پرش به محتوا

واقع‌گرایی فلسفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

واقع‌گرایی و یا رئالیسم، یک مکتب فلسفی است که ادعا دارد میان علم و معلوم، قابلیت تطابق است؛ یعنی علم می‌تواند جهان را همان‌گونه که واقعاً هست توصیف بکند.

واقع‌گرایی متضمن مفهوم حقیقت (صدق) یا نادرست (کذب) است. هدف علم نزد واقع‌گرایان، توصیف راستین و درست چگونگی واقعیت جهان است. چنانچه گزاره‌ای که به آن علم داریم، در جهان بیرون از ذهن نیز برقرار باشد، علم ما از معلوم درست و صادق است. در غیر این صورت علم ما نادرست و دروغین است.

واقع‌گرایان باور دارند که جهان مستقل از فهم انسان است و فهم انسان می‌تواند کاشف پاره‌ای از امور در عالم خارج باشد. گزاره‌های درست امری از جهان واقع را چنان‌که هست، توصیف می‌کنند. واقع‌گرایان معتقدند نظریه می‌تواند صادق باشد حتی اگر کسی به آن اعتقاد نداشته باشد.

گویا برخی از اشخاص رئالیسم را فلسفهٔ اسلامی می‌دانند، ولی برخی نیز اسلام را «فراتر از همهٔ ایسم‌ها» می‌انگارند.[۱][۲][۳][۴]

نظریهٔ تناظر صدق

[ویرایش]

یک گزاره درست (صادق) است، اگر و تنها اگر امور آن‌گونه که در این گزاره بیان شده‌است باشند.

البته رئالیست‌ها (پیروان رئالیسم) مخالف کارکرد ابزاری دانش کاذب نیستند؛ یعنی شاید دو چیز که یکی درست و دیگری نادرست است، امور را به گونهٔ یکسانی وصف کنند. در این صورت جهان می‌تواند امر نادرست را فرض کند و از آن در جایگاه امر درست بهره‌ برد. همچنان‌که بطلمیوسی‌ها زمین را مرکز جهان می‌انگارند و خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی را به‌درستی پیش‌بینی می‌کردند؛ زیرا برای این پیش‌بینی فرقی نمی‌کند که خورشید به دور زمین بگردد، یا برعکس زمین به دور خورشید بگردد؛ ولی در عین حال‌ واقع‌گرایان ابزارانگار نیستند.

جُستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • ۱- طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با شرح مرتضی مطهری
  • ۲- چالمرز، آلن، چیستی علم: درآمدی بر مکاتب علم‌شناسی فلسفی، تهران:سمت، چاپ سوم:۱۳۸۱