- 1 2 Marion, Jean-Luc (1993). "Étoile mystérieuse et boule de cristal - Aspects du fantastique hergéen". Textyles. Fantastiqueurs (10): 205–221.
- 1 2 3 4 Nouailhat, René (2015). "La fin de l'histoire, ou l'imaginaire de la mort en BD". Socio-anthropologie. Mortels ! (31): 23–35. ISBN 978-2-85944-913-1.
- 1 2 3 Gattegno, Hervé. "Les conjurés du mal". Tintin et les forces obscures. pp. 91–93.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 115.
- ↑ Peeters, Benoît (1992). "De la planche originale à l'imprimé : allers-retours". In Bourdil, Pierre-Yves; Goddin, Philippe; Peeters, Benoît (eds.). Tintin. Patrimoine des imaginaires. - actes du colloque de l'Institit d'études supérieures des arts de Paris du 7 décembre 1990. Patrimoine. Paris: Éditions Economica. p. 29.
- ↑ Schuurman 2023, p. 112-113.
- 1 2 3 Schuurman 2023, p. 40-41.
- 1 2 Schuurman 2023, p. 44-45.
- 1 2 Riché, Nathalie; Tisseron, Serge (2014). "Un adulte à la recherche de sa propre enfance" [An adult in search of his own childhood]. Historia (Interview): 44–45.
- ↑ Assouline 1996, p. 655.
- ↑ Un feu d'artifice, in (2014، ص. 1), Le rire de Tintin.
- 1 2 3 4 Tristan Savin, Le comique visuel, une suite de procédés bien rodés, in (2014، ص. 68-77), Le rire de Tintin.
- 1 2 François Rivière, Moulinsart au cœur de la comédie, in (2014، ص. 22-23), Le rire de Tintin.
- ↑ Daniel Couvreur, Cultiver l'art de se moquer de soi-même, in (2014، ص. 10-14), Le rire de Tintin.
- ↑ Jean-Marie Embs, Le cinéma cher à Hergé : plans, cadrages, rythme…, in (2014، ص. 56-60), Le rire de Tintin.
- ↑ Tristan Savin, Le running gag, l'arme fatale, in (2014، ص. 80-81), Le rire de Tintin.
- ↑ Groensteen 2006, p. 75.
- ↑ Des gags percutants, in (2014، ص. 16-19), Le rire de Tintin.
- 1 2 Alain Rey, À chaque personnage son propre langage, in (2014، ص. 98-102), Le rire de Tintin.
- ↑ Jean-Louis Beaucarnot, Insultes, jurons, Haddock en manie plus de 300 !, in (2014، ص. 108-112), Le rire de Tintin.
- ↑ Pierre Sterckx, Le sens du nonsense!, in (2014، ص. 104-107), Le rire de Tintin.
- 1 2 BBC News 2 June 2006.
- ↑ Farr 2001, p. 162.
- ↑ Int'l Campaign for Tibet 17 May 2006.
- ↑ BBC News 22 May 2002.
- ↑ Wagner 2006.
- ↑ Peeters 1989.
- ↑ Farr 2001.
- ↑ Farr 2007.
- ↑ Farr 2007a.
- ↑ Thompson 1991.
- ↑ Apostolidès 2010.
- ↑ Perl-Rosenthal 2010.
- ↑ Tisseron 1990.
- ↑ Tisseron 1993.
- ↑ McCarthy 2006, p. 10.
- ↑ McCarthy 2006, p. 32.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 13–14.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 106–109.
- ↑ Clements 2006.
- ↑ Farr 2001, p. 22.
- ↑ Rösch 2014.
- ↑ BBC News 4 February 1999.
- ↑ "Moreover: Great blistering barnacles", The Economist, 30 janvier 1999, p. 79.
- 1 2 Thompson 1991، pp. 38, 49; Farr 2001، p. 22.
- ↑ BBC News 17 July 2007.
- ↑ Cendrowicz 2010; Farr 2001، p. 25.
- ↑ Numa Sadoul, Tintin et moi : Entretiens avec Hergé, Flammarion, 2003.
- ↑ Mail on Sunday, Associated Newspapers, 27 novembre 1988.
- ↑ Thompson 1991, p. 44.
- ↑ Beckford 2007; BBC News 12 July 2007.
- ↑ "Tintin taken to court by a Congolese student". Libération (به فرانسوی). Libération. 7 August 2007. Retrieved 25 January 2025.
- ↑ Samuel 2011; BBC News 13 February 2012.
- ↑ Vrielink 2012.
- ↑ "Complaint against Tintin in the Congo". Le Soir (به فرانسوی). Le Soir. 7 August 2007. Archived from the original on 30 June 2009.
- ↑ "Tintin in the Congo is not racist, according to Belgian justice". Le Figaro (به فرانسوی). 10 December 2012. Retrieved 16 February 2019.
- ↑ Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and His Creation (به انگلیسی).
- ↑ Numa Sadoul, Entretiens avec Hergé, 1971, p.74.
- ↑ Mills 1996.
- ↑ "Variantes de Tintin : La preuve par l'image de quelques modifications effectuées par Hergé lors des rééditions de ses albums". dardel.info (به فرانسوی). Retrieved 2026-02-03.
- ↑ Eschner 2017.
- 1 2 3 "Tintin juriste". France Culture (به فرانسوی). Radio France. Retrieved 2026-02-03.
- 1 2 3 4 5 Grutman, Rainier (2020). "Tintin au pays des traductions" (PDF). Parallèles (32(1)): 177–193. Retrieved 2026-01-31.
- 1 2 3 4 Levent, Christophe (2019-01-09). "À 90 ans, Tintin toujours gaillard". Le Parisien (به فرانسوی). Retrieved 2023-03-05.
- 1 2 Pignal 2010.
- ↑ "Tintin shop locator". tintin.com (به فرانسوی). Retrieved 2022-12-29.
- ↑ "Tintin Shop Singapore". SGnow. Asia City Online Ltd. 22 September 2014. Archived from the original on 14 May 2016. Retrieved 18 July 2017.
- ↑ Irish Times 9 January 1999.
- ↑ Goddin 2007, p. 314.
- ↑ "Le catalogue des Tintinologues". gorianet.it (به فرانسوی). Retrieved 2021-02-01.
- ↑ Sterckx 2015, p. 229.
- ↑ Garcia, Victor (2014-03-28). "Tintin : Moulinsart fait interdire un Tumblr, ce n'est pas près de s'arrêter, mille sabords !". L'Express (به فرانسوی). Retrieved 2015-12-17.
- ↑ "Tintin : les héritiers de Hergé n'ont pas les droits sur les albums de Hergé et risquent de devoir indemniser les tintinophiles". Huffington Post (به فرانسوی). 2015-06-08.
- ↑ "Tintin et le mystère des ayants droit". Libération (به فرانسوی). 2015-06-10.
- ↑ Jenkins, Jennifer; Boyle, James. "Public Domain Day 2025". Duke University School of Law (به انگلیسی). Archived from the original on 31 December 2024. Retrieved 2025-01-01.
- ↑ Johnston, Rich (2025-01-01). "Tintin, Now in Public Domain, Gets a Modern Day Reboot in The Big Lie". bleedingcool.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-01-04.
- ↑ "Public Domain Day 2025". Duke University School of Law (به انگلیسی). Retrieved 2025-01-02.
- ↑ Godin, Philippe (2025-01-02). "Un album de Tintin est « tombé dans le domaine public » aux États-Unis: sera-t-il exploitable à souhait?". RTL Info (به فرانسوی). Laura Van Lerberghe; RTL Info. Retrieved 2025-01-02.
- ↑ "La Société Moulinsart peut-elle empêcher Tintin d'entrer dans le domaine public ?". slate.fr (به فرانسوی). 2013-10-23.
- ↑ Thompson 1991، p. 289; Tintin.com Moulinsart 2010.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 143.
- ↑ "Le Crabe aux pinces d'or". La Libre Belgique. 19 October 2011. Retrieved 26 March 2023.
- 1 2 3 Couvreur, Daniel (2013). Belvision - Le Hollywood européen du dessin animé. Brussels: Le Lombard.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, pp. 143–144.
- ↑ "Tintin et le Mystère de la Toison d'or". L'Avant-scène (10): 28. 15 December 1961.
- ↑ Lombard, Philippe (2011). Tintin, Hergé et le cinéma. Democratic Books. pp. 199. ISBN 978-2361040567.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 144–145.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, pp. 145–146.
- ↑ Goddin, Philippe (November 2009). "Les dessins très animés de Belvision". Les Amis de Hergé (48): 21–28.
- ↑ "Tintin, Hergé, Degrelle, Steeman, une rencontre très contestée, un document méconnu". Le Soir. 26 October 1991.
- ↑ "Tintin et la SGM (1969)". The Movie Database (به انگلیسی). The Movie Database. Retrieved 26 March 2023.
- ↑ Da. 2003.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 147.
- ↑ Da. 2003; Lofficier و Lofficier 2002، p. 147.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 148.
- 1 2 Boudet, Alexandre (28 October 2018). "Comment Philippe Gildas a converti Tintin à la télévision". HuffPost. Retrieved 26 March 2013.
- 1 2 3 Leblond, Renaud (31 December 1992). "Tintin au pays des zappeurs". L'Express. Retrieved 26 March 2023.
- ↑ "Les Aventures de Tintin". Planète Jeunesse. Retrieved 26 March 2023.
- ↑ Baltimore Sun 16 November 1991.
- ↑ Bordas, Arnaud (7 October 2011). "Et Spielberg recréa… Tintin". Le Figaro. Retrieved 17 February 2023.
- ↑ Peeters 2006, p. 16.
- ↑ Godon, Pierre (25 October 2011). "Les Tintin auxquels vous avez échappé". francetvinfo.fr. Retrieved 6 March 2021.
- ↑ Albray, Patrick (12 January 2002). "Jeunet n'adaptera pas Tintin pour le cinéma". ActuaBD. Retrieved 30 March 2023.
- ↑ "Tintin has world premiere in Belgian hometown". today.com (به انگلیسی). Today. 22 October 2011. Retrieved 25 January 2025.
- ↑ Pasamonik, Didier (12 October 2011). "Tintin & le Secret de la Licorne : Bravo Steven Spielberg !". actuabd.com. Actua BD. Retrieved 26 March 2023.
- ↑ "« Tintin change de voix ? »". AlloDoublage. 6 September 2011. Retrieved 26 March 2023.
- ↑ Mulard 2012.
- ↑ Tournié, Jean-Baptiste (10 January 2019). "Tintin 2 confirmé avec Peter Jackson et Steven Spielberg aux commandes". Première. Retrieved 30 March 2023.
- ↑ Mouchart, Benoit; Rivière, François (2011). Hergé - Portrait intime du père de Tintin (به فرانسوی). Paris: Éditions Robert Laffont. p. 250. ISBN 978-2-84868-430-7.
- ↑ Côté, Fernand (13 October 1962). "Récits qui enchanteront les jeunes". La Semaine à Radio-Canada. XIII (3): 1, 4.
- 1 2 says, Brooke L. A. "Mille sabords tintin games" (به انگلیسی). Archived from the original on 9 August 2020. Retrieved 2020-05-29.
- ↑ "Un feuilleton radiophonique avec Tintin et Milou dans «Les Cigares du Pharaon»". La Croix. 8 February 2016. Retrieved 6 April 2021.
- ↑ "Les aventures de Tintin jouées par la troupe du Français sur France Culture". Le Point. 15 January 2016. Retrieved 6 April 2021.
- ↑ "Les Cigares du Pharaon : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Le Lotus bleu : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Les 7 Boules de cristal : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Le Temple du Soleil : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Les Bijoux de la Castafiore : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Le Secret de La Licorne : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Tintin au Tibet : les Aventures de Tintin". France Culture. Retrieved 2 January 2024.
- ↑ "Une soirée à Radio France avec Tintin". tintin.fr. Tintinimaginatio. Retrieved 2 January 2024.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 150.
- ↑ Christensen 2003.
- 1 2 PBS July 2006.
- 1 2 Hodgson 2008; RLF: Current Fellows 2008; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Sadoul 1975، p. 143; Thompson 1991، pp. 132–133, 142; Lofficier و Lofficier 2002، pp. 148–149.
- ↑ Le Devoir 14 December 2007; HLN.be 13 December 2007; Wainman 2006; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Billington 2005; YoungVic.org 2005; Barbican 2005; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Smurthwaite 2007; SoniaFriedman.com 2007.
- 1 2 3 "LA CHANSON DE TINTIN (1938) ET CELLES DE MARTIN CIRCUS ET CHANTAL GOYA". tintinomania.com (به فرانسوی). 11 December 2017. Retrieved 9 August 2021.
- ↑ Lecœuvre, Fabien. 1 001 histoires secrètes de chansons. Éditions du Rocher, 2017.
- ↑ "Comme Tintin par Chantal Goya". bide-et-musique.com. Retrieved 9 August 2021.
- ↑ MobyGames.com 1989; Sinclair Infoseek 1989.
- ↑ MobyGames.com 1995.
- ↑ MobyGames.com 1996.
- ↑ MobyGames.com 2001.
- ↑ MobyGames.com 2011.
- ↑ "Tintin Match, the match-3 puzzler based on the popular series, is available now for iOS and Android". Pocketgamer. 31 August 2020. Archived from the original on 2 June 2021. Retrieved 31 May 2021.
- ↑ Romano, Sal (August 22, 2022). "Tintin Reporter: Cigars of the Pharaoh launches in 2023 for PS5, Xbox Series, PS4, Xbox Series, Switch, and PC". Gematsu. Archived from the original on 9 March 2023. Retrieved August 22, 2022.
- ↑ Conrad 2004.
- ↑ "Moulinsart changes its name and presents its future projects for 2022 and 2023". Tintin.com. 20 May 2022. Archived from the original on 7 July 2022. Retrieved 1 July 2022.
- ↑ DITT 2002.
- ↑ Bright 1999.
- 1 2 3 4 5 Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011.
- ↑ PostBeeld 2010; Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011; Kenneally 1991.
- ↑ White 2007; Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011.
- ↑ Chard 1995; OmniCoin 2009.
- ↑ Tintinesque.com 2004.
- 1 2 BBC News 8 January 2004.
- 1 2 Numista 2006; Coin Database 2006.
- ↑ Coin Talk 2007; NumisCollect 2007.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Coxhead 2007.
- ↑ McCarthy 2006، pp. 186–187; Thompson 1991، p. 168.
- ↑ McCarthy 2006، p. 186; BBC News 14 February 2001.
- ↑ Coxhead 2007; McCarthy 2006، p. 186; Perrotte و Van Gong 2006.
- ↑ BBC News 14 February 2001.
- 1 2 Le Figaro 20 December 2006; Der Spiegel 20 December 2006; Chiha 2007; Radio Télévision Suisse 28 June 2010; CentrePompidou.fr 2006; Wainman 2007.
- ↑ Owens 25 February 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ BDzoom.com 2001; Tintin.com 21 March 2001; Sipa 3 January 2001; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ Tintin.com 16 March 2002.
- ↑ BBC News 29 March 2004; Kennedy 2003; RMG.co.uk 13 November 2003; Horeau 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ Soumous 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ The Independent 15 October 2011; Kenneally 1991.
- ↑ City of Brussels Comic Book Route; de Koning Gans Website 2005.
- ↑ designboom 2006.
- ↑ Junkers 2007; TwoCircles 21 May 2007; Highbeam 21 May 2007.
- ↑ The Economist 28 May 2009; Contimporist 3 June 2009; Tintin.com Musée Hergé 2009.
- ↑ Tintin.com Musée Hergé 2009.
- ↑ Musée Hergé May 2012.
- ↑ The Economist 28 May 2009; Contimporist 3 June 2009.
- ↑ Peeters 2006, p. 89.
- ↑ Assouline 1996, p. 242.
- ↑ Duras, Marguerite (4 July 1957). "L'internationale Tintin". France-Observateur (373): 13.
- 1 2 3 4 5 Assouline, Pierre (May–August 2017). "Hergé sacré, sacré Tintin! - Le sacre de la bande dessinée". Le Débat. Éditions Gallimard (195): 132–135.
- ↑ Marion, Jean-Luc (May–August 2017). "Tintin comme système - Esquisse d'une interprétation". Le Débat. Éditions Gallimard (195): 143–158.
- ↑ Laffage-Cosnier, Sébastien; Loudcher, Jean-François; Vivier, Christian (2012). "La guerre et ses représentations dans la bande dessinée : La destinée du héros sportif chez Pellos dans le journal Junior (1938-1940)". Modern & Contemporary France. 20: 287–305.
- ↑ Pommaret, Françoise (2002). Le Tibet: Une civilisation blessée. Découvertes Gallimard (Histoire, no. 427) (به فرانسوی). Paris: Éditions Gallimard. pp. 160. ISBN 9782070762996.
- ↑ Tintin - Les peuples du monde vus par le héros d'Hergé… et leur réalité aujourd'hui. Geo. 2017. pp. 126–140.
- ↑ Bisson, Julien (23 November 2012). "La meilleure de toutes les BD : Tintin au Tibet, par Hergé". lexpress.fr. L'Express. Archived from the original on 11 March 2014. Retrieved 25 January 2025.
- ↑ "Les Cent du siècle". Le Monde. 19 March 1999. Retrieved 14 December 2022.
- 1 2 3 "Se promener avec Tintin à Bruxelles". tintin.com. Tintinimaginatio. 13 January 2022. Retrieved 30 March 2023.
- ↑ Riou, Denis (13 April 2022). "Tintin fait escale à Saint-Nazaire depuis 30 ans". Ouest-France. Retrieved 15 February 2023.
- ↑ Beauvallet, Laurent. "Dans les pas de Tintin, un circuit en sept étapes". Tintin et la mer. p. 95.
- ↑ "Tintin en Suisse". tintinpirates.free.fr. Retrieved 13 September 2010.
- ↑ Cambon, Diane (20 August 2008). "Le succès espagnol d'un Tintin interdit". Le Figaro. Retrieved 29 December 2022.
- ↑ "Astérix chez les Belges". asterix.com. Retrieved 14 January 2023.
- ↑ Goscinny, René; Uderzo, Albert (2012) [1979]. Astérix chez les Belges. Vol. 24. Les Éditions Albert René. pp. planche 27. ISBN 978-2-01210-156-2.
- 1 2 Les personnages de Lucky Luke et la véritable histoire de la conquête de l'Ouest. Historia. July 2013. p. 130. ISBN 979-10-90956-13-1.
- ↑ Le Saux, Laurence (9 October 2014). "La bédéthèque idéale #66 : "Calavera", la fin du cauchemar en couleur de Charles Burns". Télérama. Retrieved 20 March 2021.
- ↑ Schwartz, Ben (19 November 2010). "Book review: 'X'ed Out' by Charles Burns". Los Angeles Times (به انگلیسی). Retrieved 20 March 2021.
- ↑ Chalard-Malgorn, Marthe (12 February 2019). "Riad Sattouf, le dessin écrit". maze.fr. Retrieved 18 January 2022.
- ↑ Girard, Quentin (25 January 2017). "« Groenland Vertigo », l'Arctique indéfini". Libération. Retrieved 18 January 2022.
- ↑ "Connaissez-vous vraiment Blake et Mortimer ?". Les voyages de Blake et Mortimer: Deux aventuriers à travers le monde. Geo. Prisma. 2022. pp. 142–143. ISBN 978-2-8104-3733-7.
- ↑ Sente, Yves; Berserik, Teun; van Dongen, Peter (16 November 2018). La Vallée des Immortels. Vol. I. Éditions Blake et Mortimer. pp. planche 36. ISBN 978-2-87097-244-1.
- ↑ Tomblaine, Philippe (13 January 2018). "« Blake et Mortimer T25 : La Vallée des immortels T1 » par Peter Van Dongen, Teun Berserik et Yves Sente". BDZoom. Retrieved 31 March 2023.
- ↑ "Blake et Mortimer s'embourbent dans la jungle". Le Matin. 22 November 2019. Retrieved 31 March 2023.
- ↑ Dutoit, Christophe (18 December 2013). "L'onde Septimus, dommage, trop d'hommages". La Gruyère. Retrieved 31 March 2023.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 130.
- ↑ "Blake et Mortimer : La Machination Voronov par Juillard et Sente". bdparadisio.com. Retrieved 20 January 2021.
- ↑ Georis, Pierre. "La machination Mortimer". revue-democratie.be. Retrieved 20 January 2021.
- ↑ Sente, Yves; Juillard, André (2008) [2000]. La Machination Voronov. Bruxelles: Éditions Blake et Mortimer. ISBN 9782870970577.
- ↑ "Tintin au pays des Soviets". L'Équipe. 3 July 2018.
- ↑ Marc, Denis (3 January 2023). "BD : Spirou chez les fous". RTBF. Retrieved 24 January 2023.
- ↑ Amaya, Erik (3 December 2025). "The Weekly 2000 AD Prog 2463: Merry Christmas From Dredd". Comicon.com.
- ↑ Guyard, Bertrand (5 April 2020). "À voir ou à revoir : L'Homme de Rio, Belmondo sur le fil de Tintin". Le Figaro. Retrieved 25 January 2022.
- ↑ Peeters 2006, p. 472.
- ↑ Houot, Laurence (7 January 2021). "Neuf choses à savoir sur le capitaine Haddock". France Info. Retrieved 18 January 2022.
- ↑ Duplan, Antoine (25 February 2014). "Tintin au pays des Zubrowes". Le Temps. Retrieved 19 January 2021.
- ↑ "Leeroy garde l'esprit des Saïan". musikplease.com. 13 February 2016. Archived from the original on 18 February 2016.
- ↑ "Klaus Schulze – La Vie Electronique 8". discogs.com. Retrieved 31 March 2023.
- ↑ Vigogne, Ludovic (8 November 2002). "Le groupe Tintin". Le Parisien. Retrieved 2 April 2023.
- ↑ Duchemin, Rémi (11 October 2019). "Dominique Bussereau : "Tintin, tout le monde s'y retrouve"". Europe 1. Retrieved 2 April 2023.
- ↑ Assouline, Pierre (27 October 2011). "A l'Assemblée, les tintinophiles font un sacré tintouin". Le Monde. Retrieved 2 April 2023.
- ↑ Hoffamnn, Daniel (26 October 2011). "Mardi, députés et diplomates ont (vraiment) joué à Tintin". Le Nouvel Observateur. Retrieved 2 December 2020.
- ↑ Dhombres, Dominique (10 December 2007). "Le petit Abdallah campe à Moulinsart". Le Monde. Retrieved 29 December 2021.
- ↑ Barbier, Christophe (2014). Le rire de Tintin. pp. 82–85.
- ↑ Alimi, Jannick (13 February 2017). "Le sparadrap du Capitaine Haddock s'invite dans la campagne présidentielle". France Inter. Retrieved 13 February 2023.
- ↑ Radio Télévision Suisse 28 June 2010.
- ↑ Armitstead & Sprenger 2011.
- 1 2 Thompson 1991, p. 280.
- ↑ BBC News10 January 1999.
- ↑ Horn 1983.
- ↑ Adair 1993.
- 1 2 Charles-de-Gaulle.org 1958; The New York Times 5 March 1983; Lofficier و Lofficier 2002، p. 9.
- 1 2 Meeùs, Eddy (2002). Hors des sentiers battus - Du Kivu à Walibi. Beersel: Éditions Clepsydre. p. 349. ISBN 2-930304-07-3.
- ↑ Destrebecq, Franck (1991-08-12). "La réplique fidèle de la fusée de Tintin à Henri-Chapelle". Le Soir (به فرانسوی). Retrieved 2023-04-02.
- ↑ Beauvallet, Laurent (2014). "Un requin à Saint-Nazaire". Tintin et la mer. p. 111.
- ↑ Di Salvia, Morgan (2009-05-08). "Bruxelles BD 2009 : la plus grande planche de BD du monde". Actua BD (به فرانسوی). Retrieved 2023-04-02.
- 1 2 Chemin, Jean-Claude (2010-10-19). "L'esplanade du professeur Tournesol inaugurée en présence du roi Muskar XII". Les 7 Soleils (به فرانسوی). Retrieved 2022-02-06.
- ↑ Latry, Étienne (2010-10-17). "Tryphon Tournesol à l'honneur". Sud Ouest (به فرانسوی). Retrieved 2022-02-06.
- ↑ Couvreur, Daniel (2012-01-05). "Tintin à l'opéra : « Réjouis-toi Syldave ! »". Le Soir (به فرانسوی). Retrieved 2022-02-06.
- ↑ "TINTIN / A Brussels Airlines aircraft in Tintin colours". 16 March 2015. Archived from the original on 19 March 2015. Retrieved 17 March 2015.
- ↑ "Brussels Airlines fait voler Tintin sur son Airbus". La Tribune (به فرانسوی). 2015-03-16. Retrieved 2021-03-12.
- ↑ "Crumbs! Tintin embarks on a new adventure with Brussels Airlines… as his cartoon decorates plane (and yes, Snowy is on board too)". Daily Mail (به انگلیسی). 2015-03-20. Retrieved 2015-07-21.
- ↑ "After the sky, let's aim for the Moon!!". tintin.com (به انگلیسی). 2015-03-24. Retrieved 2025-02-09.
- ↑ Butter, Susannah (24 March 2016). "Brussels attacks: how Tintin became a symbol of solidarity on Twitter". London Evening Standard. Archived from the original on 15 December 2018. Retrieved 2 April 2018.
- ↑ "Officiel : voici les nouveaux maillots des Diables rouges pour l'Euro 2024 (PHOTOS)". La Dernière Heure/Les Sports (به فرانسوی). 2024-03-14. Retrieved 2024-03-16.
- ↑ "Belgium Football Association unveils new Tintin-inspired kit for summer European Championship". Sky News (به انگلیسی).
- 1 2 3 4 5 Nattiez, Renaud (2017). Le dictionnaire Tintin. Honoré Champion. pp. 23–24. ISBN 9782745345653.
- ↑ Peeters 2006, p. 210.
- ↑ Peeters 2006, p. 78-79.
- ↑ Assouline 1996, p. 76-77.
- ↑ Peeters 2006, p. 204.
- ↑ Assouline 1996, p. 336.
- ↑ Bilat, Loïse; Haver, Gianni (2009). "Tintin, oui mais avec modération - Les tâtonnements de la bande dessinée en Suisse romande". Sociétés. De Boeck Supérieur (106): 65–74. Retrieved 2026-01-31.
- ↑ Potet, Frédéric (2016-09-22). "« Tintin au pays des Soviets » prend des couleurs". Le Monde.fr. ISSN 1950-6244. Retrieved 2016-09-23.
- ↑ Moine, Florian (2022). "Faire l'histoire de la bande dessinée à travers les archives éditoriales - Le cas de Casterman". Sociétés & Représentations. Cairn (53): 187–201. Retrieved 2026-01-31.
- 1 2 "Tintin le polyglotte !". tintin.com. Tintinimaginatio. 2014-02-27. Retrieved 2023-03-05.
- ↑ Etxezaharreta, Iban (2019-01-10). "Zorionak Tintin!". France Bleu. Retrieved 2023-03-24.
- ↑ Daniellou, Eric (2019-02-10). "Tintin en breton. La fin mystérieuse". Le Télégramme. Retrieved 2023-03-24.
- 1 2 Helmlinger, Julien (2014-01-29). "Tintin a franchi le cap des traductions dans 100 langues et dialectes". ActuaLitté. Retrieved 2023-03-05.
- ↑ Rivet, Jérôme (2014-01-29). "Tintin, le héros qui parle plus de 100 langues". La Presse. Retrieved 2023-03-05.
- ↑ Agence France-Presse (AFP) (2001-05-22). "Une nouvelle aventure de Tintin au Tibet". La Libre.Be. Bruxelles: La Libre Belgique. Retrieved 2016-08-13.
- ↑ "Tintin au Tibet retiré du marché chinois". La Libre.Be. 2001-06-20. Retrieved 2016-08-13.
- ↑ Agence France-Presse (AFP) (2002-05-22). "La version chinoise de Tintin au Tibet retrouve son titre original". La Libre.Be. Retrieved 2016-08-13.
- ↑ Thompson 1991, p. 109.
- ↑ Corn 1989; The Times 4 August 2009.
- ↑ The Daily Telegraph 14 August 2009; The Times 4 August 2009.
- 1 2 3 Owens 10 July 2004.
- ↑ Farr 2001, p. 106.
- ↑ Farr 2001, p. 72.
- ↑ Egmont Group 2013.
- ↑ BBC News 9 January 2009.
- ↑ Thompson 1991، p. 103; A personal website (Netherlands) 2006.
- 1 2 3 Owens 1 October 2004.
- ↑ Hachette Book Group 2013.
- 1 2 «تنتن و میلو در ایران | جدید آنلاین». www.jadidonline.com. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۰۴.
- ↑ "The Adventures of Tintin go digital – Tintin in the Congo in English". 3 June 2015. Archived from the original on 4 April 2019. Retrieved 23 March 2018.
- 1 2 3 4 Chris Owens (10 July 2004). "Interview with Michael Turner and Leslie Lonsdale-Cooper". Tintinologist. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 29 November 2014.
- ↑ Kim Adrian (22 October 2012). "Casterman Makes Tragic Changes to Tintin: Hyslop's Handlettering vs. "Pretty" Computer Font". Archived from the original on 4 December 2014. Retrieved 29 November 2014.
کتابشناسی
[ویرایش]کتابها
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé: The Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2007). Tintin & Co. London: John Murray Publishers Ltd. ISBN 978-1-4052-3264-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2007a). The Adventures of Hergé: Creator of Tintin (Re-release ed.). San Francisco: Last Gasp (first published in 2007 by John Murray Publishers Ltd.). ISBN 978-0-86719-679-5.
- Goddin, Philippe (2008). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 1, 1907–1937. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-706-8.
- Gravett, Paul (2005). Graphic Novels: Stories to Change Your Life. London: Aurum Press. ISBN 978-1-84513-068-8.
- Horeau, Yves (2004). The Adventures of Tintin at Sea. Michael Farr (translator). London: Hodder & Stoughton (First published 1999 by John Murray Publishers Ltd.). ISBN 978-0-7195-6119-1.
- Horn, Maurice (1983). World Encyclopedia of Comics (2nd Revised ed.). New York City: Chelsea House. ISBN 978-0-87754-323-7.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- McCloud, Scott (1993). Understanding Comics: The Invisible Art. Princeton, Wisconsin: Kitchen Sink Press. ISBN 978-0-87816-243-7.
- McLaughlin, Jeff (2007). Comics as Philosophy. Jackson, Mississippi: University Press of Mississippi (First published December 2005). ISBN 978-1-60473-000-5.
- Miller, Ann (2007). Reading Bande Dessinée: Critical Approaches to French-language Comic Strip. Bristol: Intellect Books. ISBN 978-1-84150-177-2.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Sadoul, Numa (1975). Tintin et moi: entretiens avec Hergé [Tintin and I: Interviews with Hergé] (به فرانسوی). Tournai: Casterman. ISBN 978-2-08-080052-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Screech, Matthew (2005). Masters of the Ninth Art: Bandes Dessinées and Franco-Belgian Identity. Liverpool University Press. ISBN 978-0-85323-938-3. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Tisseron, Serge (1990). Tintin et les Secrets de Famille. Paris: Editions Aubier-Montaigne. ISBN 978-2-7007-2168-3.
- Tisseron, Serge (1993). Tintin et les Secrets d'Hergé. Paris: Editions Hors collection. ISBN 978-2-258-03753-3.
مقالههای خبری
[ویرایش]- Adair, Gilbert (10 October 1993). "A quiff history of time". The Sunday Times. London.
- Armitstead, Claire; Sprenger, Richard (25 October 2011). "Anybody who is constructing a comic strip would be crazy not to learn from Hergé" (video). The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
John Fardell talks about the influence of Hergé's drawing style on his own work.
- Beckford, Martin (12 July 2007). "Ban 'racist' Tintin book, says CRE". The Telegraph. London. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 28 April 2013.
- Billington, Michael (15 December 2005). "Hergé's Adventures of Tintin". The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 31 July 2013.
- Bostock, Sarah; Brennan, Jon (10 January 2007). "Talk of the toon". The Guardian. London. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Bright, Martin (3 January 1999). "This life: That's Tintin on the far right A battle is raging for Tintin's soul. Is he a French hero or a fascist propaganda tool?". The Observer. London. p. 4.
- Conrad, Peter (7 March 2004). "He'll never act his age". The Observer. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Cendrowicz, Leo (4 May 2010). "Tintin: Heroic Boy Reporter or Sinister Racist?". Time. New York City. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Clements, Tom (9 July 2006). "Tintin and the enigma of academic obsession". The Telegraph. London. Archived from the original on 12 March 2012. Retrieved 17 March 2020.
- Coxhead, Gabriel (7 May 2007). "Tintin's new adventures". The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Da., A. (3 January 2003). "Tintin en pleine forme" [Tintin in Shape]. Le Parisien (به فرانسوی). Paris. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 25 November 2009.
- Eschner, Kat (22 May 2017). "When the Nazis took Belgium, Tintin's Creator Drew Pro-Regime Propaganda". Smithsonian. Archived from the original on 15 June 2017. Retrieved 15 January 2018.
- Junkers, Dorothee (22 May 2007). "Centennial of Tintin's Hergé noted". Taipei Times. Taipei. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Kenneally, Christopher (29 September 1991). "Comics Characters Beloved by Brussels". The New York Times. New York City. Archived from the original on 8 January 2014. Retrieved 11 March 2011.
- Kennedy, Maev (19 November 2003). "Museum aims to draw crowds with cartoon boy wonder aged 75". The Guardian. London. Archived from the original on 4 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Lichfield, John (27 December 2006). "Tintin's big art adventure". The Independent. London. Archived from the original on 22 January 2014. Retrieved 11 March 2011.
- Macintyre, Ben (29 December 2006). "Blistering barnacles! Tintin is a Pop Art idol". The Times. London. Archived from the original on 19 June 2018. Retrieved 3 May 2013.
- McCarthy, Tom (1 July 2006). "Review: From zero to hero". The Guardian. London. Archived from the original on 30 August 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Mulard, Claudine (7 November 2012). "Hollywood, porte d'entrée de Tintin pour séduire l'Amérique" [Hollywood: Tintin's Gateway to Seduce America]. Le Monde (به فرانسوی). Paris. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 4 May 2013.
Spielberg said he found a 'soul mate' in the person of Hergé.
- Perl-Rosenthal, Nathan (2 February 2010). "In and Out of History". The New Republic. Washington, D.C. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Pignal, Stanley (7 May 2010). "Fans of Tintin cry foul". Financial Times. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Pollard, Lawrence (22 May 2007). "Belgium honours Tintin's creator". BBC News. London. Archived from the original on 3 October 2007. Retrieved 22 June 2013.
- Samuel, Henry (18 October 2011). "Tintin 'racist' court case nears its conclusion after four years". The Telegraph. London. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 6 June 2013.
- Soumous, Frederic (1 April 2004). "Tintin et l'exposition de la ville, Bruxelles" [Tintin and the City exhibition, Brussels]. Le Soir (به فرانسوی). Brussels. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Smurthwaite, Nick (13 December 2007). "Hergé's Adventure of Tintin". The Stage. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Vrielink, Jogchum (14 May 2012). "Effort to ban Tintin comic book fails in Belgium". The Guardian. London. Archived from the original on 25 April 2014. Retrieved 22 December 2012.
- Wagner, Erica (9 December 2006). "Tintin at the top". The Times. London. Archived from the original on 19 June 2018. Retrieved 11 March 2011.
- Walker, Andrew (16 December 2005). "Faces of the week". BBC News. London. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 18 December 2013.
- "Belgian to Ban 'Racist' Tintin in the Congo". BBC News. London. 28 April 2010. Archived from the original on 7 January 2014. Retrieved 28 April 2013.
- "Bid to ban 'racist' Tintin book". BBC News. London. 12 July 2007. Archived from the original on 5 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Book chain moves 'racist' Tintin". BBC News. London. 17 July 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Le Centre Pompidou décolle avec Tintin" [The Centre Pompidou Takes Off with Tintin]. Le Figaro (به فرانسوی). Paris. 20 December 2006. Archived from the original on 28 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- "Confused by the cult of Tintin? You're not alone". BBC News. London. 9 January 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 3 March 2018.
- "Dalai Lama honours Tintin and Tutu". BBC News. London. 2 June 2006. Archived from the original on 21 October 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Drawing room: The Belgian Comic Strip Center: Tintin". The Independent. London. 15 October 2011. Archived from the original on 22 January 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Euro coin honours Tintin and Snowy". BBC News. London. 8 January 2004. Archived from the original on 15 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Great blistering barnacles". The Economist. London. 28 January 1999. Archived from the original on 23 October 2012. Retrieved 11 March 2011.
- "The Hergé museum: Totally Tintin". The Economist. London. 28 May 2009. Archived from the original on 9 November 2012. Retrieved 14 June 2013.
- "In pictures: Tintin exhibition". BBC News. London. 29 March 2004. Archived from the original on 6 January 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Kuifje maakt opmerkelijke entree op West End" [Tintin Makes a Remarkable Entrance on West End]. Het Laatste Nieuws (به هلندی). Brussels. 13 December 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 23 May 2013.
- "Les tintinophiles fêtent les 100 ans d'Hergé" [Tintinophiles celebrating 100 years of Hergé] (به فرانسوی). Geneva: Radio Télévision Suisse. 28 June 2010. Archived from the original on 21 January 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Lewd Tintin shocks Belgium". BBC News. London. 14 February 2001. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Obituary: Georges Remi, creator of comic figure Tintin". The New York Times. New York City. 5 March 1983. Archived from the original on 8 January 2014. Retrieved 12 September 2006.
- "Obituary: Michael Turner: Tintin translator and publisher". The Times. London. 4 August 2009. Archived from the original on 20 June 2018. Retrieved 4 May 2013.
- "Paris:"Mille Sabords!" exhibition at the Marine's Museum". Paris: Sipa Press. 3 January 2001. Archived from the original on 8 November 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Telegraph obituary: Michael Turner". The Daily Telegraph. London. 14 August 2009. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 7 October 2010.
- "Tintin Among The Geriatrics: Kitty Holland celebrates the 70th birthday of Belgium's favourite son, and France's beloved adoptee, Tintin". The Irish Times. Dublin. 9 January 1999. Archived from the original on 8 March 2021. Retrieved 23 December 2013.
- "Tintin and Snowy Go to the Museum: Pompidou Center Pays Homage to Hergé". Der Spiegel. Hamburg. 20 December 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Tintin creator's centenary". The Age. Melbourne. 24 May 2006. Archived from the original on 15 March 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin fait une entrée remarquée sur le Broadway londonien" [Tintin Makes a Grand Entrance on the London Broadway]. Le Devoir (به فرانسوی). Montréal. 14 December 2007. Archived from the original on 7 January 2009. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin Finds His Way to America's HBO". The Baltimore Sun. Baltimore, Maryland. 16 November 1991. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 25 August 2010.
- "Tintin 'frees' Tibet". BBC News. London. 22 May 2002. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin and I PBS Premiere". Arlington, Virginia: POV/PBS. July 2006. Archived from the original on 14 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin in the Congo not racist, court rules". BBC News. London. 13 February 2012. Archived from the original on 8 June 2012. Retrieved 6 June 2013.
- "Tintin on trial". BBC News. London. 4 February 1999. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin praises volunteer efforts" (PDF). Brussels: Dyslexia International. September 2002. Archived (PDF) from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin's 70 years of adventure". BBC News. London. 10 January 1999. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tutu and Tintin to be honoured by Dalai Lama". Washington, D.C.: International Campaign for Tibet. 17 May 2006. Archived from the original on 1 September 2006. Retrieved 11 March 2011.
مقالههای آکادمیک
[ویرایش]- Corn, Howard (December 1989). "Tintin comic". Eagle Times. 2 (4).
- Farr, Michael (March 2004). "Thundering Typhoons". History Today. 54 (3): 62. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 17 May 2013.
- Mills, T.F. (November 1983). "America Discovers Tintin". The Comics Journal. 1 (86): 60–68. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 17 May 2013.
- Pain, Stephanie (April 2004). "Welcome to the moon, Mr Armstrong". New Scientist. 182 (2441): 48–49. Archived from the original on 13 April 2016. Retrieved 4 May 2013.
- Rösch, Felix (October 2014). "'Hooray! Hooray! the End of the World has been Postponed!' Politics of Peace in the Adventures of Tintin?" (PDF). Politics. 34 (3): 225–236. doi:10.1111/1467-9256.12024. S2CID 143345168. Archived (PDF) from the original on 12 July 2022. Retrieved 5 July 2022.
- Sadoul, Numa; Didier, Michel (February 2003). "The Hergé Interview: Extracts from Entretiens avec Hergé". The Comics Journal. 1 (250): 180–205. Archived from the original on 10 April 2014. Retrieved 17 May 2013. English translation: 2003, copyediting: Kim Thompson.
- Thompson, Kim (February 2003). "Hergé: His Life and Work". The Comics Journal. 1 (250): 176–179. Archived from the original on 10 April 2014. Retrieved 17 May 2013.
وبگاهها
[ویرایش]- Ahl, David H. (28 August 2011). "Hergé ~ Tintin Philately: Stamps, Souvenir Sheets and Covers". SwapMeetDave [a personal website]. Archived from the original on 3 August 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Cadambi, Abra (2006). "Hergé & Tintin—A Guide: Tintin Live!". Hergé & Tintin – A Guide to all things Hergé [a personal website]. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 28 April 2013.
- Cadambi, Abra (2006). "Hergé & Tintin—A Guide: Tintin on Show!". Hergé & Tintin – A Guide to all things Hergé [a personal website]. Archived from the original on 22 December 2011. Retrieved 28 April 2013.
- Chiha, Sofiane (2 January 2007). "Célébrations sur toute la planète pour le créateur de Tintin" [Celebrations Across the Globe for the Creator of Tintin]. L'Humanité (به فرانسوی). Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Christensen, Claus (November 2003). "Boy Scout with Strange Dreams—"Tintin et moi"". Danish Film Institute. Archived from the original on 13 May 2006. Retrieved 9 September 2006.
- Ewing, Garen (1995). "In Defence of Hergé". Tintinologist.org / Vicious magazine. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 15 September 2006.
- Gravett, Paul (20 April 2008). "Hergé & The Clear Line: Part 1". PaulGravett.com. Archived from the original on 26 August 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Hodgson, Leda (17 April 2008). "Leda Hodgson". Theatre Maketa. Archived from the original on 26 May 2013. Retrieved 3 October 2008.
Tintin and the Black Island adapted by Geoffrey Case from Hergé. Unicorn Theatre Company 1980.
- de Koning Gans, Wim (28 January 2005). "Comic Strip Murals in Brussels". PBase.com—Wim de Koning Gans [a personal website]. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Lorenzi, Anthony (28 August 2011). "Tintin in stamps". TintinMilou.free.fr [a personal website]. Archived from the original on 5 June 2012. Retrieved 22 June 2013.
- Mills, T.F. (1 February 1996). "The Adventures of Tintin: A History of the Anglo-American Editions". Le site d'Hergé. Archived from the original on 10 July 2006. Retrieved 14 September 2006.
- Moura, Carlos Gustavo (1999). "Hergé et la ligne claire" [Hergé and the Clear Line]. Hergé: l'homme et l'oeuvre (به فرانسوی). Archived from the original on 23 July 2012. Retrieved 22 December 2012.
- Owens, Chris (25 February 2004). "Tintin: 60 Years of Adventure". Tintinologist.org. Archived from the original on 15 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Owens, Chris (10 July 2004). "Interview with Michael Turner and Leslie Lonsdale-Cooper". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 15 September 2006.
- Owens, Chris (1 October 2004). "Tintin crosses the Atlantic: The Golden Press affair". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 5 January 2007.
- Perrotte, Patrick; Van Gong, Luc (2006). "Tintin en Suisse" [Tintin in Switzerland]. Tintin est Vivant! (به فرانسوی). Archived from the original on 4 August 2013. Retrieved 11 March 2010.
- Wainman, Richard (15 January 2006). "Tintin Audio Releases". Tintinologist.org. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 4 May 2013.
Tintin: Le Temple du Soleil. Tabas&Co 5005, 2002. (Charleroi cast)
- Wainman, Richard (5 January 2007). "Hergé at the Centre Pompidou". Tintinologist.org. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- White, Ethan (12 June 2007). "Tintin and the world of stamps". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 31 May 2013.
- Yusuf, Bulent (14 November 2005). "Alphabetti Fumetti: H is for Hergé". Ninth Art. Archived from the original on 31 May 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "10 euro Tintin". Coin Database. 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Adventures of Tintin at Sea—a major new exhibition at the National Maritime Museum". Royal Museums Greenwich. 13 November 2003. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "The Adventures of Tintin: The Game (2011)". MobyGames.com. 2011. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Belgium—2007–20 euro—Tintin 100yr Hergé". NumisCollect. June 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The catalogue for the Hergé Museum has arrived!". Tintin.com. 18 May 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic lovers remember Hergé, creator of Tintin and Snowy". TwoCircles.net (which reprinted the story without attribution). 21 May 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic lovers remember Hergé, creator of Tintin and Snowy". Highbeam Research (which reprinted the story with attribution to Hindustan Times, New Delhi, India). 21 May 2007. Archived from the original on 10 June 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic book route in Brussels". City of Brussels. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "De Gaulle seen by himself". Foundation Charles-de-Gaulle.org. September 1958. Archived from the original on 4 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "An Exhibition in Tokyo". Tintin.com. 16 March 2002. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Explorers on the Moon Coin Set". Tintinesque.com. 8 July 2004. Archived from the original on 26 August 2010. Retrieved 22 June 2013.
- "The Great Wave". The Tintin Trivia Quiz. 2006. Archived from the original on 6 March 2012. Retrieved 15 September 2006.
- "Hergé at the Centre Pompidou". CentrePompidou.fr (به فرانسوی). 20 December 2006. Archived from the original on 13 May 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Hergè exhibition at the Pompidou Centre, Paris". designboom. 20 December 2006. Archived from the original on 14 November 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Hergé's Adventures of Tintin at the Barbican Theatre". Barbican.org.uk. 1 December 2005. Archived from the original on 13 December 2013. Retrieved 10 December 2013.
- "Hergé's Adventures of Tintin [Musical]". SoniaFriedman.com. November 2007. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- "Hergé—Hachette Book Group". Hachette Book Group. 2013. Archived from the original on 8 July 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "The Hergé Museum by Christian de Portzamparc". Contemporist. 3 June 2009. Archived from the original on 13 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "How to tell a Thompson from a Thomson". The Tintin Trivia Quiz. 2006. Archived from the original on 21 October 2013. Retrieved 9 September 2006.
- "Mille sabords!" [Billions of Blistering Barnacles!] (به فرانسوی). Tintin.com. 21 March 2001. Archived from the original on 7 November 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Musée Hergé Temporary exhibition: Into Tibet with Tintin". Musée Hergé. May 2012. Archived from the original on 12 December 2013. Retrieved 28 April 2013.
- "Moulinsart". Tintin.com. 2010. Archived from the original on 30 April 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "New 20 euro coin from Belgium". Coin Talk. 13 June 2007. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Royal Literary Fund—Geoffrey Case". RLF.org. 2008. Archived from the original on 24 May 2013. Retrieved 28 April 2013.
- "Rufus Norris to direct World Premiere of Tintin". YoungVic.org. November 2005. Archived from the original on 9 November 2006. Retrieved 9 September 2006.
- "Search for a coin – Tintin". Numista. 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Twelve Adventures of Tintin Gold Medallion Set". Chard (UK coin and bullion). 1995. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Tintin—Egmont Group". Egmont Group. 2013. Archived from the original on 27 March 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Tintin". A personal website (Netherlands). 2006. Archived from the original on 7 December 2006. Retrieved 5 January 2007.
- "Tintin in Tibet (1995)". MobyGames.com. 1995. Archived from the original on 15 April 2014. Retrieved 30 September 2013.
- "Tintin: Prisoners of the Sun (1996)". MobyGames.com. 1996. Archived from the original on 29 March 2014. Retrieved 24 February 2013.
- "Tintin: Destination Adventure (2001)". MobyGames.com. 2001. Archived from the original on 4 October 2013. Retrieved 30 September 2013.
- "Tintin in America: One of a set of 12 gold medals featuring the most famous Belgian". OmniCoin.com. 20 April 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Tintin on the Moon (1989)". MobyGames.com. 1989. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Tintin on the Moon". Sinclair Infoseek. 1989. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Visitez l'Expo 'Tintin au Musee de la Marine' 48 H Avant son Ouverture!" [Visit the Museum Expo 'Tintin in the Navy' 48 H Before Opening!] (به فرانسوی). BDzoom.com. 19 March 2001. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Youth philately, Tintin 1v". PostBeeld.com (Netherlands). 2010. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
برای مطالعه بیشتر
[ویرایش]کتابها
- Goddin, Philippe (2010). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 2, 1937–1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Goddin, Philippe (2011). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 3: 1950–1983. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-763-1. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Taylor, Raphaël (8 November 2012). Hergé: The Genius of Tintin: A Biography. London: Icon Books. ISBN 978-1-84831-275-3.
مقالههای آکادمیک
- Gabilliet, Jean-Paul (2013-03-28). "A Disappointing Crossing: The North American Reception of Asterix and Tintin". In Daniel Stein; Shane Denson; Christina Meyer (eds.). Transnational Perspectives on Graphic Narratives: Comics at the Crossroads. A&C Black. ISBN 9781441185235. - This is Chapter #16, in Part III: Translations, Transformations, Migrations
مقالههای خبری
- Dowling, Stephen (9 January 2004). "Boy reporter still a global hero". BBC News. London. Archived from the original on 10 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Jessel, Stephen (29 November 1998). "Crazy for Tintin". BBC News. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Pandey, Geeta (28 September 2005). "Tintin ventures into India's rural markets". BBC News. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin conquers China". BBC News. London. 23 May 2001. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- آثار ادبیات گمانهزن بلژیک
- آثار هرژه
- اختراعهای بلژیکی
- پویانماییهای تلویزیونی پخششده در دهه ۱۳۷۰
- عنوانهای کمیک بلژیکی
- کمیکهای آغازشده در ۱۹۲۹ (میلادی)
- کمیکهای اکشن-ماجراجویی
- کمیکهای بلژیکی مورد اقتباس در فیلمها
- کمیکهای پایانیافته در ۱۹۷۵ (میلادی)
- کمیکهای مورد اقتباس در بازیهای ویدئویی
- کمیکهای مورد اقتباس در فیلمهای پویانمایی
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای پویانمایی
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای تلویزیونی
- کمیکهای مورد اقتباس در نمایشنامهها
- کمیکهای هرژه
- ماجراهای تنتن و میلو
