The Wayback Machine - https://web.archive.org/web/20120828022552/http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/08/post-282.html
« قبلی | اصلی | بعدی »

علم در ایرانشهر ساسانی: آیا اعراب مسلمان کتاب های ایرانیان را سوزاندند؟

تورج دریایی تورج دریایی | 2012-08-27 ,12:59

*تورج دریایی تاریخ‌پژوه و استاد کرسی ایران باستان در دانشگاه ارواین کالیفرنیا است.

در دهه شصت در دوران دبیرستان ما می بایستی با نوشته ها و افکار آیت الله مرتضی مطهری آشنا می شدیم و درباره نوشته های او انشاٴ می نوشتیم. در آن زمان با یکی ازنوشته های ایشان که اکنون به صورت انگلیسی هم ترجمه شده بر خوردم.

این نوشته عکس العملی بود به آنچه ناسیونالیست های آن زمان "کتابسوزان اعراب" می گفتند.

در حقیقت با خواندن این نوشته آیت الله مطهری٬ انسان به جو فکری و بحث هایی که در دهه ۴۰ و ۵۰ درباره اینکه آیا در ایران باستان کتاب بوده یا خیر و اینکه چه بر سر این کتابها و نوشته آمده مطلع می شد. سوال دیگر اینکه چرا ما در دوران پیش از اسلام متفکران بزرگی همچون بیرونی و ابن سینا و خوارزمی و خیام نداشتیم و اینکه چرا از کسی در دوران باستان نامی برده نمی شود دلیلی بود بر انکار وجود علم و دانش و شاید هم وجود کتاب.

از طرف دیگر گروهی بر این باور بودند که امروزه دلیل در دست نبودن کتاب های باستانی مان به دلیل حمله اعراب به ایران و سوزاندن کتابخانه ها بوده است. هر گروه سندی جسته گریخته ادله ای ارائه می دهند که تئوری خود را به کرسی بنشاند. اما هنوز پس از پنجاه سال جدال در این باره هیچ یک از طرفین نتوانسته دیگری را قانع کند و به صراحت نشان دهد که باورشان درست است.

بنده به عنوان یک محقق تاریخ که سعی می کند دید سیاسی و احساسی را وارد کار علمی خود نکند نظر دیگری دارم که به گونه متفاوتی جوابگوی آنچه بر سر کتب ایران باستان آمده، است. ما مدارکی داریم که گویاست که هنگام حمله اعراب٬ دیوان دولتی در تیسفون آتش گرفت٬ اما به نظر نمی آید که به عمد انجام گرفته باشد.

هر جنگی و خشونتی گهگاه منجر به نابودی اسناد و مدارک و اشیا می شود. برای مثال حمله آمریکا به عراق باعث شد که بعضی از موزه ها و کتابخانه های آن نابود شود٬ ولی نمی توان گفت که آمریکایی ها عمدا اینکار را انجام دادند.

از سوی ما اطلاع داریم که در خوارزم اعراب مسلمان کار بسیار عجیبی کردند و دستور به کشتار مغان تعداد زیادی از نجبا و سوزاندن کتابهایشان زدند. با اینکه این واقعه همیشه به عنوان مثال بر آنچه اعراب به سر ایرانیان آورده اند پیش کشیده می شود٬ اما باید به یاد داشت که این واقعه ایی معمول در تاریخ فتوحات اعراب مسلمان در ایران زمین به شمار نمی آید.

از طرف دیگر باید بیاد داشت که ابن ندیم در قرن چهارم هجری فهرست کتاب های بسیاری را به زبان پهلوی که در بغداد موجود بوده را عنوان می کند و همچنین مسعودی در کتاب تنبح الاشراف داستانی درباره خراب شدن کتابخانه یا دیوانی در اصفهان روایت می کند که به دلیل ریزش باران زیاد نابود شده و اینکه برای چند روز بوی تعفن در کنار این مکان برپا بوده است.

همین روایت مسعودی نشانه ای درباره دنیای نوشتاری و کتابت در ایران باستان است. دلیل این بوی تعفن آن است که این متون چرم نوشته بوداند و با خیس شدن٬ چنین بویی در کنار این کتابخانه به پا خواسته است. باید بیاد داشته باشیم که کاغذ (کلمه ای سغدی) در قرن دوم هجری در ایران زمین معمول شد و مدارک بازمانده از دوران ساسانی همه بر چرم و پوست و پارچه است.

اما به غیر از این چرم نوشته ها که اکثرا نامه های اقتصادی است، مدارک دیگری وجود دارد که تفکر علمی در ایران باستان را نمایان می کند. در متون پهلوی ما به روایت هایی بر می خوریم که حاوی این حقیقت است که در دوران ساسان جمع آوری علم و دانش یکی از ارکان و طرح های مهم آن دوره بوده است.

در کتابب پهلوی به نام دینکرد گفته شده است که در قرن سوم میلادی متون علمی در ایران جمع آوری شده:"شاپور شاهنشاه٬ پسر اردشیر نیز فرمان داد (تا) نوشته های غیر دینی را در (رشته های) پزشکی٬ ستاره شناسی٬ حرکت٬ زمان٬ فضا٬ گوهر٬ جهش٬ شدن٬ تباهی٬ دگرگونی٬ منطق و دیگر فنون (دانشها) و مهارت ها که در سراسر هند٬ روم و سایر سرزمین ها پراکنده بودند٬ گرد آوردند و آنها را با اوستا مقابله کنند."
(دینکرد تصحیح مدن صفحه ۴۱۲)

لازم است درباره این بخش از کتاب دینکرد توضیحاتی دهیم. در رشته هایی که غیر دینی حساب می شده اند٬ علم پزشکی نخستین علم عنوان شده است. ما درباره مرکز پزشکی جندی شاپور اطلاعاتی در دست داریم که در دنیای پساباستان یکی از مراکز مهم تحقیقاتی بوده است. به گفته کتاب دینکرد "درمان بیماری از تحقیق پزشکان انجام گرفته است."

در مطالعه متون پهلوی به این حقیقت می رسیم که هم پزشکی یونانی٬ به خصوص یافته های هیپوکریت و آوردن عینا یافته های او، به ترجمه پهلوی وجود داشته است. اگر نگاهی به توصیف اجزا بدن و کلمات استفاده شده در متون پهلوی بیاندازیم به صراحت نفوذ پزشکی یونانی را می بینیم.

درباره ستاره شناسی باید گفت که دانش ایرانیان در اینباره در دنیای اسلام زبان زد همه بوده و ایرانیان نیز این علم را به خصوص از مردم بین النهرین (میان‎رودان) و یونان آموخته بودند. اما منظور متن دینکرد از "حرکت٬ زمان٬ فضا٬ گوهر٬ جهش٬ شدن٬ تباهی و دگرگونی" چیست؟ این مباحث به همین صورت در کتاب ارسطو درباره فیزیک عنوان شده است.

هر کدام از این کلمات پهلوی نشاندهنده این است که متون آن از یونانی به پهلوی ترجمه شده است. نه تنها در کتاب دینکرد بلکه در متون پهلوی دیگر همانند نامه های منوچهر٬ درباره "گفت" یا "درس" فیزیسیست ها (گوهردانان) صحبت شده است. مهمتر از آن این است که مطالعه فیزیک در متون پهلوی از هراکلیت بهره بسیاری گرفته است.

اما به غیر از پزشکی و فیزیک که معمولا در کنار هم در متون پهلوی عنوان می شوند ما با دانشهای دیگری نیز روبرو می شویم٬ همانند منطق که کلمه پهلوی آن به معنی هنر، نشان دهنده ترجمه مستقیم این کلمه از یونانی است.

دوباره اینجا میزان آشنایی ایرانیان با منطق ارسطویی بسیار مهم است اما ایرانیان با علم و دنیای هند نیز آشنا بودند. برای مثال نام کتابی به پهلوی عنوان شده که "کتاب ترک" در زبان پهلوی آمده اما کلمه تارکا از سانسکریت مشتق شده است.

همچنین ما با نام علم های دیگر٬ کتاب و حتی نام محققین باستانی در متون پهلوی نیز بر می خوریم. برای مثال با کتابی بنام "کتاب زمین شناسی" که ترجمه مستقیم از کلمه یونانی "گیومترییا" است مواجه می شویم.

جالبتر از آن در رشته هندسه٬ نام بطلمیوس و نام کتباش "المجست٬" که به یونانی "مگیستون" است٬ هر دو به زبان پهلوی ذکر شده اند. این کتاب مهم هندسی در قرن دوم میلادی٬ یعنی در زمان پادشاهی شاپور اول قلم زده شده است و به این صورت می توان حدس زد که احتمالا این کتاب به سرعت به ایران رسیده و ترجمه شده است.

اما در این میان شاه علم دوره ساسانی فلسفه است. مهمترین فلاسفه که عالمان ایرانی از آن بهره برده اند٬ ارسطو و فلسفه نو افلاطونی است.

به گفته کتاب چهارم دینکرد٬ شاهنشاه ساسانی همه فیلسوفان روم شرقی و دانایان هندی و ایرانی را که در عالم دانش تبحر داشتند، ستایش می کردند. اما آنچه فلسفه را در ایران ساسانی حاﺌﺰ اهمیت می کند این است که فلاسفه ایرانی دست به آمیختن و همراه کردن دید فلسفی یونانی و هندی با جهانبینی و فلسفه زرتشتی زدند.

در حقیقت در ایران ساسانی بود که موبدان و متفکران ایرانی توانستند با فلسفه و با دین خود کنار آمده و راه فلسفه و دین را هموار کنند. این حرکت در اوایل دوران اسلامی نیز ادامه پیدا کرد٬ اما با تلاش های محمد غزالی در قرن پنجم هجری به اتمام رسید.

ما به اشتباه معمولا می پنداریم که با آمدن اسلام رشته فلسفه و تفسیر و ترجمه متون یونانی در ایران و خاورمیانه پاگرفته است٬ اما حقیقت امر اینست که در دوران ساسانی بود که این حرکت آغاز شد.

اما سوال اینجاست که بر سر این متونی که در دینکرد از آنها نامبرده می شود چه آمد؟ چرا ما دیگر این کتاب ها را دردست نداریم؟ باید دو نکته را در اینجا مطرح کنیم. یک اینکه از قرن دوم هجری به بعد زبان عربی زبان علمی از هند تا آفریقا شد. در چنین حالی دیگر زبان پهلوی نمی توانست کارکردی علمی گذشته خود را داشته باشد که در زمان شاهنشاهی ساسانی داشت و سپس با رسیدن این تغییرات در طول زمان، زبان مختص موبدان و فقه مزدیسنا شد.

برای همین آنچه که امروزه بیشتر از متون پهلوی در دست داریم و تعداد آنها نیز چندان کم نیست٬ بیشتر مذهبی است٬ چون در طول زمان و با کم شدن تعداد زرتشتیان، مساﺌل دینی برای موبدان حائز اهمیت بود و فلسفه نزد آنها اهمیت پیشین خود را از دست داد. آنان می بایستی تلاش خود را برای دفاع از جامعه خود و مبانی فقهی متمرکز می کردند.

نکته دوم این است که در زمان خلافت عباسی نهضت ترجمه که خود ایرانیان در آن سهم بسزایی داشتند آغاز شد و بیشتر کتب مهم علمی٬ تاریخی٬ اندرزی٬ فلسفی و غیره را به زبان عربی ترجمه کردند.

در زمانی که ایرانیان تمام کتاب های مهم پهلوی خود را در بیت الحکمه عباسی به عربی٬ یعنی زبان علمی آن دوران ترجمه می کردند٬ و خود ایرانیان آنقدر در دانستن این زبان چیره بودند که دستور زبان آن را خودشان نوشتند٬ دیگر دلیلی بر ادامه کپی کردن متون علمی پهلوی به این زبان وجود نداشت و در طول زمان به دلیل توقف رونوشت شدن از آن از میان رفت٬ اما ترجمه های آن به عربی باقی ماند.

در حقیقت این دنیای ساسانی بود که ابتدا با دنیای هلنی٬ روبرو شد و به راحتی از آن استفاده کرد٬ چون اندوختن دانش یکی از ارکان مهم دینی مزدیسنا بود و ساسانیان بر این باور بودند که همه این دانش ها قسمتی از اوستا است و برای همین عالمان بسیاری هم در ایران زمین جمع شدند.

در متون پهلوی به تکرار در اینباره که شاهان ساسانی بمانند اردشیر بابکان٬ شاپور اول و شاپور دوم و خسرو انوشیروان دستور به جمع آوری این دانش ها دادند و آنرا به پهلوی ترجمه و به ایران آوردند تذکر داده شده است.

همچنین داستان برزوی طبیب و رفتن او به هند برای جمع آوری کتاب های مفید نیز به دستور خسرو انوشیروان بوده است.

علم ایده ایی است جهانی و مردم مختلف بر آن افزوده اند و به آن بال و پر داده اند. در زمانی که امپراتور روم شرقی٬ یعنی یوستینیانوس مدرسه مهم فلسفی روم را بست و در دنیای مسیحیت از فلسفه یونانی نمی توانست نام برد٬ این خسرو انوشیروان در ایرانشهر بود که از این فلاسفه دعوت بعمل آورد و نظر لطف به آنان نشان داد.

مهم است که بدانیم در همین زمان است که نهضت ترجمه در ایران بر پا می شود و متون یونانی٬ سانسکریت و غیره به پهلوی ترجمه می شوند. همین کار دو یا سه قرن بعد توسط عباسیون انجام می شود که در حقیقت تکرار سنت ساسانی است. دنیای اسلام فقط دنباله روی این منطق و راه ایرانیان دوره ساسانی بود و مدیون آنها است.

این روند در دوران اسلامی به شکوفایی کامل رسید و تمدن و فرهنگ ایرانی به اوج خود رسید. فقدان کتاب های باستانی به زبان پهلوی٬ نه به دلیل وجود نداشتن آنها و نه پیامد سوزانده شدنشان توسط اعراب مسلمان است.

در دنیای علمی نباید دستخوش احساسات و جهانبینی به خصوصی شد که منجر به نتیجه های غلط و اعتقادات خصمانه علیه گروهی یا مذهبی شود. علم و برخورد علمی سعی می کند که این باورهای اشتباه را کنار گذاشته و سیر تحول تاریخ بشریت را روشن سازد.

حال فقط لازم است که در کشورمان تاریخدانان حرفه ایی اینکار را بدست گیرند و ملت را روشن سازند.

اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 15:18 روز 2012-08-27 ,elham :

    1. راستگوئی گزینشی ، نوعی دروغ به شمار می آید .
    شما آتش گرفتن دیوان تیسفون و قتل عام بزرگان خوارزم را ذکر کردید و انها را هم تصادفی و غیر معمول بر شمردید !
    من متخصص تاریخ نیستم و از منابع تاریخی مثل شما اطلاعی ندارم . اما آیا تنها همین دو حادثه در مورد جنایات مسلماناندر حمله به ایران در تاریخ ثبت شده ؟
    تا جواب این سوال را ندهید مقاله شما مصداق فریبی به نام " راستگوئی گزینشی " است !
    از سوی دیگر به یاد داشته باشید که تاریخ را پیروز ها مینویسند !
    2. بخش عمده ای از مقاله شما در مورد شواهدی از پیشرفت علمی و فرهنگی ایرانیان پیش از حمله اسلام است . بسیار خوب . اما چه ربطی به عنوان مقاله دارد ؟
    به نظر میرسد قصد دارید با پرگوئی از مطالب درست اما نامربوط از بحث اصلی خارج شوید .
    3. شواهدی از "وجود کتابهای پهلوی در دوران پس از حمله اسلام در بغداد و اصفهان " آوردید . صراحتا نتیجه ای نگرفید . اما گویا قصد دارید از این حرف نتیجه بگیرید که
    حتما کتابسوزی تعمدی و سازمان یافته از سوی مسلمانان صورت نگرفته !
    با این استدلال پس حتما ، باقی ماندن تعدادی یهودی در اروپای پس از هیتلر را هم گواهی بر دروغ بودن هولوکاست میدانید ؟؟؟
    4. همانطور که گفتم من متخصص تاریخ نیستم ، اما کتب معروف و شناخته شده ای به زبان فارسی در مورد جنایات مسلمانان مهاجم به ایران در دست است . مثلا کتاب دوقرن سکوت که همه مطالبش مستند به کتب تاریخی معتبری چون "تاریخ طبری" است ... شما که معتقدید حقیقت تاریخی چیزی غیر از ان بوده باید صراحتا در مورد رویدادهای مطرح شده در آن کتابها و بی اساس بودن انها اعلام نظر کنید .
    صراحتا بگوئید که انها مهمل و بی اساس هستند ! نه اینکه 2 تا حادثه را ذکر کنید و انها را تصادفی و غیر معمول بنامید و بقیه مقاله را با سخن گفتن از ستاره شناسی ایران باستان و فلسفه و ترجمه متون یونانی و اطلاعات درست اما نامربوط پر کنید !!!!!
    5. شما که ادعای تاریخ دان بودن میکنید . و به درستی تاریخ را "علم " میدانید . باید بدانید که جوهر "علم " ، عقل سلیم است و نه تنها پر گوئی از اطلاعات نامربوط .
    لطفا کتاب دوقرن سکوت را باز کنید و یکی یکی به حوادث آن بپردازید و همه را با استناد به منابع تاریخی ، رد کنید !
    اینکه در ایران باستان ستاره شناسی و فلسفه و پزشکی چطور بوده هم ربطی به ماجرا ندارد !!!
    6. از "علم اسلامی " در دوران عباسیان و پس از آن گفتید ... بهتر است بدانید که در علم تاریخ ، وقتی از "فرهنگ اسلامی " یا "تمدن اسلامی " سخن به میان می آید . منظور این نیست که ان تمدن و هنر و علم متعلق به افراد مسلمان بوده ! منظور این است که این علم و هنر و تمدن در جغرافیا و دوره زمانی ای رشد یافته که تحت نفوذ و سیطره "اسلام " بوده .
    و البته چه بسا جنابان "مسلمان واقعی " ممکن است در آن دوران هیچ کمکی به اعتلای آنها نکرده اند و حتی با ان مبارزه هم میکردند !
    دقیقا مثل این است که اشعار متاخر جناب شاملو یا رمانهای محمود دولت آبادی و فیلمهای کیارستمی را متعلق به دوران "اسلامی " ایران پس از انقلاب بدانیم !!!!!
    7. بالاخره نفهمیدیم این خلفای عباسی و ... مسلمانند یا کافر؟ خود مسلمانان که انها را کافر میدانند ! و تنها ائمه اطهار و خلفای چهارگانه را مسلمان میدانند .
    انها هم که نه کتابخانه ساختند و نه کمکی به علم و فرهنگ کردند !
    با حساب شما ، رضا شاه پهلوی هم مسلمان بوده !
    8. از سوی دیگر ، تاریخ صدر اسلام را کتب مورد تائید خود مسلمانان بخوانید .
    جنگ بر سر قدرت و پول و زن و جانشینی ، دسیسه وجمع اوری غنائم و...فضای غالب ان دوران است و بالافاصله پس از فوت پیامبر در میگیرد و هرگز پایان نمیابد !
    فضایی که همان کتابهاب مورد تائید مسلمانان ، از رفتار مسلمانان و صحابه به ما نشان میدهند که تنها یک همانند تاریخی برایش سراغ دارم و آن رفتار مردان جمهوری اسلامی است !
    ماجرای جنگ های کثیف قدرت و ادبیات سخیف انها را بخوانید و بدانید که تازه اینها شاگردان مستقیم پیامبر بوده اند ! وای به حال نسلهای بعد !
    آنوقت به نظر شما سربرآوردن رازی و بوعلی سینا و ... از برکت وجود " تمدن اسلامی " بوده ؟
    آن وقت به نظر شما سوزاندن کتابخانه ها از چنین برادران حزب اللهی بعید است ؟

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 2. نوشته شده در ساعت 17:18 روز 2012-08-27 ,شهرام موسوی :

    بسیار مفید بود.ممنونم.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 3. نوشته شده در ساعت 17:40 روز 2012-08-27 ,محمد :

    متن بسیار جالبی بود و تا حدودی تلاش کرده بود پرده از برخی ابهامات بردارد. اما یک نکته همچنان در این تئوری بی پاسخ می ماند. توجیهی که برای عدم وجود این کتابها ارائه می شود اگر پذیرفتنی باشد، اما چرا نام دانشمندان ایرانی قبل از اسلام به ما نرسیده است؟ بهر حال چه کتاب سوزان بوده، چه نبوده، اما اگر دانشمندان مهمی در ایران می زیسته اند باید نام و نشان آنها به ما می رسید چنان که مثلا برزویه طبیب را امروز می شناسیم باید حداقل نام ده دانشمند مهم ایرانی قبل از اسلام را می شناختیم.
    به نظر من، البته با اتکا به نظر برخی شرق شناسان، ایرانیها چنان که گفته می شود بیشتر در پی سیاست بوده اند تا دانش. آنها عقیده داشته اند که دانش را می شود وارد کرد چنان که از بابل، یونان ، رم و مصر و غیره این دانش را وارد می کرده اند. در حقیقت مصرف کننده دانش بوده اند تا تولید کننده، روندی که امروز هم داریم. این چرخه فقط برای چند قرن پس از اسلام برعکس می شود و ما صادر کننده دانش می شویم که در اینجا نامهای بزرگی چون راضی، ابن سینا، بیرونی، جوزجانی و غیره عالمگیر می شوند.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 4. نوشته شده در ساعت 17:58 روز 2012-08-27 ,افشین :

    اشکال کار این است که قضاوت تاریخی بر پایه کتب دینی و کتب اساطیری کاری پر خطر است. مخصوصا در چنین مواردی (کتاب دینکرد) که پیشینه و نگارندگان اش به دقت مشخص نیست. چه بسا مغان زرتشتی بخش هایی را پس از اسلام به این کتاب افزوده باشند!

    نکته دیگر این که، اگر از ایران منظور مان ایران با مرز های کنونی باشد، بر کتاب خوانی و فرهیختگی مردم ساکن این حیطه جغرافیایی تردید بسیار است، زیرا که بیشتر محققان و بزرگان زبان فارسی همچون رودکی، بیرونی، طوسی، مولوی و ابن سیناو ... همه از آسیایه میانه و شمال و غرب افغانستان امروزی آمده اند.
    اگر هم مدارکی بر ترجمه آثار یونانی و هندی در پیش از اسلام پیدا شود باز خود دلیلی دیگر بر نامولد بودن فکر ایرانی در زمینه علم و فلسفه در آن زمان به شمار می رود که تا حد زیادی قابل درک است.

    انسان درگیر ظلم و استبداد مجالی برای پرسشگری نمی یابد همانطور که ایرانی امروز، خسته از ظلم و استبداد جا و مکانی برای ابراز عقیده آزاد، پرسشگری و تولید فکر نو ندارد.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 5. نوشته شده در ساعت 18:02 روز 2012-08-27 ,وحید :

    نفرمودید علت آتش سوزی در کتابخانه ی تیسفون چی بوده آخرش ؟ چطور می فرمایید عمدی نبوده ؟

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 6. نوشته شده در ساعت 18:11 روز 2012-08-27 ,Irani :

    تورج دریایی تاریخدان
    درسته ایشان تاریخدان هستند اما چند نکته مهم تاریخی رو ننوشتند
    1- مهمترین کتاب تاریخ اسلام تاریخ بزرگ طبری است که در ان به طور اشکار کتاب سوزی اعراب در ایران را توسطع عمر خلیفه دوم نوشته فکر کنم ایشان این قسمت را نخواندند

    2- نوشتار زیر به نقل از سایت ویکیپدیا است


    ابن ندیم می نویسد:«اردشیر ساسانی تمام کتابهای باستانی ایرانیان که باقی مانده اما پراکنده شده بودند را از هند و چین جمع آوری و در خزانه نگهداری کرد. پسر او شاپور اول راه پدر را ادامه داد و و تمام کتابهایی که از زبانهای دیگر به پارسی ترجمه شده بود را جمع آوری کرد. او همچنین اوستا را به صورت یک کتاب گردآوری کرد. بنابر این پس از آنکه اسکندر اوستا را سوزاند آن را احیا کرد. کتابخانه دیگری که در این زمان ساخته شد کتابخانه خسرو اول در جندی شاپور برای دانشگاه آن بود. علاقه خاص او به جمع آوری کتابها از دورترین نقاط جهان مشهور است. جندی شاپور بهترین مرکز تحقیقاتی در دوران ساسانی بود. بسیای از دانشمندان از ملیتهای مختلف مخصوصا نسطوری ها در آنجا گرد آمده بودند و بسیاری از کتابها به دستور خسرو اول به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این دو کتابخانه، کتابخانه های بزرگ و معتبر دیگری هم وجود داشت. همه آتشکده ها و پرستشگاهها مانند همه بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی گنجینه کتابهای خودشان را داشتند.» [۲]

    دانشگاه جندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردند نو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد
    دو چیز مشخص است یک جمع اوری کتابهای ایران و دو ترجمه کتابهای دیگر
    حالا چرا ترجمه بیکار که نبودند ترجمه کنند حتما می خوانند و تدریس می شده
    این هم که بد نسیت خود اقای دریایی هم از نوشته های دیگران به عنوان رفرنس استفاده می کنه من هم همینطور
    اما چرا دانشمندان مهمی مانند ابن سینا نداشتیم خود شما هم نوشنتید که کاغذ به معنی وسیله ای برای نوشتن بعد اسلام بوجود امد پس انتظار داشتید برای نمونه کتابهای دوره ماد هم باقی مانده باشد نه برادر انموقع علم را سینه به سینه منتقل می کردند
    به طور حتم اگه کشوری یا مردمی پس زمینه دانش نداشته باشند و به طبه ان دانشمند نداشته باشند دنبال ترجمه کتابهای دیگران نمی روند که از مطالب داخل انها استفاده کنند
    از طرفی علم دانشگاهی که در یک نقطه از جهان شروع نشده با شدت های مختلف در کشورهای جهان توسعه یافته باز هم به نوشته زیر از ویکیپدیا مراجعه کنید
    تمرین و مطالعه پزشکی در ایران دارای سابقه طولانی و پرکاری است. موقعیت ایران در تقاطع شرق و غرب آن را در قلب تحولات در هر دو پزشکی یونان باستان و هند قرار داده‌است. بسیاری از پیشرفتها توسط ایرانیان در هر دو دوران قبل و بعد از اسلام به این دانش اضافه شد.

    به غیر از این هم با نگاه به اسطورهای ایرانی شاهنامه در دوره جمشید و هوشنگ علوم زیادی را می بیندی مانند پرورش ماهی پزشکی ستاره شماری و ذوب اهن و ... همچنین ساخت قنات این راه مهم انتقال اب

    حالا چرا یک ایرانی که خود را تاریخدان حرفه ای هم می داند از تمام نکات تاریخ چشم پوشی کرده و چیزهایی را که حکومت دینی ایران مورد قبولش هست بیان می کند من که نفهمیدم به قسمت پایانی نوشتار اقای دریایی دقت کنید

    در دنیای علمی نباید دستخوش احساسات و جهانبینی به خصوصی شد که منجر به نتیجه های غلط و اعتقادات خصمانه علیه گروهی یا مذهبی شود. علم و برخورد علمی سعی می کند که این باورهای اشتباه را کنار گذاشته و سیر تحول تاریخ بشریت را روشن سازد.

    حال فقط لازم است که در کشورمان تاریخدانان حرفه ایی اینکار را بدست گیرند و ملت را روشن سازند.

    شما که نمی توانید تاریخ نوشته شده ابن اثیر و طبری رو پاک کنید و متاسفانه من هم نه وقت دارم نه این کامن جا داره تا بی بنیانی ادعای شما رو رو کنم و نه واسه بی بی سی مقاله می نویسم که در جا چاپ بشه و یک پولی هم بگیرم
    خوشبختانه الان بیشتر ایرانیان ازاده سری تاریخ طبری را دارند و از همه جنایات اسلام و اعراب در ایران با خبرند
    و مردم دیگه با تنبک وطن فروش ها نمی رقصند

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 7. نوشته شده در ساعت 18:53 روز 2012-08-27 ,آرزو :

    مقاله بسیار راهگشایی بود. در پاراگراف آخر که فرمودید لازمه در کشورمان تاریخدانان حرفه ایی ابتکار عمل رو درباره آگاهی ملت درباره تاریخ ایران بدست بگیرند کاملاً با شما موافقم و امیدوارم شاهد این اتفاق باشیم. متأسفانه تاریخ ایران باستان در کشور ما از طرفی گرفتار بغض و کینه عده ای مسلمان دروغگو و مغرض (امثال مطهری و ...) و بعضی افراد بیمار (دروغگوتر و مغرض تر) و از طرفی گرفتار ابتذال و احساسات مضحک امثال سلطنت طلب ها شده و از برخورد علمی و منطقی محروم. امیدواریم از افراد آگاه و بی طرفی مانند شما مقالات تاریخی بیشتری در این صفحه بخونیم و یا اینکه منتظر چاپ کتاب در زمینه ایران باستان باشیم.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 8. نوشته شده در ساعت 19:11 روز 2012-08-27 ,حسین :

    افشین را بەخاطر نگەداشتن یک کتاب کهن، محاکمە و اعدام کردند؛ این را بندە در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشتە حسن ابراهیم حسن نویسندە مصری خواندەام، حالاش هم هست، چە برسد بە آن دوران، عزیزم حرف شما خلاف همە واقعیات است

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 9. نوشته شده در ساعت 19:21 روز 2012-08-27 ,Paya :

    جنابِ دریایی‌،

    شما از همهٔ این "اتفاقاتِ عادیِ جنگ و تصرف" نام بردید، ولی‌ یک سوال!!!

    شما اسم ۱۰ نفر از دانشمندانِ ایرانی‌ قبل از حملهٔ اعراب رو میتونید نام ببرید؟

    یا نکنه میخواین بگین قبل از اون هیچ دانشمندی نبوده توی ایران؟

    لطفا وقت خودتون و ما رو برای خوندنِ سخنانی مغرضانه و طرفدارانه از دینِ اسلام و اعراب تلف نکنید.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

اظهار نظر کنید

لازم است نام و نشانی ایمیل خود را وارد کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد)

نظرات این وبلاگ پیش از انتشار بررسی می شود

الزامی

(منتشر نخواهد شد)

Image

bbc.co.uk navigation

BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.