پرش به محتوا

تاریخ اسرائیل و یهودای باستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تاریخ قوم اسرائیل)
Image
پادشاهی اسرائیل (آبی) و پادشاهی یهودا (زرد)، با همسایه‌هایشان (برنزه) (قرن ۸ پیش از میلاد)
Image
این نقشه محوطه‌های باستان‌شناسی نخستین سکونتگاه‌های اسرائیلی را بین قرن دوازدهم تا دهم پیش از میلاد در ارتفاعات کنعان نشان می‌دهد. نقشه بر اساس نتایج بررسی‌های میدانی باستان‌شناسی (اسرائیل فینکلشتاین) را نمایش می‌دهد.

تاریخ اسرائیل و یهودای باستان در عصر برنز متأخر و عصر آهن اولیه در جنوب سرزمین شام آغاز شده‌است. قدیمی‌ترین اشاره به نام «اسرائیل» به عنوان یک قوم یا اتحادیهٔ قبیله‌ای در لوح مرنپتاح، کتیبه‌ای از مصر باستان، است که به حدود سال ۱۲۰۸ پیش از میلاد برمی‌گردد، اما قوم اسرائیل محتمل است که قدیمی‌تر از این باشد. بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی معاصر، تمدن اسرائیل باستان به عنوان یکی از شاخه‌های تمدن کنعانی شکل گرفته‌است. دو دولت اسرائیل باستان به نام پادشاهی اسرائیل (سامریه) و پادشاهی یهودا تا عصر آهن دوم در این منطقه ظهور کرده بودند.

بر اساس روایت کتاب مقدس، یک سلطنت متحده متشکل از دو منطقهٔ اسرائیل و یهودا دستکم از قرن یازدهم پیش از میلاد، تحت حکمرانی شائول، داوود و سلیمان وجود داشته‌است؛ این کشور بعداً به دو پادشاهی تقسیم شد: اسرائیل که شامل شهرهای شکیم و سامریه در شمال بود، و یهودا (شامل اورشلیم و معبد سلیمان) در جنوب. موجودیت تاریخی پادشاهی شائول، داوود و سلیمان مورد تردید است—چراکه هیچ بقایای باستان‌شناختی از آن وجود ندارد—اما موجودیت دو پادشاهی جداگانهٔ اسرائیل و یهودا از حدود سال‌های ۹۰۰ و ۸۵۰ پیش از میلاد به بعد مورد تأیید باستان شناسان و مورخان است.[۱]:169–195[۲][۳][۴]

پادشاهی اسرائیل حدود سال ۷۲۰ پیش از میلاد توسط امپراتوری آشور فتح و نابود شد.[۵] پادشاهی یهودا اما برای چند دهه پس از آن ابتدا به عنوان دولت تابعهٔ آشور و سپس تابع امپراتوری بابل به حیات خود ادامه داد. با این حال، شورش‌های یهودیان علیه بابلی‌ها منجر به نابودی یهودا در سال ۵۸۶ پیش از میلاد، تحت حکومت پادشاه بابل نبوکدنصر دوم شد. بر اساس روایت کتاب مقدس، ارتش نبوکدنصر دوم بین سال‌های ۵۸۹ تا ۵۸۶ پیش از میلاد اورشلیم را محاصره کرد که منجر به نابودی معبد سلیمان و تبعید یهودیان به بابل شد؛ این رویداد همچنین در سالنامه‌های بابلی نیز ثبت شده‌است.[۶][۷] دوران تبعید، شاهد تکامل دین اسرائیل (یهوه‌پرستی) به سمت یکتاپرستی بود که منجر به شکل‌گیری دین یهودیت و به تبع آن دیگر ادیان ابراهیمی شد.

این دوره با سقوط بابل به دست شاهنشاهی هخامنشی در حدود سال ۵۳۸ پیش از میلاد به پایان رسید. پس از آن، کوروش بزرگ فرمانی معروف صادر کرد که در آن به یهودیان تبعیدی اجازهٔ بازگشت به وطن خویش سرزمین یهودا داده شده‌است.[۸][۹] فرمان کوروش آغاز واقعه‌ای به نام بازگشت به صهیون بود؛ در این دوره هویت یهودی در استان هخامنشی یهود مدیناتا شکل گرفت، تورات تدوین شد و معبد اورشلیم بازسازی گردید که به دورهٔ یهودیت معبد دوم معروف است.

واژه‌شناسی

[ویرایش]

قدیمی‌ترین اشاره متون باستانی به «اسرائیل»، کتیبه‌ای از ح. ۱۲۰۷ قبل از میلاد از مصر باستان است که موقعیت جغرافیایی آنان در کنعان یا اطراف آن را توصیف کرده‌است.[۱۰] این کتیبه مربوط به دوران حکومت یکی از فرعونهای مصر به نام «مرنپتاه»(۱۲۲۴–۱۲۱۴ ق‌م) می‌باشد که روایت‌کننده لشکرکشی وی به سرزمین کنعان می‌باشد.
متن کتیبه مصری که در سال ۱۸۹۶ میلادی به‌دست آمده و در موزه قاهره نگهداری می‌شود، چنین می‌باشد:

«شاهان مغلوب شدند و گفتند سلام…، تحنو ویران شد، سرزمین هتی‌ها آرام گرفت، کنعان به یغما رفت، و شر بر سر آن فرو ریخت…، اسرائیل غمگین شد…، خور بیوه‌زنی برای مصر شد، همه سرزمین‌ها متحد شدند و آرامش بر همه حکم‌فرما شد، هر که آشوبگر بود در بند مرنپتح شاه درآمد.»[۱۱]

دربارهٔ معنای لغوی «اسرائیل»، تورات در تنخ اینطور توضیح می‌دهد که به معنای «مجاهدت کننده با خدا» است و زمانی که یعقوب با خدا کشتی گرفت و پیروز شد، خدا نام او را به اسرائیل تغییر داد، زیرا «با خدا و انسان کشتی گرفتی و پیروز شدی.» از دیدگاهی زبان شناختی، معنای دقیق «اسرائیل» مشخص نیست؛ بخش اول از ریشه śarah به معنای «حکومت‌کردن» یا «غالب‌شدن» و بخش دوم ال است و می‌توان نتیجه گرفت که باید به معنای «ال حکومت می‌کند» باشد.[۱۲]

یهودا منطقه‌ای در جنوب اسرائیل است که محل سکونت سبط یهودا بوده‌است. یهودا یکی از پسران اسرائیل (یعقوب) است که داستانش در سفر پیدایش روایت شده‌است. معنای لغوی «یهودا» به معنای «شکرگزاری» یا «ستایش» است.[۱۳]

دوران

[ویرایش]

از نظر باستان‌شناسی، تاریخی که در این مقاله پوشش داده می‌شود در دورهٔ عصر آهن قرار می‌گیرد که معمولاً به دو مرحلهٔ اصلی تقسیم می‌شود (با توجه به اینکه تاریخ‌های دقیق محل بحث میان پژوهشگران است):

عصر آهن I: ۱۱۵۰[۱۴]–۹۵۰ پیش از میلاد[۱۵]

عصر آهن II: ۹۵۰[۱۶]–۵۸۶ پیش از میلاد

اصطلاحات جایگزین برای این بازهٔ زمانی شامل موارد زیر است:

دورهٔ معبد اول (یا دورهٔ اسرائیلی): (حدود ۱۰۰۰ – ۵۸۶ پیش از میلاد)[۱۷]

این دوره‌ها با ظهور، توسعه و در نهایت سقوط پادشاهی‌های اسرائیل و یهودا مطابقت دارند. عصر آهن II با فتح بابل بر یهودا در ۵۸۷/۶ پیش از میلاد پایان می‌یابد. پس از عصر آهن II، دوره‌ها اغلب بر اساس قدرت‌های امپراتوری غالب نام‌گذاری می‌شوند. برای مثال، دورهٔ بابِلی (۵۸۶–۵۳۹ پیش از میلاد) به نام امپراتوری نو-بابِلی نام‌گذاری شده است که یهودا را فتح کرد و بخش زیادی از جمعیت آن را تبعید نمود. بازگشت به صهیون و ساخت معبد دوم، آغاز دورهٔ معبد دوم را نشان می‌دهد (حدود ۵۱۶ پیش از میلاد – ۷۰ میلادی).

پیش زمینه

[ویرایش]

جغرافیا

[ویرایش]

ساحل شرقی مدیترانه به طول ۴۰۰ مایل (۶۴۰ کیلومتر) از شمال به جنوب، از رشته کوه‌های توروس تا شبه‌جزیرهٔ سینا امتداد دارد و از غرب به شرق، میان دریا و صحرای عربستان، بین ۶۰ تا ۹۰ مایل (۹۷ تا ۱۴۵ کیلومتر) عرض دارد.[۱۸] دشت ساحلی شام جنوبی که در جنوب پهن‌تر و به‌سوی شمال باریک‌تر می‌شود، در جنوبی‌ترین بخش خود با ناحیه‌ای از تپه‌پایه‌ها به نام شفلا پشتیبانی می‌شود؛ این ناحیه نیز همانند دشت، هرچه به سمت شمال می‌رود باریک‌تر شده و در دماغهٔ کوه کرمل پایان می‌یابد. در شرق دشت و شفلا، رشته‌کوهی قرار دارد که در جنوب «ناحیهٔ کوهستانی یهودا» و در شمال آن «ناحیهٔ کوهستانی افرایم» نامیده می‌شود و سپس به جلیل و کوه لبنان می‌رسد. در شرق‌تر، دره‌ای با شیب‌های تند قرار دارد که رود اردن، دریای مرده و وادی عربه را در بر می‌گیرد و تا شاخهٔ شرقی دریای سرخ امتداد می‌یابد. فراتر از فلات، صحرای سوریه قرار دارد که شام را از میان‌رودان جدا می‌کند. در جنوب‌غربی مصر و در شمال‌شرقی میان‌رودان قرار دارد. موقعیت و ویژگی‌های جغرافیایی این منطقهٔ باریک باعث شد که شام به میدان نبرد میان قدرت‌های نیرومند پیرامون خود تبدیل شود.[۱۹]

کنعانِ عصر مفرغِ متأخر

[ویرایش]

اسرائیل باستان در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد پدیدار شد. کنعان، نامی که این منطقه در عصر مفرغ متأخر (حدود ۱۵۰۰–۱۲۰۰ پیش از میلاد) با آن شناخته می‌شد، در آن زمان مجموعه‌ای از دولت‌شهرها بود که تحت سلطهٔ امپراتوری پادشاهی نوین مصر قرار داشتند. در این دوره، کنعان سایه‌ای از آنچه در سده‌های پیشین بود به شمار می‌رفت: بسیاری از شهرها متروک شده بودند، برخی دیگر کوچک‌تر شده بودند، و جمعیت کل ساکن احتمالاً از حدود صد هزار نفر فراتر نمی‌رفت.[۲۰] سکونت عمدتاً در شهرهای واقع در دشت ساحلی و در امتداد مسیرهای اصلی ارتباطی متمرکز بود؛ نواحی کوهستانی مرکزی و شمالی که بعدها به پادشاهی کتاب مقدسی اسرائیل تبدیل شد، تنها به‌طور پراکنده مسکون بود.[۲۱] نامه‌های عمارنه که در مصر کشف شده‌اند، بینشی دربارهٔ سیاست‌های منطقه‌ای ارائه می‌دهند و از شهرهایی مانند اشکلون، حاصور، جزر، شکیم، اورشلیم و مجدو نام می‌برند.[۲۲] چندین مورد از این دولت‌شهرها درگیر رقابت‌ها و منازعات ارضی بودند و فرمانروایان محلی مانند عبدی-هبا از اورشلیم و لَبْعَیو از شکیم برای مقابله با رهبران همسایه از فرعون درخواست کمک می‌کردند.[۲۲][۲۳]

در کنار این دولت‌شهرها، متون عصر مفرغ متأخر از گروه‌های دیگری که در منطقه سکونت داشتند نیز یاد می‌کنند.[۲۴] «آپیرُو» طبقه‌ای اجتماعی حاشیه‌نشین بودند که شامل مهاجران، مزدوران و دیگر افرادی می‌شد که در حاشیهٔ جامعه زندگی می‌کردند.[۲۵] از آنجا که واژهٔ «آپیرُو» احتمالاً از نظر زبانی با اصطلاح «عبری» مرتبط است، پژوهشگران اولیه آن‌ها را با اسرائیلیان یکسان دانستند، اما امروزه بیشتر پژوهشگران این ارتباط را غیرمستقیم می‌دانند: هرچند ممکن است برخی از اسرائیلیان اولیه از پیشینه‌هایی شبیه به آپیرُو آمده باشند، اصطلاح «عبری» بعدها به یک هویت قومی متمایز تبدیل شد.[۲۴][۲۶] «شاسو»، که اغلب با گروه‌های دامدار در شرق دریای مرده مرتبط دانسته می‌شوند، گاه با اسرائیل اولیه پیوند داده می‌شوند—به‌ویژه به دلیل اشاره‌ای مصری که آن‌ها را در کنار واژه‌ای شبیه به یهوه نام می‌برد، که برخی پژوهشگران آن را اشاره‌ای به خدای اسرائیلی می‌دانند.[۲۵] برخی متون این گروه‌ها را به‌صورت جوامع قبیله‌ای یا یکجانشین توصیف می‌کنند که ممکن است نشان‌دهندهٔ هویت‌های قومی باشد و نشان دهد که مصریان احتمالاً جمعیت‌های گوناگون را زیر یک عنوان واحد قرار می‌دادند.[۲۵]

فروپاشی عصر مفرغ متأخر

[ویرایش]

حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، سراسر مدیترانهٔ شرقی تحت تأثیر فروپاشی عصر مفرغ متأخر قرار گرفت؛ دوره‌ای از آشوب گسترده که با جابه‌جایی جمعیت‌ها، تهاجمات، ویرانی شهری و سقوط قدرت‌های بزرگ، از جمله پادشاهی‌های میسنی، امپراتوری هیتی و پادشاهی نوین مصر، مشخص می‌شود.[۲۷] پژوهشگران این اختلالات را به جنگ، قحطی، بیماری‌های همه‌گیر، تغییرات اقلیمی، تهاجمات یا ترکیبی از این عوامل نسبت می‌دهند.[۲۷] کنعان نیز تحت تأثیر قرار گرفت[۲۸] و شهرهای بزرگ آن ویران شدند و زمینه را برای دوره‌ای جدید در تاریخ منطقه فراهم کردند. این فرایند تدریجی بود[۲۹] و برخی از شهرهای کنعانی تا عصر آهن I نیز باقی ماندند.[۳۰]

حدود ۱۱۴۰ پیش از میلاد، مصر کنترل خود را بر کنعان از دست داد و گروه‌های مختلفی از «اقوام دریا» در نواحی ساحلی آن ساکن شدند.[۳۱] در میان آن‌ها «پِلِسِت» قرار داشتند که به‌طور گسترده همان پلشتیم کتاب مقدسی دانسته می‌شوند و در دشت ساحلی جنوبی، در غرب یهودا، سکونت گزیدند.[۳۲] فرهنگ مادی، شواهد ژنتیکی و روایت کتاب مقدس همگی به منشأیی در اژه یا قبرس اشاره دارند.[۳۲] در همین بخش پایانی عصر مفرغ متأخر است که مردمی به نام «اسرائیل» برای نخستین بار در منابع ثبت می‌شوند.[۳۳]

خاستگاه اسرائیل باستان

[ویرایش]

روایت کتاب مقدس

[ویرایش]

کتاب مقدس یهودیان نسب بنی‌اسرائیل را از پدران نخستین روایت می‌کند. کتاب پیدایش شرح می‌دهد که چگونه ابراهیم، به هدایت خدا، از میان‌رودان به کنعان مهاجرت کرد و با خدا پیمانی بست که بر اساس آن، خدا وعده داد فرزندان او را به قومی برگزیده تبدیل کند و سرزمین کنعان را به‌عنوان میراثی ابدی به آنان ببخشد. روایت با زندگی پسر او اسحاق و نوه‌اش یعقوب ادامه می‌یابد که پس از کشتی گرفتن با فرشته‌ای، «اسرائیل» نامیده شد.[۳۴] دوازده پسر اسرائیل در زمان قحطی به مصر رفتند و نوادگان آن‌ها، یعنی دوازده قبیلهٔ اسرائیل، به بردگی فرعون درآمدند.[۳۴] پس از نسل‌ها اسارت، موسی، که از قبیلهٔ لاوی و در دربار مصر پرورش یافته بود، بنی‌اسرائیل را در جریان خروج از مصر—رهایی آنان از بردگی—رهبری کرد.[۳۴] پس از عبور معجزه‌آسا از دریای سرخ، اعطای شریعت در کوه سینا و چهل سال سرگردانی در بیابان، موسی در حالی درگذشت که بنی‌اسرائیل به آستانهٔ کنعان رسیده بودند.[۳۴] تحت رهبری جانشین او، یوشع، بنی‌اسرائیل از رود اردن عبور کردند و فتح کنعان را آغاز نمودند. سرزمین میان قبایل تقسیم شد و به‌عنوان میراث به خانواده‌ها واگذار گردید، اما در نبود اقتدار متمرکز، قبایل ناچار بودند خود به‌تنهایی با جمعیت‌های محلی روبه‌رو شوند.[۳۵] در دوران داوران (چنان‌که کتاب مقدس آن را می‌نامد)، بنی‌اسرائیل به‌صورت اتحادیه‌ای سست از قبایل در نواحی کوهستانی زندگی می‌کردند، بدون حکومت مرکزی، اما با داوران. گمان می‌رود کتاب داوران بازتابی از جامعهٔ قبیله‌ای اولیهٔ اسرائیل باشد.[۳۶]

Image
سرزمین اسرائیل.

دیدگاه‌های باستان‌شناسی و پژوهشی

[ویرایش]

پژوهش مدرن به‌طور کلی خاستگاه اسرائیل باستان را عمدتاً در میان جمعیت بومی کنعان می‌داند.[۳۷][۳۸] بر اساس این دیدگاه، اسرائیلیان اولیه احتمالاً از عناصر گوناگونی در جامعهٔ عصر مفرغ متأخر شکل گرفتند، از جمله روستاییان، ساکنان پیشین شهرها، دهقانان آواره و گروه‌های دامدار.7[۳۷][۳۹]این گروه‌ها با بخش‌های حاشیه‌ای جامعه، مانند «آپیرُو» و «شاسو» که در حاشیهٔ مناطق مسکونی زندگی می‌کردند، درآمیختند.[۳۷][۳۹] عناصر خارجی دیگری نیز ممکن است شامل بردگان سامیِ فراری یا گریخته از مصر باشند که احتمالاً دست‌کم بخشی از جمعیت در حال شکل‌گیری اسرائیلی را تشکیل می‌دادند.[۳۷][۴۰][۴۱]

در عین حال، پژوهشگران بر این باورند که روایت خروج از مصر ممکن است هسته‌ای تاریخی را حفظ کرده باشد، هرچند در طول زمان دستخوش بازپردازی شده است. اقوام سامی گوناگونی در دوره‌های مختلف در مصر زندگی می‌کردند و روایت کتاب مقدس ممکن است بازتاب تجربهٔ یک گروه خاص باشد که بعدها به یک حماسهٔ ملی گسترش یافته است.[۴۲] منشأ مصری نام موسی، و همچنین وجود نام‌های مصری دیگر در قبیلهٔ لاوی (از جمله حفنی و فینحاس)، نشان‌دهندهٔ یک پیوند واقعی با مصر است.[۴۲] افزون بر این، اشاره‌های داستان به آجرسازی، ذکر شهر رعمسیس (مرتبط با رامسس دوم) و مسیر پیموده‌شده توسط بنی‌اسرائیل با واقعیت‌های عصر مفرغ متأخر همخوانی دارد.[۴۲] برخی پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند که گروه‌های متعددی در زمان‌های مختلف از مصر خارج شده‌اند، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که سنت‌های خروج بازتاب خاطرات پناهندگانی است که در پی عقب‌نشینی مصر از کنعان آواره شدند.[۴۲] روایت فتح سرزمین به دست یوشع، به‌ویژه دربارهٔ اریحا، اَی (اِت-تِل) و جبعون، اغلب در تضاد با شواهد باستان‌شناسی توصیف می‌شود، زیرا این شهرها در دوره‌های مورد نظر مسکون نبوده‌اند، هرچند لایهٔ تخریب حاصور با روایت کتاب مقدس همخوانی دارد.[۴۳]

در حالی که متون کتاب مقدس اغلب اسرائیل را در تقابل با کنعانیان تصویر می‌کنند، پژوهشگران یادآور می‌شوند که بخش بزرگی از میراث اسرائیل از نظر فرهنگی، زبانی و دینی عمیقاً کنعانی بوده است. برخی از کهن‌ترین متون کتاب مقدس، مانند «سرود دریا» و «سرود دبوره»، به نظر می‌رسد ریشه‌های کنعانی داشته باشند.[۴۴] زبان عبری در کتاب اشعیا «زبان کنعان» نامیده شده است[۴۵] و با گویش‌های همسایه مانند فنیقی و موآبی ارتباط نزدیکی داشته است.[۴۴] در کنار تداوم مادی با کنعان عصر مفرغ متأخر[۴۶]—هرچند با برخی تحولات متمایز—دین اولیهٔ اسرائیل نیز بسیاری از ویژگی‌های سنت‌های کنعانی را بازتاب می‌دهد.[۴۴] با این حال، برخی پژوهشگران با فرض منشأ کاملاً کنعانی برای اسرائیلیان مخالفت کرده و به ویژگی‌های متمایزی اشاره می‌کنند که آنان را از کنعانیان جدا می‌سازد.[۴۷] از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به سکونت در روستاهای کوچک و بدون حصار در نواحی کوهستانی اشاره کرد، در حالی که در دشت‌ها معمولاً شهرهای بزرگ و دارای دیوار دیده می‌شد.[۴۷] همچنین اسرائیلیان سبک‌های سفالگری ویژه‌ای داشتند که با نبود سفال‌های نقاشی‌شده یا وارداتی در مناطق کوهستانی مشخص می‌شود.[۴۷] افزون بر این، آنان از مصرف گوشت خوک پرهیز می‌کردند، برخلاف کنعانیان و پلشتیم، و آیین‌های دینی آنان فاقد معابد به سبک کنعانی بود و شواهد محدودی از فعالیت‌های سازمان‌یافتهٔ آیینی وجود دارد.[۴۷]

Image
کاشی‌های زندانیِ رامسس سوم که کنعانیان و یک رهبر شاسو را به تصویر می‌کشند.

عصر آهن I (قرن‌های سیزدهم تا یازدهم پیش از میلاد)

[ویرایش]

سنگ‌نوشتهٔ مرنپتاح

[ویرایش]
Image
سنگ‌نوشتهٔ مرنپتاح (حدود ۱۲۰۸ پیش از میلاد) – کتیبه‌ای مصری از فرعون مرنپتاح – شامل قدیمی‌ترین اشارهٔ شناخته‌شده به «اسرائیل» است و نشان می‌دهد که در آن زمان گروهی از مردم با این نام در کنعان وجود داشته‌اند.

نخستین اشارهٔ بیرونی از کتاب مقدس به اسرائیل بر روی سنگ‌نوشتهٔ مرنپتاح، که با نام «ستون اسرائیل» نیز شناخته می‌شود، دیده می‌شود[۴۸]؛ کتیبه‌ای مصری که تاریخ آن حدود ۱۲۰۸ پیش از میلاد است. در این متن، اسرائیل در میان پیروزی‌های نظامی فرعون مرنپتاح در کنعان ذکر شده و آمده است: «اسرائیل ویران شد، بذر او نابود گشت.» نشانهٔ هیروگلیف مربوطه، اسرائیل را به‌عنوان یک گروه نیمه‌کوچ‌نشین یا روستایی طبقه‌بندی می‌کند و آن را از شهرهای مستحکم دیگری که در همان کتیبه فهرست شده‌اند متمایز می‌سازد. گنجانده شدن اسرائیل در میان دشمنان مهمِ شکست‌خورده نشان می‌دهد که این گروه تا اواخر قرن سیزدهم پیش از میلاد در کنعان به‌عنوان موجودیتی قابل توجه وجود داشته است.[۴۹]

سکونت در نواحی کوهستانی و فرهنگ مادی

[ویرایش]

تا قرون سیزدهم تا دوازدهم پیش از میلاد، روستاهای جدیدی در ناحیهٔ کوهستانی مرکزی پدیدار شدند، به‌ویژه در منطقهٔ میان اورشلیم و شکیم[۵۰]، که پژوهشگران آن‌ها را به‌عنوان نخستین سکونتگاه‌های اسرائیلی شناسایی می‌کنند. این روستاها معمولاً بدون حصار بودند[۵۰] و هرکدام تنها چند صد نفر جمعیت داشتند. این محوطه‌ها از نظر فرهنگی تداوم‌هایی با عصر مفرغ متأخر نشان می‌دهند، از جمله در بیشتر اشکال سفالگری[۴۶]، اما در عین حال تغییراتی نیز دارند: استفاده از خمره‌های «یقه‌دار»، نبود استخوان خوک (که احتمالاً بازتاب الگوهای غذایی است)، و شکل‌گیری معماری خانه‌های چهاراتاقه، که ویژگی‌ای منحصربه‌فرد در سکونتگاه‌های اسرائیلی محسوب می‌شود. بسیاری از این سکونتگاه‌ها بر فراز تپه‌ها ایجاد شده بودند و اقتصاد آن‌ها بر کشاورزی پلکانی استوار بود که با شیب زمین سازگار شده بود.[۵۰]

در همین دوره، شواهد باستان‌شناسی از سکونت گسترده در نواحی کوهستانی کنعان مرکزی حکایت دارد. در عصر مفرغ متأخر، در نواحی کوهستانی تنها حدود ۲۵ روستا وجود داشت، اما این تعداد تا پایان عصر آهن I به بیش از ۳۰۰ روستا افزایش یافت، در حالی که جمعیت ساکن از ۲۰٬۰۰۰ به ۴۰٬۰۰۰ نفر دو برابر شد.[۵۱] این روستاها در شمال بیشتر و بزرگ‌تر بودند و احتمالاً در کنار کوچ‌نشینان دامدار زندگی می‌کردند که از خود آثار باستانی بر جای نگذاشته‌اند.[۵۲]

Image
بازسازی یک خانهٔ اسرائیلی، قرن دهم تا هفتم پیش از میلاد. موزهٔ سرزمین اسرائیل، تل‌آویو.

باستان‌شناسان و مورخان که تلاش کرده‌اند خاستگاه این ساکنان روستایی را دنبال کنند، دریافته‌اند که شناسایی ویژگی‌های منحصربه‌فردی که بتواند آنان را به‌طور مشخص «اسرائیلی» تعریف کند دشوار است—ظروف یقه‌دار و خانه‌های چهارتاقه در خارج از نواحی کوهستانی نیز یافت شده‌اند و بنابراین نمی‌توان آن‌ها را معیار تعیین محوطه‌های اسرائیلی دانست[۵۳]، و هرچند سفال این روستاهای کوهستانی نسبت به محوطه‌های کنعانی دشت محدودتر است، اما از نظر تیپ‌شناسی از سفال‌های کنعانی پیشین تکامل یافته است.[۵۴] اسرائیل فینکلشتاین پیشنهاد کرده است که طرح بیضی یا دایره‌ای برخی از نخستین محوطه‌های کوهستانی و نبود قابل توجه استخوان خوک در این مناطق می‌تواند به‌عنوان نشانه‌هایی قومی در نظر گرفته شود، اما برخی دیگر هشدار داده‌اند که این‌ها ممکن است صرفاً سازگاری‌های «بدیهی» با زندگی در کوهستان باشند و لزوماً بازتاب‌دهندهٔ منشأ قومی نباشند.[۵۵] همچنین محوطه‌های آرامی هم‌زمان نیز نبود بقایای خوک را در همان دوره نشان می‌دهند، برخلاف محوطه‌های پیشین کنعانی و بعدها پلیشتی.

زندگی روزمره در نواحی کوهستانی

[ویرایش]

کاوش‌های گستردهٔ باستان‌شناسی تصویری از جامعهٔ اسرائیلی در اوایل عصر آهن ارائه داده‌اند. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این جامعه شامل مراکز روستایی‌گونه‌ای بود، اما با منابع محدودتر و جمعیتی اندک. در این دوره، اسرائیلیان عمدتاً در روستاهای کوچک زندگی می‌کردند که بزرگ‌ترین آن‌ها جمعیتی تا حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر داشت.[۵۶][۵۷] روستاهای آن‌ها بر فراز تپه‌ها ساخته می‌شد. خانه‌ها به‌صورت خوشه‌ای پیرامون یک حیاط مشترک بنا می‌گردید. آنان خانه‌های سه یا چهار اتاقه را با خشت گلی و پایهٔ سنگی می‌ساختند و گاه دارای طبقهٔ دوم از چوب بودند. ساکنان از راه کشاورزی و دامداری امرار معاش می‌کردند. آن‌ها برای کشاورزی در دامنهٔ تپه‌ها تراس‌هایی ایجاد می‌کردند، انواع محصولات را می‌کاشتند و باغ‌ها را نگهداری می‌نمودند. این روستاها عمدتاً از نظر اقتصادی خودکفا بودند و مبادلات اقتصادی نیز رایج بود. بر اساس کتاب مقدس، پیش از شکل‌گیری پادشاهی اسرائیل، اسرائیلیان اولیه تحت رهبری داوران کتاب مقدس یا سران قبیله‌ای قرار داشتند که در زمان بحران نقش فرماندهان نظامی را ایفا می‌کردند. پژوهشگران دربارهٔ تاریخی بودن این روایت اختلاف نظر دارند. با این حال، احتمال دارد که ساختارهای محلیِ رهبری و نظام‌های منطقه‌ای امنیت را تأمین می‌کردند. روستاهای کوچک فاقد دیوار بودند، اما احتمالاً تابع شهرهای بزرگ‌تر منطقه محسوب می‌شدند. نوشتار در این دوره شناخته‌شده بود و حتی در محوطه‌های کوچک نیز برای ثبت اطلاعات به کار می‌رفت.[۵۸][۵۹][۶۰][۶۱][۶۲]

سازمان‌دهی اولیهٔ اسرائیلیان

[ویرایش]

برخلاف الگوی دولت‌شهرها، جامعهٔ اسرائیلی حول قبایل مبتنی بر خویشاوندی سازمان یافته بود که بخش‌هایی از زمین را کنترل می‌کردند و به‌صورت مستقل عمل می‌نمودند، هرچند در برابر تهدیدهای خارجی می‌توانستند متحد شوند.[۶۳] متون اولیهٔ کتاب مقدس، مانند «سرود دبوره»، اسرائیل را به‌صورت اتحادیه‌ای از قبایل با پیوندهای سست و موقت نشان می‌دهند.[۶۳] ساختار قبیله‌ای انعطاف‌پذیر به نظر می‌رسد، با فهرست‌های متفاوتی از قبایل و گاه غیبت برخی از آن‌ها—به‌ویژه یهودا که در این دوره احتمالاً هویت متمایزی را حفظ کرده بود.[۶۳] به نظر می‌رسد احساس مشترک خویشاوندی میان قبایل، نحوهٔ ارتباط آن‌ها با دیگران را شکل داده و احتمالاً یکی از عوامل انگیزشی در اتحاد نهایی آن‌ها بوده است.[۶۳] در کنار این روند، درگیری‌ها با پلیشتیم ها ممکن است قبایل را به همکاری نزدیک‌تر سوق داده باشد و در شکل‌گیری هویت جمعی و در نهایت تشکیل دولت نقش داشته باشد.[۶۴]

شجره قوم بنی‌اسرائیل

[ویرایش]

شش پسر نخست از لیه، دو پسر بعد از بیلها، دو پسر بعد از زیلپا و دو پسر یازدهم و دوازدهم از راحیل (راشل) زاده شده‌اند.

دولت‌های بنی‌اسرائیل

[ویرایش]

سلطنت شائول از قبیله بنیامین

[ویرایش]

شائول که از قبیله بنیامین بود، پس از پایان سلطه مصر در سال ۱۱۵۰ ق‌م، اولین دولت اسرائیل را در سرزمین کنعان در حوالی سال ۱۰۲۹ ق‌م پایه‌ریزی کرد. وی به مدت ۲۴ سال (تا سال ۱۰۰۴ ق‌م) بر تمامی ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل حکومت کرد. قابل ذکر است در آغاز سلطنت شائول جمعیت بنی‌اسرائیل ۳۰۰هزار نفر بوده‌است.[۷۹]

سلطنت داوود از قبیله یهودا

[ویرایش]

داوود که از قبیله یهودا بود، دومین شاه اسرائیل به‌شمار می‌رود. اطلاعات علمی زیادی از وی در دست نیست.
طبق اساطیر یهودی، داوود در ابتدا در جنگ با فلسطینیها به‌خاطر جنگ‌آوری و اقتدارش مورد توجه شائول قرار می‌گیرد و به دربار وی راه پیدا می‌کند و پس از مدتی داماد وی می‌شود، اما بعدها، شائول به خاطر ترس از اقتدار وی، تصمیم به قتل او می‌گیرد ولی موفق نمی‌شود و داوود نزد شاه فلسطینیان پناهنده می‌شود. پس از آن‌که اقوام بنی‌اسرائیلی از فلسطینی‌ها شکست می‌خورند و شائول به قتل می‌رسد، داوود به حبرون(Hebron) می‌رود و برای مدت ۷ سال شاه قبیله خودش(یهودا) می‌شود. سپس با پسران شائول به جنگ می‌پردازد و با شکست آن‌ها و تصرف اورشلیم در ۳۰ سالگی پادشاه کل بنی‌اسرائیل می‌شود و ۳۳ سال در این سمت می‌ماند.[۸۰]
در زمان سلطنت وی شورشی مردمی[۸۱] به رهبری پسرش، ابشالوم (Absalom) علیه وی صورت می‌گیرد که شورشیان شکست می‌خورند و ۲۰هزار نفر از آنان به همرا ابشالوم کشته می‌شوند.[۷۹][۸۲]
زمان وفات داوود را حوالی سال ۹۵۶ قبل از میلاد می‌دانند.[۸۳]

قابل ذکر است که برخی معتقدند که یهودیان داوود (و سلیمان) را به عنوان شاهان قوم بنی‌اسرائیل می‌شناسند و نه پیامبر و توصیفاتی که از وی می‌کنند با پیامبری که مسلمانان به نام داوود می‌شناسند، متفاوت است.[۷۹]

سلطنت سلیمان

[ویرایش]

در مورد سلیمان نیز اطلاعات علمی باستان‌شناسی محدود می‌باشد و روایات اساطیری کتب مقدس یهودی مهم‌ترین روایت کنندگان داستان زندگی وی هستند
داوود زنان بسیاری داشت اما شیفته بت‌شبع همسر یکی از سرداران خود می‌شود و برای ازدواج با وی سردار خود را به قتل می‌رساند. سلیمان حاصل ازدواج داوود و بت‌شبع است.
سلیمان(۹۶۵ ق‌م - ۹۲۸ ق‌م) نیز همسران بسیاری داشت اما تأثیرگذارترین آن‌ها دختر فرعون مصر می‌باشد که در زمان پیری سلیمان، باعث روی‌گردانی وی از «خدا»[۸۴] و بعل[۸۵](بت گوساله طلایی[۸۶]) پرستی وی می‌شود. پس از آن سلیمان معبد معروف خویش (اکنون تخریب شده و به جای آن مسجدالاقصی ساخته شده) را می‌سازد که این کار وی باعث شورش‌هایی علیه وی می‌شود.[۷۹]

قابل ذکر است که یهودیان سلیمان (و داوود) را به عنوان شاهان قوم بنی‌اسرائیل می‌شناسند و نه پیامبر و توصیفاتی که از وی می‌کنند با پیامبری که مسلمانان به نام سلیمان می‌شناسند، متفاوت است.[۷۹]

سال‌های پایانی

[ویرایش]

بعد از مرگ سلیمان، ده سبط شمالی بر پسر او رحبعام شوریدند و یربعام از سبط افرایم را به عنوان پادشاه مملکت شمالی اسرائیل برگزیدند. دو قبیلهٔ یهودا و بنیامین تحت سلطهٔ سلسلهٔ داوود باقی ماندند که پادشاهی یهودا نام گرفت. با این حال، تنخ پادشاهان شمالی را نیز بهتر از رحبعام نمی‌داند و بابت بت‌پرستی سرزنششان می‌کند.[۸۷]

در دنیای باستان، دولت و دین خویشاوندی نزدیکی داشتند؛ فرمانروایان نهادهای مذهبی را بنیان می‌نهادند و دین نیز به نوبهٔ خود به نهادهای دولتی مشروعیت می‌بخشید. این رابطه میان سلسلهٔ داوود و معبد اورشلیم نیز برقرار بود. معبد، پادشاه را پسر و کاهن یهوه می‌دید. یهوه پادشاه ملل بود و معبد مقدسی در کوه صهیون داشت. این معبد، نماد مرکز جهان هستی و قربانگاه آن «سینهٔ زمین» به حساب می‌آمد. همین مفهوم‌سازی بود که به شکل‌گیری داستان موسی انجامیده بود: یهوه پادشاه است و سرنوشت مقدر اسرائیل است که خود را به معبد او در ارض موعود برساند. داستان ابراهیم و وعده ارض موعود نیز به همین ترتیب تأکیدی بر سلطهٔ ابدی سلسلهٔ داوود است. پادشاهی شمالی اسرائیل هم احتمالاً نهادهای مشابهی داشته، اما مدارک اندکی از آن باقی مانده‌است. تنخ عمدتاً منعکس کنندهٔ دیدگاه مملکت یهودا در جنوب است.[۸۸]

دیدگاه مذهبی اسرائیل باستان بر این باور استوار بود که یهوه اورشلیم و سلسلهٔ داوود را برگزیده و عهدی ابدی بسته تا امنیت ایشان را تضمین کند. با این حال، در قرون ۸ و ۷ ق م، امپراتوری آشور، اسرائیل شمالی را فتح و یهودا را تابع خود کرد و بدین ترتیب توانایی خدا در حفاظت از مردمش زیر سؤال رفت. پادشاهی یهودا در جنوب تحت رهبری شاه یوشیا به حیات خود ادامه داد، اما این بحران باعث شد انبیاء در دین بنی اسرائیل طرحی نو دراندازند؛ آنان حملهٔ آشور را عذابی الهی برای نقض عهد مردم با یهوه یافتند و راهکارها و اصلاحاتی برای ترمیم این رابطه پیش نهادند؛ عاموس و هوشع نبی سلطهٔ سلسله داوود بر مناطق شمالی را چون «بازگشت زنی زناکار نزد شوهرش (یهوه)» پیشنهاد کردند. پیامبران جنوبی چون اشعیا معتقد بودند یهوه همچنان از یهودا محافظت می‌کند، ولی انبیای دیگری مثل ارمیا معتقد بودند نابودی یهودا نیز حتمی است و معبد سلیمان از آن محافظت نخواهد کرد، بلکه باید به تورات (با کتاب تورات اشتباه نشود) روی آورد. ظاهراً ارمیا یکی از نخستین مدافعان تورات بوده، هرچند پیشنهادش پذیرفته نشد.[۸۹] شاه یوشیا تلاش کرد اصلاحاتی در دین بنی اسرائیل اعمال کند، ولی کتاب دوم پادشاهان می‌گوید گناهان مناسه، نوهٔ یوشیا، چنان بود که یهوه تصمیم گرفت اورشلیم و معبد سلیمان را به ویرانی کشد. یوشیا به دست مصریان کشته شد و بیست و دو سال بعد، در سال ۵۸۶ ق.م. بابل اورشلیم را فتح کرد و مردم یهودا را به عنوان اسیر به بابل برد. اینگونه دورهٔ پادشاهی یهودا به پایان رسید.[۸۷]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. Finkelstein, Israel; Silberman, Neil Asher (2001). The Bible unearthed: archaeology's new vision of ancient Israel and the origin of its stories (1st Touchstone ed.). New York: Simon & Schuster. ISBN 978-0-684-86912-4.
  2. Wright, Jacob L. (July 2014). "David, King of Judah (Not Israel)". The Bible and Interpretation. Archived from the original on 1 March 2021. Retrieved 15 May 2021.
  3. Finkelstein, Israel, (2020). "Saul and Highlands of Benjamin Update: The Role of Jerusalem", in Joachim J. Krause, Omer Sergi, and Kristin Weingart (eds.), Saul, Benjamin, and the Emergence of Monarchy in Israel: Biblical and Archaeological Perspectives, SBL Press, Atlanta, GA, p. 48, footnote 57: "...They became territorial kingdoms later, Israel in the first half of the ninth century BCE and Judah in its second half..."
  4. The Pitcher Is Broken: Memorial Essays for Gosta W. Ahlstrom, Steven W. Holloway, Lowell K. Handy, Continuum, 1 May 1995 Quote: "For Israel, the description of the battle of Qarqar in the Kurkh Monolith of Shalmaneser III (mid-ninth century) and for Judah, a Tiglath-pileser III text mentioning (Jeho-) Ahaz of Judah (IIR67 = K. 3751), dated 734–733, are the earliest published to date."
  5. Broshi, Maguen (2001). Bread, Wine, Walls and Scrolls. Bloomsbury Publishing. p. 174. ISBN 978-1-84127-201-6.
  6. "British Museum – Cuneiform tablet with part of the Babylonian Chronicle (605–594 BCE)". Archived from the original on 30 October 2014. Retrieved 30 October 2014.
  7. "ABC 5 (Jerusalem Chronicle) – Livius". www.livius.org. Archived from the original on 5 May 2019. Retrieved 8 February 2022.
  8. "Second Temple Period (538 BCE to 70 CE) Persian Rule". Biu.ac.il. Retrieved 15 March 2014.
  9. Harper's Bible Dictionary, ed. by Achtemeier, etc. , Harper & Row, San Francisco, 1985, p. 103
  10. Grabbe 2014, p. 65–67.
  11. دورانت، ویل (۱۳۶۵تاریخ تمدن، جلد ۱، ترجمهٔ آرام، احمد - پاشایی، ع - آریان‌پور، امیرحسین، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ص. ۳۵۲
  12. Berlin and Brettler, The Jewish Study Bible, 68.
  13. Exell 1892.
  14. The Lester and Sally Entin Faculty of Humanities,Megiddo. in Archaeology & History of the Land of the Bible International MA in Ancient Israel Studies, Tel Aviv University: "...Megiddo has...a fascinating picture of state-formation and social evolution in the Bronze Age (ca. 3500-1150 B.C.) and Iron Age (ca. 1150-600 B.C.)..."
  15. Finkelstein, Israel, (2019).First Israel, Core Israel, United (Northern) Israel, in Near Eastern Archaeology 82.1 (2019), p. 8: "...The late Iron I system came to an end during the tenth century BCE..."
  16. Finkelstein, Israel, and Eli Piasetzky, 2010. "The Iron I/IIA Transition in the Levant: A Reply to Mazar and Bronk Ramsey and a New Perspective", in Radiocarbon, Vol 52, No. 4, The Arizona Board of Regents in behalf of the University of Arizona, pp. 1667 and 1674: "The Iron I/IIA transition occurred during the second half of the 10th century...We propose that the late Iron I cities came to an end in a gradual process and interpret this proposal with Bayesian Model II...The process results in a transition date of 915-898 BCE (68% range), or 927-879 BCE (95% range)..."
  17. erusalem in the First Temple period (c.1000-586 B.C.E.) Archived 9 October 2020 at the Wayback Machine, Ingeborg Rennert Center for Jerusalem Studies, Bar-Ilan University, last modified 1997, accessed 11 February 2019
  18. Miller, James Maxwell; Hayes, John Haralson (1986). A History of Ancient Israel and Judah. Philadelphia: The Westminster Press p. 36.
  19. Coogan, Michael D., ed. (1998). The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press. pp. 4–7.
  20. Finkelstein 2001, p. 78.
  21. Killebrew, Ann E. (2005). Biblical Peoples and Ethnicity: An Archaeological Study of Egyptians, Canaanites, and Early Israel, 1300–1100 B.C.E. Society of Biblical Literature pp. 38–39.
  22. 1 2 Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 277.
  23. Killebrew, Ann E. (2005). Biblical Peoples and Ethnicity: An Archaeological Study of Egyptians, Canaanites, and Early Israel, 1300–1100 B.C.E. Society of Biblical Literature. p. 38–39.
  24. 1 2 Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 278.
  25. 1 2 3 Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. pp. 278, 281.
  26. Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge. p. 255.
  27. 1 2 Magness, Jodi (2024). Jerusalem Through The Ages: From Its Beginnings To The Crusades. New York, NY: Oxford University Press p. 56.
  28. Killebrew, Ann E. (2005). Biblical Peoples and Ethnicity: An Archaeological Study of Egyptians, Canaanites, and Early Israel, 1300–1100 B.C.E. Society of Biblical Literature pp. 10–16
  29. McNutt, Paula (1999). Reconstructing the Society of Ancient Israel. Westminster John Knox Press p. 47.
  30. Golden, Jonathan Michael (2004a). Ancient Canaan and Israel: An Introduction. Oxford University Press p. 155.
  31. Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge pp. 305–307.
  32. 1 2 Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge pp. 305–307, 359.
  33. Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 271.
  34. 1 2 3 4 Meyers, Eric M.; Rogerson, John (1997). "The World of the Hebrew Bible". In Chilton, Bruce; Kee, Howard Clark; Meyers, Eric M.; Rogerson, John; Levine, Amy-Jill; Saldarini, Anthony J. (eds.). The Cambridge Companion to the Bible. Cambridge University Press. p. 39.
  35. Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 276.
  36. Grabbe, Lester L. (2017). Ancient Israel: What Do We Know and How Do We Know It? (Rev ed.). London: Bloomsbury T&T Clark. pp. 117–118.
  37. 1 2 3 4 Faust, Avraham (2006). Israel's Ethnogenesis: Settlement, Interaction, Expansion and Resistance pp. 186–187.
  38. Grabbe, Lester L. (2017). Ancient Israel: What Do We Know and How Do We Know It? (Rev ed.). London: Bloomsbury T&T Clark. p. 123.
  39. 1 2 Killebrew, Ann E. (2006). "The Emergence of Ancient Israel: The Social Boundaries of a "Mixed Multitude" in Canaan". In Maeir, Aren M.; de Miroschedji, Pierre (eds.). 'I Will Speak the Riddles of Ancient Times': Archaeological and Historical Studies in Honor of Amihai Mazar on the Occasion of his Sixtieth Birthday. Winona Lake, IN: Eisenbrauns. p. 571.
  40. Magness, Jodi (2012). The Archaeology of the Holy Land: From the Destruction of Solomon's Temple to the Muslim Conquest. Cambridge University Press. p. 25.
  41. Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. pp. 276–277.
  42. 1 2 3 4 Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge. pp. 453–455.
  43. Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge p. 455.
  44. 1 2 3 Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 281.
  45. Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. pp. 140, 281.
  46. 1 2 Faust, Avraham (2006). Israel's Ethnogenesis: Settlement, Interaction, Expansion and Resistance. London: Equinox. pp. 65–66.
  47. 1 2 3 4 Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge. p. 456.
  48. Stiebing, William H.; Helft, Susan N. (2023). Ancient Near Eastern History and Culture (4th ed.). Routledge p. 302.
  49. Faust, Avraham (2006). Israel's Ethnogenesis: Settlement, Interaction, Expansion and Resistance. London: Equinox. pp. 163–164.
  50. 1 2 3 Dever, William G. (1994). "From Tribe to Nation: State Formation Processes in Ancient Israel". In Mazzoni, Stefania (ed.). Nuove fondazioni nel vicino oriente antico: Realtà e ideologia. Pisa: Giardini. pp. 215–216.
  51. McNutt, Paula (1999). https://books.google.com/books?id=hd28MdGNyTYC&pg=PA33 pp. 46–47.
  52. McNutt (1999), p. 69.
  53. Miller, James Maxwell; Hayes, John Haralson (1986). A History of Ancient Israel and Judah. Philadelphia: The Westminster Press. p. 72.
  54. Killebrew, Ann E. (2005). Biblical Peoples and Ethnicity: An Archaeological Study of Egyptians, Canaanites, and Early Israel, 1300–1100 B.C.E. Society of Biblical Literature. p. 13.
  55. Edelman in Brett 2002, pp. 46–47.
  56. McNutt, Paula (1999). Reconstructing the Society of Ancient Israel. Westminster John Knox Press. p. 70.
  57. Miller, James Maxwell; Hayes, John Haralson (1986). A History of Ancient Israel and Judah. Philadelphia: The Westminster Press. p. 98.
  58. McNutt, Paula (1999). Reconstructing the Society of Ancient Israel. Westminster John Knox Press. p. 72.
  59. Miller 2005, p. 99.
  60. Miller 2005, p. 105.
  61. Lehman in Vaughn 1992, pp. 156–62.
  62. https://www.biblicalarchaeology.org/daily/ancient-cultures/ancient-israel/daily-life-in-ancient-israel/ Biblical Archaeology Society. 13 September 2022.
  63. 1 2 3 4 Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. p. 279.
  64. Grabbe, Lester L. (2022). The Dawn of Israel: A History of Canaan in the Second Millennium BCE. London: Bloomsbury T&T Clark. pp. 279–280, 282.
  65. Reuben
  66. Simeon
  67. Levi
  68. Yehuda, (Judah)
  69. Issachar
  70. Zebulun
  71. Dan
  72. Naphtali
  73. Gad
  74. Asher
  75. Joseph
  76. Manasseh
  77. Ephraim
  78. Benjamin
  79. 1 2 3 4 5 شهبازی، عبدالله. «آغاز و پایان بنی‌اسرائیل(۳) - پیشینه کنعانی و ظهور دولت یهود». دریافت‌شده در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶.
  80. کتاب دوم سموئیل، 5/ 4-5
    کتاب اول پادشاهان، 2/ 11
  81. کتاب دوم سموئیل، ۱۵/۱۳
  82. کتاب دوم سموئیل، ۱۸/۷
    کتاب دوم سموئیل، ۱۹/۵
  83. تاریخ‌های فوق همه قراردادی است و بر مبنای داده‌های عهد عتیق به دست آمده‌است. برای نمونه، جودائیکا دوران سلطنت چهل ساله داوود را سال‌های 1010-970 پیش از میلاد می‌داند. «۵»، Judaica، ص. ۱۳۱۸
  84. کتاب اول پادشاهان، ۱۱/ ۳–۴
  85. بعل واژه کهن سامی به معنای خداوند است که بت گوساله طلایی یکی از نمادهای آن بود. «۷»، Judaica، ص. ۷۱۱
    در روایات اسلامی این گوساله با نام «گوساله سامری» مشهور است. شهبازی، عبدالله. «آغاز و پایان بنی‌اسرائیل(۳) - پیشینه کنعانی و ظهور دولت یهود». دریافت‌شده در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶.
  86. Golden Calf
  87. 1 2 Sweeney 2002, pp. 20–23.
  88. Sweeney 2002, pp. 26–32.
  89. Sweeney 2002, pp. 32–36.

منابع

[ویرایش]